تاریخ 1392/04/22 - سایت های دیگر ارتباط با ما درخواست اشتراکآرشیوشناسنامهصفحه اصلی
نسخه شماره برو جستجو جستجوی پیشرفته  
ملاحظات
آشنايي بيشتر با شادروان مهدي سهيلي (مهدي سمناني)
   نويسنده : فرهنگ شکوهي

مجري موفق برنامه هاي مشاعره و کاروان شعر و موسيقي ايران مهدي سهيلي که از همشهريان مقيم تهران و قبلا با نام خانوادگي حاج علي اکبري شهرت داشت سالها به نام مهدي سمناني در روزنامه توفيق و ديگر جرايد کشور اشعار طنز و فکاهي مي سرود.
سهيلي در زمان خود فردي نامدار و از نظر تحصيلات و اطلاعات علمي صاحب شهرت بود. کتاب سخنان امام حسين را از عربي به فارسي ترجمه کرده و از عهده اين کار به خوبي بر آمده است. ابتدا مهدي سهيلي در کار نوشتن مطالب فکاهي و تاليف و تصنيف شديدترين نوشته هاي فکاهي تا حد رکاکت اينگونه مطالب بود و دو کتاب بنام اسرار مگو را با تند ترين مطالب بدور از ملاحظات و اخلاق عرضه کرد که بتدريج خود به غفلت کاري خود پي برده آن کتاب ها را جمعآوري نمود و به کار جمع آوري اشعار خود و تاليف کتاب هاي کاروان شعر و موسيقي کتاب طلوع محمد- گنجينه سهيلي شامل اشعار گوناگون از شعراي بزرگ- مشاعره- خاطرات شعرا و کتاب هاي ديگري چون: آدم و حوا- چوب دوسر طلا در اين زمينه پرداخت. سهيلي سالها برنامه مشاعره در راديو ايران را با موفقيت و استقبال فراوان مردم راه اندازي و اداره کرد.
همين طور در ايام ماه مبارک رمضان به هنگام افطار برنامه خاص دريچه روشنايي را که نويسنده و تهيه کننده و مجري برنامه خود او بود با سبک جذاب و گيرايي اجرا مي کرد. مهدي سهيلي مردي بسيار شوخ طبع و بذله گو و حاضر جواب بود و کسي حريف حرف هاي نيش دار و شکننده او نمي شد. آنقدر رک گو و بعضا در پاسخ به بعضي حرف ها و نظرات کم حافظه بود که دشمنان زيادي را براي خود درست کرده بود.
سهيلي گرچه در دوستي و پاره اي تعهدات و قول و قرار خيلي محکم و ثابت قدم بود، در دشمني و برخورد ها سخت کينه توز بود و با يک کلمه گاه غوغايي به پا مي کرد و همه از او حساب مي بردند و جرات برخورد با او را نداشتند. او نسبت به ابراهيم صهبا شاعر معاصر و معروف بسيار حساس و با او ميانه اي نداشت و درباره اش مي گفت، صهبا شعر شعراي ديگر را با تغييراتي در قافيه و رديف بنام خود جا مي زند و عرضه مي کند و از خود مايه و هنري ندارد در شعر گفتن و نوشتن طنز احدي را قبول نداشت و از مخالفان سرسخت دکتر مهدي حميدي شيرازي بود که در آن دوره در خصوص شعر نو و کهنه و شعراي نوپرداز ماجراها بر پا کرده در مجلات آن زمان چون سپيد و سياه، تهران مصور، خواندني ها و بعضا مجله يغما در باره ي شعراي آن زمان به نقد و نظر مي پرداختند و باعث ايجاد درگيري هاي بين شعرا مي شدند گرچه در تحريريه توفيق افراد بذله گو و زبان آوري چون: عباس فرات و ابوالقاسم حالت و عطار زاده از افراد حاضر جواب اين مجموعه بودند اما کسي حريف سهيلي نبود و گاه مهدي سهيلي با حرف هاي آتشين و نيش دار خود همه را مات مي کرد او بسيار صريح اللهجه بود.
سهيلي به اتفاق هنرمند سرشناس و مشهور مرحوم پرويز خطيبي و اسماعيل پورسعيد سال ها براي برنامه صبح جمعه شما و راديو مطلب و نمايشنامه و قطعات طنز مي نوشتند که به وسيله هنرمندان پر ذوقي چون اکبر مشکين (ميرزا عبدالغني) علي زرندي (شاباجي خانم) و محمد علي سخي (خان عمو) همه هفته از راديو پخش مي شد و برنامه اي شاد و مفرح و پرطرفدار بود مهدي سهيلي (مهدي سمناني) يا مهدي حاج علي اکبري با وجودي که از مردم سمنان و در اين شهر داراي بستگاني نزديکي بود اما نسبت به شهر و همشهريان خود بسيار بي اعتنا» و کم لطف و بي توجه بود با وجودي که همشهريان ما از هر حيث و به ويژه از نظر تحصيلي و علم و توفيقات اجتماعي افرادي موفق در زمينه  هاي مختلف علمي و هنري و اجتماعي بودند و افراد سرشناس و نام آوري را در زمينه هاي مختلف داشتند اما خصوصيات عجيب اخلاقي سهيلي و گاه غرور بي حد و حصري که به خود مي گرفت و روح سازگاري او با جامعه و مردم را خيلي پايين ميآورد، به مرور شهرت و فعاليت هاي اجتماعي او را تحت الشعاع قرار داد.
سهيلي بخشي از عمر خود را به جمعآوري آثار شعرا و تاليف و تصنيف شعر گذرانيد و براي اين کار دفتري در باغ صباي تهران- ايستگاه سليم براي خود دائر کرده بود، که ناگاه با وجودي که سن چنداني هم نداشت به دعوت حق تمام کار و فعاليت وشهرت خود را فروگذاشت و به ديار حق رفت.

به نقل از کتاب هزار منزل نوشته و تاليف فرهنگ شکوهي
   


نسخه چاپي ارسال به دوستان