تاریخ 1395/10/23 - سایت های دیگر ارتباط با ما درخواست اشتراکآرشیوشناسنامهصفحه اصلی
نسخه شماره برو جستجو جستجوی پیشرفته  
برخي از فروشندگان عرضه محصولات فرهنگي در گفتگو با خبرنگار روزنامه پيام استان سمنان :
ايده‌هاي نو مي‌تواند مردم را بار ديگر با تلويزيون آشتي دهد

از وقتي که جان لويي برد اسکاتلندي تلويزيون را اختراع کرد شايد نمي‌دانست که آنقدر اين اختراع همه گير مي‌شود تا جايي که مهمترين رسانه‌ي هر کشوري راديو و تلويزيون آن به حساب مي‌آيد و براي پخش برنامه‌ها ساز و کارهاي اساسي را طي مي‌نمايد و نه تنها از نظر الکترونيکي در زماني بلکه از نظر فرهنگي نيز در حال حاضر پيشرو است. اما اين جعبه‌ي جادويي به سرعت همه گير شد و بعد از اختراع آن و بعد از مدتي اختراع ورژن رنگي آن تبديل به يکي از مهم‌ترين وسيله ارتباط جمعي شد که تا به حال نيز جايگاه خود را حفظ کرده است. از شبکه‌هاي تلويزيون حالا افراد و دولت‌هاي بسياري حرف‌هايشان را مي‌زنند و خواهند زد و تلويزيون که مردمي‌ترين رسانه خطاب مي‌شود وظيفه‌ي دست اندرکاران آن را سخت مي‌کند زيرا اگر حقيقت در آن نقش نبندد و يا در پيشرفت مردمش کمک نکند بي‌شک گناهي بزرگ مرتکب شده است زيرا قشرهاي مختلف جامعه نيز تلويزيون را منبع موثق خود مي‌دانند.

منظور از تلويزيون مي‌تواند دستگاه تلويزيون باشد ولي حال به بررسي هر چه که در آن جعبه پخش مي‌شود بايد پرداخت ،حال که جلوتر برويم ديگر به محتويات داخل تلويزيون خواهيم رسيد و در دنياي امروز که اختراعات بزرگ اين چنيني را گذرانده است محتوا مد نظر قرار گرفته مي‌شود. در کشور ما سازماني به نام صدا و سيما مديريت پخش برنامه‌هاي داخل اين جعبه‌ي جادويي را عهده‌دار است. جعبه‌اي که لقب جادويي برايش لقبي مناسب است. راديوي ايران در 1319 و تلويزيون ملي ايران يکم فرودين 1346 افتتاح شد و با نام راديو تلويزيون ملي ايران شناخته مي‌شد تا اينکه پس از انقلاب با نام صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران لقب گرفت.

تلويزيون در ايران با يک شبکه شروع شد و به غير از شبکه‌هايي با موضوعات مخلتلف و بصورت تخصصي شبکه‌هاي استاني نيز راه اندازي شده است. حال با گذشت و پيشرفت شبکه‌ها چيزي که مهم جلوه خواهد کرد محتويات آن‌ها است که عموم مردم را در مقابل بايد راضي نگه دارد. حال اين رضايت به چه شکل باشد امري مهم است. گاهي صدا و سيما مانند يک مولف عمل خواهد کرد و در جاهايي معلم خواهد بود زيرا به تمامي اقشار جامعه غذاي فرهنگي مي‌دهد و حتي آگاهي دادن و خبر رساني صادقانه را از وظايف اصلي خود مي‌داند و بي‌شک همانطور که تاکيد دارد اميدواريم انصافا رسانه ملي باشد و خوشبختانه تعريف ملي بودن بر کسي پوشيده نيست.

حال نظرات صاحبان و کارکنان عرضه محصولات فرهنگي شهر که با مردم در اين حوزه بيشتر برخورد مي‌کنند و نظراتشان را مي‌شنوند خواسته‌ايم تا رضايت خودشان و مردم از برنامه‌هاي تلويزيون به ويژه فيلم‌ها و سريال‌ها را بازگو کنند.

آقاي جهانشاهي صاحب ويديوکلوپي در باغ فاميلي سمنان مي‌گويد:استقبال مردم از تلويزيون بسيار کم‌تر از قبل است و اين را از مراجعه و خريد و اجاره‌ي فيلم‌ها مي‌توان فهميد. البته که تلويزيون بيننده خود را دارد اما انتظاري که مي‌رود بيش از اين است. تنها چيزي که راضي هستند در حال حاضر فيلم پايتخت هست که آن هم بازپخش است و با آن که تکراري است باز هم مردم آن را براي چندمين بار نگاه مي‌کنند پس مي‌شود به انتخاب مردم پي برد . به طور کلي فيلم اجتماعي خوب را مي‌پسندند. هر چند در سينما فيلم‌هاي خوبي را در اين سال‌ها ديديم و مردم هم استقبال کردند براي مثال همين فيلم ابد و يک روز. از وقتي که در شبکه خانگي آمده و بازخوردهايي که دارد مشخص است که مردم حتما هم نبايد فيلم کمدي خوب را انتخاب کنند و اگر يک فيلم اجتماعي مناسب باشد از آن استقبال مي‌کنند. تلويزيون سريال محورتر است اما سريال را نگاه نمي‌کنند ولي خندوانه و دورهمي برنامه‌هاي پرطرفدار تلويزيوني است و يا مشتري ما از صحبت‌هايشان مشخص است که پايتخت را در آن ساعت مشخص نگاه مي‌کنند. سريال که هميشه از برنامه‌هاي اصلي تلويزيون بايد باشد متاسفانه در حال حاضر داراي بيننده‌ي کمي است هر چند اين براي شغل ما بد نيست و همه به دنبال پرس‌و‌جو از برنامه‌ي خوب هستند. در شبکه‌ي خانگي هم سريال خوب وقتي ساخته مي‌شود مردم استقبال مي‌کنند. همين سريال شهرزاد که سريال کيفيت بالايي بود مردم عجيب استقبال کردند. آن هم سريال است ديگر و مي‌تواند با همين کيفيت در تلويزيون ساخته شود. مردم با هزينه‌ي کم‌تر بدشان نمي‌آيد که فيلم خوب ببينند. پس مردم نا خودآگاه انتخابشان را صحيح انجام مي‌دهند و مشکل اساسي از ساخت برنامه‌هاي کم کيفيت و دور شدن مردم از تلويزيون است. اين متاسفانه باعث مي‌شود بعد از مدتي به ماهواره روي آورند و به پاي سريال‌هايي با محتواهاي بسيار نامطلوب و اصلا بي‌محتوا که فقط داراي ساختاري جذاب است بنشينند. اين وظيفه‌ي تلويزيون است که وقتي پتانسيل‌هايي مثل گروه کارگرداني و بازيگري سريال شهرزاد را دارد و مي‌تواند مخاطب را نگه دارد اين کار نمي‌کند و مردم طبيعي است که به سمت ديگري سوق پيدا کنند.

در حال حاضر در شبکه نمايش خانگي هم فيلم‌هايي که مي‌آيد تمامي آن‌ها خوب نيستند و تعدادي اندک از فيلم‌ها هستند که پرطرفدارند. منظور اين است که فيلم‌هاي سينما با آن‌که از چند سال پيش بهتر شده است و چه از لحاظ کيفيت چه محتوا آثار ارزشمندتري آمده است اما باز هم مي‌تواند با وجود اينکه اين استعداد وجود دارد فيلم‌هايي از نظر تعداد نيز بهتر شود. فيلمي مثل ابد و يک روز وقتي مي‌آيد و مردم آن را تهيه مي‌کنند و مي‌بينند خواهي ديد که حتي چند بار آن را ديده‌اند و اين باعث مي‌شود دفعات بعدي نيز براي خريد فيلم مراجعه کند. حال که انتظار بالا رفت وقتي فيلم بعدي را مي‌خرد و مي‌بيند که فيلم خوبي نيست اين بار ديگر زده مي‌شود. در تلويزيون که رسانه‌اي همه گير‌تر است بسيار بايد قوي‌تر عمل کند. شبکه‌هاي استاني مانند سمنان که فکر مي‌کنم بيننده کم خواهد داشت و من خودم شايد ماه‌ها است که شبکه‌ي سمنان را نديده ام. البته شبکه‌هاي استاني بطور کل کيفيت کمتري دارند و اين طبيعي است و فقط در ماه رمضان فکر مي‌کنم بيننده‌ي بيشتري پيدا مي‌کند. درباره‌ي مخاطب کودک و نو جوان نيز مي‌توان گفت که اکثر کودکان انيميشن‌ها‌ي آمريکايي را مي‌پسندند زيرا توليد انيميشن کودک در ايران هم کم است هم ضعيف، خوب کودک رغبت نمي‌کند انيميشن ايراني نگاه کند. در برنامه‌هاي عروسکي نيز هنوز برنامه‌هايي مثل کلاه قرمزي طرفدار دارد و چيز جديدي ارايه نشده است يا اگر شده است نتوانسته است مخاطب را راضي نگه دارد. برنامه‌هاي کودک تلويزيون هم باز هم اگر کارتون‌هايي مانند باب اسفتجي و غيره نشان دهد بچه‌ها مي‌نشينند مي‌بينند که توليد خودمان نيست. يعني اگر اقتصاد خانواده‌ها اجازه مي‌داد نسبت به درخواست فرزندانشان باز هم مي‌آمدند و از ويديو کلوپ فيلم تهيه مي‌کردند اما چون اقتصاد اجازه نمي‌دهد به همان تلويزيون بسنده مي‌کنند.

سامان پيوندي نيز که سال‌هاست ويدئو کلوپ دارد، مي‌گويد: صدا و سيما فيلم‌هايي نمي‌سازد که مردم پيگير آن شوند و مشتري‌هايي داريم که از شبکه‌هاي داخلي قهر کرده‌اند. البته سريال‌هاي صدا و سيما محدوديت دارد و آن گروه توليدي فيلم نيز نمي‌تواند آن چيزي که مي‌خواهد را بسازد براي همين کيفيت آن پايين مي‌آيد و در ادامه ارتباط مردم و تلويزيون قطع خواهد شد. بر فرض سريال معماي شاه با هزينه‌ي بالا ساخته مي‌شود و هزينه‌اي که مي‌کند همان هزينه‌اي است که سريال شهرزاد انجام داده اما فروشي که سريال شهرزاد مي‌کند واستقبالي که مردم مي‌کنند بسيار بالاتر از انتظار خود توليد کنندگان فيلم است و واقعا وقتي هر قسمت از سريال شهرزاد مي‌آمد فروشگاه ما براي خريد آن صف ايجاد مي‌شد. فيلم‌ها کلا سليقه‌اي هم هست و ما مي‌بينيم که يک گروهي براي مثال فقط عشق کمدي‌هاي مثل علي صادقي هستند و عده‌اي خوششان نمي‌آيد و فقط فيلم اجتماعي دوست دارند. اين در تلويزيون هم اتفاق مي‌افتد اما مساله‌اي که مهم است فراگير شدن آن است بخصوص در تلويزيون که مردمي‌تر بايد باشد اما در حال حاضر افرادي که حداقل دنبال فيلم خوب هستند به فروشگاه عرضه محصولات فرهنگي يا ويدئو کلوپ‌ها مراجعه مي‌کنند هر چند متاسفانه کم کم ويدئو کلوپ‌ها هم جمع خواهد شد زيرا از وقتي فيلم‌ها وارد سوپر مارکت‌ها شده است ديگر ويدئو کلوپ‌ها کمرنگ شده است و اين اتفاق خوبي نيست زيرا با عرضه آن در سوپر مارکت به ارزش فيلم توهين مي‌شود و ديگر مباحث تخصصي که مشتري مي‌خواهد در سوپر مارکت يافت نمي‌شود و متاسفانه آرشيو بسياري از فيلم‌ها از بين خواهد رفت. سوپر مارکت‌ها باعث مي‌شوند فيلم کم ارزش شود و از چشم مخاطب بيفتد.

در سريال‌هاي اخير صدا و سيما نيز که سريال ماه و پلنگ را بعنوان سريال پر طرفدار مي‌دانستند از نظر محتوايي و پايان فيلم داراي اشکال بود. سريال‌هاي صدا و سيما بعضا به مسايلي حساسيت نشان مي‌دهد که کيفيت فيلم را پايين مي‌آورد اما در اصل به محتوا توجه نمي‌کند. اين فيلم هم افرادي مي‌گفتند بد آموزي دارد به خاطر اينکه بسيار با طلاق و ازدواج مجدد مي‌پردازد. تلويزيون طبيعي است که حساس‌تر عمل کند اما حساسيت آن بايد تکنيکي‌تر باشد نه براي مسايلي که پيش پا افتاده‌تر است. اکثريت جامعه‌ي ما حالا جور ديگري فکر مي‌کنند و تلويزيون هم بايد کمي خود را تغيير دهد تا طرفداران خود را داشته باشد. کيفيت فيلم‌ها پايين آمده است. در حال حاضر برنامه‌هاي پر طرفدار خندوانه و دو ر همي است که آن هم نيز دارد دچار تکرار مي‌شود. مهران غفوريان بر فرض سريالي ساخته است با همان سبک و سياق زير آسمان شهر که موفق بود اما چرا الان آن موفقيت را ندرد؟ چون آن روز‌ها زير آسمان شهر ايده‌ي جديدي را داشت اما ديگر اين ايده‌ها تکراري شده است. شکل و شمايل خندوانه و دور همي نيز به همين دليل است که پر طرفدار شده است. به خاطر داشتن ايده‌ي جديدتر و اينکه از زاويه‌ي ديگر مردم را سرگرم مي‌کند.

در مخاطبين کودک و نوجوان نيز که با اين نسلي که طبيعتا بيشتر و سريعتر مي‌فهمد و آن نيز به خاطر وسايل ارتباط جمعي، تفاوت بازي‌هاي کودکان و همه و همه بسيار سخت است بتوان آن‌ها را راضي نگه داشت. اگر براي ما کلاه قرمزي و مدرسه موش‌ها جذاب بود و هست و هر چند الان نيز بزرگ و کوچک هنوز آن را دنبال مي‌کنند ديگر براي کودکان امروز نمي‌توان به راحتي فيلم و کارتون اين شکلي ساخت. در حال حاضر انيميشن‌هاي قدرتمندي که وجود دارد طبيعي است که کودک آن را انتخاب کند. هر چند در ايران هم انيميشن در حال شکل‌گيري است و کم کم اميدواريم که خوب ساخته شود. بهترين آن شاهزاده روم بود که استقبال بدي هم نشد.

حسام صداقتي از همکاران ويدئو کلوپ و پخش هدف است و مي‌گويد: سريال‌هاي تلويزيوني مي‌تواند خيلي بهتر عمل کند و طرفداران خود را حتي در حوزه‌ي طنز از دست داده است. قبلا کارهايي مثل کارهاي آقاي مديري يا عطاران بسيار طرفدار داشت و در جامعه کاملا مشهود بود اما در حال حاضر اينطور نيست. سينما خيلي بهتر شده است از سال‌هاي پيش اما تلويزيون افت کرده بود که دليل پيشرفت سينما را نگاه دولت مي‌توان دانست. خب تلويزيون محدوديت دارد و کارگردان‌هاي خوب حتما رغبت نخواهند کرد در تلويزيون فيلم بسازند و ترجيح مي‌دهند به سينما يا شبکه نمايش خانگي روي آورند و اين باعث خواهد شد تلويزيون روز به روز کيفيت کارهايش پايين آيد. تلويزيون رسانه فراگيرتري است و هر کسي که مي‌خواهد مي‌تواند ببيند. سينماي کودک که هنوز راه زياد دارد تا به سطح بين المللي برسد و اصلا عنوان ايراني وجود ندارد. در حال حاضر شخصيت‌هاي عروسکي هم که در ايران تخصص بيشتري هست توليد مي‌شود اما آن‌ها هم ديگر آن طور که بايد داراي طرفدار نمي‌شوند .

اما جاي سرمايه گذاري در بخش انيميشن زياد است و در دنيا از ده فيلم پرفروش هفته مي‌بينيد که شش تاي آن انيميشن است. بيشتر سرمايه گذاري و اهميت دادن در اين بخش حتما نتايج خوبي را دارد هر چند ايران هنوز در مرحله‌ي توليدات فيلم‌هاي با کيفيت است و شايد در آينده به آن هم برسد اما در اين بخش از سطح بين الملل بسيار عقب است. مورد ديگري که در حال حاضر در تلويزيون مي‌بينيم اين است که اگر در حال حاضر برنامه‌هايي مثل دورهمي، خندوانه، نود و پايتخت و دو سه برنامه‌ي ديگر حذف شود شايد بيننده‌ي تلويزيون کاملا نصف شود و تلويزيون با اين همه شبکه که در حال حاضر راه‌اندازي شده است، مي‌بينيد آن طور که بايد مخاطب ندارد. کمي بايد حساسيت‌ها کم شود، سريال‌ها پرمحتوا‌تر و همکاري با کارگردان‌هاي مطرح‌تر و قوي‌تر صورت پذيرد تا مردم به تلويزيون برگردند. هر چند در حال حاضر که دنيايي از رسانه‌ها وجود دارد راضي نگه داشتن مردم سخت است اما هزينه‌اي که مي‌شود بايد جوابگو باشد.

خبرنگار و عکاس: عابد ميرمعصومي


نسخه چاپي ارسال به دوستان