تاریخ 1394/11/13 - سایت های دیگر ارتباط با ما درخواست اشتراکآرشیوشناسنامهصفحه اصلی
نسخه شماره برو جستجو جستجوی پیشرفته  
گزيده‌اي از مصاحبه‌هاي امام خميني(ره) در نوفل لوشاتو

اشاره:

پس از تنگناهايي که رژيم بعثي عراق براي امام خميني(ره) ايجاد کرد، ايشان نخست به مقصد کويت و سپس فرانسه هجرت کردند و چند ماهي در آن ديار ماندند و از آنجا در 12 بهمن 1357 راهي کشور شدند. امام طي ماه‌هاي اقامت در نوفل لوشاتو با خبرنگاران فراواني مصاحبه کردند که در پيشبرد انقلاب اسلامي بسيار مؤثر بود. آنچه در پي مي‌آيد، گزيده‌اي از آن مصاحبه‌هاست که امام ابعاد مختلف انقلاب را بازگو مي‌کنند؛ از زمينه‌هاي پيدايش جنبش گرفته تا اهداف سياسي و اقتصادي و فرهنگي و آرمان‌هاي معنوي انقلاب. متن کامل اين مطالب در «صحيفه نور» آمده است و ما آنها را از پايگاه اينترنتي جماران برگرفته‌ايم. در مواردي نيز پرسشها را تلخيص کرده‌ايم. همه اين گفتگوها در نوفل لوشاتو انجام گرفته و تاريخ هر يک را به اضافة خبرگزاري يا فرد مصاحبه‏کننده ذکر کرده‌ايم.

**************************************

شروع جنبش

21/08/1357ـ مصاحبه‏کننده: خبرنگار مصري

چگونگي شروع جنبش اسلامي و خواست‌هاي اساسي اين جنبش را توضيح دهيد. جنبش اخير چگونه شروع شده و چرا؟

فکر حکومت اسلامي، اينکه بايد اسلام حکومت کند و نه غير اسلام، يک فکري نيست که تازگي داشته باشد. در ابتداي اسلام، برنامه اسلام اين بوده است که حکومت الهي همه جا باشد. نهايت اينکه، غفلت مسلمين از مصالح خودشان و اخيراً هم دست‌هاي استعمار از چند صد سال پيش به اين طرف، موجب شد که حتي طرح همچون آرماني نشود. جنبش اسلامي اخير، بيش از پانزده سال است که به رهبري علماي ايران با مخالفت با طرح‌هاي شاه شروع شده است، طرحهايي که مخالف اسلام و ايران بود و دنباله خيانتهاي گذشته او نيز بود. مردم از علما طرفداري کردند. اختلافات زياد واقع شد که اين مطلبي است طولاني.

آنچه تقريباً در اين يک سال واقع شد، اينکه کم‏کم خواسته‏هاي ملت به صورت طرحي درآمد و منتهي به اين شد که همان خواسته‏هاي صدر اسلام بايستي طرحش ريخته شود. در اين طرح نه فقط ايران از زير بار استعمار و ظلم بيرون مي‏رود، بلکه سرمشقي باشد براي همه کشورهاي اسلامي، چه ايران و چه ساير کشورهايي که زير فشار و استبداد هستند. نظر ما، که ملت هم با آن موافق است، اين است که پس از، از بين رفتن حکومت قلدري و خلاف اسلامي شاه، يک دولت اسلامي و يک جمهوري اسلامي متکي به قوانين اسلام و آراي مردم که اکثريت قريب به اتفاق مسْلم هستند، در ايران مستقر بشود و احکام اسلام ـ آنطور که هست ـ اجرا گردد و همه مطالب ايران و نظام آن بر طبق خواستهاي اسلامي جريان پيدا کند.

کيفيت و ماهيت حکومت اسلامي که مطرح فرموده‏ايد، چيست؟

نظامي که مخالف نظام اسلام است در همه چيز، هم فرهنگش برخلاف نظام اسلام است، هم ارتشش، و هم اقتصادش، و هم سياستش، بايستي منقلب شود و نظام اسلامي تحقق پيدا کند. پس از اينکه نظام اسلامي تحقق پيدا کرد، آن وقت مجلس هست، آراي وکلاي مجلس هست، تمام اينها هست…، ما مي‏خواهيم همه احکام اسلامي را جاري کنيم و عملاً ثابت خواهيم کرد که احکام اسلام مترقي است و بهتر از اين است که دزد را ببرند و دزد بيرون بياورند.

بعضي‌ها مي‏گويند حضرت آيت‏الله‏ برنامه واضحي ندارند و آنچه طرح مي‏کنند، يک سري شعار است و شايد اختلاف شخصي بين شاه و ايشان است. آيا اختلاف شخصي وجود دارد؟ چرا يک برنامه اقتصادي واضحي نداريد؟

خيال مي‏کنند برنامه در کار نيست. خير، برنامه هست، اسلام برنامه دارد، ما خودمان هم برنامه داريم، لکن برنامه اسلام است و مترقي و بهتر از برنامه‏هايي است که به دست استعمارگران پياده شده است. اما اينکه اختلاف شخصي در کار باشد، ابداً من اختلاف شخصي با کسي ندارم. اگر اختلاف شخصي مي‏بود، ممکن بود من بگذرم و مي‏گذشتم. اختلاف، اختلاف اسلامي است و اين شخص با مصالح اسلام و مصالح کشور مسلمين مخالفت و خيانت کرده است و بنابراين مسأله چيزي نيست که کسي بتواند از آن بگذرد.

چرا حضرت عالي نيروهاي سياسي مخالف ديگر را از همکاري با خود در مبارزه براي رسيدن به هدفهايتان دور مي‏کنيد؟ مثل کمونيست‌ها که همان هدف را دارند.

نه، ما نمي‏توانيم کمونيست‌ها را بپذيريم، براي اينکه خطر آنان براي کشور ما کمتر از خطر شاه نيست. ما آنها را نمي‏توانيم بپذيريم.

شکل جمهوري اسلامي

23/10/1357 ـ خبرنگار روزنامه اندونزي تمپو

جمهوري اسلامي که شما در نظر داريد، شکل اين جمهوري چطور خواهد بود؟ جاي کساني که مسلمان نيستند يا به خدا اعتقاد ندارند، در اين جمهوري کجاست؟

آنچه مهم است، ضوابطي است که در اين حکومت بايد حاکم باشد که مهمترين آنها عبارت است از اينکه: اولاً متکي به آراي ملت باشد، به گونه‏اي که تمامي آحاد ملت در انتخاب فرد و يا افرادي که بايد مسئوليت و زمام امور را در دست بگيرند شرکت داشته باشند؛ و ديگر اينکه در مورد اين افراد نيز خط مشي سياسي و اقتصادي و ساير شئون اجتماعي و کليه قواعد و موازين اسلامي مراعات شود. در اين حکومت به طور قطع بايد زمامداران امور دائماً با نمايندگان ملت در تصميم‏گيري‌ها مشورت کنند و اگر نمايندگان موافقت نکنند، نمي‏توانند به تنهايي تصميم‌گيرنده باشند. افرادي که به عنوان نمايندگان يا مسئولين دولت در جمهوري اسلامي انتخاب مي‏شوند، شرايطي دارند که با رعايت آن شرايط، حقيقتاً نمايندگان واقعي مردم انتخاب مي‏شوند نه نمايندگان طبقه خاصي که به ضرر اکثريت ملت عمل کنند. خطوط اصلي در قانون اساسي اين حکومت را اصول مسلّم اسلام که در قرآن و سنت بيان شده تشکيل مي‏دهد.

مباني اقتصادي شما در رژيم اسلامي چيست؟ براي مثال در بخش بانکي آيا ربح از بين خواهد رفت؟ حق مالکيت را در رابطه با اصلاحات ارضي چطور مي‏بينيد؟

ربا در اسلام حرام است و به هيچ شکل در اقتصاد اسلامي وارد نبايد بشود. و مالکيت در اسلام پذيرفته شده است، ولکن اسلام در چيزهايي که حق مالکيت به آنها تعلق مي‏گيرد و نيز در شيوه و شرايط پيدا شدن اين حق، دستوراتي داده است که نظام اقتصادي اسلام را و نيز روابط اقتصادي در جامعه اسلامي را از روابط و نظام اقتصادي سرمايه‏داري امروز دنيا جدا مي‏کند. و اگر اين حدود و شرايط مراعات شود، جامعه نه مشکلات و نابرابريهاي دنياي سرمايه‏داري امروز را پيدا مي‏کند و نه دولت اسلامي به بهانه‏هاي مختلف هر گونه آزادي را از انسانها سلب مي‏کند. در اينجا بايد نظام اقتصادي اسلام را در مجموعه قوانين و مقررات اسلامي در کليه زمينه‏ها و شئون فردي و اجتماعي ملاحظه کرد.

اين مسلم است که از نظر اسلامي حل تمامي مشکلات و پيچيدگي‌ها در زندگي انسان ها تنها با تنظيم روابط اقتصادي به شکل خاص حل نمي‏شود و نخواهد شد، بلکه مشکلات را در کل يک نظام اسلامي بايد حل کرد، و از معنويت نبايد غافل بود که کليد دردهاست. ما معتقديم تنها مکتبي که مي‏تواند جامعه را هدايت کند و پيش ببرد، اسلام است. و دنيا اگر بخواهد از زير بار هزاران مشکلي که امروز با آن دست به گريبان است نجات پيدا کند و انساني زندگي کند و انسان گونه، بايد به اسلام روي بياورد.

قوانين اسلامي که شما مايليد در ايران اجرا کنيد، شبيه عربستان سعودي و ليبي خواهند بود؟

آنچه را که ما به نام جمهوري اسلامي خواستار آن هستيم، فعلاً در هيچ جاي جهان نظيرش را نمي‏بينيم.

با کدام يک از جناحهاي مخالفين، خود را نزديکتر مي‏دانيد؟

شعارها و خواسته‏هاي نهضت اسلامي ايران آنچنان مورد قبول اکثريت قاطع ملت است که هيچ جناحي، که به جز اين خواسته‏ها چيزي مخالف آنها بگويد، در ميان ملت جايي ندارد. نهضت ملت ايران حدود و چهارچوبهاي حزبي را درهم شکسته است و به صورت يک حزب درآمده است و آن، حزبِ ملت مسلمان ايران يعني حزب اسلام و «حزب‏الله‏» است. در مبارزات ايران کسي جرأت نمي‏کند از ملت دور باشد. من هم يکي از افراد ملت هستم.

* فعاليت‌هاي شما در تبعيد نشان داده است که شما بيشتر يک رهبر سياسي هستيد تا يک رهبر مذهبي.

اين حرف‌ها که «دين از سياست جداست» و امثال اين حرفها، در منطق اسلام نيست. فعاليت سياسي يکي از وظايف مذهبي مسلمانان است.

* بهترين آرزويتان براي ايران چيست؟

بزرگترين آرزوي من اين است که مردم ايران از چنگال ظلم نجات پيدا کنند و صاحب کشوري باشند آزاد و مستقل. داراي نظامي اسلامي که در آن حقوق انسان‌ها آنچنان که اسلام دستور داده است، رعايت شود و در راه پيشرفت و ترقي و سعادت انساني، سرمشق براي همه ملت ها باشند.

ايران مستقل

25/10/1357ـ روزنامه استريت تايمز سنگاپور

فرض کنيم شما موفق شديد بر شاه غلبه کنيد؛ زودرس‏ترين سياستهاي اصلي اقتصادي و سياسي شما چه خواهد بود؟

ما خواستار يک اقتصاد سالم و غيروابسته هستيم. شاه اقتصاد ايران را فلج کرده است و همه مخازن ما را در اختيار شرق و غرب به‌خصوص امريکا قرار داده است. ما با اين مبارزه کرده و هرگز اجازه نمي‏دهيم تا هستي ما را غارت کنند. ما در تمام زمينه‏هاي اقتصادي يک انقلاب واقعي خواهيم کرد. امر کشاورزي در حکومت ما از اولويت خاصي برخوردار است؛ براي اينکه شاه با اصلاحات ارضي امريکايي خود، کشاورزي ما را نابود کرد. در زمينه صنعت، با ايجاد صنايع مادر، از صنايع مونتاژ جلوگيري به عمل مي‏آوريم.

ايران کشوري مستقل است و داراي سياستي مستقل. دست شرق و غرب را از وطن خود کوتاه مي‏کنيم. تمام وابستگي‌هاي سياسي را از بين مي‏بريم و مردم را بر سرنوشتشان حاکم مي‏گردانيم و مردم را که بيش از پنجاه سال است از همه‏گونه حقي در ايران محروم بوده‏اند، آزاد مي‏گردانيم تا با کمال آزادگي به خواستهاي مشروع خود برسند؛ ولي منکر اين معني نيستيم که پس از پيروزي، با بحرانهاي شديد اقتصادي مواجه خواهيم بود. ولي به اميد خدا شکست‌هاي اقتصادي دوران پهلوي را جبران خواهيم کرد. اقتصاد ما يک اقتصاد مستقل و سالم و ملي است، براساس تأمين اساسي‌ترين نيازهاي مردم محروم و ستمديده ايران، نه فقط يک اقتصاد مصرفي.

آيا شما مخالفتي را عنوان مي‏کنيد که نمونه يک دولت سوسياليستي براي ايران است يا دولت شما اصالت انساني خواهد داشت برپايه اصول مذهبي؟

دولت ما دولتي است اسلامي که قوانين اسلامي را به اجرا درمي‏آورد. قوانين اسلام قوانين انسان‌ساز است و انسان را در مقام انساني به اوج خود خواهد رساند و جوابگوي نيازهاي مادي نيز خواهد بود.

اگر فرض شود که شما در رأس دولت قرار بگيريد، روابط خود را با غرب چگونه پيش‏بيني مي‏کنيد؟

من در حکومت آينده نقش هدايت را دارم. غرب و شرق براي ما فرقي ندارد. اصلْ منافع ملت ايران است که بايد به بهترين وجه رعايت شود. اگر غرب و شرق احترامات لازمه را نسبت به ملت ايران رعايت نمايند، ما هم به همان گونه با آنان رفتار خواهيم کرد.

آيا تغييري در اتحاد شما با امريکا رخ خواهد داد؟

ما با ملت امريکا روابط دوستانه داريم و با دولت امريکا روابطي برقرار مي‏کنيم که به نفع ملت ايران باشد.

آيا هيچ شانسي هست که ايران جديد تحت الهام رهبري شما نظري به شوروي براي موازنه با امريکا افکند؟

هرگز! ما ايراني مستقل بنا خواهيم کرد که از زير يوغ امريکا و شوروي بيرون آيد. شوروي اکنون گاز ايران را مي‏برد و امريکا نفت را. ما هرگز اجازه نمي‏دهيم که اين دو ابرقدرت بر ايران سيطره پيدا کنند. ما به اميد خدا ايران را مستقل خواهيم کرد.

اگر فرض شود دولت شما يا هر دولتي برخوردار از حمايت شما بر سر کار آيد، آيا هيچ اختناق سياسي وجود نخواهد داشت؟

هرگز! آزادي به همه کس، تا آنجا که به ضرر ملت ايران نباشد، داده خواهد شد و هيچ گونه اختناق براي مردم نخواهد بود.

شما و پيروانتان چه مي‏خواهيد انجام دهيد؟

من کراراً گفته‏ام و نوشته‏ام که ما بعد از بيرون کردن شاه و برچيدن رژيم شاهنشاهي، يک حکومت جمهوري اسلامي را به آراي عمومي مي‏گذاريم. در اين حکومتْ ايران آزاد خواهد شد و استقلال واقعي خود را به دست خواهد آورد؛ استقلال سياسي، نظامي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي. در اين حکومت همه آزادند تا اظهار عقيده کنند. مردم ايران از وابستگي به اجنبي و استبداد داخلي به جان آمده‏اند و براي تحقق استقلال واقعي، خود را بي‏محابا جلوي گلوله قرار مي‏دهند. در کجاي دنيا مردمي مثل مردم ايران مي‏توان سراغ داد که براي احقاق حق خود با دست خالي به جنگ امريکا، شوروي، انگليس و ساير کشورهاي طرفدار شاه برود؟ حال خوب فهميديد که چه مي‏خواهم بگويم. البته براي همه مردم جهان و حتي سياسيون ايران سخت است قبول اين معنا که چگونه بدون اتکا به شرق و غرب مي‏خواهيد پيروز شويد. و به همه و حتي سياسيون ايران ـ که همگي گفتند و مي‏گويند شاه را اگر بتوانيم بيرون کنيم، با رژيم نمي‏شود مخالفت کرد، و به من همگي بدون استثنا مي‏گويند که اولاً دست از مخالفت با رژيم شاهنشاهي بردار، مخالفت با رژيم غيرممکن است ـ من همان حرفي را که به آنها زدم، به شما هم صريحاً مي‏گويم که: به اميد خدا پيروزي نزديک است؛ من شاه را بيرون مي‏کنم، رژيم شاهنشاهي را از بن خواهم کند و جمهوري اسلامي را جايگزين آن خواهم کرد.

****

25/10/1357ـ کانال يک تلويزيون فرانسه

بعد از رفتن شاه سياست خارجي ايران چگونه خواهد بود؟

سياست خارجي ايران با همه دوَل بر حسب احترام متقابل است و هيچ فرقي بين دوَل در اين باره نيست. ما خواهان قطع روابط نيستيم. ما خواهان قطع وابستگي‌هاي ايران به دوَل خارجي هستيم که اکنون شاه، ايران را وابسته به امريکا و ساير دوَل کرده است.

تکيه به آراي ملت

26/10/1357ـ مجله آلماني اشترن

شما بنيادگذاري يک دولت اسلامي را در ايران اعلام فرموده‏ايد که رياست آن را عهده‏دار خواهيد شد. در دولت اسلامي آيا احزاب سياسي، روزنامه‏ها و غيرمعتقدين به دين مي‏توانند آزادانه عدم موافقت را با آن حضرت و سياست‌تان اظهار دارند؟

من نمي‏خواهم رياست دولت را داشته باشم. و طرز حکومت، حکومت جمهوري است و تکيه به آراي ملت؛ و قانون، قوانين اسلام است. و احزاب آزادند که مخالفت با ما يا با هر چيزي بکنند، مادامي که اقداماتشان مضر به کشور نباشد.

قدرت حضرت عالي بر روي چه نيروي سياسي يا بر چه تشکيلات بنيادي ديگر اتکا خواهد داشت؟ تکيه شما مثلاً بر روي «جبهه ملي» است يا بر روي روحانيون؟ قبلاً اظهار فرموده بوديد که فقها و اشخاص ديگري هستند که بايد به امور حکومت اشتغال ورزند.

من چنين چيزي نگفته‏ام که روحانيون متکفل حکومت خواهند شد. روحانيون شغلشان چيز ديگري است. نظارت بر قوانين البته به عهده روحانيون است و اتکاي روحانيون هم به ملت است نه به حزبي. و من هم به ملت اتکا دارم و به حزبي وابسته نيستم.

در چه شرايطي براي نخستين بار در خود احساس اين رسالت سياسي را فرموده‏ايد؟ و چرا توده‏هاي ايراني را بلافاصله پس از حوادث سال 1963[مقارن 15 خرداد 1342] بسيج نفرموديد؟

ما از اول براي اينکه مخالفت با رژيم داشته باشيم، چون رژيم را قانوني نمي‏دانستيم، درصدد بوديم و لکن بتدريج ملت بيدار شد. يک امري نبود که بتوان در همان اوايل اين کار را انجام داد. در اين مدت کم کم مردم بيدار شدند و از يک سال و نيم قبل به اين طرف، اين آگاهي به اوج خود رسيد و منتهي به اين مسائل شد.

آزاد، مستقل و غيرمتعهد

27/10/1357ـ خبرنگار نشريه اکسپرس

موضع شما در مقابل دو اردوگاه شرق و غرب چگونه خواهد بود؟

دولت اسلامي ما آزاد و مستقل خواهد بود و تعادل قوا در اين منطقه از جهان به هيچ وجه نبايد تغيير يابد. ما نه به سوي غرب و نه به طرف شرق گرايش خواهيم داشت و مي‏خواهيم يک جمهوري بي‌طرف و غيرمتعهد باشيم. ما مي‏خواهيم روابط دوستانه با همه کشورها داشته باشيم، مادام که آنها در امور داخلي ما مداخله نکنند.

در مجموعه‏اي از نظريات شما که در سال 1970 زير عنوان دولت اسلامي انتشار يافته، شما نظريه مربوط به استقرار رژيم خشک و سختي را که بر مبناي رعايت اصول قرآن پي‏ريزي شده شرح داده‏ايد و اضافه کرده‏ايد که در اين نظام جايي براي عقايد و احساسات وجود نخواهد داشت و صرفاً تعاليم قرآن ملاک عمل خواهد بود. آيا مردم حاضر خواهند شد که تا اين حد آزاديهايشان محدود شود؟

در يک رژيم اسلامي، آزادي‌ها صريح و کامل خواهند بود. تنها آزادي‌هايي به ملت داده نخواهد شد که برخلاف مصلحت مردم باشد و به حيثيت فرد لطمه وارد سازد. حمايت عظيمي که ملت از چند ماه پيش، از ما به عمل مي‏آورد، نشان مي‏دهد که مردم به قدر کافي افکار ما را درک کرده و متوجه آينده شده‏اند. همين حمايت، ضمناً ثابت مي‏کند که اين ملت ـ که سعي کردند آن را از مذهب به وسيله وسوسه‏هاي مادي دور سازندـ خوشوقت است که بار ديگر در راهِ آسماني قدم نهد و روح واقعي خود را بازيابد. ما با حيف و ميل مبارزه خواهيم کرد، ثروتهايي را که عده معدودي استفاده‏جو ربوده‏اند باز خواهيم گرفت، شرايط زندگي افراد محروم را بهبود خواهيم بخشيد، و ملت را در راه شرافت و فداکاري و به سوي ساختمان يک جامعه آزاد و نوين رهبري خواهيم کرد.

رفراندم عمومي

29/10/1357ـ خبرنگار تلويزيون فرانسه

مخبر ما از تهران گزارش مي‏دهد که ميليونها نفر در خيابانهاي تهران مشغول تظاهرات هستند. نظرتان راجع به اين تظاهرات عظيم چيست؟

تظاهرات در تهران تنها نيست؛ در ساير بلاد ايران هم هست. و نظر من اين است که براي چندمين بار رفراندم عمومي است به اينکه نه شاه را (يعني شاه سابق را) و نه حکومت او را و نه شوراي سلطنتي را ملت ايران نمي‏پذيريد. و ملت ايران حکومت اسلامي مي‏خواهد و همين رأي عمومي است بر اينکه حکومت اسلامي را طالب است و چيز ديگري را غير از اين طالب نيست، حکومت ديگري را نمي‏پذيرد.

بعضي‏ها مي‏گويند به قدرت رسيدن شما برگشت به دوران گذشته است.

اينکه گفته مي‏شود که ما مي‏خواهيم مملکت را به عقب برگردانيم، اين مطلبي بوده است که شاه براي اينکه دست و پا بزند و خلاص بشود از اين گرفتاري که دارد، منتشر کرده. ما با جميع آثار تمدن موافقيم و مايليم که مملکت ما مجهز بشود به جميع آثار تمدن، لکن نه به آنطور که شاه عمل کرد. شاه تمام آثار تمدن را در ايران به يک آثار فاسدکننده مفسد درآورد: سينماها را محل فساد درست کرد، اخلاق جوانهاي ما را فاسد کرد، مراکز فحشا را زياد کرد، مراکزي که جوانهاي ما را عادت به چيزهاي باطل مثل هروئين مي‏کند زياد کرد؛ و ما با اينها مخالفيم و اما با آثار تمدن و پيشروي به هيچ وجه مخالف نيستيم، با پيشروي‌هاي شاه مخالفيم که پيشروي‌هاي او ما را به عقب برگردانده؛ و حالا سالهاي طولاني بايد ايران زحمت بکشد تا اينکه ايران را به حالي برساند که ترميم بکند اين فسادهايي که شاه در ايران ايجاد کرده و اين خرابيهايي را که به بار آورده.

نقش زنان در حکومت اسلامي

03/11/1357ـ روزنامه‏هاي اطلاعات و کيهان

در مورد آزادي بيان و عقيده، چه حدودي را در نظر داريد؟

اگر مضر به حال ملت نباشد، بيان همه چيز آزاد است. چيزهايي آزاد نيست که مضر به حال ملت ما باشد.

آيا گروه‌هاي مارکسيست که در ايران هستند، آزادانه فعاليت خواهند داشت؟

اگر مضر به حال ملت باشد، جلوگيري مي‏شود؛ اگر نباشد و فقط اظهار عقيده باشد، مانعي ندارد. همه مردم آزادند مگر حزبي که مخالف با مصلحت مملکت باشد.

نقش زنان در حکومت اسلامي چگونه خواهد بود؟ آيا مثلاً در امور کشور هم شرکت خواهند داشت؟ براي مثال وکيل و وزير خواهند شد؟

در مورد اين گونه مسائل، حکومت اسلامي تکاليف را معين مي‏کند… زنان همچون مردان در ساختن جامعه اسلامي فردا شرکت دارند. آنان از حق رأي دادن و رأي گرفتن برخوردارند. در مبارزات اخير ايران، زنان ايران نيز سهمي چون مردان دارند. ما همه‏گونه آزادي را به زن خواهيم داد. البته جلوي فساد را مي‏گيريم و در اين مورد ديگر بين زن و مرد فرقي نيست.

(يکي از خبرنگاران زن: چون مرا به عنوان يک زن پذيرفته‏ايد، اين نشان‏دهنده اين است که نهضت ما مترقي است.)

من شما را نپذيرفته‏ام! شما آمده‏ايد اينجا و من نمي‏دانستم که شما مي‏خواهيد بياييد اينجا! و اين هم دليل بر اين نيست که اسلام مترقي است که به مجرد اينکه شما آمديد اينجا، اسلام مترقي است. مترقي هم به اين معني نيست که بعضي زن‌ها يا مردهاي ما خيال کرده‏اند. ترقي به کمالات انساني و نفساني است، و بااثر بودن افراد در ملت و مملکت است، نه اينکه سينما بروند و دانس بروند. و اينها ترقياتي است که براي شما درست کرده‏اند و شما را به عقب رانده‏اند و بايد بعداً جبران کنيم. شما آزاديد در کارهاي صحيح. در دانشگاه برويد و هر کاري را که صحيح است، بکنيد؛ و همه ملت در اين زمينه‏ها آزادند. اما اگر بخواهند کاري خلاف عفت بکنند و يا مضر به حال ملت ـ خلاف مليت ـ بکنند، جلوگيري مي‏شود؛ و اين، دليل بر مترقي بودن است.

به نظر شما وضع روزنامه‏ها چگونه بايد باشد؟

روزنامه‏هايي که مضر به حال ملت نباشد و روزنامه‏هايي که نوشته‏شان گمراه کننده نباشد، آزادند.

لرزه در غرب

07/11/1357ـ خبرنگار فرانسوي

آيا اين فرض را مورد بررسي قرار داده‏ايد که خود مسئوليت جمهوري اسلامي را برعهده بگيريد؟ در چه حدود و با چه شرايطي؟

خير؛ من مسئوليت رياست‌ جمهوري را به عهده نمي‏گيرم. کار من هدايت آنهاست.

جمهوري اسلامي، آنطور که شما در نظر داريد، بر پايه چندحزبي خواهد بود؟ و آيا گرايشهاي مذهبي ديگر و غيرمسلمان، محترم شمرده خواهد شد؟

همه احزاب در ايران آزاد خواهند بود مگر آنکه مخالف با مصالح ملت باشد؛ در آن صورت از فعاليت آنها جلوگيري مي‏شود، لکن اظهار عقايد آزاد است. اقليت‌هاي مذهبي نيز همه محترم هستند و حقوق آنان در اسلام و جمهوري اسلامي محفوظ است.

بعضي مي‏گويند شما غرب را به لرزه درآورده‏ايد. آيا ما غربيها حق داريم از شما بترسيم؟

اينکه مي‏گوييد غرب به لرزه درآمده، اگر از اين لحاظ است که ما مطلب حقي گفته‏ايم و بدين مناسبت قلب مردم غرب را به لرزه انداخته است، مايه ترس نيست؛ مايه اميد است. غرب بايد اميدوار باشد که ملتي براي گرفتن حق خود، اين چنين قيام کرده است. بله، ممکن است دولتهاي غربي که احتمال مي‏دهند منافعشان به خطر افتاده است خوف داشته باشند، لکن اگر با عدالت رفتار کنند خوفشان بي‌جاست. ايران هم با آنان به عدالت رفتار خواهد کرد.

ما غربيان مادي هستيم؛ بر اين اساس با ما چگونه رفتار خواهد شد؟

من متأسفم که شما غربيها معنويات را فداي ماديات کرديد و مصالح مادي را بر معنويات مقدم داشتيد. همين امر موجب اين بدبختي‌هاست. آنچه بشر را مترقي مي‏کند معنويات است. معنويات مي‏تواند بشر را سعادتمند کند و آرامش ايجاد کند. ماديات است که بشر را به جان هم انداخته. من توصيه مي‏کنم که شما غربيها به معنويات توجه کنيد. شما مدعي هستيد که مسيحي هستيد؛ ببينيد سيره حضرت مسيح چه بوده است. سيره حضرت مسيح را روش خود قرار دهيد تا سعادت براي شما حاصل شود. ما مي‏خواهيم رژيمي ايجاد کنيم که روش حضرت مسيح در آن مورد توجه است.

به انتخاب سرويس مقالات


نسخه چاپي ارسال به دوستان