تاریخ 1394/09/17 - سایت های دیگر ارتباط با ما درخواست اشتراکآرشیوشناسنامهصفحه اصلی
نسخه شماره برو جستجو جستجوی پیشرفته  
سرمقاله
فلسفه‌ي وجودي صدا و سيماي مرکز استان
   نويسنده : فرزامي‌

بي‌شک، سياستگذاران فرهنگي و آشنايان به تاثير رسانه‌ها به ويژه رسانه‌اي که بزرگ ترين دانشگاه جامعه است، وقوف کامل داشته‌اند و نيز مي‌دانسته‌اند که کشوري باستاني با فرهنگ و مدنيتي درخشان و تاثيرگذار، داراي خرده فرهنگ‌هايي است که جهت بقاي فرهنگ مادر و تجلي آن دستاوردهاي نجيبانه‌ي قرون و اعصار، حفظ سلامت و اصالت اين خرده فرهنگ‌ها، ضرورتي بي‌شبهه است. چون وقتي فرهنگ قومي‌ بميرد يا بي‌اثر شود، تهاجم فرهنگ‌هاي بيگانه، قطعي است ؛ يعني، آن فرهنگ‌دوستان سياست‌گذار، در آن روز، توطئه و دسيسه‌ي نفوذ فرهنگي بيگانه را پيش بيني کرده و امروز را ديده اند. تاسيس صدا و سيماي مراکز استان‌ها از جمله استان سمنان در راستاي آن تدابير بايسته است و هرگز براي اين نبوده است که به عنوان مثال، فيلم‌هاي چند ده سال پيش و يا سريال‌هاي ده پانزده سال گذشته را، باز پخش نمايد. اگر براي اين منظور باشد، تحمل آن همه برو و بيا و تقبل آن همه هزينه، هيچ عقلاني و منطقي نيست آن هم در اين شرايط خاص اقتصادي و آواربرداري و آن همه طرحهاي در نيمه راه مانده. چون ادامه‌ي کاري که فايده نداشته باشد، شرط عقل نيست از طرفي همه‌ي برنامه‌هاي دست اول و به روز را مي‌توان از شبکه‌هاي متنوع کشوري ديد و شنيد. اما اگر صدا و سيما في‌المثل متعلق به استان سمنان است، پس بايد جلوه‌گاه انديشه‌ها، باورها و نمودهاي مدنيت و فرهنگ استان کهن ما باشد و همه‌ي سلايق و گرايش‌هاي ذوقي و هنري و فکري در آن ديده شود. از طرفي اين مرکز بايد بيانگر کاستي‌ها و ضعف‌ها و قوت‌ها و نيازهاي اجتماعي و فرهنگي و اقتصادي مردم استان باشد و عملکرد مسئولان را در آيينه‌ي تصويرها نشان دهد و بازتاب دهنده‌ي خواسته‌هاي مردم از دستگاه‌هاي اجرايي استان باشد. آن چنان که لحظه‌اي پاسخ مسئولان مختلف دستگاه‌ها در آن قطع نشود. همچنين محل رفت و آمد کارشناساني باشد که آن نيازها و اين پاسخها را نقد و تحليل مي‌کنند و راه درست و انتخاب صحيح را به دو طرف باز مي‌نمايند. در اين صورت، جامعه هم راز و رمزها را مي‌فهمد و هم به اقناع مي‌رسد. کاري که هيچ دانشگاهي نمي‌تواند شمول صدا و سيما را در آموزش و هدايت عقول و تربيت اذهان داشته باشد و صد البته در اين امر، صدا و سيماي مرکز استان نه از سياستي که عين ديانت ماست، بلکه از سياست‌زدگي و گرايش‌هاي جناحي که بيماري مزمني در رسانه‌ي ملي شده است، بايد برحذر باشد و در عملکرد خود انصاف را رعايت کند و همه‌ي استان را ببيند. درست عين معلمي‌که نگاه خود را عادلانه بين همه‌ي شاگردان– به گفته‌ي رسول مکرم (ص)– تقسيم مي‌کند.

نکته‌اي که بايد در اينجا مورد مداقه واقع شود، وجود تنوع سلايق در استان مثل همه جاي ديگر است. اين تنوع، به معناي اختلاف نيست. مسئول بد و ناموفق کسي است که اين تنوع را به عمد يا به سهو، به اختلاف تعبير و تفسير کند. اگر به سهو باشد به معناي فرهنگ ناشناختگي است و بايد مديري را آورد که توهم اختلاف را به جاي تنوع نگذارد و چنانچه به عمد باشد، هميشه با اين توهم ساختگي فرار به جلو دارد و مي‌خواهد که صورت مسئله را پاک کند. چنين مديري نه ابزار مي‌شناسد و نه قصد خدمت دارد و عدم حضورش در هرم مديريت بهتر از بودن اوست.

از جمله‌ي تنوع بي مثل و مانند استان ما که در هيچ اقليمي‌از اقاليم ايران، سابقه ندارد، وجود گويش‌ها و لهجه‌هايي است که کليد فرهنگ غني استان اند تا جايي که جزيره‌ي گويش‌هايش نام نهاده اند و هميشه مورد توجه زبان‌شناسان داخلي و خارجي بوده و پژوهش‌هاي افتخار آميزي در اين زمينه صورت گرفته است تا جايي که به عنوان مثال فرهنگستان زبان و ادب فارسي، گويش سمناني را به عنوان دو واحد درس اختياري دانشگاهي به رسميت شناخته و تصويب کرده است. بنابراين در برنامه‌هاي صدا و سيما، گويش‌ها و لهجه‌ها‌ي استان بايد به صورت مستمر و مدون نمود داشته باشد و کساني جهت تدوين و اجرا دعوت شوند که اهل کار در اين جلوه‌هاي فرهنگي اند. اين عزيزان، با خصايلي که دارند، بي مزد و منت به اشاعه‌ي امور فرهنگ خواهند پرداخت کمااينکه هر وقت دعوت شده اند، في سبيل الله و همت عالي بوده است. پس نبايد نبود بودجه بهانه‌اي براي روزمرگي و عدم اجراي برنامه‌هاي متنوع فرهنگي باشد. به قول يکي از استانداران، حرف زدن بودجه‌ي زيادي نمي‌خواهد. فقط بايد اهل مديريت و طرح و اجرا را شناخت و به پاي کار آورد و بايد زندگي بزرگان استان را جهت درس آموزي نسل جوان به تصوير کشيد و به آنان راه بزرگي را آموخت.

و نکته‌ي پاياني که بايد مورد توجه همه‌ي مديران قرار گيرد اين است که مردم استان با هم قرابت نسبي و سببي دارند و ساليان سال است که شاهرود و دامغان و سمنان و مهدي شهر و گرمسار و... در کنار هم زيسته‌اند. در کنار هم کار کرده اند و به مسالمت و مردمي‌، ايجاد رابطه کرده اند. چه بسيار خانواده‌هايي در سمنان يا ديگر نقاط زندگي مي‌کنند که زن و شوهر، زادگاهي متفاوت دارند و کجاست که جز اين باشد. اين يعني فرهنگ مردمي‌. متاسفانه اين توهم اختلاف محصول ذهن‌هاي بيماري است که به جاي خدمت به استان و کشور، پي روباه سياست جهاني رفته‌اند و اختلاف انداخته‌اند تا بر کرسي رياست بنشينند.


نسخه چاپي ارسال به دوستان