تاریخ 1390/10/12 - سایت های دیگر ارتباط با ما درخواست اشتراکآرشیوشناسنامهصفحه اصلی
نسخه شماره برو جستجو جستجوی پیشرفته  
لانه هاي استعمار در جهان
   نويسنده : احمد رومه اي

آمريکا و کشورهاي غربي به بهانه حفظ امنيت منطقه تنگه هرمز و خليج فارس را به جايگاه جنايات خويش مبدل ساخته و با ياري دولت هاي تحت سلطه خود در منطقه مي کوشند تا قيام جنبش هاي مردمي را سرکوب نمايند.

موقعيت تنگه هرمز
تنگه هرمز که امروز يکي از حساس ترين نقاط سياسي و اقتصادي جهان است که در تاريخ هم به آن اشاره شده حدفاصل کشور جمهوري اسلا مي ايران و کشور عمان قرار دارد.
اين تنگه تنها آبراه ارتباطي ميان خليج فارس و درياي عمان مي باشد چون گذرگاه کشتي هاي عظيم نفتکش از خليج فارس به سوي دنياي غرب است. براي کشورهاي غربي مخصوصا آمريکا داراي اهميت فراواني مي باشد.
تنگه هرمز که امروز يکي از حساس ترين نقاط استراتژيکي موجود در حوادث بين المللي مي باشد، طبق گفته تاريخ داراي 55 الي 95 کيلومتر پهنا بوده و در اصل تنگه هرمز چهار جزيزه قشم، هرمز، هنگام و جزيره لا رک مي باشد. همه اين جزاير به واسطه موقعيت جغرافيايي، جهاني و تنگه هرمز از لحاظ اقتصادي و سياسي داراي اهميت به سزايي مي باشند.
از آن جايي که اين آبراه يگانه شاهرگ حياتي اروپا و آمريکا در منطقه است، کشورهاي اروپايي و آمريکا همواره کوشيده اند تا به تسلط خود بر تنگه هرمز و استعمار کشورهاي منطقه نقشه هاي شومي را عليه ملت هاي محروم منطقه خليج فارس پياده کنند و با سرکوبي ملت ها توانسته اند آسان تر و بيشتر نفت يعني طلا ي سياه که تنها نعمت الهي به مردم منطقه است را غارت نمايند.
استعمارگران جهان هميشه در طول تاريخ تلا ش کرده اند تا تمامي گذرگاه ها و نقاط حساس را ذير نفوذ قدرت شيطاني خود نگهدارند و به سود خويش تمامي ثروت هاي ديگران را به يغما ببرند. به همين منظور با پيدايش نفت در کشورهاي خاورميانه و کشورهاي خليج فارس اين تجاوزگران چشم طمع خويش را بر تنگه هرمز و کشور هاي نفت خيز منطقه دوخته و از همان زمان همچون کوسه هاي مرگآفرين منطقه خليج فارس و درياي عمان و اقيانوس هند را جولا نگاه خود ساختند.
براي اين که بتوانند بهتر و بيشتر منابع نفتي و ساير منابع را از تنگه هرمز عبور دهند، با اين انگيزه بعضي از دولت هاي حوزه خليج فارس را زير سلطه خود درآورده اند و روزانه صدها کشتي عظيم نفتکش از اين گذرگاه شاهراه حياتي غرب مي گذرند و با عبور خود ميليون ها بشکه نفت را که تنها سرمايه واقعي مردم کشورهاي منطقه مي باشد، به کام صنايع غرب مي ريزند. کشورهاي منطقه هم کنترل واقعي اين آبراه عظيم و حياتي را به دست استعمارگران زمان خويش سپرده اند.
حکومت هاي حوزه خليج فارس پس از پيروزي انقلا ب اسلا مي ايران وابستگي خود را با آمريکا بيشتر نموده و آغوش خويش براي ورود نيروي آمريکايي گشوده اند زيرا اين حاکمان از طغيان و شورش مردم سرزمين خود و سقوط نظام خويش در هراسند و به ناچار آمريکا را براي سرکوب مردم آزادي خواه سرزمين خويش ياري مي نمايند.
درآمد شرکت هاي بزرگ نفتي در منطقه خليج فارس سالا نه ميلياردها دلا ر به موازنه بازرگاني آمريکا کمک مي کند که در صورت پيروزي جنبش هاي مردمي در حوزه خليج فارس مانعي بزرگ و شکستي عظيم براي سرمايه داران آمريکا و غرب خواهد بود. بدون درآمدهاي نفتي به بازرگاني و اقتصاد آمريکا زيان فراواني وارد خواهد ساخت و سازمان نظام سرمايه داري بين المللي متلا شي يا تضعيف خواهد شد.
واقعيت اين است که سرمايه داران غرب و آمريکا براي افزودن سياست سرمايه داري خويش تمامي نقاط سوق الجيشي جهان را به لا نه هاي جاسوسي خويش افزوده اند.
منطقه حساس و ناآرام خليج فارس از نظر سياسي براي آمريکا غيرقابل اعتماد است زيرا که نگران قيام مردم آزادي خواه منطقه است. سياست آمريکا و غرب در منطقه خليج فارس براي حل تضادهاي موجود و ايجاد به اصطلا ح اتحاد در ميان نيروهاي ضدانقلا ب مي باشد.
يعني آمريکا مي کوشد تا با ايجاد اتحاد و وحدت در ميان کشورهاي طرفدار خود نيرويي ضربتي و ضدانقلا بي را به وجود آورده تا بتواند حتي الا مکان به طور مستقيم به وسيله اين نيروها به سرکوبي مخالفين خويش بپردازد که اين در حقيقت يعني خاورميانه اي کردن انقلا بات منطقه و سرگرم ساختن ملت هاي حوزه خليج فارس و سودجويي بهتر و کامل تر خود از آنان يعني در واقع آمريکا مي کوشد تا براي حفظ منافع خود، مردم به پا خواسته هر سرزميني را به وسيله حاکمان همان سرزمين نابود سازد.


نسخه چاپي ارسال به دوستان