تاریخ 1394/06/09 - سایت های دیگر ارتباط با ما درخواست اشتراکآرشیوشناسنامهصفحه اصلی
نسخه شماره برو جستجو جستجوی پیشرفته  
يادداشت
چرا پيام هاي کژ و نا باورانه؟! انتقادي از سريال «تعبير وارونه يک رؤيا»
   نويسنده : جعفرسيّد

ظاهراً سريال «تعبير وارونه يک رؤيا» نمايش جاسوسي دشمنان در ترور دانشمندان هسته اي است و نقشه هاي آنان را براي نفوذ و فريب انسان هاي سست و ساده لوح بيان مي کند اما عملاً پيام هاي مؤثر سريال، تحت تأثير عوارض ناخواسته و کژتابي برخي از صحنه ها (به ويژه در قسمت هاي اخير) قرار گرفته است و به وضوح مي توان ديد که تيرهاي نويسنده و کارگردان کج رفته است. شايد صرف اين همه وقت و انرژي و سرمايه در مجموعه ياد شده براي انتقال مفهوم اين بيت بانوي شعر پارسي پروين اعتصامي است که مي فرمايد:

بشناس فرق دوست ز دشمن به چشم عقل
مفتون مشو که در پس هر چهره، چهره هاست

اما موارد قابل تأمل اين سريال:

1- نقش آفريني بازيگراني که قبلاً شخصيت هاي منفي را بازي کرده اند و سابقه ذهني نوع بازي ديگري نزد بيننده دارند، نمي تواند به عنوان چهره مثبت جا بيفتد. هرچند تمرين و تلاش کنند. همچنين بازيگراني که نقش مثبت بازي کرده اند، در ايفاي نقش منفي، مظلوم جلوه مي کنند و در واقع بازيگري آنان بر خلاف جريان روحي و خو گرفته شان اجرا مي شود. در اين سريال «امير جعفري» که در گذشته بازيگر نقش هاي تقريباً منفي و خشن بوده است ايفاگر نقش مثبت شده اند و همچنين«الهام کردا» بازيگر نقش هاي مثبت، ايفاگر نقش منفي است و تفاوت چنداني در لحن و تکنيک بازي گذشته آنان ديده نمي شود.

2- در بين مردم ما و بلکه دولت هاي جهان اين باور محکم وجود دارد که اطلاعات کشورمان قوي است و دشمنان ما بارها در تقابل با اطلاعات رکب خورده اند. فرود هواپيما و بازداشت عبدالمالک ريگي، گوشه کوچکي از توان اطلاعاتي بوده است. هر چند شبکه الجزيره براي کوچک جلوه دادن اين عمليات اعلام نمود که ريگي يک هفته قبل از اعدام توسط مأموران پاکستان به ايران تحويل داده شده است. همکاري اطلاعاتي کشورها اگر هم در برخي موارد با حفظ منافع وجود داشته باشد، پديده مکروهي نيست. مثل ارتباط با اينترپل (پليس بين الملل) اما اين سريال، نيروهاي اطلاعات را اشخاص ساده و فريب خورده نشان داده که با اشتباه آنان «رؤيا»

(شخصيت منفي) عليرغم طرح مهار اطلاعات، توانست به سادگي دو نفر از عوامل اطلاعات را به قتل برساند و اين اشتباه پيش پا افتاده در متن، بيان و حرکت جاي تأمل دارد و تعجب برانگيز است!

3- «پانته آ بهرام» در نقش مأمور امنيتي به همسر فريب خورده خود در سوپ، سم مي خوراند و به او آشکارا مي گويد: «انصراف تو از طلاق ديگر فايده ندارد. چون در سوپ تو سم ريخته ام و تا دقايقي ديگر مي ميري»

به چند دليل اين پلان مورد ايراد است:

الف - طبيعي اين بود که همسر زن، با توجه به داشتن شمّ پليسي عکس العمل شديدي از خود بروز دهد. در حاليکه رفتار هر دو بازيگر بسيار مصنوعي بود.

ب- ديدن صحنه هاي قتل براي خانواده ها و کودکان و نوجوانان تأثيرات نامطلوب دارد.

ج- در صفحات حوادث هر چند روز مي خوانيم که زنان بدگمان يا خائن نسبت به همسر، به تنهايي يا با تباني ديگران، شوهر خود را در حال خواب به قتل رسانده اند يا با نوشيدني و غذا مسموم ساخته اند. متأسفانه اين سريال نيز به نوعي تقويت و آموزشي براي چنين رفتارهايي است و اين گرا دادن و کليد واژه براي بسياري از زنان ناسازگار است.

4- کشاندن مسائل امنيتي به داخل منزل و آميختن با عشق و زندگي، جنبه عام ندارد. همچنان که همه رزمندگان اسلام، دغدغه زن و فرزند و ماجراي عاشقي نداشته اند. در حاليکه کارگردان ها بيشتر راغب هستند سمت و سوي داستان فيلم ها را به اين بخش بکشانند. چون تجربه و شيوه پرداختن آنان ساختن فيلم هاي خانوادگي و عشقي بوده، به گونه اي که چنين تصور مي شود که تمام خانواده هاي عوامل امنيتي و پليسي به نوعي در زندگي شخصي خود دچار ناسازگاري و تعارض هستند. به خصوص که چنين نقل مي شود اين فيلم بر اساس واقعيت ساخته شده است.

حاصل کلام اينکه مواضع دشمن و برنامه هايش براي تقابل، مشخص است و عزم و اعتقاد نهاد هاي امنيتي ما روشن. اما اگر با چنين فيلمي، فرهنگ پاک فرزندان گمنام را با لطايف الحيل هنر، خطا آميز نشان دهيم، چه بگوييم.


نسخه چاپي ارسال به دوستان