تاریخ 1394/01/22 - سایت های دیگر ارتباط با ما درخواست اشتراکآرشیوشناسنامهصفحه اصلی
نسخه شماره برو جستجو جستجوی پیشرفته  
سرمقاله
ماهيت مخالفان و منتقدان
   نويسنده : فرزامي

بعد از صدور و قرائت « بيانيه » يا به قولي « تفاهم نامه »ي مذاکرات لوزان ، دو گروه به مخالفت و نقد پرداختند که در اينجا بيان ماهيت آنها مورد بحث امروز ماست :

نخست بحث مخالفان دو آتشه ي اين مذاکرات و نيز هر اقدام دولت اعتدال در طول مدت استقرار است . از نظر اين گروه ، هيچ اقدام دولت يازدهم ، مطلوب و مقبول و حتي مشروع نيست . چون به زعم اين طيف فکري ، همه ي متعلقان و متعلقات خودشان ، سفيد و از آن ديگران سياه سياه است و هيچ تعديل و تخفيفي هم وجود ندارد . اينان با نفس مصالحه به ويژه اگر به همت طرف مقابل خودشان باشد مخالف اند . گمان نگارنده بر آن است که اگر در زمان تنظيم « عهد حديبيه » يا « صلح حديبيه » هم مي زيستند با آن مخالفت مي کردند و چه بسا که پيمان صلح امام حسن ( ع ) با معاويه را هم از اساس مردود مي دانستند ! اين همان نکته اي است که علي رغم ادعا بايد به مفهوم «بصيرت» سپرد تا ضرورت هاي زمان و مکان و حالات را شناخت . اين گروه که نه فرزند بيکار دارند و نه چرخ زندگي شان کند مي چرخد و نه مشکل نان گريبان آنها را گرفته است و کاري هم با چرخ زندگي مردم ندارند ، با غربي ها در بيان ، سخت مخالف اند اما تمامي مستندات خود را از زبان و تحليل غرب مي گيرند و آن را چماق مي کنند و بر سر تيم هسته اي دولت يازدهم مي کوبند ! چرا که دلواپس سنگر جناحي خود هستند . اگر نيستند بگويند از آغاز استقرار دولت روحاني با کدام طرح و اجرايش منصفانه برخورد کرده اند . اين طيف فکري و عملي هنوز هم پيرو مدافع آن تفکري هستند که بيش ترين هزينه را بر انقلاب و کشور ، تحميل کرده و نيز جايگاه و منزلت و آبروي استوانه هاي نظام را مورد خدشه قرار داده است . عجبا که با اين همه خسران که يک نمونه اش ورود به سفارت انگليس است و پيامدهاي کمرشکن آن ، خود را در همه ي زمينه ها محق مي پندارد و با اين که بسياري از حاضران در اين تفکر از راه ميان بر وارد صف انقلاب شده اند ، کشور و انقلاب و همه ي دستاوردها را که با خون جگرو صرف عمر و تحمل آن همه عوارض شده است ، ملک طلق خود مي دانند .

و اما گروه منتقدان : کساني اند که مي دانند که هيئتي از خبره ترين و قاطع ترين دلسوزان انقلاب و کيان کشور ، پشت ميز مذاکره نشسته اند . آن چنان که مورد تحسين حتي مخالفان بيروني خود هستند و نيز مي دانند که ضمن تاييد بصيرت و رنجشان ، بايد نقدشان کرد و موارد مغفول مانده را تذکر داد چون هيچ انساني ، مبرا از غفلت و خطا نيست .

اين منتقدان ، آگاه به مسايل ايران و جهان اند و به عملکردهاي ظاهر و خفاياي درهم پيچيده ي غرب در طول تاريخ روابطمان آشنايي کامل دارند و به راز و رمز الفباي سياست هم آشنا هستند . اينان با شناخت ضرورتهاي زمان به خوب مي دانند که در اين زمان ، وقت « نرمش قهرمانه » است و هر مذاکره اي ، خيانت نيست و همان گونه که سانتريفيوژ مي چرخد ، چرخ زندگي مردم هم بايد بچرخد . منتقدان به فراست مي دانند که اسب زين کرده ي هسته اي بدون سوارکار ماهر و بدون فرصت جولان ، قطار بي ترمزي است که هم خود را نابود مي کند و هم به محيط و مردم آسيب مي رساند کمااينکه خسران غيرقابل جبران آن اسب زين کرده ي ساکن و اين قطار بي ترمز و کاغذپاره هاي تحريم را مي توان در جان و مال مردم ديد .

بنابراين هيئت مذاکره کننده و دستگاه سياستگذاري کشور بايد از نظرهاي کارشناسانه ي حقوقي و فني منتقدان آگاه استفاده کند تا دقيقه اي از حقوق مردم فوت نشود . چون مشفقان مخلص و خبير ، با صرف نظر از علقه هاي سياسي و جناحي ، نگران مصالح مردم و منافع ملي ايران هستند و احقاق حقوق ايران و ايراني را در هر کجا که باشند بر ذمه ي خود احساس مي کنند و به حق دلواپس عزت ، حکمت و سربلندي ايران عزيز هستند و نبايد اين عزيزان را با آن به خود انديشان که دلايل قوي ندارند و مدام هم از بزرگان هزينه مي کنند، مقايسه کرد.


نسخه چاپي ارسال به دوستان