تاریخ 1393/11/11 - سایت های دیگر ارتباط با ما درخواست اشتراکآرشیوشناسنامهصفحه اصلی
نسخه شماره برو جستجو جستجوی پیشرفته  
يادداشت
مايه‌هاي ذهني عيب جويان
   نويسنده : فرزامي

هزار نقش بر آرد زمانه و نبود / يکي چنان که در آيينه‌ي تصور ماست

راستي چرا بايد «ظريف» در خياباني در « ژنو » آن هم با وزير امور خارجه‌ي آمريکا، پانزده دقيقه قدم بزند. چرا بايد در هنگام مذاکره، بخندد ! چرا بايد وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي‌به احوال پرسان برود؟ چرا بايد به فرانسه رفت و به عنوان مثال، در آنجا دوبار نفس عميق کشيد؟ و...

اين عيب جويي‌ها نه شوخي است و نه بازي‌هاي سياسي پشت پرده، خيلي هم جدي است. از صميم دل هم بر مي‌آيد. اين مطالب، همه از زبانهايي است که چند سال در دولت مهرورز و دست پاک، فروبسته مانده بود و ناگهان در بهت نتيجه‌ي آراي 25 خرداد 92 باز شد و آن هم با ذهنيتي که امروز روز، با پند و اندرز صالحان مشفق هم در ذهن نمي‌ماند و خود را آفتابي مي‌کند تا همه بدانند اينجا که اين عزيزان نشسته اند، نه جاي آنان است. آينده‌اي نزديک هم در انتخاباتي ديگر، اين امر محرز به اراده‌ي ملت فهيم ايران، عملي خواهد شد.

بعد از استقرار دولت غير منتظره‌ي‌يازدهم، مباحثي که برخي تندروهاي دلواپس در عرصه‌ي مطبوعات‌ يا در صحن مجلس‌يا در رسانه‌ي تصويري و شنيداري‌يا در فضاي مجازي مطرح مي‌کنند. چند نکته بيش نيست: همه در‌ يک موضوع آن هم به سبب استفاده‌ي ابزاري فقط براي منکوب کردن و از ميدان به درکردن رقيب . ديگر سخني از نقد نيست. چون نقد، زمينه و ديد کارشناسي مي‌خواهد. نقد بايد با ذهن پر و پيمان و از منظر انصاف باشد از نوع همان انصافي باشد که مرحوم حاج آقا ابوالحسن اصفهاني، مرجع بزرگ تقليد زمان گفت اگر شمر انصاف داشت سرامام حسين‌(ع) را نمي‌بريد. در نقد، بصيرت لازم است. نقد بايد راهگشاي گره کور مملکت باشد به دور از هر نوع تعصبي. فقط براي منافع ملي و مصالح نظام نه از آن نوعي که در سوال‌هاي آنچناني به زبان مي‌آيد و در موضوع استيضاح وزير علوم و نشست‌هاي راي اعتماد بعضي از وزيران پيشنهادي هم مطرح شد.

بسامد و تکرار موضوعات رسانه‌ها و فهرست موضوعي آن، اظهر من الشمس است و قابل کتمان نيست. مسلم است که بيان چنين موضوعاتي وحدت جامعه را به خطر مي‌اندازد و موجب سوء استفاده‌ي دشمنان فراوان ما مي‌شود و راست گفته اند بزرگان که عيب جويي و مچ گيري، امري عبث و در عين حال مخرب است اما کو گوش شنوا؟ امروز ديگر عارف و عامي‌و کوچک و بزرگ، پي برده اند که جامعه با نوادري رو به روست که در 8 سال همه سفيد ديدند و از استقرار اين دولت همه را سياه !

واما دولت بايد بداند که با ذهنيت‌هايي عجيب مواجه است و ذهن آنان به آنچه مي‌گويند و مي‌انديشند و مي‌بينند، مهر خورده است.

لذا با آگاهي از اين حقيقت تلخ نبايد برآشوبد. نبايد از مشي تغييري که مردم به آن راي داده اند و همچنان چشم به راه اند و حمايت مي‌کنند، بازگردد‌ يا منفعل شود. چون اين، غايت دلواپسان مصطلح است. آنها مي‌خواهند که دولت در سياست داخلي و خارجي، هيچ موفقيتي کسب نکند آنها مي‌خواهند که دولت در کيفيت اجرا و طرح لوايح، تمرکز خود را از دست بدهد و گرفتار روزمرگي شود. علت هدف واقع شدن دستگاه سياست گذاري کشور براي خنثايي در روابط بين المللي و سياست‌هاي خارجي است و شگفت اينکه گوششان هم در عمل و انديشه به سخنان و تاکيد رهبر جامعه نيست. در سياست داخلي هم تهاجم به نهادهاي فرهنگي و متوليان آن و ديگر وزارت خانه‌ها، پيرو همان ذهنيت‌هاست که در بالا اشاره شد و نوع نگرشي که جامعه به آن عکس العمل نشان داد و صلاح نديد که در بر همان پاشنه‌ي پيشين بگردد و گرنه اکنون آن برادر واجد همه حسن، ولو اينکه 45 دقيقه با « نيکلاس برنز » قدم رنجه فرموده باشد بر مسند قدرت بود نه روحاني معتدل و حقوق دان با شعار تدبير و اميد.

ياران و همراهان دولت‌يازدهم هم بايد با تدبير و عمل حساب شده، با روحاني «‌يد واحده » باشند و ‌يار شاطر او، و بدانند که آن ذهن‌هاي مهر کرده شده،‌يک کلاغ را نه چهل، بلکه هزارها خواهند ديد، اين از خواص ساکتان ديروز و دلواپسان امروز است و عجبا که سعدي ما در آن زمان،اين حال امروز ما را چه خوب ديده است که:

چشم بد انديش که برکنده باد
عيب نمايد، هنرش در نظر

و هنري داري و هفتاد عيب
دوست نبيند به جز آن‌يک هنر


نسخه چاپي ارسال به دوستان