تاریخ 1393/09/19 - سایت های دیگر ارتباط با ما درخواست اشتراکآرشیوشناسنامهصفحه اصلی
نسخه شماره برو جستجو جستجوی پیشرفته  
سرمقاله
ناهماهنگي حقوق کارگران و مديران
   نويسنده : محمد عليان

به راستي گاهي اوقات در اين جامعه با واقعيت هايي مواجه مي شويم که هضم آن نه اينکه بسيار مشکل بلکه خيلي رنج آور و ملال انگيز است. در اين اوضاع و احوال آشفته بازار اقتصادي حقوق يک کارگر ساده که سي سال شبانه روز در سه شيفت پشت دستگاه هاي غول پيکر و طاقت فرساي کارخانجات توليدي با افتخار چرخ توليد ميهن عزيزمان را با عرق جبين به گردش در آورده و شب هاي سرد زمستان در سالن هاي عريض و طويل پرسروصدا با بي خوابي و ذلت با حقوق اندک بخور و نمير و چند سرعائله به صبح رسانيده و درگرماي کشنده و نفس گير تابستان در هواي محيط کاري عين جهنم سوزان انجام وظيفه نموده و کمرش زير باران فقر و گراني خم شده و عمر و سلامتي اش را به رايگان فروخته است، موقعي که با محاسن سفيد و قدي خميده و چشمان کم سو و جسمي بي رمق به سن بازنشستگي مي رسد حقوق و مزاياي مصوبه وزارت کار را دريافت مي دارد که فقط بخشي از هزينه هاي زندگي اش را تامين مي کند. اگر کسي اين واقعيت را ناديده بگيرد به راستي بايد به انصاف و عدالت او با شک و ترديد نگريست. وي متاسفانه در کمال حيرت و ناباوري حقوق دريافتي ماهيانه چند ميليون توماني برخي از مديران ادارات را با کارگران زحمتکش شاغل يا بازنشسته مقايسه مي کنيم که شبيه لطيفه يا داستان است.  در استان ما با وجود اين همه بيکاري و نيروي جوان فعال - مدير يک دستگاه اجرايي به زمان بازنشستگي نائل مي آيد که حق سنوات خدمت او به گفته ي همکاران و براساس شنيده ها چند ميليون تومان يا بيشتر است که در حال حاضر ميتوان چند واحد آپارتمان را خريداري و ده زوج جوان را سرپناه داد و به خانه بخت فرستاد، چرا بايد شاهد چنين ناهماهنگي و بي عدالتي ها در جامعه باشيم ؟
توازن حقوق دستمزد را بايد کدامين ارگان برقرار يا حداقل نظارت نمايد که از خزانه بيت المال پرداخت مي شود؟ مديري که با عالي ترين خودروي دولتي راننده شخصي در اختيار دارد و در بهترين شرايط محيط کار روزانه فقط ساعتي در خدمت مراجعين يا ارباب رجوع است آيا به فکر تهي دستان جامعه است ؟
در فصل تابستان از امکانات رفاهي سوئيت مجلل کنار دريا با خانواده و اقوام نزديک خود استفاده مي نمايد و درديگر شهرهاي زيارتي همچون مشهد مقدس و... از مهمانسراي مجهز رايگان. برخي ها در اين ايام گردش و تفريح هاي زمستانه يا تابستانه، حق ماموريت هم دريافت مي دارند، حال از پاداش هاي محرمانه و کارمندان نورچشمي و نزديک سخن به ميان نمي آوريم که بايد لفافه گويي و رازپوشي و به بيان ساده مصلحت انديشي کرد. جالب اين است در اوج تجمل گرايي ديگران را به ساده زيستي که راه بزرگان دين است دعوت مي کنند. مجلس عروسي دختر خانم يا آقازاده هاي خود را در هتل هاي گران قيمت گردشگري بين المللي يا دعوت چند صد نفر و هديه سوئيچ طلايي خودروهاي خارجي به عروس و داماد و پذيرايي بستني چند هزار توماني از ميهمانان ويژه و چشم روشني و کادوي آنچناني هم بايد باور کنيم نوعي ساده زيستي و ساده پوشي است.
برخي از مديران فعلي بايد از رجال خوشنام سياسي پيشين کشورمان که نامشان در تاريخ مي درخشد درس اخلاق و نوعدوستي بياموزند. ما در گذشته در عالم نوجواني چنان با خود مي انديشيديم که شايد برخي از دولتمردان نمي توانستند حقوق هاي کلان را باگذاشتن کلاه شرعي دريافت دارند.
ظريفي مي گفت: مهاتما گاندي رهبر فقيد هند روزي سوار قطار درجه 3 شد. مسافران عادي که با او مسافرت مي کردند از وي پرسيدند شما که پيشواي مردمي و داراي شهرت جهاني هستيد چرا قطار درجه سه سوار مي شويد؟
او در جواب گفت: زيرا هندوستان قطار درجه 4 ندارد، مجبورم با اين قطار مسافرت کنم. گاندي براي مردم سراسر کشور هند محبوب بود و ساده زيست و نامش در تاريخ جهان جاويد ماند.
پس انسان مي تواند در اوج قدرت و مقام با استفاده از فرصت در خدمت ديگران جاويد بماند تا نامش را به نيکي و خيرانديشي ياد کنند.  
امام حسن (ع) در بحارالانوار ج 78 مي فرمايد: فرصت به شتاب از دست مي رود و ديگر باز نمي گردد.

 


نسخه چاپي ارسال به دوستان