تاریخ 1393/09/15 - سایت های دیگر ارتباط با ما درخواست اشتراکآرشیوشناسنامهصفحه اصلی
نسخه شماره برو جستجو جستجوی پیشرفته  
پاسخ کميته فرهنگي بنياد توسعه سمنان به يادداشت آقاي سيد علي اصغر شريعت زاده

در پي درج مطلب آقاي سيد علي اصغر شريعت زاده که نوعي تعريض به مرکز استان شده بود پاسخي از سوي کميته فرهنگي بنياد توسعه سمنان به روزنامه پيام استان سمنان ارسال شد که آن را بدون هيچگونه دخل و تصرف و صرفا جهت تعاطي افکار منتشر مي سازيم:
متن کامل نامه به شرح  زير مي باشد:
روزنامه  محترم پيام استان سمنان!
با احترام و سلام و عرض خسته نباشيد، در شماره ي 3797 و به تاريخ 93/9/8 در صفحه ي 3، تحت عنوان «شرق استان سمنان و توسعه نامتوازن» مطلبي ازجانب سيد علي اصغر شريعت زاده، چاپ شد که تقاضا دارد طبق قانون مطبوعات، جهت روشن شدن ذهن نويسنده ي محترم و اذهان عمومي، پاسخ آن مقال در همان صفحه درج گردد  
«مظلوميت هميشگي سمنان»
شکسته بال تر از من ميان مرغان نيست       
دلم خوش است که نامم کبوتر حرم است  
جناب شريعت زاده! و همه ي شريعت زاه هاي ارجمند و وطن دوست و دوستدار حق و حقوق انساني  
با احترام و سلام و عرض ارادت و خالصانه ترين درودهاي قلبي، باور بفرماييد که مشي «بنياد توسعه ي سمنان» بناي کاخ آرزوها بر خرابه هاي زندگي ديگران ، به ويژه همکيشان و هموطنان و علي الخصوص هم استاني هاي اهل معرفت به ظاهر مرفه اما در باطن محروم، نيست چون اگر هر نقطه از استان که جاي خود دارد بلکه هر گوشه اي از جهان که مردم در آبادي و امنيت و سلامت باشند ، در روابط متقابل به سود ماست. پس منطقي نخواهد بود که خرابي آنان را چون مقدمه ي خرابي ما خواهد بود.
با همين تفکر، همه ي ديگر انديشي ها، شعارهاي بهت آور احساسي و حتي دشنامها را و اقدامات «آب زيرکاهي» را ديده ايم و تحمل کرده ايم و لب فروبسته ايم، چرا که گفته ايم: آنان که نمي دانند يا ادعا به مطلوب مي کنند و خواهان کرسي هاي پايه بلندترند، معذورند اما «شريعت زاده» که مي داند و کتاب پرارج «فرهنگ مردم شاهرود» را نوشته و اهل قلم و پژوهش است و مي داند که نبايد انداخت چرا سنگ مي اندازد ؟ و شعارهاي احساسي ويژه ي عناصر هيجان زده را به قلم ميآورد؟ در حالي که هم جناب شما و هم مخلصانتان مي دانند که در عالم پژوهش:
دلايل قوي بايد و معنوي                      نه رگ هاي گردن به حجت قوي
جناب شريعت زاده! نوشته ي شما بيش تر شوخي و تعريض را ماند و گرنه نيک مي دانيد که صدها کميته ي فرهنگي بنياد توسعه ي سمنان در جنب نماينده ي محترم شاهرود که هم سخت مورد توجه رئيس مجلس است و هم رئيس فراکسيون اصول گرايان « رهروان ولايت و هم عهده دار مسئوليت مرکز پژوهش هاي مجلس شوراي اسلامي، حکايت پشه و فيل را ماند، حال انصاف دهيد که آيا سمنان مي تواند در مقابل چنين نماينده اي حقوق شاهرود را ناديده بگيرد؟ و اگر چنين است که ميخ شاهرود با چنين پس کوبي کارا نيست، شرط عقل آن است که تدبيري ديگر انديشيده شود.
پژوهشگر عزيز!
حکايت مرکز استان، «الگانس» نيروي انتظامي را ماند که درونش نيروي انتظامي را کشته و بيرونش، مردم را! و حال، شرح پريشاني سمنان است. راستي کجا هستي که ببيني حتي حريم واداي السلام سمنان را با عنايت برخي دوستان براي شهرستان تازه تاسيس «سرخه» قباله نوشته اند; يعني، سمنان غبارو آلودگي کارخانه هاي گچ را تحمل مي کند اما عوارض آنها به کيسه ي سرخه مي رود!
وضع اسفناک و رقت انگيز ورودي و خروجي هاي سمنان را که مشاهده فرموده ايد؟ که به مدخل روستا مي ماند و بسيار بعيد است که ندانيد بودجه ي تخصيصي آن را اداره کل و راه و ترابري استان سمنان مستقر در شاهرود! در کجا مصرف کرده است؟  
ارجمند گرامي!
حضرت علي (ع) فرمودند: خدا رحمت کند کسي را که حد خود بشناسد. کجا ديده ايد که چند اداره ي کل استان نه در مرکز استان بلکه در يکي از شهرهاي اقماري مستقر باشد . وانگهي، کي شنيده اي که يکي از شهرهاي اقماري خود را با مرکز استان که ملزومات و ضروريات قانوني دارد مقايسه کند. نام اين تلقيات چيست؟ استدلالي است يا عرفي يا منطقي؟
جناب سيد گرامي!
مصوبه ي بناي ورزشگاه پانزده هزار نفري سمنان ، دو سال زودتر از تصويب بناي ورزشگاه شاهرود بوده است و مي بايست در دوره ي دولت دهم افتتاح مي شده و مورد بهره برداري قرار مي گرفته است! اما اين نکته را نمي دانيد که چرا تاکنون از بازگشايي آن تعلل کرده اند ؟ بگذاريد که براي حفظ خيلي مسائل بيش از اين قضاياي تاسف بار را  باز نکنيم.
فرودگاه مظلوم سمنان را چه ؟ آيا مي داني که القاي چه مرجع و ماخذي است که راه اندازي آن توجيه اقتصادي ندارد چون گويا جمعيت شهر سمنان که بيش از نفوس شهر شاهرود است فقط به تهران مي روند ! و اگر دهها هزار نفر آنان زاير خانه ي خدايند و مسافر عتبات عاليات ، ان شا» الله «طي الارض» مي کنند. و مصوبات عديده اي که در سمنان مختل مانده و بيان دردمندانه اش جز آزردگي خاطر و اطاله ي کلام نيست چنانچه بخواهيد، فهرست مي شود.  
اما در مورد اعتبارات ، هم سمنان و هم شاهرود ، دو سال است که به قرار اطلاع مصوبه اي ندارد پس:
بيا سوته دلان! گرد هم آييم              که حال سوته دل ، دل سوته داند
چون اعتباري نيست، دعوايي هم نيست زيرا خاستگاه فکري ما آن است که: «خدايا نه به من بده و نه به همسايه!»
وانگهي، جناب عالي به ضرس قاطع مي دانيد که مقامات عالي و ارشد استان سمنان، اغلب غير سمناني اند و در جمع آنان از اهالي محترم شاهرود هم در راس امورند و خدمات صادقانه آنها نيز در حق شاهرود اظهر من الشمس است. اگر چنين نيست، مي توان وارد مصداق ها شد و عبرت ها ديد. دربارهي بيکاران شرق و غرب. شمال و جنوب استان هم صلاح در اين است که به آمارهاي مستند و علمي مراجعه شود و علت و معلول ها هم مورد بررسي قرار گيرد که اگر چنين باشد، همدردي کافي نيست بايد گوينده ي مسئول همت کند. صرف گفتن، فرار به جلو و پاک کردن صورت مسئله و آشوبيدن منطقه است. به هرحال، اين آمارها، آينه و سند ناکارآمدي مسئولاني است که عهده دارمسند شده اند.  
اما راجع به آراي دکتر روحاني در انتخابات رياست جمهوري ، مهم اين است که ايشان حائز اکثريت آرا و برنده ي انتخابات و رئيس جمهور کشور است . واکنون رياست ايشان بر قاطبه ي مردم شريف ايران ، شمول و تسري دارد. اما چون جناب عالي اهل قلم و تحقيق هستند مزيد آگاهي تان ، آمار آراي اخذ شده به قرار ذيل تقديم مي شود (از رقم هاي اعشاري صرف نشر شد) :  
1- سرخه    80%    2- سمنان    50%            3- مهدي شهر  45/5 %    
4- شاهرود   38%               5- گرمسار    37%           6- آرادان     35%  
7- ميامي    32%    8- دامغان   31%  
درباره ي پيشنهاد جناب عالي در اعزام هيئت پژوهشي به سمنان و نيز شاهرود تا بن دندان و عمق جان با شما موافق و هم عقيده ايم . آن شمشير تيز حساب و اين هم گردن نازک و نحيف ما تا مشخص شود که چه عواملي موجب ايستايي و رکود کارها و مختل ماندن طرحها و مصوبات و حيف و ميل ثروت ملي شده است.  «عندالامتحان يکرم الرجل اويهان»
خوش بود گر محک تجربه آيد به ميان                
تا سيه روي شوي هر که در او غش باشد  

با احترام: کميته فرهنگي بنياد توسعه سمنان  


نسخه چاپي ارسال به دوستان