تاریخ 1393/06/22 - سایت های دیگر ارتباط با ما درخواست اشتراکآرشیوشناسنامهصفحه اصلی
نسخه شماره برو جستجو جستجوی پیشرفته  
گلايه هاي رئيس جمهوري از استادان دانشگاه ها و چند نکته

از اينکه دولت يازدهم با تمامي قد در مقابل استکبار جهاني ايستاده است و از منافع ملت و نظام جمهوري اسلامي جانانه و خردمندانه دفاع مي کند ، به سهم خود سپاسگزارم. اما در مورد گلايه هاي رئيس جمهوري از استادان دانشگاه ها، که چندي پيش رسانه اي شد مواردي به نظرم رسيده است که به آن ها اشاره مي کنم.  
يک عضو هيات علمي دانشگاه، پس از عبور از هفت خان رستم،  گزينش هاي هسته مرکزي وزارت علوم و شوراها و کميته هاي آشکار و پنهان تخصصي و غيرتخصصي ، وارد دانشگاه و مراکز آموزش عالي و تدريس و پژوهش مي شود.  از نقطه نظر علم روانشناسي و صيانت نفس و حفظ امنيت شغلي و موقعيت هاي اجتماعي، برحسب «نوع شخصيت» از اينکه تا چه ميزان محافظه کار و يا شجاع و داراي پشتوانه هاي علمي و مادي و معنوي است، بسياري از کاستي ها و نارسائي ها و حتي ظلم هايي را که در گزينش و ارتقا» و پايه هاي شغلي نسبت به او روا داشته شده است، ناديده مي گيرد و به اصطلاح دندان روي جگر مي گذارد و دم برنمي آورد.  در چنين شرايطي اکثريت قريب به اتفاق اساتيد دانشگاه ها و به ويژه آن عده از جديدالاستخدام ها، به محض دريافت حکم «برنامه تدريس» به سراغ جزوه نويسي، کتاب و منابع «طرح درس» و تکميل پرونده پژوهشي، مطالعه مقالات و کتاب هاي درسي و مشارکت هاي اجتماعي، فرهنگي و گاه سياسي «درون سازماني» مي روند. پاره اي از اين اساتيد، دائما از اينجا به آنجا سفر مي کنند; يکي از شرق و ديگري از غرب با اتوبوس، سواري، هواپيما و قطار در حرکت و جابجائي و مشغول رتق و فتق امور زندگي و «نان آوري» براي خانواده و افراد تحت تکفل هستند و بنابر اين فرصتي براي اعتراض، نامه نگاري، عريضه نويسي و درد دل برايشان باقي نمي ماند.
از سوي ديگر سازمان ها و نهادهاي گوناگون، سايه به سايه درصدد کشف خطاها و اشتباه ها و لغزش هاي رفتاري، کرداري و شخصيتي اعضاي هيات هاي علمي دانشگاه ها و به ويژه تازه واردها هستند و از برخي دانشجويان خواسته مي شود تا در مورد اساتيد خود، از حيث پوشش اسلامي، رفتار و شيوه تدريس، حضور به موقع در کلاس هاي درس و مطالب تدريس، گزارش تهيه کنند و تحويل دهند.   بديهي است، اساتيد دانشگاه ، هميشه دست به عصا در دانشگاه راه رفته اند و نقطه ضعف و «آتو» به دست کسي نمي دهند!البته، در شرايط فعلي و با روي کارآمدن دولت يازدهم و تاکيد مقام معظم رهبري و رئيس جمهوري تا حدي اين مسئله برطرف شده است و اعتراض ها و شکوائيه ها و گله مندي هايي از قسمت هاي گوناگون دانشگاه ها به ويژه در قسمت بازنشستگي، به گوش مسئولان مي رسد. تا قبل از روي کارآمدن دولت يازدهم، کارگزيني ها به استناد چند بخشنامه عده کثيري از اساتيد پرتوان و پرقدرت و مسبوق به علوم جديد و قديم را به طور فله اي، بازنشسته و به جاي آنان، از اساتيد حق التدريس استفاده مي کردند، اميد است، در دولت يازدهم اساتيد بتوانند حرف هاي اصولي خود را از راه تصوير و قلم، به رويت مسئولان محترم و به ويژه به رئيس جمهوري برسانند. 
در حالي که عده اي اساتيد دانشگا ه ها مطالب خود را براي مجلات و نشريات معتبر علمي و فرهنگي (ISI)  مي فرستند تا پس از بررسي و تاييد و چاپ، يک امتياز پژوهشي محسوب شود و از اين طريق، حقوق هايشان حداقل يک «پايه» و «چند تومان» افزايش يابد، براي عده اي ديگر ارتباط با جرايد اصولا مفهوم عقلي ندارد از اينرو براي مطبوعات وقت نمي گذارند و اگر احيانا افرادي، مقالات خود را براي روزنامه ها مي فرستند، يکي از دلايل آن تايپ و نشر و جمع آوري سريال ها و «پرينت ها» و در نهايت تدارک يک و يا چند جلد کتاب به همت صاحبان و مسئولان جرايد است.
شم نويسندگي و عريضه نويسي در نظام علم و ادب، يک «هنر» لطيف و حساس و پر رمز و راز محسوب مي شود و داراي شرايط و عوامل خاص است. از اين رو، هر کسي جرات قلم در دست گرفتن و درد دل کردن را ندارد. چه بسا يک استاد در نامه اعتراضيه خود يک واژه «نازيبا» و يا با «غلط» املائي بنويسد و سپس مورد تمسخر و هجو و جارو جنجال ديگران قرار گيرد.   کما اين که از قديم گفته اند «ديکته ننوشته، غلط ندارد!»  عده اي از کارکنان اداري و کادر آموزشي و پژوهشي ،  بنا به دلايلي ، يک «ايراد کوچک» را بسيار بزرگ مي کنند و با تهيه کپي و پخش آن در ميان دانشگاهيان، با آبرو و حيثيت استاد بازي مي کنند!
همچنين نبود اطلاعات کافي در مورد موضوع هاي خاص و عدم دسترسي به ريشه يابي و تجزيه و تحليل اوضاع و احوال روز از مشکلات استادان دانشگاه محسوب مي شود. در بيشتر موارد، بخشنامه ها و آئين نامه ها و دستور العمل ها به موقع و به طور کامل به دست اساتيد دانشگاه ها نمي رسد، تا مورد نقد و بررسي قرار گيرد. اما براي بهبود وضعيت دانشگاه ها و ارزش گذاري به اساتيد و خدمتگزاران جوامع فرهنگي، پيشنهادهايي دارم:   
کانون اساتيد دانشگاه ها، با اهداف خيرانديشي و رفاه عمومي و پيشبرد برنامه هاي علمي و فرهنگي و برگزاري سفرهاي داخلي و خارجي، در کنار وزارت علوم و فناوري و تحقيقات تاسيس شود و از تجربه هاي افراد بصير و خبير براي توسعه مراکز آموزشي استفاده به عمل آيد. البته در چند سال گذشته کانوني تحت عنوان «مجمع اعضا هيات علمي دانشگاه ها»، در کنار وزارت حضور داشته و فعاليت هاي چشمگيري را در جهت حفظ منافع اعضاي هيات علمي دانشگاه ها آغاز کرده است، ولي معلوم نيست که آيا وزارت علوم از اين مجمع استقبال خواهد کرد يا خير؟    استقلال دانشگاه ها، از نقطه نظر سياسي، اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي به طور رسمي اعلام و دست تمامي گروه ها و احزاب و دستجات و فرقه ها که به نوعي در اهداف و برنامه هاي مستقل وزارت علوم خدشه وارد مي سازند، کوتاه و مانع دخالت آنان در گزينش دانشجو و استاد شود.   همچنين با صدور بخشنامه و يا «فراخوان ملي» تمامي افرادي که عليه آنان پرونده سازي و يا جوسازي شده است، به ويژه اساتيد بازنشسته دانشگاه هاي سراسري بار ديگر به کار دعوت شوند و از تجربيات آنان در شوراهاي مشورتي و در گروه هاي آموزشي و پژوهشي، استفاده شود. براي تمامي اعضاي هيات علمي بازنشسته که مجددا به کار دعوت مي شوند، هيچگونه محدوديت سني و شرايط سخت و خسته کننده و مايوس کننده در نظر گرفته نشود. دانشگاه ها مي توانند براي اعضا» هيات علمي بازنشسته، چه آن دسته از افرادي که در حال حاضر مشغول تدريس و يا پژوهش هستند و چه آنان که در خارج از دانشگاه به کار ديگري مي پردازند، محل مناسب در يکي از سالن ها و يا اطاق هاي امور رفاهي دانشگاه ها در نظر گرفته شود تا بر حسب تمايل، به هنگام ضرورت، به ويژه در مراسم خاص، اجتماع تشکيل دهند و از حال و احوال يکديگر با خبر شوند. 
فيضعلي مداح  عضو بازنشسته هيات علمي دانشگاه سمنان


نسخه چاپي ارسال به دوستان