تاریخ 1393/04/25 - سایت های دیگر ارتباط با ما درخواست اشتراکآرشیوشناسنامهصفحه اصلی
نسخه شماره برو جستجو جستجوی پیشرفته  
قدر قرآن و منزلت شب هاي قدر
   نويسنده : محمد حسن دري

در گذر روزها و هفته ها و ماه ها و سال ها، گاهي لحظه هايي سرنوشت ساز مي گذرد که انسان را، جامعه را و گاهي تاريخ را عوض مي کند. لحظه هايي جدا از لحظه هاي ديگر. با آب و رنگ خدايي، با ويژگي هاي استثنايي... سرشار از آگاهي و اقبال و توجه و حضور و انتخاب و ارزش شناسي و ارزش آفريني و خودسازي.
اي قرآن،  اي تحفه آسماني و اي هديه رحماني، تو را خداي جهان براي زنده کردن دل ها و بازکردن گوش و چشم انسان ها فرستاد. تو تور هدايت و راهنماي سعادت ما هستي تا ما را از منزل حيواني به درجه انساني و جوار رحماني برساني دريغ اگر قدرت را نشناسيم و به قدر راه نيابيم.
رمضان، ماه بازگشت به خويشتن و پرداختن به خداست. در اين ماه، بايد رنگ و بوي خدايي بگيري، از ميان ماه ها ماه رمضان و از شب ها « شب قدر » اهميت خاصي دارد. اين شب را بايد زنده نگه داري، احيا کني، از شام تا بام بيگانه با خواب باشي و نا آشنا با غفلت.
شب نوزدهم اول شب هاي قدر است و شب قدر همان شبي است که در تمام سال شبي به خوبي و فضيلت آن نمي رسد و عمل در آن بهتر است از عمل در هزار ماه و در آن شب تقدير امور سال مي شود و ملائکه و روح که اعظم ملائکه است در آن شب به اذن پروردگار به زمين نازل مي شوند و به خدمت امام زمان عليه السلام مشرف مي شوند و آن چه براي هرکس مقدر شده است بر امام عليه السلام عرض مي کنند.
اعمال شب قدر بر دو نوع است: اعمال مشترک در سه شب و اعمال خاص هر شب.  
شب بيست و يکم فضيلتش زيادتر از شب نوزدهم است و بايد اعمال آن شب را از غسل و احيا» و زيارت و نماز هفت قل هوالله و قرآن بر سر گرفتن و صد رکعت نماز و دعاي جوشن کبير به عمل آورد و در بعضي از روايات وارد شده است که دعاي جوشن کبير را در اين سه شب بخوانند و نيز تاکيده شده جد و جهد در عبادت در شب بيست و يکم و شب بيست و سوم چرا که شب قدر يکي از اين دو شب است. در چند روايت است که از معصوم سوال کردند که معين فرماييد که شب قدر کدام يک از اين دو شب است، تعيين نکردند بلکه فرمودند  
« ما ايسر ليلتين فيما تطلب » يا آنکه فرمودند ما « عليک ان تفعل خيرا في ليلتين» لذا اگر در شب قدر سرنوشت ها تعيين مي شود، خودت نيز در اين تعيين سرنوشت، سهيم و شريکي بسته به اين است که در اين شب، چه بخواهي و چگونه بودني را «انتخاب» کني و کدام «قدر» و ارزش را براي خود «مقدر» نمايي  
خواجه عبداله انصاري در مورد شب قدر مي گويد: امشب، شب نوازش بندگان است، هنگام پذيرفتن توبه گناهکاران است وعده گاه آشتي جويان است. هنگام ناز شيفتگان و راز دوستان است، در تمام شب قدر داعيان را اجابت وسائلان را عطيت و مجتهدان را معنويت و مطيعان را مثوبت و عاصيان را مغفرت و محبان را کرامت است.اگر از مطيعاني بر طاعت بيفزاي و اگر گنهکاري، دست از معصيت بشوي و برکات ليله القدر را درياب !

ابرمرد عدالت- شهيد رمضان
  
21 رمضان سالروز شهادت سرطلايه دار مکتب امامت، وصي و جانشين آخرين پياور آور الهي حضرت علي بن ابيطالب (ع) است. در اين مقال کوتاه زندگي 63 ساله حضرت را به صورت گذرا مرور مي کنيم تا به بهانه سالروز شهادتش جلوه اي از بي نهايت آثار وجودي اش را بازگوييم.
نحوه ولايتش منحصر به فرد است او فرزند کعبه است و در داخل بيت الهي و همانجا که ابراهيم خليل آن را به فرمان خداي خويش معمور ساخت قدم به عرصه ي گيتي گذاشته است و تاريخ نظير اين تولد را سراغ ندارد. دوران کودکي او در دامان امين وحي حضرت محمد بن عبدالله (ص) سپري شده است. او محرم اسرار پيامبر از زمان هاي قبل از نبوت بود و در بسياري اوقات حتي با حضرت در حرا حضور مي يافت و شاهد راز و نيازهاي شبانه او با معبودي ناشناخته بود و آن زمان هم محمد (ص) از سوي حضرت حق ماموريت هدايت امت را يافت علي (ع) نيز در حرا حضور داشت اما خواب عميقي او را در خود فرو برده بود. امام علي (ع) پس از آنکه از مسئوليت عموزاده خويش آگاه شد، در حالي که کودکي 10 ساله بيش نبود بدون چون و چرا به دين او ايمان آورد و افتخار نخستين مسلمان بودن را براي خود ثبت نمود. در طول سيزده سالي که پيامبر (ص) در مکه دين خود را تبليغ مي نمود علي (ع) همچون سايه ي ملازمت پيامبر را بر خود واجب و ضروري مي دانست و لحظه اي از وي فاصله نمي گرفت. در طول اين سال ها او با کمک رسول خدا (ص) بت هاي فراز بام کعبه را به زير افکند در بسياري از شب ها و بيشتر در سه سال محاصره اقتصادي شعب ابيطالب به دستور پدر بزرگوار خود در بستر پيامبر مي خوابيد تا وجود حضرتش از گزند قريشيان در امان باشد. او در سفر ده ماهه طائف نيز در رکاب حضرت بود. اوج جان نثاري علي (ع) در شب هجرت پيامبر بود. او با وجودي که مي دانست سران قريش براي از بين بردن رسول خدا (ص) متحد شده اند، خطر حتمي را براي حفظ پيامبر بر جان خويش خريد و در بستر حضرتش خوابيد تا حضرت توانست به سلامت از مکه خارج و به مدينه هجرت نمايد. خداوند به ايثار علي (ع) در اين شب آفرين مي گويد و آيه «و من الناس من يشتري نفسه ابتغا»...» را در عظمت ايثار آن امام در ليله المبيت نازل مي کند. در دوره ده ساله هجرت تا رحلت پيامبر غزوات و سراياي مختلفي بر اسلام تحميل شد. که در اکثر آنان علي (ع) علمدار سپاه اسلام بود. يار بي نظير رسول خدا (ص) در دوره ده ساله مدينه افتخار برادري و دامادي رسول خدا را نيز يافت. هنوز سالي بر هجرت بيش نگذشته بود که سپاه سيصد و سيزده نفري مسلمين در نزديکي چاه هاي بدر با سپاه صدها نفره ابوسفيان روبرو شدند در اين جنگ پرچم اصلي نبرد به دست با کفايت اميرمومنان سپرده شد. در جنگ بدر بسياري از قريش با شمشير رعد آساي علي (ع) از پاي درآمدند. سال سوم هجرت نبرد احد آغاز شد. سران قريش تصميم دارند که براي خونخواهي کشتگان بدر نبرد ديگري با رسول خدا (ص) سامان دهند. بالغ بر سه هزار نفر با سرداري ابوسفيان راه مدينه را در پيش گرفته و در دامنه احد مستقر شدند.ياران رسول خدا نيز براي مقابله با دشمن در خارج مدينه اردو زدند در اين جنگ علي (ع) علاوه بر مسووليت جناحي از جنگ حفاظت از شخص پيامبر (ص) را نيز عهده دار بود. در غزوات بني نضير و بني المصطلق نيز علي (ع) بسياري از سران عرب را به خاک افکند. تا اينکه جنگ احزاب (خندق) پيش آمد.
در خندق دشمن زخم خورده صلاح در آن ديد که متحد و يکپارچه در مقابل رسول خدا (ص) و ياران او قرار گيرد. قبيله هاي گوناگون با افکار متفاوت گردهم آمدند و هرکدام با فرستادن سرباز لشگري چند هزار نفري را براي نبرد با اسلام رهسپار مدينه نمودند رئيس اين لشکر ابوسفيان بود - تنها گذرگاه عبور به مدينه از دامنه کوه هاي «صلع» بود که پيامبر به پيشنهاد سلمان فارسي دستور داد که در کنار آن خندقي حفر کردند تا راه ورود دشمن مسدود شود. اين نبرد اسلام و نيز علي (ع) را به اوج رساند. در اين جنک عمربن عبدود سردار نامي و جنگجوي بي حريف رجز مي خواند و براي نبرد رقيب مي طلبيد رجز خواني عمر سه بار تکرار شد و از لشکر رسول خدا (ص) هرسه بار علي (ع) آمادگي خود را براي نبرد با عمر اعلام کرد. در آخرين مرحله پيامبر عمامه خود را بر سرعلي گذاشته و ذوالفقارش را در اختيارش گذاشت. در جنگ خيبر که در سال هفتم هجرت روي داد ابتدا پيامبر پرچم نبرد را در دو روز پياپي به دست دو تن از صحابه خويش سپرد اما هر دوي آنها بدون ظفر بازگشتند علي (ع) در شروع اين نبرد به چشم دردي شديد مبتلا بود. پيامبر (ص) که چاره خيبر را در اعزام امام (ع) مي ديد با دعايي سلامتي چشمان علي (ع) را به او برگرداند. پس از آن علي (ع) به سوي خيبر شتافت و در گام اول «مرحب» يهودي را از مرکب به زير افکند و از پاي درآورد و به دنبال آن درب بسته شده قلعه خيبر را گشود ومسلمين بر يهود پيروز شدند.

علي (ع) تنها در نبرد نبود که سردار ميدان ها بود. براي او در دانش و فضل هماوردي وجود نداشت و در عدل و عدالتخواهي تاريخ براي او نظيري نيافته است. در غدير و در حجه الوداع او از جانب خداي تعالي و توسط پيامبر (ص) استمرار رهبري امت را عهده دار شد اما طولي نکشيد که همزمان با رحلت پيامبر (ص) سقيفه شاهد شورايي شد و دستور پيامبر که از سوي باري تعالي دريافت شده بود در روز رحلتش نقض گرديد. امام علي (ع) سي سال پس از رسول خدا زندگي کرد. اما امت 25 سال از رهبري بي بديل او بي بهره بود و در 5 ساله خلافت حضرت نيز با توطئه هايي که برايش تدارک شده بود فقط پرتويي از عدالت علوي در جامعه هويدا شد.
در روز 21 رمضان ذخيزه شوم مارقين در مسجد کوفه چهره مبارکش را با خونش رنگين نمود ودر 21 رمضان آثار زهر شمشير «ابن ملجم» به عمق وجود مقدس حضرت راه يافت و او را به شهادت رساند.

وصيت مولا علي (ع) در بستر شهادت خطاب به امام حسن (ع) و امام حسين (ع) 
شما دو فرزندم را به تقواي الهي توصيه مي کنم. دنيا را پي مگيريد حتي اگر به شما روي آورد و از هرچه از دنيا است و از دست مي دهيد افسوس نخوريد براي حق بگوئيد و به انگيزه پادش کار کنيد، ستم گر را دشمن و ستم ديده را يار باشيد. شما هردو وديگر اعضاي خانواده و تمام کساني را که اين وصيت مرا دريافت خواهند کرد. به تقواي الهي به نظم در جريان کارها و ايجاد صلح و وحدت در ميان صفوف خود توصيه مي کنم که از جدتان شنيدم که فرمود: «آشتي ميان دوتن از هر نماز و روزه اي ارزشمندتر است» خداي را، خدا ي را، درباره يتيمان، مبادا که گاه به گاه دهانشان را بي قوت بگذاريد يا در حضورتان تباهي شان را شاهد باشيد. خداي  را، خداي را، درباره همسايگانتان، که مورد وصيت پيامبر شمايند، همواره درباره آنان سفارش مي کرد. چنان که پنداشتيم که ديري نپايد که در رديف ميراث برانشان نشاند، خداي را، خداي را، درباره قرآن; مبادا که در عمل بدان، بيگانگان بر شما پيشي گيرند. خداي را، خداي را، درباره نماز که ستون پايه دين شماست. خداي را، خداي را، درباره خانه پروردگارتان، تا هستيد خلوتش مگذاريد. که اگر آن خانه را وانهيد، جايگاه چشمگيري در جهان نيابيد. خداي را، خداي را، درباره جهاد در راه خدا، باخواسته و جان و زبانهاتان و برشما باد همبستگي و فداکاري متقابل و زنهار از گسستگي و پشت کردن به همديگر. هرگز از امر به معروف و نهي از منکر دست برمداريد که در آن صورت سلطه بدان بر شما شکل گيرد و از آن پس هيچ دعايتان مستجاب نشود. شما هر دو فرزندم را به تقواي الهي توصيه مي کنم، دنيا را پي مگيريد. اي فرزندان عبدالمطلب مبادا که با بازگفت پياپي اميرالمومنان کشته شد، اميرالمومنان کشته شد، در خون مسلمانان غوطه ور شويد به هوش باشيد که به خونخواهي من جز از قاتلم هيچ کسي نبايد کشته شود. هرگاه از اين ضربت او جان دادم، ژرف بنگريد که در برابر ضربت او، تنها يک ضربت بزنيد، مبادا که آن مرد مثله شود که من از خود رسول خدا - که درود خدا بر او و خاندانش باد- شنيدم که فرمود: «از مثله کردن- هرچند سگي گزنده باشد بپرهيزيد».

نامه 72 نهج البلاغه  

 


نسخه چاپي ارسال به دوستان