تاریخ 1390/09/02 - سایت های دیگر ارتباط با ما درخواست اشتراکآرشیوشناسنامهصفحه اصلی
نسخه شماره برو جستجو جستجوی پیشرفته  
يادداشت
اينجا سمنان است...

روح اله ساعدي

اين جا که ما در آن زندگي مي کنيم، نامش سمنان است. مي گويند، بايد يکي از شهرهاي افتخارآميز منطقه باشد و نامش را هم سمنان، شهر نمونه اخلاق گذاشته اند. پس بايد باعث اعتبار و آبرو استان باشد. اما شايد اگر آنها که اين شعارها را مي دهند، فرصت داشتند که با وسيله نقليه عمومي و مثل بقيه شهروندان، صبح تا شبي را وقت بگذارند و از کوچه پس کوچه هاي جنوبي ترين نقاط شهر تا ازدحام ميانه شهر و شمالي ترين نقطه مي گشتند، شايد در شعار دادن قدري بيشتر احتياط مي کردند.
اين جا سمنان است مرکز استاني که در آن متاسفانه خيلي از شهروندان در خيابان ها و ميادين پر از دست انداز و چاله و چوله آن، بد رانندگي مي کنند. فرهنگ بد رانندگي کردن دارد به يک عادت تبديل مي شود. هر چند که پليس راهنمايي و رانندگي شهر تمام تمرکز و فعاليت خويش را براي اصلاح وضعيت بد رانندگي در شهر انجام مي دهد.
اين جا سمنان است، ارتفاع خانه هايش 10 برابر پهناي برخي کوچه هاي آن است و شهر در خودروها غرق شده است و انگار هيچ غريق نجاتي هم نيست و آرام آرام شهر تبديل به يک نمايشگاه بزرگ خودرو مي شود. از جديدترين ماشين هاي مد روز با فرم شاسي بلند گرفته تا پيکان مدل پايين در کوچه ها و خيابان هاي شهر جولان مي دهند.
اين جا سمنان است و برخي شهروندان در شهر با هم مهربان نيستند. رانندگان حقوق مسافران را رعايت نمي کنند و مغازه داران حقوق مشتريان را. انگار همه آماده اند تا با تلنگري با هم نزاع کنند. احترام معنايش را از دست داده است و يا لااقل کمرنگ شده است. جوانان حرمت بزرگترها و پا به سن گذاشته ها را لزومي نمي بينند که رعايت کنند. در خيابان و برخي از اماکن که راه برويد، آشکارا ناسزا مي شنويد. فرهنگ مودبانه حاکم نشده است. شهروندان حرف هم را به آساني باور نمي کنند. کاسب ها براي فروختن چند جنس بنجل و کيفيت پايين، همه مقدسات را وسط مي کشند. در ادارات دولتي، هيچ حرف ساده اي، بدون مدرک مستند و سند مستدرک ممهور به مهر برجسته، قابل قبول نيست. اصل بر اين است که همه دروغ مي گويند، مگر اين که خلافش ثابت شود.
اين جا سمنان است. مرکز استاني با علم و فرهنگ بالا و تمدن غني، اما هيچ نشاني از مليت و تمدن ايراني و حتي اسلامي در معماري ساختمان ها و خانه هايش نيست. هيچ خياباني مثل آن خيابان ديگر نيست و هيچ کوچه اي مثل کوچه بغلي نيست و اصلا هيچ ساختماني شبيه ساختمان کنار دستي اش يافت نمي شود. هر کس هر طور که دلش مي خواهد، خانه مي سازد. حتي در طرح بزرگ مسکن مهر، هيچ نشاني از تمدن ايراني و فرهنگ اسلامي يافت نمي شود. ساختمان هاي چند طبقه را مي سازند در داخل کوچه 6 متري! اين که ساکنان چه طور بايد در خيابان تنگ و تاريک آمد و شد کنند و چه ترافيکي از نظر پارک خودروها خلق مي شود، چندان مهم نيست. مهم اين است که ارزش ملک شيرين باشد.
اين جا سمنان است و نيروهاي امنيتي و امدادي مدام هشدار مي دهند به شهروندان در رابطه با مسائل گوناگون که مراقبت باشند.
اين جا قرار بود که امن ترين نقطه کشور باشد و هنوز هم خيلي ها معتقدند که سمنان، امن ترين و حتي گران ترين شهر در کشور براي زندگي است، اما در همه شعب بانک هاي سر به فلک کشيده اش، هشدارهاي امنيتي را به در و ديوار چسبانده اند و قيمت ميوه و اقلام آن روز به روز سير صعودي به خود مي گيرد!
بله اين جا سمنان است. محله به محله اش با هم فرق مي کند، در هر بخش شهروندانش يک طور لباس مي پوشند و يک طور حرف مي زنند و يک طور رفتار مي کنند و يک طور مي رانند و يک طور ساختمان مي سازند و...
به نظر شما آيا اين شهر به هويت نياز ندارد. آيا اين شهر به اصطلاح نمونه اخلاق به برنامه اي کلان نياز ندارد. در همه ابعاد آن نياز به بازنگري نيست. احياي و طرح آزادسازي امامزاده يحيي (ع) در جاي خود مطلوب است، اما آيا تنها با تصويب، اعلام و ملزوم کردن فلان دستگاه و... مي توان کاري را از پيش برد. اگر اين راه حل کارساز بود که کار به اينجا نمي کشيد.
به هر حال، بي خيال طرح جامع و برنامه ريزي شهري و اصلاح فرهنگ شهروندان و احياي تمدن ايراني و اسلامي! چيزهاي ديگر اين شهر را بايد چسبيد.
اصلا همين برگزاري مراسم ماه محرم و عزاداري آقا ابا عبداله الحسين (ع) که در هر گوشه اين شهر به شکلي برگزار مي شود و هرگز نخواستند و نگذاشتند که اين مراسم به صورت کلي و نمادين در شهر برگزار شود. به هر حال بي خيال، محرم امسال را بچسبيد که پيامک آمده:
حسين جان! ارباب، صداي قدمت ميآيد، هنگامه اوج ماتمت ميآيد، ما در تب داغ و غم تو مي سوزيم، چند روز ديگر محرمت ميآيد.


نسخه چاپي ارسال به دوستان