تاریخ 1390/08/29 - سایت های دیگر ارتباط با ما درخواست اشتراکآرشیوشناسنامهصفحه اصلی
نسخه شماره برو جستجو جستجوی پیشرفته  
آذري خطاب به بازيکنان ذوب آهن:
نهايت آرزويتان پرايد هاچ بک اناري بود!

مديرعامل سابق باشگاه ذوب آهن در نامه اي خطاب به بازيکنان اعتصاب کننده ذوب آهن نوشت: «کاسه گدايي در دست گرفته ايد يا در تعويض اتومبيل هاي تازه وارد شده از هم رزمانتان در ديگر باشگاه ها عقب مانده ايد که چنين گردن فرازي مي کنيد و نواي بي نوايي سر مي دهيد؟!»  
به گزارش جام نيوز به نقل از ايمنا، سعيد آذري، مديرعامل باشگاه استيل آذين سمنان در اعتراض به اعتصاب بازيکنان ذوب آهن و مصاحبه هاي مالي اعضاي اين تيم اطلاعيه اي صادر کرد و در آن به شدت به برخي بازيکنان ذوب آهن که قديمي اين تيم هستند تاخت و آنها را مورد سرزنش قرار داد. متن اين نامه را در زير بخوانيد:
مدت هاست که درباره ذوب آهن مي شنوم و مي بينم و دم بر نميآورم، چرا که همواره در طول جدايي ام از اين باشگاه که بخش مهمي از زندگي ورزشي من چه در دوراني که پيراهن آن را به عنوان ورزشکار به تن مي کردم، چه زماني که به عنوان مربي به عناوين عديده داخلي و بين المللي با ذوب آهن دست يافتم و چه زماني که حدود 6 سال به عنوان مديرعامل باشگاه تلاش هايي را براي اعتلاي نام اين باشگاه انجام دادم، بوده است.
هميشه عقيده داشته ام که بايد وجاهت خود را حفظ نمايم چون من با توجه به رعايت اصول اخلاقي ورزش، جوانمردي و عدم ايجاد تنش از ذوب آهن جدا شدم، از ساختاري که حدود 45 سال است براي وجود آن انسانهايي تلاش نموده اند که برخي از آنان ديگر در قيد حيات نيستند و از برخي ديگر حتي خاطره اي نيز در يادها نمانده است.
ولي امروز وظيفه بر من حکم مي کند به عنوان شخصي که هنوز خانواده ام از دسترنج کارگران زحمتکش آن ارتزاق مي کنند لب به سخن بگشايم و در شرايطي که همه دم از اخلاق و مروت و جوانمردي مي زنند به دفاع از باشگاهي بپردازم که بي رحمانه آماج حملات کساني قرار گرفته است که با شرايط بسيار معمولي چه از لحاظ مالي و چه از لحاظ ورزشي پا به اين باشگاه قديمي کشور گذاشته اند.
روزهاي زيادي از حضور بسياري از قهرمانان، مربيان و دست اندرکاران حال حاضر ذوبآهن در اين باشگاه نگذشته است تا آن جا که به ياد دارم برخي از آنان روزگاري آرزوي حضور در تيم هاي ذوب آهن را داشته اند، گروهي که امروز برخي از آنان در حال انبوه سازي به کمک وزارت مسکن و شهرسازي البته با پول هاي ذوبآهن هستد، گروهي که روز اول حضورشان در ذوبآهن را حداقل من هيچ گاه از ياد نخواهم برد.
روزگاري که با لباس هاي معمولي و کفش هاي ملي و پيراهن هاي تترون رنگي حتي خجالت مي کشيدند روبه روي مدير باشگاه قرار گيرند و از قراردادهاي چند صدميليوني صحبت کنند، زماني که با 35 ميليون تومان مي شد با آنان قراردادهاي 2 تا 3 سال امضا کرد و چه خوش بودند که به ذوب آهن آمده اند و در محل زندگي، شهر و بعضا روستاهاي اقامت شان جار افتخار مي زدند که ذوب آهن ما را پذيرفت.
اما چه زود فراموش کردند از کجا آمده اند و آمدن شان بهر چه هست. چه زود فراموش کردند که چه سرمايه گذاري از جيب کارگر، کارمند و بازنشسته براي شان شد تا تبديل شوند به چهره هاي امروزي ژل زده هاي مد روز، ماشين سواراني که نهايت آرزوي شان پرايد اناري هاچ بک بود! چه زود گذشت زماني که خجالتي هاي ديروز تبديل به معترضان امروز شده اند و فرق نمي کند در مقابل چه تريبوني قرار گرفتند، آن چنان مي تازند به سرعت اتومبيل هاي مدل 2012 که هنوز چشم بازار به جمال آن روشن نشده است. برادران بهتر از جان به کجا چنين شتابان؟ چه زود فراموش کرديد که حقوق يک روزتان در حال حاضر مي تواند حتي در برخي از موارد شکم خانواري را براي سه ماه سير کند آن هم نه با تغذيه آنچناني بلکه به آنچه در سفره درويشان پيدا مي شود.
چه شده است؟ اين همه اعتراض براي چيست؟ آيا فراموش کرده ايد که طي سال هاي 88 تا 90 چه بر ذوب آهن رفت و چه گذشت؟ اگر فراموش کرده ايد که واقعا وامصيبتا، کساني که قراردادشان براي 2 سال 180 ميليون تومان بود ناگهان به مرزهاي باورنکردني رسيدند، مرزهايي که همه را انگشت به دهان و مهر حيرت در تاريخ باشگاه ثبت کرد، حتي خودشان فکر نمي کردند اين گونه شود.
حال ذوب آهن بايد تاوان اين سال ها را بدهد، به چه جرمي؟ به جرم اين که اسير سو» مديريت و زياده خواهي شد؟ به جرم اين که تقاضاي مالي نجومي شما را برآورده کرد؟ به جرم اين که مظلوم واقع شده؟ تنها گناه ذوب آهن برآورده کردن آرزوهاي بلندپروازانه شما بوده است شمايي که از وجود خود، به پرورش تان پرداخت و اگر امروز در عرصه ورزش اسم و رسمي داريد، اگر بعضا عضو تيم هاي ملي اين مملکت شده ايد، به خاطر جان فشاني ذوب آهن و ذوب آهني هاست.
و چه بيرحمانه مي تازيد بر اين پيکره در حال ضعف، آري ذوب آهن در شرايط مالي خوبي نيست. قانون به آن اجازه نمي دهد شرايط مالي باشگاه را مهيا نمايد. مدير جديدش که در تنگناهاي شديدي قرار گرفته است با همه تلاشي که مي کند هنوز نتوانسته از پس مشکلات عديده اين سال ها برآيد ولي شما خوب مي دانيد که از ذوبآهن سر به کجا مي سائيد.
اگر در جاهاي مختلف، اگر در عرصه هاي ورزشي خودي نشان داديد، اگر براي خود در آسيا و ايران و تيم هاي ملي جايگاهي دست و پا کرده ايد، البته که تلاش کرده ايد، البته که ممارست کرده ايد، البته که رياضت کشيده ايد ولي بي مايه فطير بود، اگر ذوب آهن نبود، چرا که در باشگاه هاي قبلي از اين هم بيشتر مايه گذاشته بوديد. در فجر سپاسي، در استقلال اهواز، در ابومسلم، در نساجي قائمشهر، در شموشک نوشهر و در ديگر باشگاه ها ولي چرا در ذوب آهن پيشرفت کرديد؟
جواب اين سئوال به عهده خودتان نه تنها در فوتبال شاهد اين هستم که چگونه ذوب آهن آماج حملات غيرمنصفانه است بلکه در بسکتبال که برخي از نيروهاي آن ذوب آهني هاي گذشته هستند، در هندبال، در دووميداني نيز بازار تاخت و تاز داغ داغ است و چه نامردانه.
چرا سر در گريبان خود فرو نمي بريد و گذشته خود را مرور نمي کنيد؟ چرا مانند مردان مرد تحمل نمي کنيد؟ آيا کاسه گدايي در دست گرفته ايد يا اين که در تعويض اتومبيل هاي تازه وارد شده با مدل جديد از همرزمانتان در ديگر باشگاه ها عقب مانده ايد که چنين گردن فرازي مي کنيد و نواي بي نوايي سر مي دهيد؟
آري به خود بياييد اين گونه بي رحمانه بر ذوب آهن نتازيد، باشگاهي که به همه ما هويت جديد بخشيد به من هويت يک مدير و به شما هويت يک قهرمان، هويت يک مربي و هويت يک سرپرست و ... رسم انصاف نيست که به وقت توانمندي باشگاه در عرش هستيد و دم بر نمي آوريد که ذوب آهن از خاک بلندتان کرد، و در وقت تنگناي مالي، چنان مي غريد که نان شب نداريد مانند گدايان سامره مي مانيد.


نسخه چاپي ارسال به دوستان