تاریخ 1390/08/29 - سایت های دیگر ارتباط با ما درخواست اشتراکآرشیوشناسنامهصفحه اصلی
نسخه شماره برو جستجو جستجوی پیشرفته  
زبانزد

- با دوست چو بد کني شود دشمن تو
- با خرس کشتي گرفتن، کار گفتار است.
-  با خر مردم نکن سواري پايينت مي آورند با خفت و خواري
- با خلق خدا ادب نگهدار.
- باخلق خدا کن نکويي.
- باد آورده را باد مي برد.
- باد باران آورد; بازيچه جنگ!
- باد در چنبر نبندد هيچ کس.
- بادرد بساز تا به درمان برسي!
- با درد کشان هرکه در افتاد ورافتاد.
- با دست بسته هيچ شناور، شنا نکرد.
- با دست پس مي زند با پا پيش مي کشد.
- باد سخت گياه ضعيف را نيفکند، بلکه درختان قوي را براندازد.
- با دشمن و دوست فعل نيکو- نيکوست.
- بادکاني که معامله نداري ناخنک مزن!
- بادکه از در خانه تو مي آيد، مرزجاروب است.
- بادمجان تخمه را آفت نرسد!
- بادنجان باد داره، بله بله قربان!
- بادنجان بم آفت ندارد.
- با دوستان بسازو با دشمنان بتاز!  
- با دوستان مروت با دشمنان مدارا.
- با دوست چو بد کني شود دشمن تو!
- با دو عقل از عقيله اي برهي.
- باده از دست دلارام چه شيرين چه تلخ.  
- باده کم خور، خرد به باد مده.  
- باده مي خورد و سنگ به جام مي زند!  
- بار افزون تر کشد، چون مست باشد اشتري.  
- بارالها کم مگردان چار چيز از اين اتاق- نان گرم و آب سرد و چاي و قليان چاق.  
- باران جوشيد، ترک ها را پوشيد.  
- باران سفيد از ابر سياه مي بارد.  
- باراني که براي من نمي بارد، گو نبارد.  
- بار بر گاو و ناله از گردون.  


نسخه چاپي ارسال به دوستان