تاریخ 1393/02/24 - سایت های دیگر ارتباط با ما درخواست اشتراکآرشیوشناسنامهصفحه اصلی
نسخه شماره برو جستجو جستجوی پیشرفته  
سرمقاله
آداب اخلاقي احترام به بزرگان را فراموش نکنيم
   نويسنده : فرهنگ شکوهي

هر روز به لحاظ احترام به بزرگترها و رعايت اخلاق و انسانيت نسبت به پدر و مادر و اساتيد و مربيان خود ضعيف تر و بي اعتناتر مي شويم و گام هايي به عقب برمي داريم گرچه از نظر مطالعات روان شناسي و جامعه شناسي و رعايت اخلاقيات منابع زيادي را پيش رو و در اختيار داريم. به راستي که چه زود گذشت و فراموش شد آن زمان و دوره اي که هرگز فرزندي در برابر پدر خود، فرزند و جگرگوشه اش را در آغوش نمي گرفت و همچنان ابراز کوچکي مي کرد و بهنگام نشستن در برابر پدر و مادر خود از دراز کردن پاي خود در حضورشان خودداري مي نمود و در نهايت ادب و تواضع در حضورشان چون بنده اي مي نشست و در هم صحبتي با پدر و مادر هرگز صدايش بلندتر از آنها نبود.
چه زود سپري شد آن دوره تعليم و تربيتي که فرزندان اميران و فرماندهان در جفت کردن کفش معلم و مربي خود از يکديگر پيشي مي گرفتند و به کجا رفت آن صحنه عاطفي آب خواستن مادري از فرزند خود، در نيمه هاي شب که فرزند در بالاسر مادر بايستد تا پس از بيداري دوباره او، آب را به گونه اي بنوشاند که مادر اذيت نشود و بدخواب نگردد، چه شدند آن فرزندان با عاطفه اي که براي انجام آداب زيارتي عتبات عاليات و مناسک حج کيلومترها پدر و مادر خود را به دوش مي کشيدند و به کجا رفتند آن فرزنداني که پس از برگشتن از مسافرتي در نيمه هاي شب تا سپيده صبح، پشت در خانه و در کوچه مي نشستند که پس از بيداري پدر و مادر دق الباب کنند که پدر و مادر در نيمه هاي شب براي باز کردن درب منزل اذيت نشوند و استراحت آنها در هم نريزد؟!  
و چقدر عجيب است براي ما شرح احوال عارفي که با ديدن موري در بذر گل و گياهي که آنرا از دور دست خريده بود، دوباره به همان ديار برگردد تا مور را به خانه و کاشانه اش برساند و او را آشفته و پريشان نکند و امثال چنين ماجراهايي که به افسانه شبيه تر است و حاليه چرا هر روز با ماجراهايي روبرو هستيم که حيرت ما را دوچندان مي کند. اگر به حوادث و اتفاقات صفحه حوادث روزنامه ها توجه کنيم صحنه هايي را مي بينيم که نمي توانيم درباره آنها قضاوتي اصولي و اساسي داشته باشيم که فرزندي پدر خود را به قتل برساند و يا مادر سر جگر گوشه خود را از بدن جدا کند و امثال جنايات و حوادثي وحشتناک تر از اينها. چرا اينگونه گرفتار چنين وقايع ناخوش آيند و هولناکي شده ايم که هر روز دامنه آنها بالا مي گيرد درد و مشکل کوچکي نيست و چرا در تربيت و ترشيح و پرورش فرزندان و بني نوع خود به مسائل بغرنجي گرفتار آمده ايم، راه صحيح و اصولي مقابله ما با چنين رويدادهاي شوم و اين همه بي حرمتي ها در کجاست که قدري جامعه و فرزندان اين روزگار را تعديل و آنها را به عواطف انساني بيشتر آشنا کنيم.
با تمام اين نابساماني ها نبايد نوميد باشيم و باز هم در راهنمايي و هدايت جوانان کار کنيم و با حوصله و گذشت و اغماض آنها را به سوي اخلاقيات و نوع دوستي بکشانيم.  

 


نسخه چاپي ارسال به دوستان