تاریخ 1392/06/21 - سایت های دیگر ارتباط با ما درخواست اشتراکآرشیوشناسنامهصفحه اصلی
نسخه شماره برو جستجو جستجوی پیشرفته  
همسر حجازي پاسخ محبت کريمي را داد

 
سرويس ورزشي:

همسر اسطوره فقيد فوتبال ايران پاسخ نامه اخير علي کريمي را داد.

علي کريمي که نتوانست در مراسم يادبود ناصر حجازي شرکت کند، نامه اي در خصوص وي منتشر کرد که با واکنش همسر اسطوره فقيد فوتبال ايران همراه شد.

متن نامه همسر حجازي به شرح زير است:

وقتي فهميدم طفل شيرين فوتبال ايران در مراسم دومين سالگرد درگذشت همسرم حاضر شده، اشک‌هايم را عاشقانه سر کشيدم. اندوهم را به طرف شادي شليک کردم و با خود گفتم چه شيرين است وقتي اسطوره‌اي بي‌سر و صدا به ملاقات اسطوره ديگر مي‌رود، در برابر مزارش به احترام خم مي‌شود، اشک‌هاي پنهان مي‌ريزد و زير لب مي‌گويد:‌ دوست دارم هر وقت به ديدارت مي‌آيم، مخفيانه باشد... چرا که مثل خودت اهل تظاهر نيستم.

هميشه از بازي و شخصيت علي کريمي لذت مي‌برم. او محبوب خاص و عام است. استقلالي و پرسپوليس دوستش دارند... درست مثل همسرم ناصر حجازي. علي کريمي غم‌هاي رهگذر هم داشت و شايد غم‌هاي ماندگار... درست مثل همسرم ناصر حجازي. او در جاده‌هاي پرعطش زندگي،‌ تشنه مهرباني، حقيقت و صداقت بوده... درست مثل همسرم ناصر حجازي.

علي کريمي عزيز... من قدمتي 62 ساله دارم و 40 سال آن را با ناصر حجازي زندگي کرده‌ام. تعريف و تمجيد از ديگران و وابستگي به تيم و شخص، نه با خلق و خوي من جور مي‌آيد و نه با سن و سالم. اما سوگند به خاک پاک ناصر و قسم به هجرت پرستو‌ها، دلم مي‌خواهد باقيمانده افتخارات گرفته‌نشده ناصر را تو بگيري و به افتخارات خود اضافه کني... چون تو لايق آن هستي. دلم مي‌خواهد آفتاب سرخ اين‌بار از تبريز به تو و فوتبالت بتابد و در زمين بازي‌، گل‌هاي زيبايي همچون نيلوفر در پاهاي خلاقت بچيند و برويند و گل‌هاي رنگي از سر و رويت ببارد.

با احترام، بهناز شفيعي، همسر ناصر حجازي

متن نامه علي کريمي:

اسطوره ها را مي کشند اما آنها نمي ميرند. اين موضوعي است که بعد از پرواز ناصر حجازي عزيز بيشتر به آن پي بردم. ناصرخان از بين ما رفت اما افکاري که داشت هنوز هم در ياد دوستداران اوست. حجازي حرف هايي مي زد که باب ميل بعضي ها نبود ولي مردم حرف دل او را مي فهميدند و به همين خاطر است که هنوز براي تلفن او پيامک مي فرستند.

حجازي از جنس مردم بود و براي همين احساسات آنها را درک مي کرد و صدايشان را فرياد مي زد. به واسطه همين منش و رفتارها مردم هم اسطوره شان را تا لحظه آخر تنها نگذاشتند و صحنه هايي در لحظه وداع مردم با ناصرخان در استاديوم آزادي رقم خورد که خودم شاهدش بودم.

حالا هم اسطوره در بين ماست و بايد افکار او به درستي از سوي خانواده و دوستداران او منعکس شود.

يا حق. علي کريمي


نسخه چاپي ارسال به دوستان