تاریخ 1392/04/26 - سایت های دیگر ارتباط با ما درخواست اشتراکآرشیوشناسنامهصفحه اصلی
نسخه شماره برو جستجو جستجوی پیشرفته  
چرا بايد هميشه از همه چيز زجر بکشيم؟

در اين پرسش از سه کلمه تعجب برانگيز هميشه، از همه چيز، زجر استفاده کرده ايد.
آيا واقعا ما هميشه از همه چيز زجر مي کشيم و رنج مي بريم؟
آيا بعضي وقت ها نيست که دست کم از بعضي چيزها احساس خشنودي کنيم؟
همان طور که مي دانيم رنج و آرامش، امري نسبي است نه امري مطلق، و صد درصد، مثل دو دو تا چهار تا. شما نمي توانيد بگوييد چيزي صد در صد رنجآورو يا صد درصد آرام بخش است.
بسته به آن است که چه عينکي بر چشم هايمان زده باشيم. با عينک دودي و سياه غليظ هيچ چيز حتي برف هاي زمستان را هم نمي توان روشن ديد.
منظور آن نيست که به همه چيز حتي سياهي ها و ظلمت ها هم خوش بين باشيم.
  اما مي توان گفت روشنايي ها همواره از دل تاريکي ها بيرون مي آيد.
  در نگاه کردن به زندگي و مسائل آن بايد خوش بين باشيم نه بدبين. ما بايد واقع بين باشيم.
واقع آن است که در زندگي و در اين جهان، خوبي ها و بدي ها، رنج ها و... در کنار يک ديگرند.
هر کجا گل است، خار است. هر جا گنج است، رنج است.
  هر جا فرشته غمخوار است کنارش ديو آدم خوار است.
داستان آدم ها و زندگي، داستان نيمه پر و خالي ليوان است. آدم ها درباره اين ليوان قضاوت هاي گوناگوني دارند. خوش بين ها مي گويند: ليوان پر است;  چرا که فقط نيمه پر را مي بينند. بدبين ها مي گويند: ليوان خالي است; چرا که فقط نيمه خالي ليوان را مي بينند.  
متنفرها و مايوس ها هم ممکن است يا اصلا ليوان را نبينند و يا با عصبانيت آن را بر سينه ديوار بکوبند. اما واقع بين ها مي گويند: نيمي پر و نيمي خالي است. چرا که نيمه پر و خالي را با هم مي بينند. بهترين نوع نگاه کردن به مسائل زندگي، خوش بيني متکي بر واقع بيني است. از اين گذشته، به رنج ها و سختي ها طور ديگر و از زاويه ديگر هم مي توان نگاه کرد. زاويه اي که هميشه تند و حاد نباشد براي چنين نگاه کردن و چنين ديدي به قول سهراب سپهري بايد به چشم هاي شست وشو شده و پاک به زندگي  و مسائل آن نگاه کرد.
چشم ها را بايد شست،
جور ديگر بايد ديد
هر کجا هستم، باشم،
آسمان مال من است.
پنجره، فکر، هوا، عشق، زمين مال من است
چه اهميت دارد
گاه اگر مي رويند قارچ هاي غربت؟
گل شبدر چه کم از لاله قرمز دارد
چشم ها را بايد شست، جور ديگر بايد ديد.
نکته  ديگر آنکه:
در هنگامه رويارويي با دردها و مشکلات زندگي   مقايسه وضعيت خودمان با کساني که در شرايط سخت تري از ما به سر مي برند تسکين دهنده است. مردي که به قول سعدي به خاطر تهيدستي پايش برهنه مانده و استطاعت پاپوشي ندارد، اگر خود را با کسي که اصلا پا ندارد مقايسه کند به آرامش نسبي خواهد رسيد.
البته صبر کردن بر بي کفشي هيچ گاه به معناي دست روي دست گذاشتن و در پي چاره جويي و رفع مشکلات برآمدن نيست، بلکه به معناي خود را نباختن و از کوره در نرفتن است.
نکته آخر آنکه  
دست و پنجه نرم کردن با سختي ها و مشکلات توان و انرژي نهفته را آشکار کرده و  افزايش خواهد داد و قدرت و صلابتي کوهوار به ما خواهد بخشيد.
و راز و رمز پيروزي مردان بزرگ، داشتن همين روحيه مقاوم در مقابله با مشکلات زندگي است.
زيرا در همه مسائل زندگي انسان، قانون علت و معلول وجود دارد. اما مثال کشاورزي که با کندن زمين به خمره طلا مي رسد، آنجا هم شانس و اقبال نيست، بلکه قانون عليت است; زيرا اگر هر کس ديگري هم به جاي آن کشاورز بود و در آن شرايط قرار مي گرفت و همان نقطه مشخص را حفر مي کرد باز به آن خمره مي رسيد و اگر همان کشاورز کمي عقب تر يا جلوتر را حفر مي کرد، آيا باز هم به خمره مي رسيد؟ 
هرگز!!
اين نشان مي دهد که رسيدن به هر چيز در اين جهان، راه معين و مسير مشخصي دارد که با شناختن قوانين و شرايطش مي توان به آن گونه رسيد.  
هر چيزي در اين جهان به علتش وابسته است و هر گونه موفقيتي در گرو تلاش و کوشش است.
خداوند
موفقيت را ميوه خوش طعمي قرار داده است که تنها در سايه درخت تلاش و کوشش مي توان به آن رسيد و ناکامي و تيره روزي هم ميوه تلخي است که بر شاخه هاي درخت تنبلي و تکيه بر شانس و بخت و... مي رويد.
اين يک قانون کلي و کليد و رمز موفقيت است.
البته
ايمان به خداوند، توکل کردن بر او و کمک خواستن از او راه هاي زندگي را براي ما هموار مي کند.
قرآن
  اين  حقيقت زنده را به طرز زنده اي بيان مي کند:
 ليس للانسان الا ما سعي و ان سعيه سوف يري;
براي انسان جز آنچه حاصل کوشش اوست نيست و البته نتيجه تلاش و کوشش او ديده خواهد شد.
سرويس جوان


نسخه چاپي ارسال به دوستان