تاریخ 1392/04/13 - سایت های دیگر ارتباط با ما درخواست اشتراکآرشیوشناسنامهصفحه اصلی
نسخه شماره برو جستجو جستجوی پیشرفته  
سير آرا و انديشه ها و آثار ميرفندرسکي
   نويسنده : فرزامي

قسمت دوم

درباره آثار اين عالم بزرگ و جامع علوم عقلي و نقلي و عرفاني و ذوقي، گفته هاي ضد و نقيض بسياري هست.
عامل اول اين پراکندگي هاي گفته ها نخست،  خود «مير» است که نام هاي مناسبي براي آثار خود انتخاب نمي کرده است.
 دوم، کاتبان و رونويسان اند که گاهي حفظ امانت نکرده اند و تصحيف و تحريف از آنان است که ذوق و سهل انگاري را به هم آميخته اند. آن چنان که گروهي آثار او را منحصر به دو سه رساله مي دانند و عده اي نيز به صراحت مي گويند که « مير»عالم کم نويسي است. درحالي که با توجه به شواهد متقن، شمار آثار اين عالم بزرگ عصر صفوي ، بيش از 30 مورد است.

ميرفندرسکي ،عالمي جامع
موضوعات مورد بحث «مير»متنوع و گسترده است و درباره فلسفه ، عرفان ، اخلاق ، تاريخ ، تاريخ اديان ، کيميا و شيمي ، تفسير و قرآن ، شعر ، هندسه و مثلثات و لغت شناسي ، آثاري از خود باقي گذارده که در اين ميان به «فلسفه» و «کيميا» بيش از ديگر موضوعات پرداخته است.
بايد دانست که هيچ يک از آثار «مير» مفصل نيست. به همين علت، پر خواننده است. کوچک بودن و حجم کم اين آثار باعث شده است که برخي از اين رساله هاي مختصر، در مجموعه ها، درج گردد.
چه بسا اين رساله هاي مختصر، در کنار هم و در مجموعه اي کتابت شده اند. به هر حال آثارش از يک صفحه تا 185صفحه است.
زنده ياد استاد دکتر ذبيح الله صفاي شهميرزادي در صفحه  311 بخش نخست مجلد پنجم کتاب ارجمند «تاريخ ادبيات در ايران»به نقل از «دبستان مذاهب» مي نويسند که:  «وي براثر معاشرت با بعض پيشوايان زردشتيان هند ،با انديشه هاي آنان آشنايي يافت و گذشته از اين، اقامتش در هندوستان موجب شد که با افکار هندوان در حکمت و عرفان نيز راه جويد و همين امر مايه ي تمايل وي به منتخبي از کتاب «جوک با شست» و نوشتن شرحي برآن گرديد.

«جوک با شست»
«جوک با شست» تفسيري است از عرفان هندي، تاليف «آناندان» کشميري که به امر جلال الدين اکبر شاه تيموري هند، مانند بسياري ديگر از کتاب هاي معتبر هندي به پارسي در آمده  . گزارنده ي اين کتاب از سانسکريت به پارسي ، «نظام الدين پاني پتي» است. 
«مير» از اين ترجمه، منتخبي ترتيب داد و بر آن شرحي نوشت و بعدها فرهنگي بر آن تنظيم شد که گويا از خود «مير» نباشد.
رساله  صناعيه 
در اين رساله، از دانش هاي گوناگون ياد شده است. اين کتاب به همراه «اخلاق ناصري» خواجه نصيرالدين توسي به سال 1317 شمسي در تهران ، چاپ شده است.  

رساله مقوله الحره والتحقيق فيها  
«مير» در اين رساله مي گويد: «هر حرکتي به محرک اول که خالق يگانه است بازمي گردد و اعتقاد بر «مثل» افلاطوني را باطل مي شمارد. ديگر پاسخنامه اي است به فارسي درباره «ذاتي و تشکيک و عدم تشکيک او» که مسئله اي است ميان «مشاييان» و «اشرافيان». «مير» در آغاز اين پاسخنامه مي گويد : «معتقد اين ضعيف آن است که نشايد ذاتي متقول به تشکيک باشد»

شعر و شاعري «مير»
اين دانشمند بزرگ، شعر فارسي نيز مي سرود و قصيده اي حکيمانه از او که بسيار لحن اشراقي و عرفاني دارد ، مشهور است که به سبب مفاهيم عالي آن به خوانندگان عزيز تقديم مي گردد. اين قصيده را که «آقا محمد صالح خلخالي» شرح کرده، با استقبال از قصيده استادانه و حکيمانه حکيم ناصر خسرو قبادياني سروده شده. مطلع قصيده حکيم قباديان چنين است:  
چيست اين گنبد که گويي پرگهر درياستي           
صورتي در زير دارد هرچه بربالاستي
اين نکته قابل ذکر است که قصيده ذيل ، علي رغم عمق نظر و فکر و ذوق ، در کاربرد «ي» در برخي ابيات از قاعده زبان فارسي خارج شده است. 
 چرخ با اين اختران، نغز و خوش و زيباستي                    
صورتي در زير دارد هر چه در بالاستي 
صورت زيرين اگر با نردبان معرفت               
بر رود بالا، همان با اصل خود يکتاستي  
اين سخن را در نيابد هيچ فهم ظاهري              
گر ابونصرستي وگر بوعلي سيناستي  
جان اگر نه عارضستي زير اين چرخ کهن       
اين بدنها نيز دايم زنده و برپاستي  
هرچه عارض باشد او را جوهري بايد نخست      
عقل براين دعوي ما شاهدي گوياستي  
مي تواني تو ز خورشيد اين صفتها کسب کرد     
روشن است و بر همه تابان و خود تنهاستي  
صورت عقلي که بي پايان و جاويدان بود          
با همه هم بي همه مجموعه و يکتاستي
جان عالم گويمش گر ربط جان داني به تن        
در دل هر ذره هم پنهان و هم پيداستي  
هفت ره بر آسمان بالاي ما فرمود حق         
هفت در از جانب دنيا سوي عقباستي  
مي تواني از رهي آسان شدن بر آسمان        
راست باش و راست رو کانجا نيايد کاستي  
ره نيايد بر دري از آسمان دنيا پرست         
درنه بگشايند بروي گرچه درها واستي 
هرکه فاني شد به او ، يابد حيات جاودان     
چون به خود افتاد ، کارش بي شک مو تاستي  
اين گهر در رمز دانايان پيشين سفته اند     
پي برد بر رمزها هرکس که او داناستي
زين سخن بگذر که اين مهجور اهل عالم است   
راستي پيدا کن و اين راه  رو گر راستي
هرچه بيرون است از دانش نيايد سودمند        
 خويش راکن ساز اگر امروز وگر فرداستي  
نيست حدي و نشاني کردگار پاک را              
ني برون از ما وني باما وني بي ماستي
قول زيبا نيست بي کردار نيکو سودمند           
قول باکردار زيبا ، لايق و زيباستي
گفتن نيکو به نيکويي نه چون کردن بود          
نام حلوا بر زبان راندن نه چون حلواستي  
عقل کشتي ، آرزو گرداب و دانمش بادبان       
 حق تعالي ساحل و عالم همه درياستي  
نفس را چون بندها بگسست يا بدنام عقل                            
چون ببندي بررسي بنددگر برجاستي  
گفت دانا نفس ما را بعد ما حشر است و نشر                      
هر عمل کامروز کرد او را جزا فرداستي  
گفت دانا نفس ما را بعد ما باشد وجود                             
در جزا و در عمل آزاد و بي همتاستي  
نفس را نتوان ستود ، او را ستودن مشکل است                  
نفس بنده عاشق و معشوق آن مولاستي  
گفت دانا نفس را وصفي نيارم هيچ گفت                          
نه به شرط شي » باشد نه به شرط لاستي  
اين سخن ها گفت دانا ، هر کسي از وهم خويش              
درنيابد اين سخن ها کاين معماهاستي 
بيتکي از بومعين آرم در استشهاد اين                             
گر چه او در باب ديگر لايق اينجاستي  
هرکسي چيزي همي گويد به تيره راي خويش                 
تا گمان آيد که او قسطاي بن لوقاستي  
کاش دانايان پيشين مي بگفتندي تمام                             
 تا خلاف ناتمامان از ميان برخاستي  
خواهشي اندر جهان هر خواهشي را در پي است               
خواهشي بايد که بعد از وي نباشد خواستي  
به راستي که اين قصيده که با قصايد عالي زبان فارسي پهلو مي زند، به تعبير استاد بزرگ زرين کوب فقيد، هم عاطفه، هم دل و هم عقل و استدلال را مورد خطاب قرار مي دهد به همين سبب ، بارها بايد خواند و نکته ها آموخت و به دانشي مردان ما، باليد و آرزو کرد که اين نسل و نسل هاي  آينده، ضمن نوگرايي و ابتکار ، خوشه چين خرمن اين بزرگان باشد.  

ديگر آثار «مير» عبارت است از :  
1- «اجازه نامه» که به زبان فارسي است و موضوع تاييدي بر ملاحسن بن عبدالله تستري اصفهاني که خود از مشايخ اجازه محمدتقي مجلسي و از بزرگان سده يازدهم است . اين اثر به صورت نامه است .  
2- «ارتفاع »به زبان فارسي و در موضوع هندسه و مثلثات است .  
3- «برهان الابصار» که به زبان عربي و در موضوع فيزيک و فلسفه است .  
4- «تاريخ الصفويه» همان که اسمش بيانگر موضوع آن است، به زبان عربي است. اين اثر به صورت کتاب نيست بلکه به شکل دفترچه يادداشت روزانه است و تحليلي بر اوضاع و نقد بر وقايع اين خاندان به شمار ميآيد به همين علت، حاکمان را از نگارش آن، خوش نمي آمده و آن را محو کرده اند!  
5- «تحقيق المنزله »به زبان عربي است  
6- «جواب سوال هاي ملامظفر حسين کاشاني» و به زبان فارسي و در موضوع فلسفه است و پاسخ «مير» به پرسش هاي ملامظفر درباره «تشکيک» است; تشکيک در ذاتيات.  
7- «ديوان اشعار» حاوي اشعار نغز است که برخي از اشعار آن بسيار قابل توجه است که از جمله آن قصيده «ياييه» است که از نظر خوانندگان ارجمند گذشت. نگارنده عقيده دارد که ابعاد مختلف شخصيتي و علمي «مير» موجب شده است که شعر شاعري وي تحت الشعاع قرار گيرد و در پرده ابهام بماند. 
 8- «رساله حرکت» به زبان عربي است و در موضوع فلسفه است.
9- «رساله في ارتباط الحادث بالقديم» در موضوع فلسفه و به زبان عربي است .  
10- «رساله في حقيقه الوجود» اين نوشتار هم در موضوع فلسفه و به زبان فارسي است.  
11- «رساله في المقولات  العشر» اين رساله هم در موضوع فلسفه و به زبان عربي است.  
12- «زيبق» درباره «کيميا» است و به فارسي نگاشته شده. 
 13- «منظومه في الکيميا» به زبان عربي و باز هم در موضوع کيميا به نگارش درآمده است.  
14- آثار ديگري يه «مير» نسبت داده اند که مي توان «رساله در جبر و اختيار»، «شرح شفا» ي حکيم ابن سينا، «شرح اشارات و تنبيهات»، «شرح رساله «هيئت» قوشچي، «شرح تقريرات»، «قبسات»، «عروض نامه» و... از طرفي بين آثار «مير» با نوه وي; يعني سيدابوطالب بن جلال الدين ميرزا بيک بن ميرابوالقاسم فندرسکي خلطي پيش امده است که آثاري را محققان به آنان نسبت مي دهند و... 

ادامه دارد...

 


نسخه چاپي ارسال به دوستان