تاریخ 1392/02/21 - سایت های دیگر ارتباط با ما درخواست اشتراکآرشیوشناسنامهصفحه اصلی
نسخه شماره برو جستجو جستجوی پیشرفته  
سرمقاله
حماسه ، زمينه مي خواهد
   نويسنده : فرزامي

خلق حماسه، روحيه و شور حماسي مي خواهد. دليل آن که چون روحيه مردم ايران در سده سوم هجري، حماسي بود، در قرن چهارم، بزرگترين اثر حماسي ايران و جهان، پديد آمد.  
بنابراين اگر خواهان خلق حماسه سياسي هستيم، بايد بستر مناسب آن را فراهم کنيم تا در آن صورت، تخته هاي فولادي پديد آيد که هيچ توطئه اي و يورش شرق و غربي نتواند اين بنيان مرصوص را درهم بشکند.  
حال بستر و زمينه خلق حماسه، نخست زبان مفاهمه است تا دو سليقه متفاوت، زبان هم را بفهمند. ديگر، درک و رعايت مصالح کشور و انقلاب و درک ضرورت هاي زمان است.  
پس تر و خشک را با هم سوزاندن و بزرگان را آزردن و قداست را شکستن و پرونده ساختن، زمينه مناسب آن حماسه پرشور و دشمن شکن نيست.  
شما به عنوان يک ايراني، در نظام جمهوري اسلامي، به استناد حق حقوقي خود مي توانيد اعمال ديگران را نقد کنيد. حتي به استناد قانون،  جهت احقاق حقوقي که يقين داريد از شما فوت شده به مراجع قضايي مراجعه کنيد و به يقين مي توانيد در جامعه مبتني بر قانون و حقوق، حق خود را بگيريد. اما حق نداريد، بدنام کنيد. حق نداريد تا گناه کسي در مراجع صالح به اثبات نرسيده، آبروي مومني را که حرمتي بيش از خانه ي کعبه دارد، با بيان غير مستند و غير مستدل، بريزيد.  
بايد از ما پرسيد که بر اساس کدام مجوز قانوني، خود در جايگاه شاکي مي نشينيم و بدون آنکه متشاکي و به فحواي کلام ما، متهم حضور داشته باشد با برشمردن موارد اتهامي، حکم محکوميت وي را صادر مي کنيم و از بلندگويي که در اختيار ماست زمينه سوختن ترو خشک را فراهم مي کنيم. بايد پرسيد که چرا با قلمي که نبايد جامعه را برآشوبد آن زمينه ي مورد نياز را خنثي مي کنيم و به مسلماني که در بالاترين رده اجرايي کشور، خدمت کرده است اتهام جاسوسي مي زنيم. آيا در اين صورت، بازدارنده آن شور حماسي که مورد نظر بزرگ کشور است نيستيم؟ حال اگر مدعي العموم براي آن گفتن و اين نوشتن «بينه» بخواهد، چه خواهيم کرد و اگر جامعه از ما بپرسد که اين هتک حرمت ناروا برخاسته از کدام منطق، عاطفه و عرق مسلماني است چه خواهيم گفت.  
آيا به اين باور رسيده ايم که ما حرف مي زنيم و بي بررسي جوانب مي نويسيم ، ديگران به زعم خود، راه هاي ديگري را در خيال جست و جو مي کنند، آنگاه از ما بزرگتران بايد هزينه  سنگين آن زبان ناروا و اين نوشته ي ناصواب را بپردازند. آيا عمل ما بر جامعه اسلامي، هزينه ي بسيار سنگيني را تحميل نخواهد کرد؟ آيا ما مسبب جسارت هايي که بر مقدسات و معتقدات ما مي شود، نيستيم؟ آيا نبايد صداهاي پيرامون جامعه خود را بشنويم که دشمن قصد چه برنامه هايي دارد؟  
آيا دشمنان ريز و درشت ما نمي گويند که وقتي مسئولان رده بالاي نظام، جاسوس و فتنه گر از کار درآمده اند، اين چه ملت و کشوري است؟ اگر آن از زمره «سابقون» انقلاب که مورد وثوق امام و رهبري است آن چنان باشد و اگر اين فرزند دانشمند امام، اين چنين از کاردرآيد، مردم درباره اعتماد و طرز تلقي رهبران انقلاب چه خواهند گفت و از طرفي، غفلت دستگاه هاي مسئول چه توجيهي دارد؟ آيا با آن گفتن و اين نوشتن، تيشه به ريشه ي کيان انقلاب و اسلام و تشيع و کشور نمي زنيم و هوشمندي و موقع شناسي رهبران را در تمجيد و گزينش و تاييد، زير سوال نمي بريم؟
آيا مردم اين نخبه آزاري را تقبيح نمي کنند و ناشي از حب و بغض و حسادت گويندگان و نويسندگان نمي دانند؟  
اگر اين بزرگان آنچنان اند که مي گوييم ، پس بگذاريم تا با ورود خود ، آن شور حماسي را دامن بزنند و بيشتر هم براي آمدن تشويقشان کنيم تا مردم با راي ندادن به آنها، ننگ فتنه گري و جاسوسي را به آنان نشان بدهند و براي هميشه از صحنه دل و فکر و اجتماع خود حذفشان کنند.  
مگر باور نداريم که مردم ما به شعور اجتماعي و فکري و سياسي رسيده اند و قدرت تحليل قضايا و تشخيص خوب را از بد دارند؟
مگر باور نداريم که مردم ما براي کشور و انقلاب و دين و حقوق خودشان، دلشان به اندازه ما مي سوزد، پس چرا از حضور اين و آن در انتخابات اين همه نگرانيم؟
آنچنان که به هر دستاويز ناصوابي متوسل مي شويم؟ 
مطمئن باشيد که پاسخ همه را مردم با راي خود خواهند داد. فقط اجازه دهيم همان گونه که تاکيد رهبر معظم انقلاب است همه چيز در مدار قانون باشد و تمامي امور از مجاري حقوقي و قانوني بگذرد.
 اگر مانع نشويم، آن  حماسه اتفاق خواهد افتاد. اگر چنين نشد، مسئول دنيا و آخرت، کساني خواهند بود که چنين و چنان کردند!


نسخه چاپي ارسال به دوستان