تاریخ 1391/12/07 - سایت های دیگر ارتباط با ما درخواست اشتراکآرشیوشناسنامهصفحه اصلی
نسخه شماره برو جستجو جستجوی پیشرفته  
دکتر محمود مهدوي دامغاني مترجمي بزرگ و دانشوري توانا
   نويسنده : فرزامي

دکتر محمود مهدوي دامغاني، از جمله استاداني است که مي توان از زبان آنان گفت که «همه ي قبيله ي من عالمان دين بودند» پدري عالم و مجتهد و متخلق به اخلاق الهي، آن برادرش در «زي» پدر و برادر ديگرش اديبي بزرگ و استادي مبرز از زمره ي ادبآموز مرداني که در محضر «همايي» و «فروزانفر» خوشه ها برچيدند و خرمن معرفت اندوختند.
اين، از الطاف بيکرانه ي الهي است که تمامي اهل خانواده از دين باوران و فرهيختگان باشند چنان که خاندان «مهدوي دامغاني» چنين اند و چنان بودند.

«برادراني که دست برادر گرفتند»
در ادبيات معاصر ايران، کمتر اتفاق افتاده است که برادري سايه لطف برادر و هر دو در رديف اديبان باشند. محمود را برادري چون احمد، بر سر شوق و ذوق آورد. همچنان که «حميد زرين کوب» در سايه ي برادري چون «استاد عبدالحسين زرين کوب» پرورده شد و از قضا اين که دو سايه پرورده، هر دو به احراز کرسي استادي در دانشکده ي ادبيات دانشگاه مشهد، موفق شدند.
و اگرچه «زرين کوبان» را دست اجل از ساحت ادب فارسي ربود، بر «مهدويان» دير زيستن را از پيشگاه خداوند بزرگ آرزو داريم.  

«پروردگان خراساني با اصالت دامغاني»
استاد دکتر محمود دامغاني نيز همچون برادر اديب مهتر خويش در «مشهدالرضا» پا به عرصه ي هستي نهاد. وي، فرزند مرحوم آيت الله حاج شيخ محمد کاظم مهدوي دامغاني طالب ثراه، در روز چهارشنبه 12 فروردين 1315 خورشيدي، در شهر مقدس مشهد به دنيا آمد. بنا به سنت پسنديده ي ديرين، به مکتب رفت و از محضر بانوي دين باور و منزهي به نام «معصومه حديدي عرب» قرآن کريم و صد کلمه ي سرور آزادگان، حضرت علي (ع) را به سينه سپرد.
از سال 1323 تا 1335 خورشيدي، دوره هاي دبستان و دبيرستان را در دبستان غزالي و دبيرستان فردوسي مشهد گذراند. آن گاه در پرتو چراغ فروزان شوق و ذوقي که برادر اديبش (دکتر احمد مهدوي دامغاني) در دلش افروخته بود. به دانشگاه تهران رفت تا فيض حضور در محضر استاداني اريب، همچون «همايي» و «فروزانفر» را درک کند. توفيقي که نصيب هرکسي نشد و نمي شود چون، وجود آن استادان تکرار نشدني است: 
نظير خويش بنگذاشتند و بگذشتند                 
خداي عالميان جمله را بيامرزاد
سال ها بايد که تا يک تکه سنگ از آفتاب       
لعل گردد در بدخشان يا عقيق اندر يمن  
طي دوران تحصيلي از کارشناسي و دوره ي دکتري زبان و ادبيات فارسي، از سال 35 تا 1346 به طول انجاميد.
دکتر محمود مهدوي دامغاني با اخذ درجه ي دکتري، در همان سال (1346 شمسي) جهت تدريس به دانشگاه مشهد رفت.
«دوران کوتاه تدريس در دانشگاه مشهد»
دوران تدريس دکتر مهدوي در دانشگاه مشهد، دوره ي کوتاه پانزده ساله بود. آن هم در 45 سالگي; يعني دوراني که زمان پختگي و ثمردهي است و صد افسوس.
کيميايي بود صحبت هاي تو             
کم مباد از خانه ي دل پاي تو  
نگارنده نمي داند که اين دوران «تقاعد» و خانه نشيني، به اجبار بوده است يا اکراه، درست بوده است يا نادرست. اما يک نکته را مي داند که در افاضات دکتر مهدوي، هيچ وقفه اي ايجاد نشده است. اگر از گفتن بازماند به نوشتن پرداخت چرا که درهاي حکمت الهي به روي هيچ کس بسته نيست وانگهي قهر خدا هم لطف است:  
خدا گر ز حکمت ببندد دري                  
ز رحمت گشايد در ديگري
آري، از سال 1346 تا 1361 شمسي به عنوان استاديار و دانشيار در دانشکده هاي الهيات و ادبيات و علوم دانشگاهي فردوسي مشهد به تدريس و نگارش مقالات ديني و ادبي در مجله هاي مکتب اسلام، آستان قدس رضوي، الهيات و معارف اسلامي و يادنامه هاي بزرگاني چون «بيهقي» مشغول بود و سرانجام در ضمن سال تحصيلي و در آبان 1361 به تشخيص برخي از گردانندگان آن روز دانشگاه مشهد با تنزل رتبه و مرتبه، بازنشسته شد.  

«لطف خالق، شرط است نه عطاي بالغ»  
خود مي گويد: «از ديدگاه خودم «چه مبارک سحري بود و چه فرخنده شبي» با تشرف هاي پياپي به آستان مقدس کعبه ي معظم و ساحت قدس حضرت ختمي مرتبت (ص) از پيشگاه خداوند به زاري مي خواستم تا به اين بنده ي کمترين خود، توفيق آسايش و سپري کردن روزگار را به تحقيق ارزاني دارند و خداي را سپاس که در فاصله ي سال هاي 1359 تا سال 1385 خورشيدي، موفق به برگردان متون ارزنده اي از زبان عربي به زبان فارسي شدم و امسال هم براي بازگرداندن جلدهاي نخست و دوم «مغازي واقدي» در دومين دور انتخاب کتاب سال، جايزه ي کتاب سال را در راستاي سيره ي پيامبر (ص) و معصومان (ع)  به بنده اهدا کردند و هم اکنون به تنظيم مدخل هاي گوناگون دانش نامه ي جهان اسلام وقت خود را مي گذرانم و خداي را سپاسگزارم که بيش از 30 مدخل آن  آماده ساخته و فزون از 10 مدخل آن  تا جلد دهم به زيور طبع آراسته شده است» و اکنون هم علاوه بر تحقيق و ترجمه، تدريس متون ادب فارسي و تاريخ اسلامي در دوره هاي کارشناسي ارشد و دکتراي دانشگاه آزاد مشهد را بر عهده دارد.
اگر التفات خداوندي اش بيارايد                      
نگارخانه ي چيني و نقش از تنگي است  

«توانگري حقيقي»
  
بايد گفت که آن «توانگري حقيقي» که حکيم ناصر خسرو قبادياني به صفاي باطن از خدا خواست، جهت دکتر مهدوي بجز تشرف هاي پياپي به آستان حق، مراقبت هاي خاص و همراه با عطوفت پدر و برادران دانشور و فرهيخته اش «استاد دکتر احمد مهدوي دامغاني» و مرحوم آيت الله شيخ محمدرضا مهدوي دامغاني، در توفيق و موفقيت هاي وي تاثيري تام و تمام داشته است. هم در تربيت و ساختار ذهني و هم در گزينش نوع کتاب هايي که ترجمه شده بسيار موثر بوده است.  

«عبرت تاريخ»  
زندگي پربار، انديشمندانه و هدف دار استاد دکتر محمود دامغاني، هم سرمشقي براي آيندگان است و هم عاملي است براي بازنگري رفتارهاي گذشتگان. آنان که با کج سليقگي و ارضاي نفس خود به مصالح انقلاب و ايران نينديشيدند و توجهي به «غمض عين» نکردند و تيشه ي جفا در دست، ريشه ي بسياري از بزرگان و عالمان را برکندند و با تاسف از اين رفتار غليظ و شديد، همه «محمود مهدوي» نبودند که ريشه اي قوي در اعتقاد اسلامي داشته باشند  با توکل و توسل روحيه ي خود را بازسازي کنند و به اسلام و انقلاب و ايران از منظر فرهنگي خدمت کنند.  
چون گروهي از رانده شدگان، به سرزمين هاي بيگانه رفتند و هنر خود را به فرهنگ بيگانه عرضه کردند و گروهي نيز برافروخته از رفتارها، به تشفي نفس خود برخاستند و دشمني با نظام را خواستند و اين عبرتي درسآموز است که به پيروي از سنت پسنديده ي مصطفوي (ص) دشمن را دوست کنيم و حتي خانه ي معاند را مکان امن براي کفار معرفي کنيم و «طلقا» را هم به مصلحت اسلام، بپذيريم.
بدي را بدي سهل باشد جزا             
اگر مردي احسن الي من اسا

«خدمات علي دکتر مهدوي به جهان اسلام و ايران»
دکتر محمود مهدوي دامغاني، يکي از بزرگترين مترجمان متون کهن عربي و کتب معرفت ديني در چند دهه ي اخير است. شگفتآور خواهد بود اگر بگويم تا کنون 18 هزار صفحه، از ترجمه هاي ايشان چاپ شده است و شمار بسيار ديگر نيز که چاپ نشده، جاي خود دارد و بايد بر اين افزود که تدريس در دوره هاي کارشناسي ارشد و دکتري در دانشگاه آزاد مشهد که قدر و منزلت ايشان به نيکويي دانست پرکاري اين دانشي مرد صاحب قلم تا به کجاست و چگونه بايد اين نسل و نسل هاي آينده از اين مردان با همت که از نا ملايمات نمي هراسند، درس زندگي علمي بياموزد و همت بلند دارد:
همت بلند دار که مردان روزگار           
از همت بلند به جايي رسيده اند  
به قول عطار نيشابوري:
هرکه راشد همت عالي پديد                
هرچه جست آن چيز شد حالي پديد  

«ترجمه هاي دکتر مهدوي دامغاني»
1- ترجمه ي 3 جلد «مغازي» محمد بن عمر واقدي (در گذشته به سال 207 هجري قمري) که مرکز نشر دانشگاهي، آن را با نام تاريخ جنگ هاي پيغمبر اسلام (ص)، در سال هاي 1364 و 1361 منتشر کرد و تجديد چاپ همين کتاب است که استاد در سال 64، در مرتبه ي مترجمان برتر کتاب سال قرار گرفت.
2- ترجمه ي 2 جلد از کتاب ارزشمند «دلايل النبوه» محدث بزرگ، احمد بن حسن بيهقي، اثر ديگر ايشان است که شرکت انتشارات علمي و فرهنگي، آن در سال هاي 1361 و 1362 شمسي منتشر کرده است.
3- ترجمه ي 10 مجلد از کتاب «نهايت الارب في فنون الادب » (بخش سيره و تاريخ اسلام تا آغاز حکومت عباسي) از ديگر آثار  قدر اوست که در سال 1363 و 1367 ترجمه و منتشر شده است.
4- ترجمه ي «اخبار الطوال» ابوحنيفه دينوري، مورخ نامور سده ي هجري که از سال 1364 تاکنون 5 بار چاپ و منتشر شده است. اين کتاب، ابتدا به تاريخ خلقت مي پردازد و مطالبي در مورد پيامبراني هم چون ادريس، نوح، هود، ابراهيم و... و پادشاهي داوود سليمان تا ظهور عيسي (ع) را بيان مي کند و...  
5- ترجمه ي «روضه الواعظين» اثر پر ارزش «فتال نشابوري» شهيد برزگوار در راه مکتب تشيع در سال 508 هجري قمري  
6- ترجمه ي کتاب «شمائل النبي» اثر ابوعيسي ترمذي، محدث والا مقام سده ي سوم هجري که از پديد آوردندگان «صحاح سته» برادران اهل سنت است، نيز از ايشان چند بار چاپ و انتشار يافته است.
8- ترجمه ي کتاب «المعيار و الموازنه» نوشته ي ابو جعفر اسکافي در گذشته به سال 204 هجري قمري نيز از آثار مهدوي به شمار مي رود.
9 - از جمله ترجمه ي بسيار با ارزش استاد مهدوي، ترجمه ي مباحث اجتماعي و تاريخي «ابن ابي الحديد» بر نهج البلاغه است که از ترجمه هاي بسيار ممتاز اوست که در 8 مجلد و 2500 صفحه، تاکنون سه بار تجديد چاپ شده است.
10- از آثار ديگر مهدوي دامغاني، نيايش هاي پيامبر مکرم اسلام (ص) است که در مجموعه ي نفيسي گردآوري و ترجمه شده است البته اين مجموعه با پژوهش و گزينش مهدوي و با ترجمه ي «کمال الدين غراب» فراهم آمده است.
مجموعه ي بالا، شامل بيش از 150 قطعه دعاست که از منابع معتبر شيعه و سني استخراج شده و هيچ يک از دعاهاي استخراج شده، به جز چند مورد در منابع عمومي مورد استفاده ي مردم، هم چون «مفاتيح الجنان» و غيره نيامده است. همچنين به جز «جوشن کبير» که نيايشي بلند است، بقيه ي دعاها کوتاه يک صفحه اي و خيلي کوتاه يک سطري است. 
11- ترجمه ي کتاب «طبقات» محمد بن سعدبن منيع، در گذشته به سال 330 هجري قمري است که در 8 مجلد و بالغ بر سه هزار صفحه است و به همت نشر فرهنگ و انديشه، چاپ و منتشر شده است.

«مهدوي، شاکر نعمت هاي حق»  
وي خود را مديون الطاف بيکران الهي در اين توفيق مي داند و خود را ساخته و پرداخته ي انزوايي خود خواسته تلقي مي کند و مي گويد اگر خدمتي از اين بنده بر آمده به مصداق «و ما بکم من نعمه فمن الله» خواهد بود: 
فضل خداي را که تواند شمار کرد              
يا کيست آن که شکر يکي از هزار کرد  
مهدوي، حق نعمت استادان را بر ذمه ي خود دارد 
استاد دکتر محمود مهدوي دامغاني، از جمله نيک مرداني است که قدر شناسي را فضيل انساني بر مي شمرد و «قدر استاد نکو دانستن را» بر ذمه ي خويش مي داند.
در يادداشتي که به مناسبت انتخاب شايسته اش براي کتاب سال نوشته، اعتراف قدر شناسانه اي بارز است: «بيش از هرچيز نام و ياد استادان گران قدر خويش را زنده نگاه داشته از برادر فاضل و فرزانه اش، استاد دکتر احمد مهدوي دامغاني که در آمريکا به تدريس زبان و ادبيات فارسي مشغول است به نيکي ياد مي کند و معترف است که درس زندگي را از ايشان آموخته است; همچنين «براي استادان گران قدر و بي همانندي که سر خيل ادب فارسي شمرده مي شده اند، هم چون روان شادان، جلال الدين همايي، محمد تقي مدرس رضوي، بديع الزمان فروزانفر، دکتر ذبيح الله صفا و... که بر وي حق تعليم دارند از پيشگاه خداوند بزرگ طلب آمرزش مي کند و علو درجات، خواستار است و سلامت برادر و استاد خود (احمد مهدوي) را آرزو دارد.

 


نسخه چاپي ارسال به دوستان