تاریخ 1391/10/24 - سایت های دیگر ارتباط با ما درخواست اشتراکآرشیوشناسنامهصفحه اصلی
نسخه شماره برو جستجو جستجوی پیشرفته  
عالم و آدم به روايت يغمايي

قوام السلطنه و حکمت

با چنين زندگي آري به خدا مي مرديم
اگر اين جاني بي عاطفه نباش نبود که اشاره است به نبش قبر مرحوم کلنل محمد تقي خان پسيان در مشهد. به ياد دارم که فرخي به من گفت از اين دو بيت کدام بهتر است و من دومي را ترجيح دادم و او بيت اول را مرجع مي پنداشت. 
در سالي که يادم نيست در کتابخانه سلطنتي ايران با جمعي از بزرگان ادب چون عباس اقبال و بديع الزمان فروزانفر از کتاب هاي سلطنتي فهرست بر مي داشتيم رساله اي به خط قوام السلطنه ديدم از مناجات حضرت امير المومنين عليه الصلوه و السلام و به نظرم رسيد که آن رساله را گراور و چاپ و به مومنين هديه کنم.
اتفاقا در آن هنگام قوام السلطنه رياست وزرايي داشت و علي اصغر حکمت از وزراي او بود. چون اين نظر را با مرحوم حکمت در ميان گذاشتم. بسيار تشويق و تحسين فرمود و فرمود: با درخواستي منظوم اين خدمت ادبي را انجام ده. قطعه اي کوتاه ساختم و نخستين بار با آقاي حکمت به خانه رئيس الوزرا» رفتم.  
قوام السلطنه در زير زمين خانه اش بر صندلي نشسته بود. حکمت تعظيمي کرد که دماغش به فرش سوده شد و من با ادب سلامي گفتم و قطعه را به وي دادم.  
بايد بگويم که قوام السلطنه در ادب و شعر و فرهنگ از رجال  درجه اول بود. دو سطري با ادب نوشت و به من داد. کتاب را چاپ کردم و پس از يکي دو ماه به خدمتش بردم. اما در آن موقع از رياست وزرايي بر کنار مانده بود.
با اين همه تمام رجال و بزرگان و منتظر الوزاره ها و روزنامه نگاران در اطراف صندلي او ايستاده بودند. رساله را گرفت و با احترام تمام بوسيد و سوال کرد مخارج آن چه مبلغ است. عرض کردم هزينه اين رساله از فروش آن حاصل مي شود.  

 


نسخه چاپي ارسال به دوستان