تاریخ 1391/09/13 - سایت های دیگر ارتباط با ما درخواست اشتراکآرشیوشناسنامهصفحه اصلی
نسخه شماره برو جستجو جستجوی پیشرفته  
آيت الله عالمي ، مرد ديانت و سياست و قلم
   نويسنده : فرزامي

علما را اوقاتي است که اگر درست بهره برگيرند، منشا خدمات مهم علمي و عملي خواهند شد. چنان که تاريخ، دانشوراني نامي از اين دست، بسيار دارد. اينان در حافظه ي تاريخي بشر، هميشه زنده اند زيرا کاري جاودانه در راه حق کرده اند و چون حق جاودانه است، هرچه منتسب بدوست، پيوسته مي ماند و فروغ آن هرگز کاستي نمي گيرد.

«ابعاد شخصيتي انسان ها»
با اين که انسان موجودي اجتماعي است و با افراد و آحاد جامعه، روابط متقابل دارد و بي نياز از جامعه و مردم نيست و مردم نيز بدو محتاج اند اما به تناسب هدفي که دارد راه و روشي خاص برمي گزيند. يا به راه زندگاني خود مي رود و فقط به خود و زندگي کوچک خويش بسنده مي کند يا رو به جامعه ي بزرگ تر دارد که همانا اجتماع بزرگ انسان ها است.
در اين ميان، کساني هم هستند که داراي ابعاد مختلف شخصيتي اند و اهدافي خاص دارند و رسالتي در خود احساس مي کنند هم به راه علم مي روند و دانش مي اندوزند و قلم و انديشه ي خود را براي هدايت مردم و ساختن فرهنگي متعالي به کار مي گيرند و هم در متن جامعه اند و آني از زندگي مردم و سرنوشت آنان غافل نيستند و بر اساس تکليفي که خداوند بزرگ بر عهده ي آنان نهاده، متعهد به رسالتي هستند که مي بايد در راه آن بکوشند. پس شخصيت اين گونه انسان ها، چند بعدي است و اگر در مرتبه ي عالي باشند، همه در مسير حق تعالي است.

«آيت الله عالمي، شخصيتي چند بعدي»
زنده ياد دکتر شريعتي مي گفت که شناخت انسان ها از دو راه ممکن است: نخست زندگي عملي آنها و ديگر آثارمکتوب آنان.
شناخت زندگي عملي انسان ها، با هم زيستي و دوستي و ارتباط کاري ميسر مي شود و آثار مکتوب با پژوهش و نقد همه جانبه از جمله نقد روان شناسانه که امروز در نقد آثار، پي مي گيرند، امکان پذير خواهد بود .
مرحوم آيت الله عالمي، در مردم زيست، با مردم ماند. به مردم اعتماد داشت و مردم هم وي را متعمد صالح خود مي دانستند و ارشاد و اشارت وي را مي پذيرفتند و در زندگاني خويش به کار مي بستند.  
آن بزرگوار، از آغاز زندگي خود، دمي از مردم غافل نبود به همين سبب، راهي برگزيد که پيوسته با مردم باشد. چون آنان که به کار فرهنگي مي پردازند، قطب مقابلشان مردم اند. بنابراين شخصيت شان در مردم و جامعه ي انساني به خوبي محک مي خورد و عيار دانش و منش وي زود مشخص مي شود.
آيت الله عالمي را مردم سمنان از سال 1343، در جمع خود شناختند و اين شناخت، موجب ميثاق نا نوشته اي شد که مدت نيمي از زندگاني پرثمر آن بزرگوار يعني 37 سال ادامه يافت و بعد از درگذشت جانسوز ايشان هم اين عهد و پيمان، پايدار ماند و مانده است و دليل، آن که مردم قدر شناس سمنان با آگاهي خاص خود، ارادت خويش را نسبت به خانواده ي محترمشان نشان دادند که راي به فرزند برومندشان در انتخابات شوراي شهر، يکي از بسيار هاست.

«مرد سياست و ديانت»
آيت الله عالمي، بنا به تقاضاي مردم متدين سمنان و به صلاحديد و توصيه ي آيت الله العظمي گلپايگاني ( ره) به سمنان آمد و در مسجد جامع معروف سمنان، در هيئت امام جماعت، به نماز ايستاد و موعظه کرد و پيوسته در تربيت ديني مردم مشتاق، همت گماشت.
هم در ديانت کوشيد و هم در سياست. مداخله کرد و در مرکز تجمعات سياسي، جاي داشت و روحانيان آگاه به امور سياسي کشور و دنياي اسلام، براي روشنگري، با دعوت ايشان به سمنان ميآمدند.  
در بحبوبه ي انقلاب، با اين که نگارنده در سمنان اقامت نداشت اما هرگاه که به اين شهر باستاني باز مي گشت، مرحوم عالمي را در پيشاپيش نهضت مردم مي ديد، هدايتي که با معرفت و صبوري و با فکري صحيح صورت مي گرفت و مانع هيجان زدگي عناصر عمل گرا و تند و هيجان زده بود.
مرحوم عالمي در دينداري و تقوا «مورد تاييد مراجع بزرگوار تقليد در حوزه هاي علميه ي نجف و قم و مشهد بود.» از طرفي مورد وثوق دينداران و ملجا و ماواي دردمندان به شمار ميآمد.
ايشان غير از ورود به مسائل اجتماعي و ديني مردم، به تدريس در حوزه ي علميه مشغول بودند و سال ها در اين راه به تعليم و تربيت شاگردان، عمر گذاشتند.
در سال 1364 که دانشگاه آزاد اسلامي واحد سمنان، در دو رشته ي کارشناسي فقه و معارف اسلامي و کارداني حسابداري، بنياد نهاده شد به تدريس در اين واحد دانشگاهي دعوت شد و تا هنگام بيماري، با اين دانشگاه همکاري کرد و شناخت صاحب اين قلم هم از ايشان بيشتر مربوط به زماني است که در همين دانشگاه با آن زنده ياد همکار بود و در برخوردها، مراتب فضل ايشان را شناخت.
همه ي آناني که دست به قلم مي برند و به تصنيف و تاليف مي پردازند، مي دانند که چه دنياي پر رنج و مسئولانه اي است به همين علت نمي خواهند به اين درياي پر تلاطم قدم بگذارند به قول مسعود سعد سلمان:
نوشتن ز گفتن مهم تر شناس                               
به گاه نوشتن به جاي آر هوش...
به گفتن ترا اگر خطايي فتد                                   
ز بربط فزونت بمالند گوش
وگردر بنشتن خطايي کني                                      
سرت چون قلم، دور گردد ز دوش
مرحوم عالمي به عرصه ي نوشتن وارد شد و آثاري پژوهشي و مستند از خود به يادگار گذاشت از جمله:
1- پيامبر (ص) و ياران در پنج مجلد که شرح حال حدود 300 تن از ياران رسول گرامي اسلام (ص) در آن به رشته تحرير در آمده است و از کتاب هاي مرجع و معتبر در اين زمينه به شمار مي رود.
2- شاگردان مکتب ائمه (ع) در 3 مجلد که مي تواند براي خوانندگان، مسئله آموز صد مدرس باشد.
3- جوانان چه مي پرسند؟
4- چندين رساله به زبان عربي در ارث زوجه و رساله در خلل و قواطع صلاه و ترجمه ي مخطوط مشاهده القيامه سيد قطب
5- حسين (ع) نفس مطمئنه، چاپ بنياد معارف اسلامي قم است و از کتاب هاي مستند و بسيار ارزنده در قيام ابا عبدا لله الحسين (ع) و فلسفه ي نهضت حسيني به شمار ميآيد.
آثار قلمي مرحوم عالمي با بياني ساده و نثري معقول، نگاشته شده و در مطالعه ي آن هيچ احساس ملالت و خستگي به خواننده دست نمي دهد. شيوه ي مولف در اين آثار با استفاده و استناد از مراجع و ماخذ معتبر است. به عنوان مثال در تاليف کتاب «حسين (ع) نفس مطمئنه» به چهل و پنج کتاب معروف و معتبر ، استناد شده است.
6- تصوف چيست؟
7- رساله ي عربي و اجتهادي در رضاع (شيردادن)
8 - شرح بر عروه الوثقي ( که به استناد مجلد اول شاگردان مکتب ائمه (ع)، حدود 700 صفحه از آن به رشته ي تحرير در آمده است.)  

«شرح حال»
به استناد کتاب شريف «حسين (ع) نفس مطمئنه» مرحوم آيت الله حاج شيخ محمد علي عالمي دامغاني (ره) در نيمه ي رمضان 1307 شمسي در روستاي «حجاجي» واقع در 12 کيلومتري دامغان به دنيا آمد. تحصيلات ابتدايي را در روستاي خود گذراند. آن گاه عربي را در دامغان آموخت. چون پسر عموي ايشان مرحوم حاج ميرزا محمد علي دامغاني، سرپرستي مدرسه ي دامغاني ها را در همدان عهده دار بود، جهت ادامه ي تحصيل به همدان رفت و پس از گذراندن دروس سطح، يک سال هم در درس مرحوم آيت الله آخوند همداني شرکت کرد و سپس عازم قم شد و از محضر آيات بزرگ حوزه، مرحوم بروجردي، امام خميني، گلپايگاني و علامه طباطبايي، کسب فيض کرد. در سال 1343 به تربيتي که پيش از اين نقل شد به سمنان آمد و مدت 37 سال در سمنان به افاضه پرداخت و جامعه ي مسلمان سمنان از آثار علمي و عملي وي بهره ها بردند و مي برند و سلوک ايشان، پيوسته مورد توجه و تحسين مردم بوده است.

«تبعيد به بافت کرمان»
در پي مبارزات پيگير با مظاهر فساد در حکومت پهلوي، آن فقيه فقيد، در 27 اسفند 53 به مدت يک سال به شهر بافت کرمان تبعيد شد و اين نفي بلد، بر اعتبار ايشان در دخالت هاي سياسي، بسي افزود.  

«مسئوليت هاي بعد از انقلاب»
1- تدريس در حوزه و دانشگاه  
2- مسئوليت دادگاه هاي انقلاب و دادگستري
3- نماينده ي استان سمنان در مجلس خبرگان رهبري
مرحوم آيت الله عالمي پس از زندگي پر ثمر و بيش از نيم قرن، درس و بحث و علم و کتاب، در 18 شهريور 1378 در ماتم عظماي شهر سمنان دار فاني را وداع کرد و همه را به سوگي جانکاه و حسرتي ماندني نشاند. در اين روز، شهر سمنان وادارات دولتي و سازمان ها، تعطيل شد و جنازه ي آن مرحوم، با بي سابقه ترين مراسم تشييع در سمنان که نگارنده هرگز به ياد نداشته است، تا امام زاده يحيي (ع) همراهي و در اين مکان مقدس به خاک سپرده شد و زيارتگاه اهل دل گرديد.  
اين بزرگداشت نيکو و قدرشناسي آگاهانه از عالمي عامل، در شماره 8 سال 39 مجله ي مکتب اسلام در 8 آبان 1378 و نشريه محلي پيام استان سمنان، شماره ي 10 5 مهر 78، درج گرديد تا به عنوان سندي متقن، براي آيندگان بماند که مردم، هرگز ياد و خاطره ي خادمان انسانيت را در ياد و ذهن و زبان خويش از ياد نمي برند.

« نظر مرحوم امام (ره) و در انتصاب امام جمعه ي سمنان »
بنيان گذار جمهوري اسلامي ايران، در کم سابقه ترين حکم خود خطاب به نخستين امام جمعه ي سمنان نوشتند:
حجت الاسلام آقاي... بنا به تقاضاي مردم متدين سمنان و تاييد حجت الاسلام و المسلمين عالمي، شما را به امامت جمعه منصوب مي نمايم.

«پيام تسليت آيت الله مکارم شيرازي»
حضرت آيت الله مکارم شيرازي در رحلت مرحوم آيت الله عالمي در پيامي گفتند: «زندگي زاهدانه اش درسي براي همه ي سالکان الي الله بود.»

«ويژگي هاي اخلاقي»
1- توجه به فقيران : درب خانه اش به روي همه ي مستمندان و اهل نياز باز بود و خود به نيازها و مشکلات آنان رسيدگي مي کرد و در اين کار با تواضع و خوش رويي و متانت مي کوشيد.
2- بخشندگي : مرحوم عالمي، زندگي مرفه و اشرافي نداشت و «خفيف الموونه» بود و به کم قناعت مي کرد و با همان کم انفاق را از آنچه داشت، از ياد نمي برد. محيط زندگي و خانه اش، گوياي حقايق بود.
3- آرامش روحي: تسليم مشيت حق بود و نفس مطمئن حسين (ع) را به ميراث داشت.
4- پارساي شب: ذکر شبانه و نماز شب ايشان هرگز ترک نشد و مصداق آيه شريف «والمستغفرين بالاسحار» بود.
5- نظم: مدير اوقات شبانه روز خود بود هر کاري را در وقت خود انجام مي داد و سفارش مولاي متقيان (ع) را در تقوا و نظم، آويزه ي گوش داشت.  
و...
حال با چنين خدمات و آنچنان سلوکي، آيا حق نيست که در ورودي شهر سمنان، مثل خيلي از  شهرهاي ايران تمثالي از اين  بزرگ مرد تاريخ سمنان نصب شود تا مسافراني که از اين راه مي گذرند، به فضيلت قدر شناسي مردم شهر ما آگاه شوند؟

 


نسخه چاپي ارسال به دوستان