تاریخ 1391/08/08 - سایت های دیگر ارتباط با ما درخواست اشتراکآرشیوشناسنامهصفحه اصلی
نسخه شماره برو جستجو جستجوی پیشرفته  
پشت ميله هاي ندامت;
در آتش ندامت سوختم
   نويسنده : محمد عليان

سخن نخست :  

زندان گرچه به عنوان آخرين راه مجازات مجرمين مي باشد، وليکن اثرات منفي بي شماري در ابعاد اقتصادي، اجتماعي، رواني و شغلي متهمين به جاي مي گذارد. اين محيط به دليل تجمع انواع خلافکاران عامل تشکيل بيشتر باندهاي فساد و تبهکاري و مرکز آموزش جرم و جنايت توسط برخي از زندانيان سابقه دار و خطرناک مي شود. همچنين براي نگهداري اين افراد شرور که امنيت و آسايش جامعه و مردم را مختل مي کنند در زمينه هاي اصلاح و تربيت، درمان، خوراک، پوشاک، اياب و ذهاب و... براي دولت هزينه هاي بسيار چشمگير و گزاف ايجاد کرده است و اين افزايش آمار، به ويژه در نوجوانان نشان مي دهد که ما نيازمند اجراي يک سياست کلي و فوري در برخورد با جرائم، به منظور کاهش جمعيت کيفري و ايجاد شغل مناسب براي معضل بيکاري و مبارزه جدي با مواد مخدر هستيم. در غير اين صورت بايد هر روز در رسانه ها شاهد شعارهاي تکراري برخي از مسئولين باشيم بدون اينکه گفتن يا نگفتن تاثيري در وضعيت امنيت جامعه و کاهش آمار جرم داشته باشد.  
زماني مجازات زندان مثمر ثمر خواهد بود که دوباره باعث تکرار جرم از سوي مجرم نگردد و خسارت مضاعف ديگري به خزانه بيت المال وارد نشود.  
در اين شماره از روزنامه پيام استان سمنان سرگذشت جواني را با هم مي خوانيم که چند بار به جرم سرقت و... به زندان افتاده است و چندين محکوميت در سوابق کيفري خود دارد.
**************************************************************************************************************

نام: پرويز  
نام مستعار: گربه  
چرا به گربه مشهور شدي؟ 
 برخي از خلافکاران عقيده دارند عين گربه از ديوار ساختمان بالا مي روم.  
عقيده خودت چيست؟ باور کنيد کسي غير از من چنين مهارتي ندارد.  
تو که استعداد داري چرا حرفه کسب و کار حلال نياموختي؟    امکان نداشت.  
چرا ميسر نبود؟    اولا سرمايه اوليه در بساط نداشتم ثانيا دوستان که اطرافم بودند مرا راحت و آسوده نمي گذاشتند.  
به چه دليل اين موقعيت شغلي براي ديگران مقدور است؟ آنها رفقاي ناباب ندارند. 
آيا تو نمي توانستي از دوستان خودت فاصله بگيري؟ عين علف سبز مي شدند.  
چند بار به زندان آمدي؟  به خاطر ندارم. 
يعني نمي داني چندين سابقه محکوميت داري؟ نمي دانم يازده، دوازده ....
چند سال داري؟  24 سال  
متاهل هستي؟ در سن 20 سالگي ازدواج کردم، همسرم طلاق گرفت و رفت.  
چرا از تو جدا شد؟ به دليل اينکه به زندان افتادم و بايد مدت طولاني در حبس نگهداري مي شدم.  
آن زمان که ازدواج کرده بودي به چه جرمي دستگير شده بودي؟ سرقت مغازه ها 
يعني از چندين مغازه سرقت کردي؟  چهار يا پنج مغازه  
روز اول چگونه دستت به اين جرم و گناه آلوده شد؟ باور کنيد من ذاتا سارق نيستم ولي به علت بيکاري و فقر به اين کار ننگين روي آوردم. از سن 14 سالگي فريب دوستم را خوردم که ديگر براي من عادت شده بود.  
نام آن دوست تو که از وي آموختي؟  رضا سياه  
آيا او اسم مستعار نداشت؟  هم به رضا سياه معروف بود هم رضا کرگدن  
چرا کرگدن مگر اسم قحطي بود؟  هيکل او عين کرگدن قوي بود. تحمل کتک چند نفر را داشت. در مقابل ضربات مشت و لگد خيلي مقاوم بود. انگار نه انگار که بر سر و کله اش با چوب و چماق مي کوبند.  
الان از رضا کرگدن اطلاع داري؟  در يکي از استان هاي غرب کشور در زندان به سر مي برد.  
جرم او چيست؟  سرقت مسلحانه که در انتظار اعدام است.  
آخرين باري که با او رابطه داشتي؟    حدودا يک سال قبل  
چطور فهميدي که رضا کرگدن به جرم سرقت مسلحانه دستگير شده است؟  
قرار بود من هم در کنار آنها باشم ولي بخت ياري کرد نرفتم.  
پس چگونه بخت ياري کرد در اينجا دستگير شدي؟ اين سرقت عادي اعدام ندارد.  
پرويز، از سن 14 سالگي تاکنون در زندان هستي آيا متنبه نشدي؟ زماني که بيکار و سرگردان هستم و مواد مخدر هم عين نقل و نبات در برخي معابر عمومي غوغا مي کند چگونه مي توانم سالم زندگي کنم؟ مگر معجزه مي شود؟  
نظر تو در اين باره چيست؟  تا زماني که گراني و تورم حلقوم قشر آسيب پذير جامعه را مي فشارد و گره کور بيکاري از يک طرف و ثروت و سرمايه آقازاده ها از حد و حساب بگذرد پديده جرم و حتي آدمکشي و... امري طبيعي و معمولي است. اگر من شغل و درآمد ثابت و لو اندک و مختصر به صورت روزانه يا ماهيانه داشته باشم مگر ديوانه ام که بهترين روزهاي عمر و جوانيم را در زندان ها بگذرانم؟  
چند سال درس خواندي؟  سوم راهنمايي  
در زندان مشغول تحصيل نيستي؟  تصميم گرفتم ادامه دهم تا ديپلم بگيرم.
يعني چند سال ديگر بايد در زندان بماني؟ چون سوابق متعددي دارم شايد ساليان سال در حبس باشم.  
مردانه به سوال ما پاسخ بده در اين مدت 14 سال سرقت دلت براي کدام يک از مالباخته ها سوخت؟  يکي از روزها براي تامين پول مواد مخدر ناتوان بودم هر مکاني براي سرقت مي رفتم احساس خطر مي کردم تا اينکه گوشه اي از بازار پيرزني سبزي فروش براي فروختن محصولات باغ خود نشسته بود. ساعت ها در آن حوالي پرسه زدم وقتي که کالاي روزانه خود را به فروش رسانيد با قدي خميده با سبدي که در دست داشت راه منزل خود را در پيش گرفت ولي هنوز به کوچه خود نرسيده بود که دسترنج وي را به سرقت بردم او به ناچار در گوشه اي از زمين غش کرد. 
ميزان مبلغ پول ربوده شده؟    به مدت يک هفته مصرف مواد مخدر شد.  
آن پير زن را مي شناختي؟    بعدها فهميدم که بدون همسر و داراي چند فرزند کوچک بود.  
از قرار معلوم در اماکن متبرکه هم دستبرد مي زدي؟    يک نفر بيکار و معتاد که عادت به سرقت دارد. به مسائل شرعي توجه ندارد.
از سرقت موتورسيکلت ها بگو، تنها وسيله نقليه قشر کم درآمد جامعه؟  
اصولا موتورسيکلت هايي را شکار مي کرديم که نکات ايمني کامل از طريق صاحب رعايت نمي شد کمتر از چند ثانيه به سرقت مي برديم.  
از کدامين سرقت موتور سيکلت انصافا آزرده خاطر شدي و تاسف خوردي؟    يکي از موتور سواران که از شرکت بيکار شده بود و تازه هم ازدواج کرده بود، با خريد موتورسيکلت به صورت اقساط در رستوراني به عنوان «پيک موتوري» کار مي کرد و غذاهاي سفارشي را به مشتريان داراي کد در سطح شهر خصوصا بازار توزيع مي کرد. يک روز موقع ظهر به محض پياده شدن از موتور در حين تحويل غذا به مشتري فرار را بر قرار ترجيح دادم و از لابه لاي ماشين هاي خيابان گذشتم بعد از ساعتي به فروش رساندم که مدتي براي تهيه مواد مخدر آسوده بودم.  
جرم مالخر کمتر از سارق نيست؟    اخيرا مجازات سنگين تري در نظر گرفته شده است. 
چند سال اعتياد داشتي؟  از سن 16 يا 17 سالگي معتاد شدم.  
اولين کسي که تو را به اين مواد خانمانسوز آشنا کرد؟ همان ناجوانمرد رضا کرگدن  
رضا کرگدن ناجوانمرد است يا مواد مخدر؟    هر دو  
 خودت تا چه اندازه در زندگي جوانمرد هستي؟ آيا کسي اموال مردم را به سرقت ببرد از معرفت، انسانيت و جوانمردي بويي برده است؟   پس قبول داري که بي معرفت هستي؟  متاسفانه ياد نگرفتيم.  
بايد از چه کسي ياد مي گرفتي؟  
مي گويند: مي خواهي کسي را بشناسي، دوستانش را بشناس. من آن موقعي که خودم را شناختم در زندان بودم و يا با افرادي رفاقت داشتم که سوابق زنداني داشتند.  
پرويز، دوست داري پس از اينکه از زندان آزاد شدي چه کار کني؟  از صميم قلب آرزو دارم که در پي کسب حلال قدم بردارم شغلي آبرومند انتخاب کنم و يک زندگي ساده را بگذرانم. 
تاکنون چه حرفه اي را آموختي؟  
از طريق مربيان مرکز حرفه اي در مدت چند ماه اخير شغل دينام پيچي را آموختم که براي خودم در آينده انتخاب کرده ام اگر خدا ياري کند تصميم گرفتم اين حرفه را براي امرار معاش ادامه دهم.  
کسي به ملاقات تو مي آيد؟  من در اين شهر کسي را ندارم که روزهاي ملاقات به ديدن من بيايد. زماني که خواهرم ازدواج کرد و همسرش منتقل شد، من هم براي ادامه تحصيل و بدان علت که خواهرم احساس تنهايي و غربت نکند به اين شهر آمدم ولي پس از اينکه به زندان افتادم همسرش، با تقاضاي انتقالي به تهران رفتند. 
الان دلت براي چه کسي تنگ شده است؟ براي مادرم که در بستر بيماري است. 
چرا بر دست و پاهايت خالکوبي کردي؟   به عشق مادرم  
روي پلک هاي چشمت که خال کوبيدي براي مردمک و بينايي چشم ضرر ندارد؟ (مي خندد و مي گويد) : اين نيز بگذرد. 
معني آن چيست؟   شب به خير  
پرويز، روزنامه ها را مطالعه مي کني؟ 
هر روز به کتابخانه مراجعه مي کنم تا رويدادهاي کشور را دنبال کنم.  
کدام صفحه روزنامه را بيشتر مي خواني؟    صفحه حوادث، ورزشي  
طرفدار آبي هستي يا قرمز؟    رنگين کمان را دوست دارم که بسيار زيباست.  
چه کتاب هايي را دوست داري؟  
تاريخي، داستان، جنايي
اصولا افراد ماجراجو، به داستان هاي جنايي علاقه مند هستند؟  ماجراي ما تمام شد. 
چه سوالي از تو بپرسيم؟  از هر دري که پرسيديد پاسخ دادم.  
موقع خداحافظي از ما خواست که هر موقع سرگذشت او در روزنامه به چاپ رسيد، يک نسخه را برايش از طريق امور فرهنگي بفرستيم.  
پرويز از کنارمان برخاست دقايقي بعد وارد کتابخانه شد تا داخل قفسه ها کتابي بجويد که هم تاريخي باشد هم داستان و هم جنايي اما در پي ماجرا جويي نبود.  


نسخه چاپي ارسال به دوستان