تاریخ 1398/09/14 - سایت های دیگر ارتباط با ما درخواست اشتراکآرشیوشناسنامهصفحه اصلی
نسخه شماره برو جستجو جستجوی پیشرفته  
سياست‌گذاري علمي اقتصادي
   نويسنده : پويا ناظران

دغدغه اول هر حکومتي، حفظ قدرته. براي حفظ قدرت، بايد مقبوليت کسب کنه. مردم حکومتي‌رو قبول دارند که امنيت و رفاه‌شون‌رو تامين کنه.

حکومتي که تنها درآمدش مالياته، ناگزيره از طريق رشد اقتصادي، رفاه مردم‌رو تامين کنه. اگه موفق نشه، مردم به روش هاي دموکراتيک جايگزينش مي‌کنند. اگه به تغييرات دموکراتيک تن نده، مثل شوروي و پهلوي و ده‌ها مثال ديگه، مردم بالاخره به زور حذفش مي‌کنند.

به اين ترتيب تامين رفاه مردم، براي حکومت حياتيه.

اما با توجه به اينکه تحقق رشد و رفاه اقتصادي، سياست گذاري علمي مي‌طلبه و کار هر کسي نيست، حکومتي که نفت داره، ملت‌رو رنگ مي‌کنه. يعني ثروت نفتي مردم‌رو مي‌فروشه، با پولش براشون جنس وارد مي کنه، و زير قيمت مي‌فروشه. عين رندان داستان مولانا، که خر درويش‌رو فروختند و با پولش شام خريدند تا بخوره، حال کنه، و به آواز «خر برفت» برقصه.

اما وقتي حکومت جنس‌رو زير قيمت مي‌فروشه، صنعتگر و کشاورز ورشکست مي‌شن. آيا دقت کرديد که بساز بفروشي هميشه بهتر از ساير کاسبي‌ها بوده؟ علتش اينه که ساختمون از معدود چيزهاييه که دولت نميتونه وارد کنه و زير قيمت بفروشه.

البته در پروژه مسکن مهر، دولت تلاش کرد با بخش خصوصي رقابت کنه. اما عملا پروژه محدودي شد که به‌خاطر ضعف در مکان‌يابي و کيفيت، رقيب جدي براي بساز و بفروش‌ها نشد. اما ببينيد از صنعت خودرو و لوازم خانگي گرفته، تا ماشين‌آلات و پوشاک، دولت چه بلايي سر صنعت آورده! وضعيت کشاورزي هم که ديگه گفتن نداره! طبيعتا، در اين شرايط، بيکاري زياد مي‌شه.

وقتي بيکاري زياد مي‌شه، در رقابت مردم براي گرفتن کار، سطح دستمزدها پايين مياد. چهارتا بنگاه هم که موفق به راه‌اندازي کسب و کار محدودي مي‌شن، با موانع صادراتي دولت مواجه مي‌شن! چرا؟ دولت ميگه من يارانه تو قيمت‌ها گذاشتم که مردم خودمون بهره‌اش‌رو ببرند. از مرغ تا بيت‌کوين، هر چي صادر کني، داري يارانه صادر مي‌کني. حرف دولت منطقيه! پس مانع گسترش فعاليت بين‌المللي بنگاه‌ها مي‌شه. اين همون چيزيه که بهش مي‌گيم خودتحريمي.

با خودتحريمي بنگاه‌ها، بيکاري بيشتر مي‌شه. با افزايش بيکاري، باز دستمزدها کمتر مي‌شه.

پس مي‌بينيم که کم بودن دستمزدها، معلول يارانه‌ايه که دولت به پشتوانه نفت، در قيمت کالاها پنهان کرده.

با کاهش بيشتر دستمزدها، قدرت خريد مردم کمتر هم مي‌شه. همه چيز به نظر گرون مياد. لذا دولت ناگزير مي‌شه يارانه پنهان در قيمت‌رو باز بيشتر کنه. عدم افزايش نرخ ارز در سال‌هاي 92 تا 96 عليرغم تورم، و همينطور عدم افزايش قيمت بنزين در سال‌هاي 95 تا 97، مصاديق همين قضيه بودند.

طبيعتا، وقتي يارانه بيشتر شد، دولت ناگزير شد محدوديت بنگاه‌ها‌رو باز بيشتر کنه. مثلا پارسال ديديم که براي ممانعت از قاچاق، همه فعاليت‌هاي بنگاه‌ها محدود شدند، از حمل گوسفند گرفته تا انبارداري. اين باز به بيکاري بيشتر منجر شد، و ما‌رو به يارانه نيازمندتر کرد.

تا وقتي که درآمد نفتي زياد بود، منابع يارانه جور مي‌شد و عموم مردم متوجه ميزان بي‌کفايتي حکمرانان اقتصادي کشور نمي‌شدند. حالا که فروش نفت کم شده، فشار يارانه پنهان رفته‌رو بودجه، کسري بودجه زياد شده، و گند قضيه در اومده.

کسري بودجه عارضه بيماري اقتصاد ماست، نه علتش. کسري بودجه حکم عطسه مريض‌رو داره، نه ويروسي که تو تنشه.

اقتصاد ما در يک چرخه مخرب گير کرده:

1- يارانه پنهان در قيمت 2- محدوديت کسب و کار3- بيکاري 4- کاهش دستمزد 5- کاهش قدرت خريد مردم 6- افزايش يارانه پنهان

ما براي خروج از اين چرخه، راه‌حل لازم داريم. امروز، صورت مسئله همينه. هر کسي که راه‌حلي براي اقتصاد کشور داره، بايد نشون بده راه‌حلش چطوري ما‌رو از اين چرخه خارج مي‌کنه.

مثلا، آيا سهميه‌بندي بنزين، ما‌رو از اين چرخه درمياره؟ نه!

افزايش ماليات سيگار چطور؟ باز هم نه!

اگه از خونه خالي ماليات بگيريم چي؟

به فرض که اين ماليات‌ها مشکل کسري بودجه‌رو حل کنند، که نمي‌کنند، آيا ما‌رو از اين چرخه خارج مي‌کنند؟ البته که نه!

کسري بودجه خودش معلوله. علت، يارانه پنهان در قيمته؛ يارانه‌اي که تا به‌حال پشتوانه‌اش نفت بود. حالا که صادرات نفتي کم شده، گير افتاديم.

تنها راه خروج از اين چرخه مخرب، ملي کردن نفته!

با ملي شدن نفت، تنها منبع درآمد دولت مي‌شه ماليات.

وقتي دولت پولي براي يارانه دادن نداشت، مجبور مي‌شه بالاخره به رشد اقتصادي فکر کنه. با ملي شدن نفت، قيمت‌ها آزاد مي‌شه. با آزاد شدن قيمت‌ها، از طرفي کسب و کار رونق مي‌گيره، بيکاري کم مي‌شه، و به تدريج دستمزدها زياد ميشه. از طرف ديگه، به‌خاطر واريز عوايد نفتي به حساب بانکي مردم، عليرغم قيمت‌هاي آزاد، قدرت خريد مردم حفظ مي‌شه تا به‌تدريج دستمزدهاي بيشتر به رفاه بيشتر منجر بشه.


نسخه چاپي ارسال به دوستان