تاریخ 1398/06/03 - سایت های دیگر ارتباط با ما درخواست اشتراکآرشیوشناسنامهصفحه اصلی
نسخه شماره برو جستجو جستجوی پیشرفته  
کارگردان نمايش « خط سرخ » در گفتگو با روزنامه پيام استان سمنان؛
مسئولين در زمان انتخابات به هنرمندان احساس نياز مي‌کنند

ميثم دهرويه

اجراي نمايش خط سرخ به نويسندگي حميدرضا نعيمي و کارگرداني بهار ذوالفقاري بهانه‌اي شد تا گپ و گفت کوتاهي در خصوص اين نمايش و احوالات هنر تئاتر اين شهر انجام دهيم.

خانم ذوالفقاري شما به عنوان يکي از بانوان پرتلاش و موثر در عرصه کارگرداني تئاتر اين شهر بفرماييد چرا اين نمايشنامه را براي اجرا انتخاب کرديد؟

با سلام خدمت خوانندگان گرامي، ممنونم ار نظر لطف شما، اول سخن مي‌خواهم درددلي داشته باشم در خصوص انتخاب اين متن، اصولا در انتخاب اينگونه متون متهم به انجام کارهاي سفارشي مي‌شويم که متاسفانه به نظر من اين نوع نگاه کاملا اشتباه و يکسويه است، واقعيت اين است که بعضي مواقع پيام اين نوع نمايش‌ها مي‌تواند حرف دل گروه اجرايي باشد و واقعا به آن اعتقاد داشته باشد.

ماجراي اين نمايش حکايت سهراب مرد اسيري است که دچار فراموشي شده و 15 سال در بيهوشي و بي‌خبري در اردوگاه‌هاي عراق اسير بوده است و در اثر ديدن يکي از رفقاي خود که توسط عراقي‌ها شکنجه و شهيد مي‌شود حافظه خود را به دست مي‌آورد، در حالي که همسر وي به گمان اينکه سهراب شهيد شده است قصد ترک مادر سهراب را دارد ولي مادرش شهادت سهراب را باور ندارد و از شواهد مختلف به اين نتيجه مي‌رسد که فرزندش زنده است.

اين نمايش بيانگر رنج‌ها و مشقت‌هاي خانواده‌اي ايراني است که از نزديک با جنگ و تبعات آن درگير است و داستان رنج مادران اين سرزمين است که سال‌ها دوري از فرزند و شهادتش را باور ندارند و کماکان منتظر بازگشت پاره تنشان هستند. من به دليل احساس تعهد و دين نسبت به اين مادران تصميم گرفتم اين نمايش را به روي صحنه ببرم تا شايد گوشه‌اي از دين خود را به آنان ادا کرده باشم.

در خصوص مدت تمرين و آماده‌سازي اين نمايش بفرماييد.

تمرين اين نمايش را از دي ماه سال گذشته شروع کرديم و در ارديبهشت ماه آماده اجرا بوديم که گروه با همفکري تصميم گرفت تا در سالروز بازگشت آزادگان سرافراز به ميهن اسلامي اين نمايش را به روي صحنه ببرد هر چند که در ارديبهشت ماه امسال يک نمايش با نام شهر شيطونک به کارگرداني من و نمايش منهاي دو که در آن بازي مي‌کردم را اجرا کرديم.

از برنامه‌هاي آتي خودتان بگوييد.

اگر خداوند ياري نمايد انشاالله در هفته دفاع مقدس نمايش تقاطع نوار مغزي و مرزي به نويسندگي همسرم آقاي عليرضا مداح و کارگرداني خودم را آماده اجرا داريم.

خسته نمي‌شويد از اينکه اينگونه پشت سر هم نمايش اجرا مي‌کنيد؟

اصولا هنرمند با اثر خود و حرفي که توسط آن مي‌زند، زنده است و اگر روزي برسد که ديگر نتوانم کار تئاتر بکنم مطمئنا زماني خواهد بود که زنده نباشم والا حرف براي گفتن زياد است و صحنه محلي براي حرف زدن ماست پس در اين راه خستگي معنايي ندارد.

و حرف آخر:

حرف آخر را مي‌خواهم به مسئولين بزنم که زماني که مراسمي مانند جشن روز جهاني تئاتر و يا اختتاميه جشنواره برگزار مي‌شود، حضور مي‌يابند و قول‌هاي زيادي مي‌دهند ولي دريغ از اينکه يک بار به قول خود عمل کنند، من حضورا براي اين نمايش از همه مسئولين از فرماندار، شهردار، شوراي شهر، نماينده مجلس، و. . دعوت به عمل‌ آورده‌ام اما دريغ از حضور يک نفر از آنان در سالن تئاتر.

ما از آنها پول نمي‌خواهيم ولي حضور آنان در سالن تئاتر جهت ديدن آثار هنرمندان تئاتر مي‌تواند باعث دلگرمي و انگيزه هنرمندان شود که متاسفانه شاهد چنين اتفاقي نيستيم، به نظر مي‌رسد اين دوستان فقط در زمان انتخابات به هنرمندان احساس نياز مي‌کنند و در غير اين مدت اصلا حالي از هنر و هنرمند نمي‌پرسند.


نسخه چاپي ارسال به دوستان