تاریخ 1398/04/20 - سایت های دیگر ارتباط با ما درخواست اشتراکآرشیوشناسنامهصفحه اصلی
نسخه شماره برو جستجو جستجوی پیشرفته  
فرهنگ مردم... به انضمام شعر سمناني
   نويسنده : فرهنگ شکوهي

• در فرهنگ‌سراي اميد خانواده شهرداري سمنان که به تازگي افتتاح و در آن‌جا برنامه‌هاي فرهنگي گوناگوني به مناسبت‌هاي مختلف و رويدادهاي هنري و فرهنگي اجرا مي‌شود، برنامه‌اي هم براي بزرگداشت مرحوم علي صحت و رونمائي کتاب ايشان برگزار گرديد که با استقبال همشهريان مواجه بود. برنامه‌هاي گوناگوني اجراء و تعدادي از علاقمندان به برنامه‌هاي فرهنگي شروع به صحبت نمودند که از جمله آنان اين بنده فرهنگ شکوهي بود. در خلال صحبت‌ها و اجراي برنامه‌ها آقاي قدرت‌الله عبدوس که از جمله علاقمندان زبان سمناني و از صاحبنظران در فرهنگ شفاهي مردم است شعري را که هر از گاهي در برنامه شب‌هاي نقره‌اي سمنان به طور نيمه‌تمام و ناقص خوانده مي‌شود، به طور کامل قرائت نمودند.

در آن شعر نسبتاً بلند به بسياري از کوچه و محل‌هاي سمنان و بعضي از اسامي اشاره شده است که هرکدام براي خود شرح و توضيحي مفصل دارد که اگر وقت و فرصتي باشد و علاقمندان به فرهنگ شفاهي شهرمان ذوق و استقبالي به خرج دهند، مي‌توان با توضيحات بيشتر و کامل‌تر بسياري از چيزها را که از ذهن رفته است بازگو و به شرح و بسط آنها پرداخت.

مثلاً در ص اول و در مصرعي که اشاره مي‌کند: بازرس هر جا ويژه دره... منظور از بازرس در آن زمان اشاره به مفتش‌هاي تنباکو و کشت خشخاش و متفرعات مربوط به آنها بود و يا وقتي از طوطين کيژه اشاره مي‌کند منظور از ( طوطين لو) يعني حفره‌اي نسبتاً کوچک و در حد نيمه آجري در محدوده جنوب شهر و حوزه تکيه حاجي شيخ بود که به وسيله اين حفره آن سمت کوچه و محل که به آتشگاه و کوچه پس‌کوچه‌هاي اطراف آن ختم ميشد تا حدي مشاهده مي‌گرديد.

• بسياري از اسامي که در شعر آمده است، توضيح دارد و خدا کند توضيحات به وسيله افرادي داده شود که آشنائي کامل به محل داشته باشند و افراد و به خصوص علاقمنداني را که قصد تحقيق و تفحص دارند، گمراه و سرگشته نکنند.

• بعضي از بخش‌ها و اسم‌ها و واژه‌هائي که در شعر آمده است توضيحات مفصلي از نظر شغلي و کاري دارد مثلاً (چپرخونه) اشاره به چاپار و چاپارخانه و قاصدهاي سابق است که به طرز خاصي محموله‌هاي مردم را به شهرها و آبادي‌ها مي‌رسانيدند و بعد از طي چهار فسخ بعد مسافت اسب‌ها و ترکيب کاردان و چاپار را در منزل ديگري عوض کرده با اسب‌ها و نيروهاي تازه نفس طي طريق مي‌کردند.

• چيت گره صحرا: صحراي چيت گرها: واقعاً چقدر ما غفلت کرده ايم که از بسياري آثار قيمتي عکس و فيلم تهيه نکرده آن مناظر و صحنه‌هاي جالب و جذاب را که ارزشي نمي‌توان بر آنها گذاشت را از دست داده‌ايم. البته آن امکانات به فراواني امروز نبود به علاوه ما هم داراي بنيه آنچناني که از عهده اين کارها برآييم نبودم. صحراي چيتگر‌ها جائي وسيع براي شست و شوي سفره‌هاي چيت‌خور براي شستشو و زدودن رنگ‌هاي اضافي چيت و سفره‌هاي پارچه‌اي و چيت زده شده بود.

• اشاره به ساباط: ساباط‌ها که در اکثر نقاط شهر ديده مي‌شد بخشي از بناهاي فرم سابق بود که راهي به کوچه و محل ديگري داشت و بالاي آن بنا و ساختماني در حد استفاده بود که درب ورود و خروج به ساختمان ساباط از کوچه انجام مي‌گرفت. هنوز هم در بعضي نقاط شهر ساباط و دالان ديده مي‌شود و يا کوچه‌هاي به عرض يک متر و دالان‌هائي به ارتفاع 80 سانتيمتر که بعد از عبور از آن به جاي سرباز و کوچه وسيعي ختم مي‌شد گاه در بعضي از نقاط شهر سمنان ديده مي‌شود که از جمله کارهاي عجيب است.

• در اشعار صحت به بعضي وقايع و اتفاقات و نکته‌ها اشاره شده است که هر کدام توضيحي مفصل دارد مثلاً اشاره به سي‌سر و محله آن، توجه دارد به 30 سر و کله علوياني که آنها را در محل درجزين و چهل تن سر بريده و در آب رودخانه ريخته بودند که اين 30 کله را در 30 سر گرفته دفن کرده بودند که 30 سر به همين اسم بماند و هم اکنون نيز با وجودي که به نام ميدان دکتر بهشتي است آن را به نام سي‌سر مي‌شناسند.

• در گذشته هر کوچه شهر به لحاظ افرادي که در آن سکونت داشتند، اسم داشت همانند کوچه مسگرها- کوچه حلاج‌ها- کوچه دباغ‌ها- چوکوته نون کيژه نارچوکوله کويون کيژه- زنگوله کيژه آرووئون کيژه- لوطيون کيژه- دلاک آوه- تقي چل مونه کيژه- سونگين بر- قاضي باله- گاباله- شاجي- ملاقزويني- تردون واژار- شحنه رزه- هفت لشکريون کيژه- چاله حسينيه- ناسار- سري تختي- سونگره- پنه- جلو خوني سينه د... و

گوينده اين شعر را مرحوم علي صحت مي‌دانند که به بسياري از محلات قديمي سمنان اشاره کرده البته اشتباهاتي هم در اسامي و نام‌ها وجود دارد که بايد توضيح شود و موقعيت جغرافيائي هر محل هم مشخص گردد. اين شعر را همان‌طوري که آقاي قدرت‌الله عبدوس اشاره کرده است در سال‌هاي دور در تهران به وسيله آقاي طاهريان نامي در جائي دربسته و با کيفيتي پائين ضبط شده است که قابل شنيدن و فهم مي‌باشد لکن اگر در جاي مناسبي به نحو شايسته و مطلوب ثبت و ضبط مي‌شد بيشتر مورد استفاده بود. در همين ابيات ضبط شده هم مي‌توان براي برخي از اسامي و جاها توضيحات مناسبي نوشت و مردم را از محله‌هاي قديمي سمنان و نحوه نام گذاري اماکن قديمي آگاه کرد و موقعيت آنها را با وضع فعلي مقايسه نمود که چه تغييرات و دگرگوني‌هائي در شهر در مدت 70- 80 سال پيش تا حال حاصل شده است.

مثلاً در شرح محلاتي که در اشعار صحت مربوط به کوچه و محل آمده است. در مصرعي آمده است:

بازرس هر جا ويژه دره....اين مصرع اشاره به بازرس‌هاي مخصوص براي کنترل کشت تنباکو و خشخاش دارد که در هر محل يکي از آن افراد حضور داشت و باغات و کشت و کار مردم به ويژه باغات کشاورزان را کنترل مي‌کرد و يا حسينيه اعظم فعلي که يکي از اماکن مذهبي معروف سمنان است و اهالي سمنان براي نوسازي و بناي آن خيلي هزينه کرده‌اند قبلاً به نام چاله حسينيه معروف بود که مرحوم محمدعلي فرهي و آقاي علومي و سايرين براي پر کردن و به شکل امروزي درآوردن آن خيلي زحمت کشيده‌اند و سال‌ها در کار تعميرات و بنائي آن بوده‌اند. همينطور ناسار- سي‌سر- پهنه- سونگين بر و جاهاي ديگر هر کدام براي خود توضيحاتي جداگانه دارد.

• در ناسار و محوطه ناسار که نهر آبي غران از استخر باغشاه به ناسار مي‌رسيد‌ و از زير مغازه‌ها تا چهار سوق (چارسي) و خيابان ابوذر و چوب‌مسجد مي‌رفت به علت درآمدن 9 سر و کله علويان چهل تن درجزين به اين اسم ناميده شده... و يا وقتي از سي‌سر اسم مي‌برند اشاره به 30 سر و کله‌اي است که از نهر استخر لتيبار و در محل سي‌سر گرفته شده است. همچنين سونگين‌بر اشاره به درب بزرگ سنگي يکي از خانه باغ‌هاي محل مرکزي شهر است که در گذشته اينگونه چيزها به وفور در گوشه و کنار شهر ديده مي‌شد و همينطور وقتي اشاره به سرتخت مي‌شود منظور تکيه ناسار است که در بخشي از آن تخت بزرگي براي توزين گندم و آرد و اشياء ديگر قرار داشت و داراي ترازوهاي بسيار قوي و محکم با وزنه‌هاي روسي مشهور به پرت بود که وزن هر کدام 5/5 من و يازده من بود که اجناس و حبوبات و گندم و جو را وزن مي‌کردند و جاي مشخصي بود.

سلام

ويست و ني خردادي سالي هزار و سيصه و نوه و هشتي (روز) روئي وفاتي آقاي دکتر علي شريعتيه!

و آقاي علي صحتي کتابي حکاتي تئي فرهنگ سراي اميد خانواده ماکرشون!

علي صحتي فرهنگي سمني ره و دکتر علي شريعتي ايراني ره زمت بچيشون براي شادي ژون روحي‌اي صلوات رائي کرين

انجو سمنه

سمني شر قديميه

ملتي ژو صميميه

حد و حدودي آن شري

قديم بيچن چاهار بري

مشد مشه،‌اي دروازه

مردون واژار،‌اي دروازه

تروني ره‌اي دروازه

کلن طرف‌اي دروازه

خو گوش‌هاده چي چي مايون

کيژون اسمي الون مايون

بازرس هر جا ويژه دره

اسمي پشي کيژه دره

حلاجه کيژه، مسکره کيژه

طوطين کيژه، ارگين کيژه

بعضي جا هم باله دره

مسگر اوه، ضاله دره

سراچه و پا چناري

حاکم نس با روزيگاري

چو مچت و سياه تکيه

سونگين بر واسبي تکيه

کم کم بيا مچت ايمام

مچت جومه‌هاکه سلام

طوطين لوکه يا خوشنوني

اصلا ندرشون دکوني

گاباله پي بيا بيرين

قاضي باله بشه دنين

بر لوکين وسوره داره

خيلي ژوري شيخي آره

بعد از شاجي قدير اوه

شيخي تکيه همت اوه

سي‌سر بيا چپر خونه

تقي کيه اوشتور خونه

پئين قلئن اسبي سره

انجو دبين چهار بره

هفت لشکري، حسينيه

بيشتر منينه امنيه

مسگر کيژه اسفن جونه

بعد از پئنه جلو خونه

مردون واژار شيخي رزه

ملاقزويني کوندزه

عبور‌هاکه ميون واژار

از لتيبار بيا ناسار

چاره ره که عباسي علي

پش سرا واژاري پلي

زنگوله کيژه هم دارين

سري تختي بشه‌هارين

آره وني يه ناکرا

چناره خوت يه ناکرا

آره و ونون کيژه الون

مسين مسينه خيابون

چيتگر صحرا و سنگره

ارگين نگهبان قمبره

ساباط دارين خواجه لونه

ژورين طرف شغال لونه

باغي شاهي و استالي

تفريگايي خيلي عالي

سيد‌مکاني ابراره

بعد از اوني علمداره

کوئري دارين کيشمني

چل دختري با زووني

هر چي مشين بيرين تري

رزي درن قشنگتري

اکو مايون سمني يون

همه کيژه بلد نيون

خواهش دارون گوز و کسين

قرئون برين مو برسين

ان شره علي صحتي خدا بيامرزيه!

اين مايون

اين مايون سمني يون

همه کليمه بلد نيون

اين مايون سمني يون

همه لوقوزي بلد نيون

اين مايون سمني يون

همه مثلي بلد نيون

امايون سمني يون هم مرسين سمني با هم بائين تا ويشتري هم برسين!

براي سلامتي اونون کو درن و دستي بر آتش دارن و براي آن فرهنگ بومي و زفني سمني زمت منجن همه گوش وري و شاعري و نويسنده ايشاالله سر دماغ دبين و خدا ژون آخر عاقبت به خير کره صلوات رائي کرين!

براي شادي روح همه شاعرون و نويسندون کو براي آن فرهنگ بومي وزفني سمني زمت بچيشون و به رحمت خده شيچن فاتحه و صلوات رائي کرين!

قدرت الله عبدوس


نسخه چاپي ارسال به دوستان