تاریخ 1398/04/20 - سایت های دیگر ارتباط با ما درخواست اشتراکآرشیوشناسنامهصفحه اصلی
نسخه شماره برو جستجو جستجوی پیشرفته  
آلزايمر در همين نزديکي هاست، خود را به فراموشي نزنيم

تهران - ايرنا- فراموش نکنيم که فراموشي يا همان بيماري آلزايمر در همين نزديکي ها است و همين مقدار که خود را سرگرم قيل و قال دنياي اطراف مي کنيم به سراغ مان مي آيد و خيلي زود مي فهميم که ديگر دير شده است.

تمام مواد غذايي و لباس‌هايي را که لازم داشت به همراه دو آلبوم عکس و يک ساعت قديمي که خيلي دوست داشت در يک ساک گذاشتم و درش را بستم و آمده شديم که بريم خانه سالمندان.

رو به مادر بزرگ کردم و گفتم “آماده هستي مادر جون که بريم؟ " با تعجب يک نگاه غريبي به من کرده و مي گويد: من که گرسنم نيستم تو اگر گشنه هستي مي‌تواني غذاي من را هم بخوري؟ يادم افتاد که بايد قبل از رفتن قرصش را بهش مي‌دادم. بعد از اينکه قرصش را بهش دادم، گفتم بيا مادر بزرگ اين چادرت، بلند شو بريم آژانس آمده منتظر دم درب خانه! مادر بزرگ گفت: “کيا منتظرن؟ آنها که اصلاً منو نمي شناسند؟

مادرجون، آنجا خسته کننده است آدم دل تنگ بچه هاش مي‌شود. من که اينجا به کسي کار ندارم چرا اينجا نمي‌مانيم. وقتي به مادر بزرگ توضيح دوباره دادم که در سراي سالمندان دوستان همدوره اي او هستند و مي‌تواند با آنها از خاطرات گذشته و کارهايي که انجام داده، صحبت کند و هيچ جاي نگراني و دل تنگي نيست، مي گويد: دوستام ديگر چه صيغه‌اي است اصلاً مگر من را کسي مي‌شناسد؟ گفتم مادر بزرگ تو، نه تنها دوستانتف بلکه ما را هم فراموش کرده‌اي، آلزايمر داري و براي اينکه اين مريضي را درمان کني بايد بروي و تحت نظر پزشک قرار بگيري.

وي مي گويد: عيبي نداره ولي فقط به من بگو تو چي؟ گفتم يعني چه؟ گفت: چرا تو همه چيز و فراموش کردي پسرم؟ و اينجا بود به فکر فرورفتم و فهميدم که مادر بزرگ راست مي‌گويد و دوراني را که در سلامت کامل بود و در کنار ديگر فرزندان و نوه‌ها خيلي صفا و صميميت داشت، بزودي فراموش کردم و متوجه شدم اين دوران هم براي ما وجود دارد. خيلي از روي مادر بزرگ شرمنده شدم و ”خجالت کشيدم!

نينا سلامتبخش عضو انجمن علمي روانشناسان در گفت و گو با خبرنگار ايرنا با اشاره به بخشي از ديالوگ فيلم جدايي نادر از سيمين در مورد فردي که دچار الزايمر شده بود با اين عنوان که " هر چند او مرا ياد نمي‌آورد؛ ولي من که يادم هست پسرش هستم "، گفت: اگر هستند افرادي که از نزديکان خود فردي را که دست به گريبان اين بيماري الزايمر است به ياد داشته باشند آلزايمر بيماري پيشرونده است که در واقع با فردي با مغزي کودک گونه روبرو هستيد که به همان اندازه کودکي نيازمند حمايت فيزيکي و رواني است.

وي افزود: خانواده‌ها توجه داشته باشند تجويز دارو براي يک فرد مبتلا به الزايمر تنها روند فراموشي را کند مي‌کند و اصلاً بازدارنده زوال مغز نخواهد بود پس يادآور مي‌شود فرد بيمار را از درمان دارويي الزايمر محروم نکنيد.

اين روان درمانگر تصريح کرد: با قطع دارو در حين درمان؛ روند افت ذهني تشديد مي‌شود و حتي با استفاده مجدد از درمان دارويي قسمت‌هاي تخريب شده مغز، ترميم نخواهد شد.

وي گفت: باز تواني در الزايمر شامل توانبخشي و کمک به فرد مراقبت کننده از بيمار به عنوان فردي آسيب پذير و کمک به سالمند جهت تقويت حس‌هاي پنجگانه و قواي مغزي باقي مانده و حافظه است.

سلامت بخش اظهارداشت: متوقف کردن بيماري الزايمر غير ممکن است؛ از اين رو مي‌توان با مراقبت‌هاي دارويي و غيردارويي تواما با هم؛ روند اين بيماري ناتوان کننده را کند کرد. از مراقبت‌هاي غير دارويي مي‌توان به بازتواني شناختي کلاسيک و کامپيوتري در اين حوزه اشاره کرد.

متخصص روانپزشک اعصاب و روان تصريح کرد: بازتواني شناختي کلاسيک در واقه يک نوع بازتواني آموزش در جهت جبران ضعف‌هاي شناختي است. براي نمونه از ساده‌ترين تمرين‌ها، مي‌توان فهرستي از ليست وسايلي که فرد مبتلا به الزايمر بايد پيش از خروج از منزل به همراه خود بردارد را روي درب منزل قرار داد.

وي افزود: در حوزه بازتواني شناختي کامپيوتري يکسري بازي‌ها و برنامه‌هاي کامپيوتري طراحي شده که براي به چالش کشيدن مهارت‌هاي شناختي فرد فراموش کار و در نتيجه ارتقا اين مهارتها، است.

سلامت بخش گفت: معمولاً اين بازي‌ها مربوط به مهارتهاي برنامه ريزي، مهارت تجسم فضايي، مهارت حافظه و اعداد و همينطور تمرين ادراک ديداري است. در حوزه‌هاي توانبخشي ذهني و حسي نکته مهمي که وجود دارد تقويت تمام حس‌هاي پنجگانه مغزي و حافظه است.

اين روانشناس تصريح کرد: همچنين مي‌توان از کارتهاي تحريک حافظه، حل پازل معما، شطرنج، بکارگيري ضرب المثل و استعارات، حفظ کردن شعر، تقويت تفکر انتزاعي و يادگرفتن، مهارتهاي جديد مثل دوچرخه سواري، يادگيري زبان و انواع ورزش‌ها و موسيقي، براي کمک به فرد مبتلا به الزايمر استفاده کرد.

وي يادآور شد: با تقويت حس‌هاي مغزي مي‌توان حس بويايي فرد مبتلا را براي نمونه با استفاده از عود، مواد خوشبو کننده گل‌هاي معطر، تحريک کرد. براي تقويت حس لامسه مي‌توان با ماساژ دادن، فعاليت‌هاي هنري و دستي با خمير، برش تصاوير و درست کردن کاردستي، تحريک حس بينايي مي‌توان با رنگ آميزي تصاوير، خواندن کتاب‌هاي تصويري، درک و ديدار فرد مبتلا به الزايمر را تمرکز کرد.

اين رواندرمانگر افزود: براي تقويت حس شنوايي بيمار مي‌توان از طريق بازشناسي صدا انواع ابزار موسيقي و حيوانات و يا گوش دادن به داستان و همچنين ارائه بازي‌هاي کامپيوتري در راستاي تشخيص درست صدا و تصوير در ذهن فرد مبتلا به الزايمر، تحرک پذيري در مغز را دو چندان و روند ناتواني ذهن را کند کرد.

عضو انجمن علمي روانپزشکان اظهارداشت: بيماري الزايمر بيشتر در دوره سالمندي بروز مي‌کند و بهترين کمک به اين دسته افراد تشخيص به موقع آلزايمر و در اسرع وقت مشاوره با روانپزشک است


نسخه چاپي ارسال به دوستان