تاریخ 1398/04/16 - سایت های دیگر ارتباط با ما درخواست اشتراکآرشیوشناسنامهصفحه اصلی
نسخه شماره برو جستجو جستجوی پیشرفته  
صداوسيما و نشاط اجتماعي
   نويسنده : ابوالقاسم کواکبيان

شادي و نشاط يکي از ضروريات همة جوامع بشري است؛ زيرا شاد زيستن از نيازهاي اساسي انسان‌ها بوده و از طرفي انسان به‌طور فطري به شادي گرايش دارد و روح و روان آدمي از غم گريزان است و البته شادبودن روح و روان اثر مستقيمي بر سلامت جسم دارد. نقطة مقابل شادي يعني غم و اندوه و افسردگي نيز بر سلامت جسم اثرگذار است. متأسفانه کشور ما از لحاظ افسردگي و بيماري‌هاي روحي در رده‌هاي اول دنيا قرار دارد؛ به‌طورکلي فرهنگ شادماني نزد ايرانيان به‌اندازة سوگواري‌هايشان قوي نيست و برخي ايران را از حيث نشاط اجتماعي هم‌رديف کشورهاي فقيري چون زيمباوه، اتيوپي، يمن، سودان، نيجريه و موزامبيک قرار مي‌دهند. در مقابل، مردمان کشورهاي ثروتمند اروپايي چون سوئد، دانمارک و نروژ را جزو شادترين مردم جهان مي‌دانند. غير از بحث فقر و غنا، برخي از اداره‌کنندگان کشورها سعي مي‌کنند با روش‌هاي گوناگوني مثل ترتيب‌دادن ورزش‌هاي دسته‌جمعي و برگزاري مسابقات تفريحي و سرگرم‌کننده باعث تحول روحية مردم و شادکردن آنان شوند.

در اين زمينه، رسانه‌هاي جمعي به‌ويژه راديو و تلويزيون‌هاي آنان به‌جز وظيفة اطلاع‌رساني و آگاهي‌بخشي نقش به‌سزايي در شور و نشاط مردم دارند. بدبختانه صداوسيماي کشور ما با هزينه و بودجة سالانة قريب به دوهزارميليارد تومان که از محل هزينه‌هاي عمومي تأمين مي‌شود، ماتمکده‌اي بيش نيست. اين مرکز عظيم فرهنگي که بيش از بيست شبکة سراسري، سي شبکة استاني و ده شبکة برون‌مرزي سيما و صدها ايستگاه راديويي دارد، به‌طور شبانه‌روزي از غم و اندوه و تصادف و سيل و زلزله و سوانح و فقر و نداري و بيکاري بحث مي‌کند و اخيراً سريال‌هايي مي‌سازد که ترس و نگراني و اضطراب دست‌ماية آن‌هاست. براي مثال، در سريال بوي باران يا همان عروس تاريکي، عروسي از طبقة فرودست جامعه را در آتش‌سوزيِ عمدي مي‌سوزانند و هر شب با ادامة اين سريال غم و اندوه و اضطراب را بيشتر به‌تصوير مي‌کشند يا در سريال ديگري به‌نام گاندو جنايت جنايت‌کاران را در حد مفرط نمايش مي‌دهند و بازهم با به‌تصويرکشيدن نقش جاسوسان و وطن‌فروشان، در دل بيننده رعب و وحشت ايجاد مي‌کنند و همان اضطراب را که همدم افسردگي است، به تماشاگر انتقال مي‌دهند. البته در کنار اين‌گونه سريال‌ها برنامه‌هاي شاد و سرگرم‌کننده‌اي مثل عصر جديد نيز که در شبکه‌هاي ضد ميهني ماهواره‌اي مثل من‌وتو در حال پخش است، با کپي‌برداري از مسابقات تلويزيوني کشورهاي غربي، تا حدي توانسته ازطريق استعداديابي در زمينه‌هاي هنري و مهارت‌‌هاي ورزشي، اوقاتي شاد و مفرح فراهم کند؛ ولي هيچ‌گاه نه سريال‌هاي اخير و نه برنامه‌هاي مسابقه و سرگرمي ما به برنامه‌هاي دهه‌هاي شصت و هفتاد نخواهد رسيد! کجا رفتند آن کاربلدان که با امکانات کم و با دو يا سه شبکة تلويزيوني و با بودجة يک‌هزارمِ الآن سريال‌هايي ساختند که پس از سي سال هنوز براي مخاطبانشان خاطرة خوش و جذابيت دارد؟ کجا رفتند آن سازندگان سريال‌هايي تاريخي چون هزاردستان، کوچک جنگلي، اميرکبير، سربداران، بوعلي سينا، دليران تنگستان، امام‌علي(ع)، مختارنامه و...؟ چه شد آن سريال‌هاي سرگرم‌کننده‌اي چون آرايشگاه زيبا، گل پامچال، پاييز صحرا، در پناه تو، رعنا، روزي روزگاري، سلطان و شبان و صدها سريال تاريخي و غيرتاريخي ديگر؟ کجا رفت آن برنامه‌هاي زيبا و شادي‌آوري چون مَثَل‌آباد، ساعت خوش، شب‌هاي برره و...؟ به کجا رفت آن برنامه‌هاي نوستالژيک کودکان مانند مدرسة موش‌ها، خونة مادربزرگه، کلاه‌قرمزي و حتي سريال‌هاي حزن‌آور و تأثيرگذاري مثل شب دهم و پهلوانان نمي‌ميرند؟

آيا به‌راستي مسئولان امور فرهنگي توقع دارند جوانان ما به کانال‌هاي ماهواره‌اي اجنبي گرايش نداشته باشند؟ آيا انصاف است هزاران ميليارد تومان هزينه کنيم و محصول درخوري ارائه ندهيم و در کنارش هم بخواهيم با قوة قهريه جلوي ماهواره و فضاي مجازي مبتذل را بگيريم يا از جوانان اين مرزوبوم توقع داشته باشيم گرايش وافري به فرهنگ ايراني و اسلامي داشته باشند؟ آيا انتظار داريم شاهد بي‌حجابي و ازدواج سفيد و دوستي‌هاي نامشروع و تجمع در مراکز قليان‌کشي و... نباشيم؟

به‌طور يقين همة بزرگان ما اعتقاد دارند با قوة قهريه نمي‌توان فرهنگ ساخت. فرهنگ را بايد فرهنگ‌سازان بسازند. ابزار و روش آن هم نيازسنجي فرهنگي و تهية خوراک فرهنگي و ارائة الگوي ارزشي مناسب و جذاب است. وقتي در سريال‌هاي ما تجمل‌گرايي و فخرفروشي و سوارشدن در اتومبيل‌هاي ميلياردي و زندگي در خانه‌هاي گران‌قيمت ارزش قلمداد مي‌شود و هنرپيشه‌هاي ما به‌جاي نمايش سادگي، با هفت قلم آرايش و لباس‌هاي آن‌چناني ايفاي نقش مي‌کنند، از نوجوانان تازه‌به‌بلوغ‌رسيده چه توقعي داريد که آهنگ ساسي مانکن گوش نکنند؟!


نسخه چاپي ارسال به دوستان