تاریخ 1397/12/14 - سایت های دیگر ارتباط با ما درخواست اشتراکآرشیوشناسنامهصفحه اصلی
نسخه شماره برو جستجو جستجوی پیشرفته  
رسانه‌هاي مکتوب در دست فراموشي

از کنار دکه‌هاي مطبوعاتي که مي‌گذريم, تَلي از روزنامه‌ها و مجلاتي را مي‌بينيم که به صورت فشرده در کنار هم چيده شده‌اند افرادي را مشاهده مي‌کنيم که عنوان‌هاي نشريات را نگاه مختصري مي‌اندازند و از کنار آن‌ها عبور مي‌کنند، البته هر از چندي نيز فردي از ميان جمعيتِ مشاهده‌کننده يکي از نشريه‌ها را بر‌مي‌دارد سوالي که به ذهن متبادر مي‌شود اين است که چرا استقبال از رسانه‌هاي مکتوب در ايران روز به روز روند کاهشي يا حداقل ايستا به خود گرفته است در مقاله زير به بررسي روند کاهش استقبال از رسانه‌هاي مکتوب پرداخته‌ايم. در ادامه بخوانيد:

براساس برخي آمارهاي منتشره وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در حال حاضر شمارگان مطبوعات در ايران حدود يک ميليون نسخه است. اين آمار حاکي از وضعيت نه چندان مناسب و حتي بحراني نشرياتي است که اگر يارانه‌ها و آگهي‌ها را نداشته باشند نمي‌توانند گليم خود را از آب بيرون بکشند.

با به ميدان آمدن رسانه و شبکه‌هاي اجتماعي سير استقبال از رسانه‌هاي مکتوب نيز روندي نزولي به خود گرفت. هر چند از نظر تعداد نشريات شايد نسبت به سال‌هاي گذشته روند صعودي را شاهد هستيم اما از نظر تيراژ و جذب مخاطب عکس اين قضيه را نظاره مي‌کنيم.

در زمان حاضر سرعت جريان اطلاع‌رساني و خبررساني در شبکه‌هاي اجتماعي در حال شکل‌گيري است و اين سرعت به قدري زياد است که روزنامه‌نگاران در بعضي موارد دنباله‌رو شده‌اند. بر اين اساس به نظر مي‌رسد بايد با ارائه برنامه‌ريزي‌هايي دقيق و سازوکارهايي مناسب روزنامه‌نگاري و مطبوعات بازتعريف شوند.

هر چند مطبوعات و رسانه‌هاي مکتوب هنوز هم از نظر دقت و صحت اولويت بيشتري نسبت به شبکه‌هاي اجتماعي دارند. منتهي با به عرصه آمدن شبکه‌هاي اجتماعي خبررساني به طور کلي دچار تغيير مفهوم شده و شبکه‌هاي اجتماعي اين فرصت را از ساير رسانه‌ها گرفته‌اند.

برخي معتقدند دلايل کم شدن استقبال از رسانه‌هاي مکتوب و سنتي ارتباط به صورت يک طرفه است. اما در رسانه‌ها و شبکه‌هاي اجتماعي دوسويه است؛ يعني توليد‌کننده با مصرف‌کننده خبر مي‌تواند ارتباط برقرار کند. اين ارتباط در آن واحد و با ابزارهايي چون کامنت‌ها صورت مي‌گيرد.

يکي از نقاط مهم تمايز ميان رسانه‌هاي مکتوب با شبکه‌هاي اجتماعي قابليت آنلاين بودن است. به اين معني که سرعت انتقال اخبار در شبکه‌هاي اجتماعي با رسانه‌هاي مکتوب قابل مقايسه نيست. بنابر اين رسانه‌هاي مکتوب بايد سعي کنند اين فاصله را با تنوع‌بخشي به مطالب و عمقي‌تر ديدن رخدادها پوشش دهند.

با تمام اين تفاسير يکي از بارزترين محاسنِ رسانه‌هاي مکتوب نسبت به شبکه اجتماعي عمق‌بخشي به ذهن، دقت و صحت در ارائه اطلاعات است. زيرا شبکه‌هاي اجتماعي با داده‌هاي فراوان و دقت کم، هيچ‌گاه نمي‌توانند جايگزيني براي رسانه‌هاي مکتوب باشند.

بخشي از نقاط ضعف رسانه‌اي مکتوب در ضعف محتوا، گرافيک و فرم است. مطبوعات ما به نيازهاي مخاطبان چنان که مورد انتظار است، پاسخ نمي‌دهند. همچنين استقبال محدود از رسانه‌هاي مکتوب ريشه در فرهنگ شفاهي و کمبود مطالعه دارد. وضعيت وخيم آمار مطالعه در کشور ما خود گوياي اين مساله است.

ايجاد فرهنگ مطالعه با طرح‌هاي مفيد و کاربردي تا حدودي مي‌تواند به بهبود آمارهاي مطالعه کمک کند. با روند صعودي مطالعه استقبال از رسانه‌ها نيز تا حدودي حاصل مي‌شود. بي‌شک بهبود کيفيت و کميت مطبوعات نيازمند سرمايه‌گذاري است. اين رويه مي‌تواند از دغدغه رسانه‌ها بکاهد و توان آن‌ها را در جهت ارائه محصولي باکيفيت مضاعف مي‌سازد. البته کوچک بودن سبد فرهنگي خانواده‌ها و قشر دانشگاهي به دليل مشکلات مالي در زمينه خريد نشريات مزيد بر علت شده است.

از طرفي به نظر مي‌رسد رسانه‌هاي مکتوبي موفق‌تر باشند که از حالت خبرمحوري خارج شوند، بر اين اساس رسانه‌هاي مکتوب بايد به سمت تحليلي‌تر شدن حرکت کنند و از روند خبرمحوري خود بکاهند. اين مساله را مي‌توان در بررسي تطبيقي رسانه‌هاي مکتوب کشورمان با نشرياتي که در کشورهاي ديگر منتشر مي‌شود، ارزيابي کرد.

بنابر اين کاهش استقبال از رسانه‌هاي مکتوب در ايران را بايد به صورت چند عاملي مورد بررسي قرار داد و راهکارهاي مناسب براي رفع آن برگزيد.

به داد روزنامه‌ها برسيد!

مدتي است که انتقادهايي از سوي کارشناسان و پيشکسوتان عرصه رسانه و قلم درباره‌ي تکراري بودن محتوا و ظاهر روزنامه‌ها مطرح مي‌شود. بسياري معتقدند که مطبوعات دچار سياست‌زدگي شده‌اند و دغدغه‌هاي مردم و جامعه ديگر کمتر جايي روي صفحات نخست روزنامه‌ها دارد.

در اين ميان عده‌اي از فعالان رسانه اين انتقادها را مي‌پذيرند و موضوعاتي همچون رقابت نابرابر ميان رسانه‌هاي دولتي و خصوصي، زمان‌بر بودن شناساندن چهره‌هاي جديد، تاثير گفت‌وگو با چهره‌هاي شناس در افزايش اثرگذاري روزنامه‌ها و... را از مهمترين دلايل تکراري بودن مطبوعات عنوان مي‌کنند. به باور آنها تا زماني که رقابت ميان روزنامه‌هاي دولتي و خصوصي نابرابر باشد، شرايط رسانه‌هاي مکتوب بهبودي نخواهد يافت.

بر اين اساس خبرنگار ايسنا در گفت‌وگو با چند تن از مديران مسوول روزنامه‌ها نظر آنها را درباره سياست‌زدگي مطبوعات، تکراري بودن محتوا و ظاهر روزنامه‌ها و راهکارهايي که براي بهبود شرايط مطبوعات پيشنهاد مي‌دهند، جويا شده است.

مردم از رسانه‌هاي دولتي رويگردانند

منصور مظفري، مديرمسوول روزنامه «آفتاب يزد» درباره تکراري بودن مطبوعات و گفت‌وگو با چهره‌هاي مشخص معتقد است که «اين موضوعات درباره برخي از رسانه‌ها به ويژه رسانه‌هاي دولتي که دچار روزمرگي شده‌اند، درست است؛ چرا که رسانه‌هاي دولتي اغلب دغدغه‌هاي مردمي ندارند و صرفاً مجيز مقامات دولتي را مي‌گويند. اين آسيبي است که با صفحات بسيار زياد و قيمت بسيار پايين به فضاي مطبوعاتي ما وارد شده و همچنان نيز مي‌شود.»

مديرمسؤول روزنامه «آفتاب يزد» با بيان اينکه اغلب روزنامه‌هاي خصوصي دغدغه‌هاي مردمي دارند، خاطرنشان کرد: از آنجا که رسانه‌هاي خصوصي از رانت دولتي برخوردار نيستند از سر اجبار هم که شده، بايد به مشکلات و دغدغه‌هاي مردم بپردازند و صداي جامعه را به گوش مسؤولان برسانند.

رسانه‌هاي بخش خصوصي دنبال مخاطب هستند چرا که هزينه چاپ آن‌ها از طريق همين مخاطبان پرداخت مي‌شود.

او که معتقد است مردم از برخي از روزنامه‌هاي دولتي رويگردان هستند، در اين باره يادآور شد: همان‌طور که شاهديم مردم اين روزها از برخي از روزنامه‌هاي دولتي رويگردان شده‌اند چرا که آن‌ها دچار روزمرگي و مجيزگويي شده‌اند. در زمينه ارتباط با مخاطب روزنامه‌هاي خصوصي شرايط بهتري دارند.

مظفري در ادامه به انتقادهايي مبني بر سياست‌زدگي مطبوعات اشاره و اظهار کرد: متأسفانه مطبوعات ما دوقطبي شده‌اند؛ گروهي مخالف و گروهي هم موافق دولت هستند. برخي از روزنامه‌هاي دولتي چشم بسته فقط از برنامه‌ها و سياست‌هاي اجرايي دولت حمايت مي‌کنند و اصلا رويکرد نقادانه‌اي ندارند. از سوي ديگر نيز برخي از روزنامه‌هاي خصوصي با اين گروه موافق همراه شده‌اند و عده‌اي هم در جبهه مخالف فعاليت مي‌کنند. مي‌توان گفت اغلب روزنامه‌هاي ما بدون توجه به واقعيت‌ها تنها مصارف سياسي خودشان را در نظر مي‌گيرند. البته تمام اين موارد نسبي است و نمي‌توان به صورت مطلق در اين باره صحبت کرد.

او در پاسخ به اين پرسش که چرا روزنامه‌ها براي پرهيز از تکراري شدن دست به اقدامات خلاقانه نمي‌زنند، گفت: ما 180 روزنامه در کشور داريم که حدود 150 روزنامه منتشر مي‌شود، اما در اين ميان تنها تعداد انگشت‌شماري هستند که کارهاي خلاقانه انجام مي‌دهند و دغدغه‌هاي مردمي دارند. اين در حالي است که اگر در صفحه‌آرايي و محتواي روزنامه‌ها خلاقيتي وجود نداشته باشد طبيعتا مخاطب هم از دست خواهد رفت. روزنامه‌هاي دولتي که اصلاً نيازي به کارهاي خلاقانه ندارند، چرا که از لحاظ مالي تأمين هستند و نيازي به مخاطب ندارند. همچنين برخي از روزنامه‌هاي خصوصي نيز که داراي حجم بالايي از آگاهي‌هاي خصوصي و دولتي هستند نيازي به انجام کارهاي خلاقانه ندارند.

رويگرداني مردم از رسانه‌ها؛ از صداوسيما تا مطبوعات

منصور قنواتي، مديرمسوول روزنامه «بهار» نيز در اين باره معتقد است که «تکراري بودن چهره‌هايي که رسانه‌هاي مکتوب با آنها گفت‌وگو مي‌کنند، انتقادي کاملاً درست است.»

او با بيان اينکه تريبون بايد در اختيار چهره‌هاي جوان قرار بگيرد، در اين زمينه يادآور شد: نتيجه پرداختن به تکرار مکررات همان چيزي مي‌شود که امروز مطبوعات ما با آن مواجه هستند.

وقتي تريبون را در اختيار چند چهره مشخص و تکراري قرار دهيم،‌ در واقع همان حکايت صداوسيما را تکرار کرده‌ايم. رويگرداني مردم از صداوسيما متأسفانه به مطبوعات هم سرايت کرده است.

وقتي تريبون را در اختيار چند چهره مشخص و تکراري قرار دهيم،‌ در واقع همان حکايت صداوسيما را تکرار کرده‌ايم. طبيعي است که يک چهره مشخص مرتب در رسانه‌هاي مختلف صحبت کند و بنويسد، ديگر بعد از چندبار حرف خاصي براي گفتن نخواهد داشت. متأسفانه سال‌هاست در صداوسيما، 10 چهره مشخص درباره موضوعات مختلف اظهارنظر مي‌کنند؛ حالا اين رويکرد در رسانه‌هاي مکتوب ما نيز همه‌گير شده است و نتيجه آن هم چيزي به جز رويگرداني مردم نخواهد بود. به همين خاطر است که بايد به جوان‌ها بيشتر بها بدهيم.

مديرمسؤول روزنامه «بهار» همچنين درباره توضيحات برخي از مديران مسوول روزنامه‌ها مبني بر اينکه «شناساندن چهره‌هاي جديد که حرف براي گفتن دارند، نيازمند تلاش زيادي است» و اينکه «چهره‌هاي شناس باعث افزايش اثرگذاري روزنامه‌ها مي‌شوند»، گفت: کاملاً با اين موضوعات مخالف هستم؛ اگر قرار بود اين تئوري جواب بدهد، وضعيت مطبوعات ما اينگونه نبود. امروز رسانه‌هاي مکتوب در شرايط بحراني قرار دارند و عملاً اقتصاد مطبوعات ورشکسته شده است؛ البته به جز تعداد اندک و انگشت‌شماري از روزنامه‌هاي وابسته به دولت و حکومت که به صورت غيرمتعارف از نظر اقتصادي منتشر مي‌شوند.

قنواتي اضافه کرد: رقابت ميان روزنامه‌هاي دولتي و خصوصي همانند رقابت ميان تيم ملي فوتبال ايران با تيم‌ فوتبال يک محله است. نتيجه اين بازي کاملاً از پيش مشخص است. يکي از دلايلي که باعث ايجاد بحران‌هاي عجيب و غريب در فضاي مطبوعات شده، همين رقابت نابرابر است. به ندرت مي‌توانيم در دنيا اين چنين وضعيتي که در کشور ما وجود دارد را پيدا کنيم؛ اينکه برخي از وزارتخانه‌ها و نهادهاي دولتي يا وابسته به نظام اين حجم گسترده سرمايه‌گذاري روي برخي رسانه‌ها را داشته باشند؛ البته نتيجه اين کار هم از نظر بنده که 25 سال در اين عرصه حضور دارم و از معدود مديران رسانه‌اي هستم که با قلم خودم به اين جايگاه رسيدم، فقط و فقط رويگرداني مردم است. اين موضوع را هم بارها با برخي از مسوولان وزارت ارشاد مطرح کرده‌ام که اين کاسه چه کنم چه‌ کنم که دستتان گرفته‌ايد و مي‌گوييد چرا تيراژ مطبوعات ما پايين است، در واقع ريشه در عملکرد مسوولين رده بالاي مملکتي دارد.

قنواتي در پايان خاطرنشان کرد: وقتي ارگان‌هايي مثل شهرداري‌ها که بدون توجه به رضايت مردم روزنامه‌ منتشر مي‌کنند، آيا به اين موضع توجه مي‌شود که من شهروند از اين موضوع راضي هستم؟ روزنامه‌هايي که در واقع بولتن خبري هستند و براي درآمدزايي منتشر مي‌شوند.

اگر حرفي از زبان چهره‌اي شناس گفته شود، اثرگذاري بيشتري خواهد داشت

همچنين مهدي رحمانيان، مديرمسوول روزنامه «شرق» درباره تکراري بودن چهره‌هايي که مطبوعات براي گفت‌وگو سراغ آنها مي‌روند، اظهار کرد: اين موضوع درست است، اما تعداد افرادي که حرفي براي گفتن دارند، زياد نيست. از سوي ديگر شناسايي افراد جديد شايد خيلي سخت نباشد، اما خيلي هم آسان نيست. مخاطب هم دنبال حرف حساب است و هم دوست دارد اين حرف‌ حساب را از زبان چهره‌ها بشنود.

او ادامه داد: شناساندن چهره‌هاي جديد که حرف براي گفتن دارند، نيازمند تلاش زيادي است. اينکه مردم را عادت بدهيم به ما قال (‌آنچه گفته مي‌شود) و نه من‌ قال (چه کسي مي‌گويد) نياز به زمان و تلاش دارد. البته طببعتاً اگر حرفي از زبان چهره‌اي شناس گفته شود، اثرگذاري بيشتري خواهد داشت، ولي بايد به اين نکته نيز توجه کرد که همين چهره‌هاي جديد، زماني به چهره‌هاي شناس تبديل خواهند شد.

مدير مسوول روزنامه «شرق» درباره انتقادهايي که مبني بر سياست‌زدگي مطبوعات و عدم انعکاس دغدغه‌هاي مردمي در روزنامه‌ها عنوان مي‌شود، گفت: به طور کلي سياست هميشه جذاب بوده است و به همين خاطر، رسانه‌ها تلاش مي‌کنند تا حوزه مورد علاقه مخاطبان را پوشش دهند. اگرچه به شخصه معتقدم که حوزه‌هاي اجتماعي مغفول واقع شده‌اند و هر زمان که گزارش‌هاي خوبي در اين زمينه کار شده، بسيار اثرگذار بوده‌اند؛ به عنوان مثال گزارش گورخواب‌هاي روزنامه «شهروند» بسيار تاثيرگذار بود.

او در پاسخ به اين پرسش که چه راهکاري براي تکراري نشدن مطبوعات دارد؟ گفت: اگر مي‌خواهيم در شرايطي که شبکه‌هاي اجتماعي به رقابت با رسانه‌هاي مکتوب آمدند، مخاطبمان را حفظ کنيم، بايد محتواي متفاوتي توليد کنيم و به سراغ محتواهاي جديد برويم.

رسالت مطبوعات و آنچه دولت‌ها از مطبوعات انتظار دارند، متفاوت است

حسين عبدالهي، مديرمسوول روزنامه «آرمان» دراين باره معتقد است که «مشکل اصلي مطبوعات ما بيش از هر چيز ديگري، استقلال و آزادي است. ما اگر مي‌خواهيم با مفاسد سياسي و فساد مبارزه کنيم، نياز به رسانه مستقل و آزاد داريم. به نظرم نقدهايي که بعضاً درباره تکراري بودن چهره‌هايي که مطبوعات با آنها گفت‌وگو مي‌کند، مطرح مي‌شود، چندان حرفه‌اي نيست.»

او ادامه داد: رسانه براي اينکه بتواند رسالت خودش را در يک حوزه انجام دهد، بايد به صاحب‌نظراني در آن حوزه رجوع کند که نام آنها با نفوذ باشد. اينکه موضوعات به شيوه‌هاي يکساني در رسانه‌ها مطرح مي‌شود، مشکل رسانه‌ است. اگر خبرنگاران هر رسانه‌اي سوالات مختلفي از يک نفر مشخص بپرسند و از آرشيو خوبي براي پرسيدن سوالات کارشناسي نيز برخوردار باشند، ديگر اين بحث تکراري بودن نيز رخ نخواهد داد.

مديرمسئول روزنامه «آرمان» با بيان اينکه ديگر روزنامه‌ها از خبرمحوري گذشته و به سمت تحليل پيش مي‌روند، خاطرنشان کرد: البته اين موضوع شامل همه روزنامه‌ها نمي‌شود. يکي از دلايلي که روزنامه‌هاي ما ديگر موفق نيستند، دولتي بودن آنهاست. رسانه‌هايي که دولتي هستند هيچ‌گاه نمي‌توانند نقاد خوبي براي دولت باشند. به هر حال رسالت مطبوعات و آنچه دولت‌ها از مطبوعات انتظار دارند، با هم متفاوت است. در حال حاضر بسياري از روزنامه‌ها با واسطه مستقيم يا غيرمستقيم دولتي هستند و اغلب تاثيرگذاري چنداني هم ندارند.

رسالت مطبوعات و آنچه دولت‌ها از مطبوعات انتظار دارند، با هم متفاوت است. در حال حاضر بسياري از روزنامه‌ها با واسطه مستقيم يا غيرمستقيم دولتي هستند و اغلب تاثيرگذاري چنداني هم ندارند.

عبدالهي اضافه کرد: بايد به اين نکته نيز توجه کرد که دايره افراد با نفوذ و صاحب‌نظر ما نيز در هر حوزه‌اي چندان وسيع نيست و اگر رسانه‌اي بخواهد افراد جديدي را وارد و آنها را در مسير با نفوذ شدن همراهي کند، بسيار زمان‌بر خواهد بود. حتي کارشناسان صداوسيما هم در حوزه مسائل سياسي يا رسانه‌اي دايره محدودي دارد. بنابراين تنها بخشي از آن مساله که به سوالات خبرنگاران بازمي‌گردد، مشکل رسانه‌ است و بخشي ديگر به دايره محدود افراد صاحب‌نظر برمي‌گردد. البته تاثيرگذاري افرادي که با آنها مصاحبه مي‌شود نيز بسيار حائز اهميت است. اگر رسانه‌اي با افراد تاثيرپذير در جامعه در حوزه‌هاي مختلف سياسي، اجتماعي، فرهنگي، ورزشي و ... مصاحبه کند، باعث تاثيرگذاري خود آن رسانه هم مي‌شود.

او نبود رسانه‌هاي مستقل، تجربه لازم، فاصله آموزش‌هاي روزنامه‌نگاري در ايران با آنچه که در دنيا مطرح مي‌شود، نداشتن صنف روزنامه‌نگاري و پايين بودن ضريب نفوذ رسانه‌هاي داخلي عليرغم ادعاهاي زياد را دليل افت کاري مطبوعات برشمرد و اظهار کرد: الان شرايط به گونه‌اي شده که حتي نيمي از روزنامه‌هاي سراسري هم به درستي در سرتاسر کشور توزيع نمي‌شوند. از سوي ديگر رسانه‌هاي خصوصي که وابسته به برخي نهادها هستند و تيراژ بالايي هم دارند به رسانه‌هاي مستقل آسيب وارد مي‌کنند.

عبدالهي همچنين يادآور شد: يکي ديگر از مشکلات مطبوعات ما اين است که هر صاحب نفوذي به خودش اجازه مي‌دهد بگويد من صاحب رسانه هستم. در صورتي که مديريت رسانه نيازمند علم و دانش است و هر کسي نبايد به راحتي وارد اين حرفه شود.

مشکلات اصلي مطبوعات

حميد ضيايي‌پرور- مديرکل مرکز مطالعات و برنامه‌ريزي رسانه‌ها: فارغ از مشکلات اقتصادي اخير که در ايران پيش آمده، به‌طور کلي گرايش به رسانه‌هاي مکتوب در اغلب کشورهاي دنيا در حال کاهش است.

در اروپا، کانادا، آمريکا و حتي ژاپن که پرتيراژ‌ترين روزنامه‌هاي دنيا را دارد نيز اين اتفاق افتاده و تيراژ 14 ميليوني يکي از روزنامه‌هاي مشهور اين کشور به زير 10 ميليون رسيده است؛ پس اين يک روند جهاني است؛ گرچه در ايران اوضاع فجيع‌تر است چون رسانه‌هاي ما به‌شدت به اقتصاد دولتي وابسته‌اند و وقتي اقتصاد دچار مشکل شود آنها نيز به‌شدت تضعيف مي‌شوند. توقف فعاليت، افت تيراژ، تعديل نيرو، حذف صفحات، کاهش حقوق و مزاياي روزنامه‌ها همگي باعث تأسف بسيار است.

اما چاره کار نيست، بايد براي بهبود اوضاع رسانه‌ها حداقل در بخش اقتصادي فکري اساسي کرد تا بتوانند به فعاليت خود ادامه دهند. علاوه بر اوضاع اقتصادي نامناسب، بي‌اعتمادي مردم به رسانه‌ها نيز موجب افت شديد در تيراژ آنها شده است، زماني که فضاي مجازي بدون داشتن هيچ‌گونه خط قرمزي اطلاع‌رساني مي‌کند درحالي‌که رسانه‌هاي مکتوب مجبور به درنظر گرفتن ملاحظات و خطوط متعددي هستند،

نبايد توقع داشت که مردم باز هم به آنها روي بياورند. افکار عمومي به اخبار با چاشني و جزئيات فراوان فضاي مجازي عادت کرده و مذاقشان ديگر اخبار رسمي و تشريفاتي رسانه‌هاي مکتوب را نمي‌پسندد و گواه اين ماجرا هم اعضاي ميليوني يک کانال تلگرامي در مقابل تيراژ چند هزار تايي يک روزنامه است.

رانت و يارانه دولتي دو آفت ديگري هستند که روزنامه‌ها را زمين‌گير کردند. همچنين تعداد بالاي روزنامه‌هاي سراسري در کشور ما هم معضل جدي ديگري است، در ايران بالغ‌بر 40روزنامه سراسري داريم که روي دکه مطبوعات مي‌آيند؛ درحالي‌که هيچ کجاي دنيا اينطور نيست و نهايتا 5 يا 6 روزنامه سراسري وجود دارد و بقيه مطبوعات محلي و موضوعي هستند.

اين روند را بايد خود روزنامه‌نگاران اصلاح کنند تا اوضاع مطبوعات تا حدي سامان يابد. در نهايت بايد مطبوعات مکمل‌هاي متعدد را در فضاي مجازي ايجاد کنند تا مخاطبان خود را متناسب در هر کدام از آنها داشته باشند تا تقويت شوند. اين موارد راه‌هايي است که مي‌تواند از سقوط کامل رسانه‌هاي مکتوب تا حدودي جلوگيري و حضورشان را در عرصه رسانه حفظ کند.

با تلخيص از برخي خبرگزاري ها


نسخه چاپي ارسال به دوستان