تاریخ 1397/12/02 - سایت های دیگر ارتباط با ما درخواست اشتراکآرشیوشناسنامهصفحه اصلی
نسخه شماره برو جستجو جستجوی پیشرفته  
از اين گردنه نيز عبور خواهيم کرد
   نويسنده : غلامرضا قدس

چند روز پيش خبرگزاري‌ها نوشتند براي نخستين بار دوهزار گوسفند زنده از کشور روماني با هواپيماي باري 330 وارد کشور شد، اين اتفاق در پي آن رخ داد که نياز داخلي کشور به گوشت قرمز سالانه 100 تا 150 هزار تن است و توليد داخلي جوابگوي مصرف نيست، براين اساس مجوز واردات آن صادر شد، اين در حالي است که روزانه 100 تا 150 هزار تن واردات گوشت گرم و سالانه 130 هزار تن گوشت منجمد برزيلي در کشور توزيع مي‌شود، اما نوسان ارزي و قاچاق دام سبب شده تا در اين بازار التهاب ايجاد شود.

هم زماني اين اتفاق با جشن‌هاي چهل سالگي انقلاب نکته گزنده‌اي است، يکي از شعارهاي کليدي و محوري در روزهاي منجر به پيروزي انقلاب در سال 57 استقلال بود و بارها سخنرانان در نکوهش وابستگي کشور به آمريکا و غرب براي مستمعان مثال‌هاي متعددي مي‌آوردند اين که براي جشن‌هاي 2500 ساله از فلان کشور سيب و موز مي‌آورند و...

حقيقت اين است که کشور وارد يک جنگ اقتصادي شده است، شايد به خونباري جنگ نظامي نباشد و صداي گلوله‌اي نرسد اما، بي‌نهايت خطرناک است، چون اگر در جنگ بيشترين صدمه را افرادي مي‌ديدند که تنها در خط مقدم به سر مي‌بردند، در جنگ اقتصادي همه کساني که گرد سفره مي‌نشينند در معرض خطر قرار دارند.

در حال حاضر هراس از آينده اقتصادي مبهم به يکي از بزرگترين دغدغه‌هاي مردم تبديل شده است که حتي براي تامين گوشت کشور هم ناگزير به واردات هستيم، اينها آدمي را به ياد دوراني مي‌اندازد که درست وقتي دم از برنامه ريزي جهاني مي‌زديم حتي سنگ پا و دسته بيل و سنگ قبر را هم از چين وارد مي‌کرديم.

مردم حق دارند نگران باشند. با شعار و وعده نمي‌شود آنها را آرام کرد، وقت آن است تا اقدامات عملي و موثر را ببينند، مردمي که همواره در بدترين چالش‌ها، نظام و مسئولان را تنها نگذاشتند و در همه چالش‌ها به ميدان آمده‌اند، حق دارند به آينده روشن‌تري اميدوار باشند.

آقاي دکتر حسن روحاني با اعلام اين که «همه بايد احساس کنيم که در شرايط جنگ هستيم » حجت را تمام کرد، اما براي ورود به جنگ لازم است ميان خودمان به يک صلح برسيم، يک وحدت و اجماع، البته نه از نوع دستوري و آمرانه ؛ بلکه همدلانه و از سر مهر، در فضايي که تاختن به دولت منتخب مردم ارزش به حساب مي‌آيد و هر روز شعبه‌هاي تازه مخالفت افتتاح و علم‌هاي جديد برافراشته مي‌شود تا چه اندازه مي‌توان به آشتي اميدوار بود ؟

وقتي کسي به خودش حق مي‌دهد به راحتي آب خوردن از تريبون‌ها، رئيس جمهور و وزير امور خارجه و کابينه را با اتهام‌هاي درشت متهم کند و کف و سوت و آفرين بگيرد، اين « همه » معني پيدا مي‌کند ؟ چقدر ترسناک وقتي ياد آن پيرمرد طبسي مي‌افتم که به وزير کشاورزي گفت ؛ خودتان مي‌دانيد و مملکت‌تون !... و راهش را کشيد و رفت.

البته که تجربه نشان داده است که مردم در شرايط بحراني اتفاقا بيشتر از برخي مسئولان به اين آب و خاک وفادارند، اما خوب است از اين تجربه‌ها درس بگيريم و يادمان نرود که اساس يک حکومت را مردم تشکيل مي‌دهند، چرا که وقتي چالشي پيش مي‌آيد به کمک همه ي آنها نياز داريم نه فقط نورچشمي‌ها و اطرافيان و صاحبان ژن‌هاي خوب و خودي‌ها. ما از اين گردنه نيز گذر خواهيم کرد، پيش از اين نيز گذر کرده ايم و پس از آن نيز مي‌گذريم.

نياکان ما روزهاي به مراتب دشوارتري را پشت سر گذاشته‌اند و از اين آب و خاک دفاع کرده‌اند، اين پرچم را برافراشته نگه داشته‌اند و ايران، ايران مانده است، مثل هر جنگ يا گذرگه ديگري، بي‌رنج و تعب نيست، اما از اين هم گذر خواهيم کرد.


نسخه چاپي ارسال به دوستان