تاریخ 1397/11/18 - سایت های دیگر ارتباط با ما درخواست اشتراکآرشیوشناسنامهصفحه اصلی
نسخه شماره برو جستجو جستجوی پیشرفته  
کواکبيان در گفت‌وگو با «شب‌گشت»:
مردم در راهپيمايي 22 بهمن شرکت مي‌کنند اما به مفهوم رضايتمندي از همه امور نيست

«مصطفي کواکبيان»، نماينده مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي بامداد چهارشنبه ميهمان برنامه «شب‌گشت» بود و به سوالات متفاوت اين برنامه پاسخ گفت. مشروح اين گفت‌وگو را در زير مي‌خوانيد:

خوشحالم که با شما گفت‌وگو مي‌کنم آقاي کواکبيان، آخرين ديدار ما به برنامه تهران20 برمي‌گردد.

ما را به بسياري از برنامه‌ها که تازه شروع مي‌شود دعوت مي‌کنند و وقتي رونق گرفت ديگر سراغي از ما نمي‌گيرند.

شما هميشه فرد شرو شور و پرريسکي بوده‌ايد. سوابق شما اينطور نشان مي‌دهد؛ قدم اول‌ها را برمي‌داريد.

در مجلس روز نيست که صحبت نکنم، به ما مي‌گويند فرد شلوغ مجلس هستي. نمي‌دانم چرا اينطور تفسير شده است.

چند ساله بوديد که به جبهه رفتيد؟

شهريور 59 جنگ شد و من مهرماه همان سال به جبهه رفتم. سال آخر متوسطه بودم. حدودا 18 ساله.

قبل از آن در سن کمتر شما در زندان ساواک هم بوده‌ايد؟

بله. در 15 سالگي به دليل فعاليت‌هايي که داشتم دستگير شدم. گروهي را تشکيل داده بوديم به نام الخمينيون و من سرپرست اين گروه بودم. البته پرونده که به دادگاه رفت به دليل ثقل سن مختومه اعلام شد.

در فعاليت‌هاي اجتماعي، سياسي و دانشگاهي شما بخش سياسي و علمي دانشگاهي در طول اين 4دهه قوي‌تر بوده، در ورود به دهه پنجم انقلاب اگر بخواهيد با جوانان و با کساني که از آن دوران هيچ ذهنيتي ندارند معاشرت داشته باشيد از چه دري وارد مي‌شويد؟

من معتقد هستم بالاي 65 درصد جمعيت فعلي کشور ما سال 57 را درک نکرده‌اند. در مشکلاتي که به وجود مي‌آيد مثلا خطاي يک مسئول، حکم اشتباه يک قاضي و عملکرد بد يک نماينده را مي‌گذارند پاي اينکه «انقلاب اين گونه است» در حالي که وقتي يک نماينده خطا مي‌کند نمي‌توان مجلس را گناهکار دانست يا اگر مجلس مشکل داشت آن را به نظام تعميم دهيم يا اگر نظام مشکل داشت بگوييم اين مشکل انقلاب است يا حتي اگر انقلاب مشکل داشت بگوييم اين مشکل اسلام است.

نسل جديد اين تفکيک را انجام نمي‌دهد، اين يکي از صحبت‌هايي است که با جوان‌ها دارم، که اگر من خطاکار هستم به پاي من بگذاريد و نگوييد انقلابتان همين است، اسلامتان همين است و نظامتان همين است.

در گفت‌وگو با جوانان خيلي از دوستان ادبياتي را بکار مي‌برند که ادبيات سال 57 است درصورتي که خيلي چيزها عوض شده است. با نسل جديد بايد به زبان خودش حرف زد.

تعدادي سوال دوتايي داريم، تا جايي که ممکن است يکي از گزينه‌ها را انتخاب کنيد و اگر احساس کرديد که ايجاد شبهه مي‌شود، توضيح دهيد.

آقاي پروفسور کواکبيان يا دکتر کواکبيان؟

دکتر کواکبيان. بدم نمي‌آيد به من پروفسور بگويند، اما نيستم.

کسي به شما نمي‌گويد؟

يک موقعي آقاي لاريجاني در مجلس گفتند.

شما انقدر انرژي مي‌گذاريد فرياد مي‌زنيد خسته نمي‌شويد؟

برخي مواقع وقت کم است و گاهي هم حس مي‌کنم حرف باطلي پيش مي‌رود به همين دليل صدايم بالا مي‌رود.

عصباني مي‌شويد يا صدايتان بالا است؟

نه عصباني نمي‌شوم صداي طبيعي من است. بعضي مواقع در مجلس نمايندگان مشغول کار‌هاي خودشان هستند و گوش نمي‌کنند، بلند مي‌گويم که جلب توجه کند.

کدام بدتر است؟ «در خيابان قدم بزنيد هيچکس شما را نشناسد يا در خيابان قدم نزنيد که شما را مي‌شناسند؟»

هر دو گزينه شما جاي بحث دارد. «اگر بشناسند و قدم بزني خوب است.»

براي کسي نردبان باشيد يا به کسي مديون باشيد؟

ما چون تجربه کرديم و نردبان شده‌ايم، ترجيح مي‌دهيم که مديون شويم.

فراکسيون اميد يا فراکسيون اصلاح‌طلبان؟

اسمش فعلا اميد است، اما من از اول هم گفته‌ام فراکسيون اصلاح‌طلبان.

حزب يا جناح؟

حتما حزب.

همه مي‌گويند حزب، اما جناح پررنگ‌تر است.

نه، 15 نفر در مجلس فعلي از اعضاي شوراي مرکزي و سياسي حزب ما هستند.

نه منظورم تحزب است. اين موضوع به شکل فرهنگي براي ما جا نيفتاده است. «کدام براي شما سخت‌تر است؟ موهايتان بريزد يا ديگر نتوانيد کت‌وشلوار بپوشيد؟»

تحمل کچلي آسان‌تر است.

مستقل بي‌تاثير يا وابسته جناحي تاثيرگذار؟

حتما وابسته جناحي تاثيرگذار.

هامون يا جدايي نادر از سيمين؟

جدايي نادر از سيمين را ديده‌ام اما هامون را به خاطر ندارم.

ميز يا صندلي؟

صندلي بهتر است، اما اگر ميز هم در خدمت باشد خوب است.

قورمه سبزي همسرتان يا قورمه سبزي مادرتان؟

مادرم مرحوم شده‌اند، اگر بگويم مادر ممکن است همسر ناراحت شوند، همان همسر.

خواب تخت يا خيال تخت؟

من فکر مي‌کنم اگر انسان در اين شرايط خيالش تخت باشد خيلي عجيب است. همان خواب تخت. نمي‌شود خيال آدم تخت باشد.

استاندار سمنان يا نماينده مجلس؟

من نمايندگي را ترجيح مي‌دهم.

اصلاح‌طلب اصولگرا يا اصولگراي اصلاح‌طلب؟

خيلي فرقي نمي‌کند، ولي من اصلاح‌طلب اصولگرا هستم. ولي اصولگرايي که به دنبال تحول نباشد هم بايد به اصولش شک کرد.

دکتر يا ديپلمات؟

ديپلمات‌ها هم بايد تحصيلات عاليه داشته باشند، ولي من دانشگاه را ترجيح مي‌دهم.

اشک شوق يا قهقهه؟

اشک شوق.

استقلال يا پرسپوليس؟

همه شايد بگويند تيم ملي، اما واقعيتش اين است که من دو فرزند دارم، يکي آبي است و ديگري قرمز.

مربي خارجي يا داخلي؟

مربي داخلي که روزآمد باشد و آخرين دانش فني‌ را داشته باشد ترجيح دارد. حداقل مربي‌ها را بفرستيم ياد بگيرند، اگر نمي‌شود خارجي هم خيلي بد نيست.

کدام هوشمندانه‌تر است؟ دوستي با قدرت مستقر يا دوستي با مخالفان؟

من معتقد هستم که هوشمندي در اين دو گزينه نيست، ممکن است شما با قدرت مستقر مشکلاتي داشته باشيد با دشمنان هم دوستي نداشته باشيد. آنچه در اين دو گزينه منحصر شود را قبول نمي‌کنم.

حقوق شهروندي يا پايه حقوق کارگران؟

اگر واقعا پايه حقوق کارگران رعايت شود حقوق شهروندي‌شان هم رعايت شده است.

پرواز يا نامرئي شدن؟

پرواز.

محبوبيت عمومي يا محبوبيت پيش بعضي‌ها؟

محبوبيت پيش بعضي‌ها زودگذر است، عمومي باشد ماندگار است.

مي‌گذره يا بگذريم؟

بگذريم.

به نظر شما در انتخابات بعدي پيروزي با فرد است يا جناح؟

رياست جمهوري؟

هر کدوم را شما دوست داريد مطرح کنيد.

در انتخابات مجلس که احتمالا قانون تغيير خواهد کرد و فهرست، ليست و احزاب مطرح مي‌شود. در رياست جمهوري هم اميدوار هستيم اين فرهنگ غالب شود که انتخابات حزبي برگزار شود.

دستمزد بالا يا دستمزد به موقع؟

به موقع نباشد خيلي مشکلات به وجود مي‌آيد.

فيلترينگ يا اعتماد؟

من مخالف هر فيلتري هستم. معتقدم اگر مي‌توانيم کنترل کنيم، در برخي فضا‌هاي مجازي نمي‌توانيم و فقط شعار مي‌دهيم. پس بايد اعتماد کرد.

توسعه سياسي يا توسعه اقتصادي؟

توسعه فرهنگي مقدم است. ولي معتقد هستم که اگر توسعه روي يک وضعيت پيش برود نتيجه مطلوبي نمي‌دهد. توسعه بايد همه جانبه باشد، اما در عين حال معتقد هستم که توسعه فرهنگي هم مي‌تواند توسعه اقتصادي داشته باشد و هم توسعه سياسي.

خودروي داخلي يا خارجي؟

من طرفدار خودروي داخلي هستم ولي اگر خودروسازها خودروي بي‌کيفيت توليد کنند خودشان جامعه را به سمت خودروي خارجي سوق مي‌دهند. خودروي داخلي اول بايد کيفيت داشته باشد.

رجل سياسي يا مرد سياست؟

رجل سياسي يک اصطلاح قانون اساسي است، مرد سياست هم تفسير همان است. اما بايد توجه داشته باشيم که رجوليت فقط به معناي جنس مذکر نيست.

بروکراسي يا ارباب رجوع؟

ارباب رجوع را بتوانيم تحمل کنيم بهتر از ايجاد بروکراسي است؛ خيلي‌ها اين بروکراسي را ايجاد مي‌کنند تا ارباب رجوع را دفع کنند. لذا ارباب رجوع ترجيح دارد.

به نظر شما سوخت بايد آزاد باشد و مديريت را به مردم واگذار کنيم يا نه به صورت يارانه‌اي و سهميه‌بندي در اختيار دولت قرار بگيرد؟

در شرايطي که بحث قاچاق وجود دارد بايد کنترل شود، اما مبنايي اگر به موضوع نگاه کنيم آزاد‌سازي قيمت‌ها به نفع اقتصاد است. اما مهم است که با چه قيمتي آزاد شود.

در بحث بودجه عنوان شده است که قيمت بنزين در منطقه ميانگين 6 هزار تومان است، سوال اينجاست که با چه قيمت دلاري؟ اگر با دلار 3600 تومان باشد در منطقه زير 2000 تومان مي‌شود. با اين نوسانات اگر قيمت‌ها را آزاد کنيم، اينگونه حتما به طبقات ضعيف جامعه آسيب وارد مي‌شود.

چسبندگي قيمت‌ها در اقتصاد وجود دارد و افزايش قيمت بنزين بر قيمت تمامي کالاها تاثير مي‌گذارد. لذا دولت اگر واقعا بتواند کنترل کند و از قاچاق جلوگيري کند و سهميه‌بندي باشد بهتر باشد. اما مبنايي طرفدار آزاد سازي قيمت‌ها هستم.

روز سه‌شنبه در مجلس موضوعات مختلفي مطرح شد، شنيده‌ام شما گفته‌ايد مي‌توانيم يک خبر خوب براي مردم پيش از عيد داشته باشيم. اين درست است؟

دوشنبه اين موضوع مطرح شد. بحث اعاده اموال نامشروع بود. که گفتم همه بياييم تعصبات جناحي را کنار بگذاريم، چون در مبارزه با فساد اصولگرا يا اصلاح‌طلب فرقي نمي‌کند، هرکسي که فاسد است بايد با آن مقابله شود.

از اين جهت گفتم بياييد يک خبر خوش به مردم بدهيم، مجلس تصويب کند که بعد از انقلاب هرکسي خواسته است از مردم سو استفاده کند، اموال نامشروعش به بيت‌المال برگردد.

در مجلس همچنين استاني شدن انتخابات در دستور قرار گرفت و چند ماده هم تصويب شد، اين موضوع هم تحولي در مجلس ايجاد مي‌کند و هم در جامعه و سيستم؛ ما را يک پله بالاتر مي‌آورد.

اگر مي‌توانستيد يک خصلت خوب را از فردي بگيريد چه خصلتي بود؟

من خصلت جوانمردي را انتخاب مي‌کردم.

اگر مي‌توانستيد يک جمله خاص بگوييد و يک لحظه صداي شما در کل جهان پخش شود آن چه جمله‌اي بود؟

من فکر مي‌کنم که اگر ما به فطرت الهي انسان‌ها رجوع کنيم و آن چيزي که با فطرتشان منطبق است بيان کنيم، همه را جذب مي‌کنيم.

اگر سياستمدار نبوديد و بازيگر کمدي بوديد، دوست داشتيد از طرف آقاي مديري دعوت به کار شويد يا آقاي عطاران؟

آقاي مديري سطح ويژه‌تري دارد.

اگر در مجلسي شلوغ کسي کفش شما را بپوشد و برود شما هم کفش کسي ديگر را مي‌پوشيد يا نه؟

اگر ببينم ديگر جمعيتي نمانده هر کفشي را که ببينم مي‌پوشم. ولي اگر جمعيت زياد باشد رعايت مي‌کنم.

اگر در اين دو موقعيت قرار مي‌گرفتيد کدام را انتخاب مي‌کرديد؟ پنالتي که بيرانوند از رونالدو گرفت؟ يا گلي که خداداد زد؟

گلي که خداداد زد خيلي تاثيرگذار بود ولي حفظ آبرويي که بيرانوند کرد هم ارزشمند بود. من بيرانوند را انتخاب مي‌کنم.

اگر برگرديد به عقب کدام تصميم را نمي‌گيريد؟

تصميمات زيادي گرفتم که بعد‌ها ناراحت شدم. در انتخابات‌ براي کساني کار کردم که الان پشيمان هستم.

فرض کنيد يک مزرعه داريد چه چيزي در آن مي‌کاريد؟

اگر وقت باشد حداقل از عهده سبزي برخواهيم آمد.

اگر از کسي پول گرفته باشيد و نداشته باشيد که به او پس بدهيد چه کار مي‌کنيد؟

من شفاف هستم. مي‌گويم فعلا ندارم کمي تحمل کن.

اگر بتوانيد به عقب برگرديد و در انتخابات رياست جمهوري اسمتان در ليست اميد قرار بگيرد چکار مي‌کنيد؟

در اين زمينه من معتقد هستم قانون ما مشکل دارد. در قانون رجال سياسي تعريف نشده است، اين لايحه جامعه انتخابات که دولت آورده است مي‌گويند تعريف شده است. وقتي اين خلا وجود داشته باشد بيش از 1300 نفر همه مي‌خواهند رئيس جمهور شوند.

وقتي اين واژه تعريف داشته باشد و ضابطه دار شود کساني که شرايط را دارند مي‌آيند. در اين صورت هم کساني که مي‌خواهند صلاحيت‌ها را بررسي کنند دقت بيشتري مي‌کنند و هم مردم بهتر مي‌توانند انتخاب کنند.

اگر شما مجري برنامه بوديد و مي‌خواستيد يک مهمان سياسي دعوت کنيد، چه کسي را دعوت مي‌کرديد؟

اگر آقاي علي لاريجاني مي‌آمد ايشان را دعوت مي‌کردم.

آخرين باري که کسي به شما گفت کاري را نکنيد و کرديد، کي بود؟

بچگي‌ها زياد بوده است، اما بعد ديگر عاقل شديم و وقتي کسي اين توصيه را کرد مي‌سنجيديم. سعي کرديم که نصيحت‌پذير باشيم.

آخرين باري که خودتان را سرزنش
کرديد؟

در مورد بعضي از تصميمات حزبي بوده است که تصميماتي گرفته‌ايم و بعد گفته‌ايم که کاش نمي‌گرفتيم.

کدام اخلاق خودتان را سعي کرده‌ايد عوض کنيد، اما موفق نشده‌ايد؟

همين که صدايم بلند است.

اگر شما مدافع حقوق زنان بوديد اولين مطالبه‌اي که برايش کار مي‌کرديد چه بود؟

من در همين انتخابات هم معتقد هستم بايد يک تبعيض مثبت قائل شويم. چه اشکالي دارد در قانون بنويسيم تعداد مشخصي از نمايندگان تهران بايد حتما خانم‌ها باشند. البته شايد گفته شود شما فرهنگ سياسي مردم را بالا ببريد خود به خود به هردو به يک اندازه راي مي‌دهند. اما شرايطي که به وجود مي‌آيد خود خانم‌ها جلو نمي‌آيند. اين تبعيض مثبت را از اين بابت مي‌گويم.

اگر مي‌توانستيد دوست صميمي يکي از افراد تاثير گذار در تاريخ باشيد چه کسي را انتخاب مي‌کرديد؟

من شهيد بهشتي را انتخاب مي‌کردم. در 19 سالگي مسئول حزب جمهوري اسلامي استان سمنان بودم. ايشان واقعا شخصيت کم نظيري بودند.

چند بار ايشان را ديده بوديد؟

5 يا 6 بار.

يک ويژگي خاص از ايشان در ذهنتان مانده چيست؟

ايشان واقعا روشن فکر به معناي کامل کلمه بود. زمان شناس بود و در عين حال مديري متخصص و فقيه بودند.

شما تاکنون راي ممتنع هم در مجلس داده‌ايد؟

نه خيلي کم پيش مي‌آيد. ممتنع خيلي جاها به معني مخالفت است، خب بهتر است همان مخالف راي داد.

مهمترين راي مخالف شما به چه کسي يا چه قانوني بوده است؟

در بعضي مواقع راي مخالف داده‌ايم، ولي الان براي نام بردن در ذهنم نيست. من بيشتر به توانمندي‌ها توجه کرده‌ام. اين که از دوستان حزبي‌ام باشند ملاک نبوده است.

البته اگر سيستم، انتخابات و فراکسيون‌ها حزبي شود و نه جناحي من يک تعهد شرعي به حزبم دارم حتما آن را رعايت مي‌کنم، اما فعلا فقط توانمندي‌ها.

اگر حق وتو داشتيد کجا از آن استفاده مي‌کرديد؟

من صادقانه مي‌گويم، جايي که نفع طبقات ضعيف جامعه هست حتما سعي مي‌کردم از آن استفاده کنم. البته نفع نه بي‌انضباطي. بعضي مي‌خواهند انضباط مالي را بهم بزنند. «امام خميني(ره)» مي‌گفتند که هنر بايد در خدمت جنگ فقر و غنا باشد. ما بايد درد محرومان جامعه را بسنجيم. گراني گوشت از معضلات است. برخي فکر مي‌کنند اگر به گردن دولت بيندازند نظام مبرا است، اينها بحث‌هاي تفصيلي است. بايد دست به دست هم دهيم و چاره‌اي براي مردم پيدا کنيم و مردم را از اين مشکلات دربياوريم.

مردم ما مردم خوبي هستند. هرکسي به راهپيمايي آمد مسئولين به خودشان نگيرند که مردم به خاطر ما آمده‌اند، مردم در عين اينکه نارضايتي دارند در چهلمين سالگرد پرشورتر ظاهر مي‌شوند.

شما هم در حمام زير آواز مي‌زنيد؟

خير.

شما هم با خودتان حرف مي‌زنيد؟

آدم معمولي با خودش حرف نمي‌زد.

براي شما پيش آمده وقتي با گوشي حرف مي‌زنيد دنبال گوشي بگرديد؟

براي رخ دادن اين اتفاق بايد حواس پرتي به اوجش رسيده باشد.

شما تا به حال حرفي زده‌ايد که يک مدت بعد خودتان هم باورتان شده باشد ولي آن حرف درستي نباشد؟

خير. چون خيلي روراست هستم.


نسخه چاپي ارسال به دوستان