تاریخ 1397/11/15 - سایت های دیگر ارتباط با ما درخواست اشتراکآرشیوشناسنامهصفحه اصلی
نسخه شماره برو جستجو جستجوی پیشرفته  
ريشه‌هاي رخدادهاي اخير ونزوئلا
   نويسنده : دکتر محمد فاضلي

چه اتفاقي در بزرگ‌ترين دارنده ذخاير نفت جهان رخ داده که چنين در تب و تاب خشونت قرار گرفته است؟ خوشبختانه کتابي به فارسي در دست داريم که مي‌توان ريشه‌هاي رخدادها ونزوئلاي امروز را در آن يافت.«معماي فراواني: رونق‌هاي نفتي و دولت‌هاي نفتي» نوشته تري لين کارل با ترجمه جعفر خيرخواهان در سال 1388 منتشر شد اما شايد در کوران حوادث سال 88 به اندازه کافي ديده نشد.

درآمد کشورهاي عضو اوپک در سال‌هاي 1970 تا 1974 يازده برابر و سياست و اقتصاد اين کشورها نفتي شد.شاه ايران از تمدن بزرگ سخن مي‌گفت اما سقوط کرد، و سرنوشت بقيه نيز بسيار ناخوشايند بود.پابلو آلفونسو بنيان‌گذار اوپک مي‌گفت «نفت مدفوع شيطان است.ما در مدفوع شيطان غرق مي‌شويم» کارل شرح مي‌دهد که چرا کشورهاي نفتي در مدفوع شيطان غرق شدند.

ادعاي نويسنده اين است که «وابستگي به يک کالاي صادراتي خاص نه فقط طبقات اجتماعي و نوع رژيم‌هاي حکومتي را شکل مي‌دهد،...بلکه خود نهادهاي حکومت، چارچوب تصميم‌گيري و تصميمات حساب‌گرانه سياستمداران را نيز شکل مي‌دهند.» کشورهاي فروشنده به دليل وابستگي به درآمدهاي خارجي و فقدان پايه مالياتي درست دچار وضعيت «فقدان نظام اداري مرکزي منسجم و کاملاً نهادينه‌شده» مي‌شوند.

اين دولت‌ها به وضعي دچار مي‌شوند که درآمد سرشار ناشي از نفت به آن‌ها امکان مي‌دهد «حوزه اختيارات قانوني دولت را» افزايش دهند اما هم‌زمان «چندگانگي فرصت‌هاي مبادرت به رانت‌جويي براي مقامات عمومي و گروه‌هاي خصوصي» دولت را تضعيف مي‌کنند.دست دولت براي مداخله در عرصه‌هاي مختلف باز است اما فرصت‌هاي رانت‌جويي، مقامات عمومي و بخش خصوصي را به رانت‌جويي واداشته و دولت را به چالش مي‌کشد: قدرت سياسي گل‌وگشاد و پت‌وپهن، و به همان اندازه کم‌ظرفيت در مسير توسعه.

کشورهاي نفتي به سرعت «تمايل شديدي به سمت پروژه‌هاي کلان در صنايع سنگين نشان دادند» و «رفاه عمومي از طريق کالاها و خدمات بيشتر، افزايش فرصت‌هاي شغلي و يارانه‌دهي به مايحتاج مصرف‌کنندگان بهبود يافت.» نرخ ارز اين کشورها رشد کرد و در نتيجه «وابستگي به واردات را تشويق و توليد داخلي را تضعيف کرد.» کارآيي اندک خدمات عمومي «تأخيرهاي چندساله و هزينه‌هاي اضافي وحشتناک اکثر پروژه‌هاي کلان دولتي را متوقف کرد.» و يارانه‌ها با نرخي دو برابر توليد ناخالص داخلي رشد کرد.حمايت نهاده‌اي و اعتباري از صنايع ناکارآي داخلي، ضربه‌گير براي هزينه‌هاي مواد غذايي و برنامه‌هاي عمومي شد.

کارل سري به اسپانياي ابرقدرت قرن شانزدهم مي‌زند و نشان مي‌دهد طلا و نقره سرشار سرازير شده از مستعمرات اثري درس‌آموز براي کشورهاي نفتي دارد. «کسر بودجه، پول زياده‌ ارزش‌گذاري‌شده داخلي در برابر پول‌هاي خارجي، واردات و يارانه‌هاي سربه‌فلک‌کشيده، تورم فزاينده و بدهي خارجي» نتيجه نهايي حکومت‌ها و اقتصادهاي نفتي است. نفت کالايي مي‌‌شود که فقط با بودجه ارتباط برقرار مي‌کند و ارتباطش با بقيه اقتصاد مولد نيست و حتي به دليل ايجاد ظرفيت خرج کردن، به نابودي منابع کمک مي‌کند.

شاه‌جمله کارل اين است «خرج کردن براي حاکمان قاعده مي‌شود زيرا منابع، حداقل در ابتداي کار، دسترس هستند، چون وظايف دشوارتري مثل ساختن اقتدار اداري، زمان‌بر است و پاداش‌هاي آني اندکي فراهم مي‌کند.در حقيقت، خرج کردن به سازوکار ابتدايي دولت‌مندي تبديل مي‌شود.» اين شاه‌جمله است که توضيح مي‌دهد نفت في‌نفسه مشکل نيست بلکه فقدان ساختار اداري کارآمد و ظرفيت حکمراني عامل مصيبت است.«ميراث ضعيف دولت‌سازي، تمرکزگرايي افراطي در قوه مجريه، تمايل قوي به توسعه‌طلبي و فرصت‌هاي از دست‌رفته براي ايجاد ساختار اداري توانمند» عامل بدبختي اين کشورهاست.

تري لين کارل توضيح مي‌دهد که چرا نروژ علي‌رغم دست يافتن به رانت نفت به علت داشتن دولتي که در آن استخدام‌ها بر اساس شايستگي بود، کارمندان دولت از نفوذ سياسي بيروني مصون بودند، مداخلات خودسرانه رهبران سياسي غيرممکن بود و فساد وجود نداشت، توانست از تله نفت بگريزد و اندونزي نيز از شيوه حکومت‌داري کشورهاي نفتي فاصله گرفت.

کتاب کارل بسيار ارزشمندتر و عميق‌تر از آن است که من شرحي قابل قبول از آن در اين مختصر ارائه کنم. شايسته است سياست‌گذاران و سياستمداران ايراني آن‌را همين امروز دست گيرند و تا کامل نخوانده‌اند، زمين نگذارند و هيچ تصميمي هم نگيرند!


نسخه چاپي ارسال به دوستان