تاریخ 1397/10/25 - سایت های دیگر ارتباط با ما درخواست اشتراکآرشیوشناسنامهصفحه اصلی
نسخه شماره برو جستجو جستجوی پیشرفته  
تکليف پساب سمنان چه شد؟
   نويسنده : فرزامي

بايد دانست که محيط را خواست و تدبير مردمش مي‌سازد. نعمتي که خداوند بزرگ عطا مي‌کند هم شکر مي‌خواهد و هم قدرشناسي. چنانچه شکر و تدبير و قدرشناسي و احساس مسئوليت نباشد هم کفران نعمت است و هم زندگي سخت مي‌شود از جمله آن که ما در محيط خود آن همه نعمت و مواهب الهي و سرمايه‌هاي انساني داريم اما از آن استفاده‌ي بهينه نمي‌کنيم و نمي‌خواهيم که حال و آينده را ببينيم. به همين علت زندگي را بر خود سخت کرده‌ايم و به انتظار روزي نشسته‌ايم که ديگري بيايد و منجي و مشکل‌گشاي معضلات ما شود؛ يعني، غريبه‌اي بيايد و دست ما را بگيرد و از آن سو شعار مقاومتي و حمايت از کالاي ايراني را از سربرگ اداره‌اي و سازماني مي‌توانيم بخوانيم و از هر دهاني بشنويم. باور کنيد که همين گفتار بي‌عمل و شعارهاي توخالي، ما را از دنيا و از مناطق ديگر، عقب انداخته است چرا که در پي تدبير و مديريت امور نيستيم.

از آن همه از « پساب » سمنان بنويسيم: نه يک ماه و يک سال، بلکه چند سال است که عدم مديريت صحيح در امور فاضلاب، زندگي ما را به شدت تحت تاثير قرار داده است در حالي که مي‌تواند و مي‌توانست بسياري از مشکلات ما را حل کند حتي مي‌توانست، سفره‌هاي زيرزميني را تامين کند اما با هزينه‌هاي بسيار زياد از خانه‌ها و محيط شهر جمع کرده به اميدي به کوير برده‌ايم تا با تصفيه و بازيافت آن به شهر برگردد و فضاي سبز اين محيط کويري را رونق بخشد تا با زيبايي و سرسبزي، خشونت رفتاري تلطيف گردد و باعث نشود تا ميزان نزاع‌هاي ناشي از اعصاب ناآرام ما، به استناد آمارها و ارقام، ده درصد افزايش يابد و از آن طرف، بخشي از کمبود آب محيط صنعتي ما را در شهرک صنعتي جبران نمايد و نيز زمينه‌اي باشد جهت جذب سرمايه‌گذاران و سرمايه‌گذاري صنايع تا براي جوانان ما شغل ايجاد شود و ارزش افزوده و ماليات آن نيز خرج شهر و استان ما باشد. متاسفانه چند سال است مي‌شنويم که با شرکتي خارجي و فردي از کشورهاي منطقه جهت بهينه‌سازي پساب سمنان که ميزان آن معادل يا بيش از آب حاصل از چشمه‌ي گل رودبار کنوني است، قرارداد بسته شده تا اقدام به تاسيساتي کند و محيطي که ما نمي‌توانيم، او بسازد! اما همچنان چشمان ما به در است تا کي به سامان شود و با ايجاد باغ‌هاي خيالي پسته و چه و چه، کوير ما را به بهشت تبديل کند و ضمن تلطيف هواي شهر،در ايجاد شغل و ‌آباداني محيط باشد!

در اينجا بايد پرسيد که اين قرارداد با چه تضميني و چند ساله بسته شده و ضمانت اجرايي و حقوقي آن چيست؟ و تا کي فرصت دارد که طبق قرارداد، کار خود را شروع کند. اگر به مشکل داخلي برخورده است، در پي حل آن باشيم و کمکش کنيم و چنانچه تعلل از ناحيه‌ي اين فرد و شرکت است، مي‌توان با توجه به شروطي که به يقين در قرارداد هست، اقدام به فسخ آن نمود. چون انتظار طولاني، نه شرط عقل است و نه منطقي و نه به صلاح محيط زيست ماست. زيرا اين منطقه، محيط بسيار مناسبي جهت پرورش شتر است و از ديرباز، زندگي و گذران مردم آن از اين راه تامين مي‌شده است. حال چه تضميني هست که شتران موجود از اين پساب رها شده و داراي عوارض استفاده نکنند و گوشت‌هاي آلوده به خورد مردم داده نشود و عوارضي بر عوارض ديگر محيط ما که شائبه‌ي آلودگي‌هايش کم نيست، اضافه نگردد. لذا از مسئولان استان و شهرستان تقاضا داريم به آن همه نياز و تقاضاي مردم در اين امر با اقدامات صريح و سريع خود پاسخ دهند به اين که حکايت چيست؟ اگر تعلل از مردم است، به صراحت بيان شود تا در پي اقدام باشند چنانچه از مسئولان است که نه صلاح است و نه پسنديده که مسئولي در مسئوليت خود سهل‌انگاري کند و براي ضروريات وضع موجود، اقدام عملي نکند.

بنابراين اميد است از طريق رسانه‌هاي گروهي که دور از دسترس مسئولان محترم نيست، به پرسش‌هاي بسيار و مدام مردم در اين امر پاسخ داده شود تا وثوق مردم شهر نسبت به مسئولان و قابليت آنها، همچنان استمرار يابد.


نسخه چاپي ارسال به دوستان