تاریخ 1397/08/21 - سایت های دیگر ارتباط با ما درخواست اشتراکآرشیوشناسنامهصفحه اصلی
نسخه شماره برو جستجو جستجوی پیشرفته  
به کجا چنين شتابان!
   نويسنده : روح‌اله ساعدي

9 کشته و 99 مجروح در 4 روز!
شايد فکر کنيد که اين آمار کشته‌شدگان يک جنگ داخلي است، اما اينطور نيست! اين آمار تصادفات جاده‌اي استان سمنان در روزهاي پاياني هفته گذشته و ايام‌ تعطيلات آخر ماه صفر است، که به نقل از فرمانده نيروي انتظامي استان سمنان در رسانه‌ها مطرح شده است. موضوعي که امروزه به عنوان يک چالش اساسي در استان سمنان به عنوان شاهراه طلايي شرق به غرب، و کريدور شمال به جنوب مطرح است. افزايش آمار تصادفات جاده‌اي در استان در حالي رخ داده که علي‌رغم اتخاذ تدابير شديد راهور ناجا باز هم شاهد وقوع اين حوادث جاده‌اي هستيم؟!

اما به راستي مشکل کجاست؟آيا همچنان بازهم عامل انساني، جاده، کيفيت پايين وسايط نقليه در بروز اين تصادفات و افزايش آمار حوادث جاده‌اي نقش دارند؟يا بايد علت را در جاي ديگري جستجو کنيم.
بايد گفت امروز، رانندگي مانند برخي از رفتارهاي ديگر ناشي از تاثيرات محيطي، رواني و اجتماعي است و نحوه رانندگي در فضاي شهري و برون شهري برگرفته از سلامت و يا عدم سلامت روحي و رواني فرد است. ترافيک و شلوغي جاده، چيزي است که در بسياري از مواقع، با آن در ارتباط هستيم و بي‌نظمي و خلاف‌هاي پي‌درپي و به اصطلاح زرنگ‌بازي اين ترافيک و شلوغي را دوچندان خواهد کرد و بي‌احتياطي بر آمار تصادفات مي‌افزايد.
متاسفانه بايد گفت، اخلاق ناپسند و بي‌نظمي در رانندگي اکنون به يک فرهنگ تبديل شده و اصلاح آن بسيار دشوار خواهد بود و تا آن زمان پيام‌هاي ناگوار و زشت آن را خواهيم ديد.

هنگامي که يک راننده ايراني در جاده‌ها به صورت خطرناک سبقت مي‌گيرد و جان خود را به بخت و اقبال مي‌سپارد همزمان جان چندين نفر در ماشين مقابل را نيز در بازي خطرناک و روان‌پريشانه خود شرکت مي‌دهد. همين فرد پس از ديدن يک مامور راهنمايي و رانندگي کمربند مي‌بندد، قانونمند مي‌شود و در مقابل ديدگان پليس راهور همانند طفلي سر به زير پشت فرمان ماشينش قرار مي‌گيرد.
چنين حرکتي مختص يک نفر نيست اگر راهي جاده‌هاي باريک و خطرناک مثل محورهاي مواصلاتي استان سمنان، به شمال کشور شويد، هر لحظه و هر ثانيه بايد منتظر بيرون آمدن ماشيني از پشت يک کاميون باشيد که همانند ماتادورهاي اسپانيايي چشم در چشم راننده ماشين رو به رو مي‌دوزد و با افتخار سبقت خود را انجام مي‌دهد.

اما ما چقدر اين خلاف‌ها و بي‌فرهنگي‌ها را برعهده دولت و حکومت و جاده‌هاي نامناسب بگذاريم؟ تا چند سال ديگر تيتر روزنامه‌ها و خبرگزاري‌ها جاده‌هاي نامناسب استان و قتلگاه رانندگان را تکراروار بازنويسي کنيم؟؟
ديگر وقت آن نيز بايد برسد که انگشت اشاره را به سمت خودمان بگيريم و بگوييم، ما هم مقصريم. ما هم بدفرهنگيم و ما هم با هزاران مشکل روحي و رواني مرکب ناايمن خود را زين مي‌کنيم و به قلب جاده‌ها مي‌تازيم و خلاف‌هاي خود را با افتخار در مهماني‌هايمان بازگو مي‌کنيم. . .
هنگامي که طرح يک موضوع مي‌شود بايد آنقدر نيز خلاق بود تا راه‌حل نيز پيشنهاد داد و تنها به نقد اکتفا نکرد.
راه‌حل کوتاه‌مدت که در اکثر مواقع چکشي عمل کردن نيز هست، شرطي‌سازي فرد با تکيه بر پاداش و جزا است و اگر فردي اشتباهي در رانندگي انجام داد جريمه‌هاي سنگين و بدون بخشش مي‌تواند بهترين راه‌حل باشد.
در راه‌حل ميان‌مدت نيز مي‌توان به آموزش اشاره کرد که متاسفانه در کشور ما و در صدا و سيماي ملي و استاني ما کمترين اهميتي به اين موضوعات داده نمي‌شود و همواره در فيلم‌ها و سريال‌ها سرعت در رانندگي را با زيباترين جلوه‌هاي ويژه به نمايش مي‌گذارند و نوجوان و جوان را تحريک به تکرار عمل بازيگر فيلم مي‌کنند.
آموزش صحيح رفتارهاي اجتماعي پيش از آموزش رانندگي و فرهنگ‌سازي صحيح در اين باره نيز مي‌تواند کمک‌رسان باشد و به فرد ياد دهند که اگر يک لحظه هوس سبقت و يا کار خلافي به سرش بزند امکان دارد براي باقي عمرش قاتل يک يا چندين جان شود.
به طور مثال اگر شخصي با ماشين خود در جاده‌هاي خطرناک استان اقدام به سبقت گرفتن کند، و به ناگاه با ماشين لاين رو به‌رويي خود مواجه شود، ماشيني که چهار سرنشين دارد و همه اعضاي يک خانواده هستند در اين لحظه دو رويداد ممکن است رخ دهد يکي گذشتن از خطر و ديگري تصادف.
اگر ماشين خطاکار از مهلکه جان سالم به در ببرد و دوربين‌هاي جاده نيز خطاي وي را ثبت نکنند چند لحظه بعد همين موضوع تکرار خواهد شد و شانس تصادف بالا خواهد رفت، اگر دوربين‌ها وي را ببيند و جريمه کنند ممکن است چند روز اين عمل را تکرار نکند.

اما اگر تصادف رخ دهد امکان کشته‌شدن چند عضو خانواده و يا فلج شدن آنها پيش مي‌آيد همانند بسياري از خبرهايي که همگي ما يکي از آن را در خاطرمان داريم، اين خسران بزرگ و اين از هم پاشيدن بنيان يک خانواده را چه کسي بايد پاسخ دهد؟؟ در مواجه با چنين شخصي چه بايد کرد؟
به نظر مي‌رسد، علي‌رغم افزايش نرخ جريمه‌هاي راهنمايي و رانندگي در سال‌هاي اخير باز هم آنها بازدارنده نخواهد بود. نياز است که يک جريمه کلان که در زندگي فرد محسوس باشد اتخاذ شود مثلا به اندازه قيمت ماشين فرد را بدون بخشش جريمه کرد، که البته راه‌هاي در رو نيز پس از آن ايجاد خواهد شد و هيچ هنگام چکشي عمل کردن تاثيري به اندازه فرهنگ‌سازي نخواهد داشت. اما براي مدتي کوتاه بسيار مناسب خواهد بود تا از آمار بالاي تصادفات و مرگ‌هاي جاده‌اي کاسته شود. راه‌حلي که ممکن است بسيار مناسب‌تر و منطقي‌تر باشد، طرحي قوي و همه‌گير در روان‌سنجي و بررسي شخصيت افراد متقاضي دريافت گواهي‌نامه رانندگي است که پيش از آزمون رانندگي است و موجب فيلتر شدن افراد زيادي خواهد شد و از بار ترافيکي شهرها نيز کاسته خواهد شد.

جدا از عامل عدم فرهنگ‌سازي براي احترام به قوانين راهنمايي و رانندگي‌ بايد گفت، نبود هماهنگي ميان ارگان و سازمان‌هاي زيرمجموعه کميسيون ايمني راه‌ها به عنوان يکي از عواملي است که اگر بدان توجه نشود، نگران‌کننده خواهد بود. نبود هماهنگي لازم در ساختار کميسيون ايمني راه‌ها به عنوان متصدي تدوين سياست‌هاي لازم در جهت ارتقاي سطح ايمني راه‌هاي کشور و استان ما سمنان که در مسير شاهراه اصلي تهران به مشهد قرار دارد، هم يکي ديگر از عواملي است که نقش به‌سزايي در تکرار حوادث جاده‌اي مثل حوادث اخير در استان دارد. در واقع اگرچه کميسيون ايمني راه‌ها وظيفه ايجاد هماهنگي ميان نهادهاي ذي‌ربط با ايمني راه‌ها، جهت‌دهي فرهنگ و آموزش‌هاي عمومي جامعه در خصوص ايمني راه‌ها، ‌تدوين ضوابط و معيارهاي فني ايمني راه‌ها و. . . را به عهده دارد اما بالابودن حجم تصادفات به خوبي نشان مي‌دهد که اين کميسيون بايد در انجام وظايف خود، بهتر از گذشته عمل کند.


نسخه چاپي ارسال به دوستان