تاریخ 1397/06/22 - سایت های دیگر ارتباط با ما درخواست اشتراکآرشیوشناسنامهصفحه اصلی
نسخه شماره برو جستجو جستجوی پیشرفته  
نقش مادر در تربيت کودک

در محيط خانه و اجتماع برجسته‌ترين نقش مادر نقش تربيتي است. اهميت اين نقش از آن جا روشن مي‌شود که کودک نخستين بار در آغوش مادر قرار مي‌گيرد و آداب و رسوم اجتماعي را از او مي‌آموزد. کودک از دامن مادر ياد مي‌گيرد که چگونه با ديگران رفتار نمايد و چگونه با آنان برخورد داشته باشد. چگونگي رفتار مادر با کودک در شکل‌دهي ساختار شخصيتي او تأثيري چشمگير دارد. از اين رو، کارشناسان مسائل تربيتي بر نقش مادر در تربيت فرزند همواره تأکيد داشته و دارند.

الف) تربيت جسماني:

وجود فرزند در روايات به «گل» تشبيه شده است. پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله) فرمود: «الولد الصالح ريحانة من رياحين الجنّة»؛ «فرزند صالح گلي است از گل‌هاي بهشت.» وجه تشبيه فرزند به گل اين است که فرزند در سال‌هاي نخست زندگي، مخصوصا نوزادي از نظر ظاهري و جسماني همانند گلِ بهاري، جسمي دارد بس لطيف و نازک و روحي دارد با عاطفه و طراوت که نياز شديدي به حفظ و نگه داري دارد و اگر از او مواظبت نشود هر لحظه ممکن است لطافت و جذابيت خود را از دست داده به پژمردگي و زردي بگرايد. همان گونه که در جهان متمدن امروز شاهد از بين رفتن بسياري از کودکاني هستيم که بر اثر بي‌توجهي والدين و نرسيدن به آن‌ها، رشد کمّي و کيفي خود را از دست داده، دچار نارسايي جسمي و رواني مي‌شوند. از اين رو، هم از نظر وجدان و شرع و هم بر اساس عرف مردم، توجه جدي به تربيت فرزند و تأمين نيازهاي او در اين شرايط حساس ضروري مي‌نمايد.

مادر با دست خود کودک را نوازش مي‌دهد و با يک زمزمه و لالايي خواندن طفل را به خواب مي‌برد.‌تر و خشک کردن بچه در سال‌هاي اول زندگي کاري است بس مشکل و طاقت فرسا که تنها با مهر مادري امکان پذير خواهد بود.

تربيت جسماني کودک از ديگر ابعاد تربيت اهميت کمتري ندارد، و به همين دليل گفته شده عقل سالم در بدن سالم است. اگر بدن انسان سلامت نداشته باشد و جسم رشد کافي نکند، فرد به لحاظ روحي و رواني، آدم سالم و نرمالي نخواهد بود. نقش مادر در تربيت جسمي و ظاهري کودک بر کسي پوشيده نيست و مادران بايد در زمينه رشد جسماني فرزند بسيار حساس بوده و شرايط لازم را فراهم آورند.

ب) تربيت ديني:

تربيت ديني از نظر اسلام و قرآن از اهميت فوق‌العاده‌اي برخوردار است و از آغاز زندگي فرزند بايد بدان توجه کرد. نقش مادر در پرورش ديني و مذهبي فرزند روشن است. مادر هم پيش از تولد مي‌تواند ايفاي نقش کند و هم پس از آن در دوره‌هاي کودکي، نوجواني و جواني. چون هدف از اين نوشتار بررسي نقش مادر در تربيت ديني فرزند در اين دوره‌هاست، به تفصيل به اين بحث خواهيم پرداخت.

ج) تربيت عاطفي:

مادر به لحاظ رواني - عاطفي سرشار از مهر و محبت و صفا و صميميت است. چون ساختار وجودي مادر به گونه‌اي آفريده شده که قدرت جذب و انجذاب فوق‌العاده‌اي دارد و در ابراز احساسات و عواطف از توان بالايي برخوردار است. قدرت گيرايي مادران در سطح بسيار عالي قرار دارد که اگر درست استفاده شود در ايجاد پيوند خانوادگي و چگونگي شکل‌گيري روابط اجتماعي و تربيت اولاد نقش سازنده‌اي خواهند داشت. مادر مي‌تواند با رعايت اصول و قوانين اسلامي در سامان‌دهي امور خانواده و پرورش فرزند نقش مهمي ايفا نمايد؛ چرا که ويژگي عاطفي زنان بستر مناسبي است براي ايفاي نقش مادري و تربيت اولاد و مهم‌ترين نقشي که از يک مادر انتظار مي‌رود چيزي جز نقش تربيتي او نمي‌تواند باشد. يکي از جنبه‌هاي مهم نقش تربيتي مادر، نقش وي در پرورش عواطف فرزند است که آثار آن در اعمال و رفتار وي به زودي نمايان مي‌گردد.

اسلام، ويژگي عاطفي - رواني مادران را مورد توجه خاص قرار داده و براي اين جنبه از ابعاد وجودي آنان اهميت فراوان قائل شده است. رسول خدا (صلي الله عليه و آله) فرمود: خداوند به زنان و مادران مهربان‌تر از مردان است. اين توجه ويژه خداوند به عواطف مادران، مسئوليت آنان را در برابر فرزندان‌شان نيز زيادتر مي‌کند؛ چه اين که ايشان بايد فرزند را با تعادل عاطفي پرورش دهند و اين حالت را در آن‌ها تثبيت و حفظ نمايند. بي‌مهري مادر مهم‌ترين عامل از بين بردن تعادل عاطفي فرزند است و چه بسا موجب افسردگي و پريشاني وي مي‌گردد.

د) تربيت اخلاقي:

نقش مادر در تربيت اخلاقي فرزند بر همگان روشن است و چندان نيازي به تبيين ندارد؛ چرا که مادر الگوي رفتاري و اخلاقي براي فرزند است، هر کار ريز و درشتي که انجام دهد در منش و نحوه رفتار او با ديگران تأثير مي‌گذارد. مادر با رفتار الگويي خود انسان مي‌پروراند، فرزند را از عالم ناپاکي‌ها، حسدها، کينه‌ها و رذائل اخلاقي دور مي‌سازد و در دلش مهر و صفا و خيرانديشي نسبت به همنوعان پديد مي‌آورد. مادر، سرچشمه فضيلت‌ها و خوبي‌هاست، او در محيط خانه مي‌تواند درس تقوا و خداترسي به فرزند دهد و از کودکي ضعيف و ناتوان شخصيت بزرگ علمي و اخلاقي بسازد و تحويل جامعه دهد.

در مقابل اگر مادر به وظيفه خويش عمل نکند و در برابر چشمان کودک دست به رفتارهاي نامناسب و ناشايست بزند، طبيعي است که کودک از او تبعيت مي‌کند و در نتيجه پست و منحرف تربيت خواهد شد. امام خميني (ره) در اين زمينه مي‌فرمايد: «مادرِ خوب بچه خوب تربيت مي‌کند و خداي نخواسته اگر مادر منحرف باشد، بچه از همان دامن مادر منحرف بيرون مي‌آيد و چون بچه‌ها آن علاقه‌اي که به مادر دارند به هيچ کس ندارند و در دامن مادر که هستند تمام چيزهايي که دارند، آرزوهايي که دارند خلاصه مي‌شود در مادر و همه چيز را در مادر مي‌بينند.»

ه) تربيت عقلاني:

عقل از ابعاد مهم وجود انسان است که اگر شکوفا گردد، توان آن را دارد که خوب را از بد و خير را از شر تشخيص دهد و صاحبش را به سعادت و خوش بختي برساند. تربيت اين بخش از نيروي دروني انسان وظيفه اوليا و مربيان است که بايد بدان توجه کنند و در درجه اول اهميت قرار دهند. انبياء الهي همه براي تربيت عقلاني آمدند و در اين مسير حرکت کردند و تا آن جا که توانستند به وظيفه‌شان عمل نمودند. امام علي (عليه‌السلام) در خطبه اول نهج البلاغه مي‌فرمايد: «و يثيروا لهم دفاينً العقول»؛ «خداوند پيامبران خود را پي در پي اعزام کرد تا توانمندي‌هاي پنهان عقل‌ها را آشکار سازند.»

از کلام حضرت چنين برمي‌آيد که عمده هدف انبياء تربيت عقلاني بشر بوده است. همان گونه که خداوند در قرآن کريم مکرر به اين مسئله اشاره فرموده و تربيت عقلاني را در آيات متعدد مورد تأکيد قرار داده است. «کذلک يبين الله لکم آياته لعلّکم تعقلون»؛ «اين چنين، خداوند آيات خود را براي شما شرح مي‌دهد، شايد انديشه کنيد.» ماده «عقل» به هيئت‌هاي مختلف در قرآن کريم به کار رفته و در همه آن‌ها به تفکر و انديشه‌ورزي انسان تأکيد و مواد تعقل نيز ذکر شده است. در آيه ياد شده آيات الهي متعلَّق تأمل و تفکر بيان شده که به دو بخش انفسي و آفاقي تقسيم مي‌گردد. هر يک از اين آيات خداوند زمينه مناسبي براي عقل‌ورزي و تدبر و تفکر مي‌باشد.

مادران، در تربيت عقلاني فرزندان‌شان نقشي به‌سزا دارند. آن چه مهم است، شيوه اجراي فرايند تربيت عقلاني است که بايد مورد توجه مادران قرار گيرد. اتخاذ روش مناسب در شکوفا‌سازي نيروي انديشه و تعقل فرزندان بسيار اثر‌گذار مي‌باشد. پرسش و پاسخ، طرح مسابقات همراه با تشويق، تفريح و گردش و بازديد از باغ و بوستان و گل‌ها و شکوفه‌هاي رنگارنگ و توجه دادن فرزندان به آفريدگار جهان از روش‌هاي مؤثر در پرورش عقل و انديشه آنان است.

و) تربيت جنسي:

تربيت جنسي عبارت است از فراهم آوردن زمينه رشد متناسب غريزه جنسي همراه با رشد ديگر جنبه‌هاي جسمي و معنوي انسان و نيز پيشگيري از انحرافات و لغزش‌هاي مربوط به آن. طبيعي است که پرورش درست فرد در حيطه گرايش‌هاي جنسي مستلزم آموزش و ارائه اطلاعات کافي در اين زمينه مي‌باشد. چون رفتار جنسي انسان مبتني بر آگاهي‌ها و نگرش‌هايي است که وي در حوزه رفتاري مربوطه دارد، بر اين اساس مربيان بايد شرايط فردي و اجتماعي را به گونه‌اي فراهم آورند که ضمن رشد و نمو متعادل و طبيعي اميال جنسي بر معلومات متربي در اين مورد افزوده گردد و او به انتخاب خود از خطاهاي جنسي اجتناب نمايد.

از آن جا که حيات جنسي انسان از بدو تولد شروع مي‌شود و به تدريج رشد و نمو پيدا مي‌کند و کم کم خود را نشان مي‌دهد، مادر مي‌تواند نقش مؤثري در اين زمينه ايفا کند و روش‌هايي را در تربيت فرزند به کار گيرد که رشد جنسي وي به صورت طبيعي و توأم با افزايش شناخت ديني و اخلاقي باشد.

وظيفه مادر نسبت به تربيت فرزند، به ويژه تربيت جنسي او بسيار سنگين است؛ چرا که از کودکي اگر مواظبت‌هاي جنسي و آموزش‌هايي در مورد آن داده نشود، ممکن است با فرا رسيدن دوران بلوغ کار از کار بگذرد و توصيه‌هاي تربيتي ديگر اثري بر او نداشته باشد. مادر از همان آغاز بايد به اين امر توجه داشته باشد و فضاي خانه را به گونه‌اي آماده سازد که کم‌ترين نشانه‌اي از تحريکات جنسي در آن مشاهده نگردد.

ز) تربيت سياسي:

تربيت سياسي تربيت مهمي است که در تحقق هدف‌هاي مادي و معنوي جامعه نقش اساسي دارد. هر ملتي بر اساس اصول و معيارهاي مورد قبول خود، از زندگي، يک سلسله هدف‌هايي در نظر مي‌گيرد و در تحقق آن‌ها مي‌کوشد. اما دست‌يابي به اين اهداف، تأمين نيازها و پيشرفت جامعه در همه ابعاد، مستلزم وجود فرهنگ سياسي قدرتمندي است که متناسب با اوضاع و احوال سياسي - اجتماعي روز باشد. وجود چنين فرهنگي مبتني بر انديشه‌هاي ديني، در ميان نسل جوان جامعه از اهميت خاصي برخوردار است. از اين روست که تربيت سياسي براي آگاه ساختن مردم، به ويژه جوانان و نوجوانان، از مسائل سياسي، اجتماعي و انديشه‌هاي اساسي نظام حاکم ضرورت دارد؛ زيرا تربيت سياسي فرايندي است که طبقات گوناگون جامعه را با معيارها و اصول بنيادين حکومت آشنا ساخته، فعاليت‌هاي سياسي و اجتماعي را چنان به هم نزديک مي‌سازد که هيچ گونه اصطکاک و برخوردي بحران زا روي ندهد.

تربيت سياسي فرايندي است فراگير که زمان و مکان معين ندارد و در هر محيط و شرايطي قابل اجراست. شايد مناسب‌ترين مکان آموزش و پرورش نيروهاي سياسي همان فضاي خانه‌هاي کوچک و محقر مردم باشد که سياست‌مداران بزرگ از آن جا بيرون مي‌آيند و تحولي در جامعه ايجاد مي‌کنند.

اگر تاريخ زندگي رهبران و شخصيت‌هاي بزرگ دنيا را در گذشته و حال مطالعه کنيم، خواهيم يافت که اغلب آن‌ها از همين خانه‌هاي به ظاهر محقر ظهور کرده اند، نه از خانه‌هاي ثروتمندان که نقش مادران در تربيت چنين افرادي جاي ترديد ندارد.

امام خميني (ره) مي‌فرمايد: «يک مادر ممکن است يک بچه را خوب تربيت کند و آن بچه يک امت را نجات بدهد و ممکن است بد تربيت کند و آن بچه موجب هلاکت يک امت بشود». اين کلام امام دليل روشني بر اهميت نقش مادران در شکل دادن انديشه‌هاي سياسي فرزندان است. همان گونه که خود ايشان نيز از خانواده مؤمن و طبقه متوسط جامعه ظهور کرد و معادلات سياسي و نظامي جهان را به هم ريخت.


نسخه چاپي ارسال به دوستان