تاریخ 1397/06/22 - سایت های دیگر ارتباط با ما درخواست اشتراکآرشیوشناسنامهصفحه اصلی
نسخه شماره برو جستجو جستجوی پیشرفته  
جوانان بي‌نصيب از جواني
   نويسنده : فرهنگ شکوهي

اين روزها جوان و جوان‌گرايي نقل هر محفل و مجلسي است به ويژه قرار است در مديريت جامعه با گرايش به کارگيري جوانان تغييراتي انجام شود بنابراين در اينجا بخشي از مشکلات جوانان مورد بررسي قرار مي‌گيرد.

جواني، بهترين و بالاترين بخش عمر و زندگي است و راستي خوشا به حال کساني که جواني کردند و جواني خود را آنگونه که مي‌خواستند، سپري نمودند و داريم چنين جواناني که مرحله جواني خود را مرحله به مرحله با موقع‌شناسي و بدون اتلاف وقت پشت سر گذاشتند به موقع درس خواندند، سر کار و حرفه‌اي رفتند، به وقت و به‌جا و با انتخاب مناسب تن به ازدواج دادند و شريک زندگي خود را براي تشريک مساعي زندگي و نيل به خوشبختي و سعادت خود برگزيدند. وقتي اينگونه افراد را مي‌بينيم که سن و سالي از آنها مي‌گذرد و داراي يک زندگي آرام و فرزنداني در حد رشد و بالندگي دارند متوجه مي‌شويم که اقدامي به‌جا و عاقلانه کرده‌اند.

حال وقتي جوانان فعلي خود را مي‌بينيم واقعاً به‌جاست که حسرت و افسوسي در حق آنها داشته باشيم و با جد و جرأت بگوئيم که جوانان فعلي ما از جواني خود طرفي نبسته مغبون و بي‌نصيب از مزاياي زندگي و جواني شب و روزي بي‌تفاوت و آينده‌اي نامعلوم دارند. سال‌هاي متمادي وقت و جواني خود را صرف درس خواندن و گاه انتخاب رشته‌هائي که براي بازار کار آنها توجهي ننموده‌اند، کرده‌اند و با غفلت و بي‌خبري و بدون اينکه در کنار درس خواندن به دنبال آموزش شغل و حرفه و مهارتي باشند همچنان يک رده دور و دراز رشته‌اي را دنبال کرده‌اند که حاليه مواجه با تراکمي در بين فارغ‌التحصيلان آن رشته درسي و دانشگاهي شده با بازار کساد کار و اشتغال مواجه شده‌اند. با چنين برنامه‌هاي نسنجيده‌اي که اکثريت جوانان ما خود و خانواده خود را به لحاظ هزينه‌هاي سنگين تحصيلي مواجه و درگير کرده‌اند، به سن و سالي رسيده‌اند که ديگر هرگز آن شور و حال جواني در آنها نيست.

جواني که به سنين چهل سالگي رسيده همچنان نتوانسته است شغل و کاري را براي خود دست و پا کند که داراي عايدي و درآمدي براي گذران زندگي باشد آيا داراي عشق و علاقه و روحيه‌اي براي ازدواج با اين شرايط اجتماع و مضايق و گرفتاري‌هاي جنبي آن باشد که در جمع نمي‌توان اين قصور و تقصير را متوجه کسي نمود و او را مورد نقد و مؤاخذه قرار داد که عوامل گوناگوني در اين راستا و رسيدن به وضع و شرايط فعلي نقش داشته‌اند که نتيجتاً به اين مرحله رسيده‌ايم که البته باز هم مجاري و راه‌هاي علاج و چاره براي برون رفت از اين وضعيت نگران‌کننده بسته نيست و در واقع شرايط ما برخورد با کارهاي گراني است که بايد مردان کارديده را براي مقابله با آنها فرستاد.

به کارهاي گران مرد کار‌ديده فرست

که شير شرزه برآرد به زير خم کمند

نبرد پيش مصاف آزموده معلوم است

چنانچه مسئله شرع پيش دانشمند.


نسخه چاپي ارسال به دوستان