تاریخ 1397/06/17 - سایت های دیگر ارتباط با ما درخواست اشتراکآرشیوشناسنامهصفحه اصلی
نسخه شماره برو جستجو جستجوی پیشرفته  
والدين اختلافات خود را در حضور کودکان مديريت کنند

اختلاف‌هاي زناشويي يکي از عواملي است که رشد طبيعي فرزندان را دچار اختلال مي‌کند و در محيط‌هايي که چنين اختلاف‌هايي بين والدين وجود دارد، نمي‌توان انتظار داشت که فرزندان رشد طبيعي داشته باشند. چون در اين شرايط در فرزندان حس بي‌اعتمادي به وجود مي‌آيد و محيطي با روابط خشونت‌آميز که مناسبات انساني در آن آسيب مي‌بيند، براي رشد کودکان مناسب نيست و تربيت آنها را دچار مشکل خواهد کرد. زماني که والدين به سردي با يکديگر برخورد ميکنند و در سکوت به رفتار خصمانه ادامه ميدهند، کودکان احساس ترس، پريشاني و اضطراب ميکنند و وجود اين اختلاف را درک ميکنند. مشاجرات والدين روي الگوي خواب کودکان نيز مؤثر است. مشاجرات والدين، خواب آرام را از کودکان ميگيرد. همين امر موجب زودرنجي و بهانهجويي کودک در روز خواهد شد. کودکاني که در شرايط خانوادگي پرمشاجره رشد ميکنند، بيشتر از ديگران در جامعه رفتارهاي ناسازگارانه از خود نشان ميدهند. دانشمنداني که در زمينه نظريه «وراثت اجتماعي خشونت خانگي» تحقيق کردهاند، معتقدند کساني که شاهد خشونت و مشاجرات والدين خود بودهاند، دو برابر بيشتر از سايرين با همسران آينده خود دچار مشکل رفتاري ميشوند. مشاجرات والدين در دختران به دليل بالا بودن هيجانپذيري، به اختلالات نوروتيک، از جمله ناخن جويدن و در پسران موجب بروز رفتارهاي ضداجتماعي منجر ميشود. الگوسازي از رفتار والدين پديده رشدي است که اگر دعوا کانون آن باشد، تأثيرات بسيار مخربي خواهد داشت. فراموش نکنيم که والدين هميشـه برترين الگوي فرزندان هستند و فرزندان به طور مستقيم يا غيرمستقيم در زندگي حال يا آينده خود از رفتار آنان تقليد ميکنند، پس بايد الگوي مناسبي براي فرزندان خود باشيم.

خانم محدثه رجبي در اين خصوص مي‌گويد: بيشتر والدين به اين مساله واقف هستند که دعوا مقابل چشمان فرزندان کار نادرست و ناشايستي مي‌باشد اما در اکثر مواقع والدين به اين مساله توجهي نمي‌کنند و جلوي فرزندان خود با يکديگر جر و بحث مي‌کنند. در زندگي زناشويي عوامل بسياري وجود دارند که باعث بروز اختلاف ميان زوجين مي‌شود. خيلي از زوجين تصور مي‌کنند که دعوا هر‌از‌گاه باعـث مي‌شود اختـلافات از بين رفته و رابطه به خوبي پيش رود. اما به چه قيمتي؟ به قيمت بچه‌ها؟ اين دعواها و جار و جنجال‌ها بر رشد ما چه تاثيري دارد؟ اکثر بچه‌ها متوجه ناسازگاري‌ها و تعارضات پدر و مادر مي‌شوند و اگر به طور مداوم شاهد زد و خورد آنها باشند، نشانه‌هايي از پريشاني و ناراحتي‌هاي فيزيکي و احساسي از خود بروز مي‌دهند.

خانم رجبي در ادامه توضيح داد: بچه‌ها ممکن است حساس و مضطرب شوند. اين خصوصيات رفتاري مي‌تواند تاثير بسيار هنگفتي بر اعتماد‌به‌نفس، تصوير نفس و عزت نفس آنها داشته باشد. وقتي الگوهاي احساسي منفي از زمان کودکي در آنها شکل گيرد، اصلاح و تغيير آنها بسيار دشوار شده و در زندگي آينده آنها خطرساز خواهد شد. اگر بچه‌ها بطور مداوم شاهد اين دعواها باشند، به ويژه در محيط خانه، اين رفتارها را تقليد کرده و در بازي با دوستانشان و در موقعيت‌هاي ديگر همان‌ها را اجرا مي‌کنند. مدل‌سازي از رفتارهاي والدين، پديده‌اي رشدي است که اگر دعوا کانون آن باشد، تاثيراتي بسيار مخرب خواهد داشت.

رجبي همچنين عنوان نمود: متاسفانه ما فکر مي‌کنيم که بچه‌ها، به خصوص کوچک‌ترها، معناي کلمات زشت را نمي‌فهمند؛ در صورتي که آنها به خاطر کنجکاوي بيش از حدشان، هر طور که شده معناي حرف‌هاي رکيک را متوجه مي‌شوند و آن را در ذهن خود نگه مي‌دارند تا يک روز مناسب و در يک زمان مناسب به محيط بيرون و اطرافيان بروز بدهند. بگذاريد موضوع را کمي ساده‌تر برايتان بگويم. به عنوان نمونه، اگر شما با همسرتان جلوي فرزند خود دعوا کنيد و حين دعوا چند کلمه زشت هم بين شما رد و بدل شود و چند روز بعد، فرزندتان از همان کلمات هنگام دعوا با شما يا ديگران استفاده کند، چه عکس‌العملي نشان خواهيد داد؟ مسلما او را سرزنش مي‌کنيد و مي‌گوييد که اين حرف‌ها بد است و ديگر آنها را تکرار نکند. در اين صورت، فرزندتان هم به شما خواهد گفت که اگر اين حرف‌ها بد است، پس چرا خودت آن را به مامان يا به بابا گفتي؟! اينجاست که ديگر شما جوابي براي او نخواهيد داشت و اين باعث از بين رفتن اعتماد فرزندتان به شما مي‌شود. او ديگر نمي‌داند که کدام حرف شما خوب و درست است و کدام بد و در انتخاب‌تان به عنوان يک الگو، ترديد پيدا مي‌کند.

وي در ادامه نيز افزود: قبل يا بعد از دعوا جلوي بچه‌ها يک رفتار عادي با همسرتان داشته باشيد و هيچ وقت سعي نکنيد که با لحن بد، پشت سر همسر خود جلوي بچه‌ها صحبت کنيد و وجهه و شخصيت او را نزد فرزندانتان از بين ببريد؛ حتي اگر همسر شما فرد خطاکاري باشد، فرزندمان پشت سر ديگران حرف‌ زدن و اعتماد و تکيه‌ نکردن به والدين را ياد مي‌گيرد و حتما يک روزي از آن عليه خودمان استفاده مي‌کند.

رجبي درآخر نيز بيان نمود: اوليا هم درست مثل بچه‌ها مخالفت مي‌کنند و بعد با هم آشتي مي‌کنند و سرانجام همه دوباره احساس خوبي خواهند داشت. هيچ خانواده‌اي بدون اشکال نيست و بالاخره يک نقصي پيش مي‌آيد. حتي در خوشحال‌ترين خانه‌ها هم، مساله وجود دارد و بزرگتر‌ها گاهي با هم بحث مي‌کنند. معمولا، همه اعضاي خانواده کمک مي‌کنند تا زندگي براي بقيه، شيرين تر بشود. پس، مخالفت، قسمتي از يک زندگي است و با کمک محبت و فهميدن همديگر، خانواده مي‌تواند بيشتر مشکلات را برطرف کند اما فراموش نکنيم اين موضوع نبايد با پرخاش و بي‌ادبي همراه باشد.

آقاي مهدي جوهري يکي از شهروندان سمناني در اين زمينه مي‌گويد: اگر گمان کرده‌ايد کودک شما هنوز آنقدر کوچک است که معناي دعوا را درک نمي‌کند، سخت در اشتباه هستيد و بايد بدانيد کودکان از شش ماهگي، صداهاي بلند را به عنوان نشانه‌اي براي شرايط نامناسب و خطرناک بودن اوضاع مي‌فهمند.

آقاي جوهري در ادامه نيز توضيح داد: طعنه و کنايه زدن، تحقير کردن، فحاشي و بدتر از همه اينها کتک‌کاري و شکستن شيشه و ظروف، رفتارهايي نيست که کودکان بتوانند آنها را فراموش کنند. اين صحنه‌هاي خشونت‌آميز، کودکان را شکنجه مي‌دهد، آنها کوچک و ضعيف هستند و نمي‌توانند براي اتمام اين جنگ کاري کنند، از سويي مي‌ترسند که مبادا پدر و مادري که در حال فرياد کشيدن يا گريه کردن هستند به او يا به يکديگر صدمه بزنند.

جوهري همچنين ابراز نمود: به قول قديمي‌ها «بين دعوا نقل و نبات پخش نمي‌کنند»، اما ما موظفيم که برخي از مسائل خاص زندگي همسرمان را مثل يک راز حفظ کنيم. قرار نيست در ميانه يک بحث، کودک بفهمد پدر يا مادرش معتاد هستند يا نقص خاصي دارند. اين درگيري‌هاي لفظي، احساسات کودک را جريحه‌دار مي‌کند؛ ضمن اين‌که اعتمادش نسبت به پدر يا مادرش خدشه‌دار مي‌شود. فراموش نکنيم دعواي ما تمام مي‌شود، اما آثار آن باقي مي‌ماند.

وي در ادامه نيز عنوان کرد: يکي از حساس‌ترين و بدترين موضوعات دعوا، بحث بر سر چگونگي تربيت کودک است. اگر موضوع اختلاف نظر با همسر مربوط به کودک است نبايد در حضور خودش با هم بحث کنيم. بحث‌هاي اين چنيني سبب مي‌شود کودک از پدر يا مادرش حرف شنوي نداشته باشد، چراکه مي‌داند سرانجام يکي از والدين به طرفداري از او با والد ديگر دعوا خواهد کرد. پدر و مادر حتي اگر در بخشي از کارهاي تربيتي‌شان اشتباه کنند، بايد آن را در خلوت مطرح کرده و حل کنند.

مهدي جوهري با تاکيد بر حس ناامني براي کودک در دعواي زن و شوهر گفت: بايد مراقب باشيم که هنگام دعواها تصويري ترسناک براي فرزندتان به جا نگذاريم و خوراک کابوس‌هاي شبانه را برايش مهيا نکنيم. يکي ديگر از خط قرمزهاي دعوا، تقسيم کودک است. بايد بدانيم کودک ما جز مبلمان منزل نيست که قابل تقسيم شدن باشد. گفتن جملاتي مثل «بچه‌ام را برمي‌دارم و مي‌روم» و «بچه را به تو نمي‌دهم»، به کودک حس ناامني شديد مي‌دهد و نتيجه‌اش اين مي‌شود که کودک حتي براي يک لحظه طاقت جدا شدن از مادر يا پدر را نداشته باشد.

جوهري در آخر نيز توضيح داد: کودک بايد به پدر و مادر به طور يکسان عشق بورزد. او کوچک‌تر از آن است که داور اين دعوا شود يا اين ‌که بخواهد بين همسران، يکي را انتخاب کند. از سوي ديگر وقتي او را در مقام انتخاب قرار مي‌دهيم که بگويد حق با کيست، کودک ناگهان احساس قدرت زيادي مي‌کند، در واقع ما با اين کار کسي را که در اين مناسبات هيچ جايگاهي ندارد به بالاترين جايگاه ممکن يعني قضاوت مي‌رسانيم، پس کودک حالا قدرت دارد بين ما داوري کند اين شرايط به خودي خود به کودک فشار مي‌آورد، ضمن اين‌که حالا او مي‌تواند، از آب گل‌آلود اين دعوا به نفع خودش ماهي بگيرد.

عليرضا يوسفيه يکي از پدران جوان سمناني در اين مورد مي‌گويد: دعوا، نمک زندگي است؛ قبول، اما گاهي شوري اين نمک براي بچه‌ها غيرقابل تحمل است. زندگي سخت است؟ با همسرمان مشکل داريم؟ عادت داريم داد بزنيم و دعوا کنيم و بعد آشتي کنيم تا اختلافاتمان حل شود؟ همه اين‌ها شايد براي خود ما مشکلي ايجاد نکند اما دعواها و جر و بحث‌هاي خانوادگي بدترين اتفاقي است که يک کودک مي‌تواند در محيط خانه تجربه کند و ياد بگيرد.

يوسفيه در ادامه افزود: دعواي والدين در مقابل بچه‌ها مي‌تواند اثرات بدي به‌دنبال داشته باشد که به عنوان مثال مي‌توان گفت بچه‌ها نسبت به هم پرخاشگر مي‌شوند. آن‌ها الگوي دعوا را ياد مي‌گيرند. اگر در خانه‌اي دو بچه وجود داشته باشد آن‌ها نسبت به هم پرخاشگر مي‌شوند. تک‌فرزندهايي هم که شاهد دعواهاي پدر و مادر هستند ممکن است نسبت به دوستان و همکلاسي‌هايشان رفتارهاي پرخاشگرانه داشته باشند و الگوي دعوا پدر يا مادر را در محيطي ديگر اجرا کنند همچنين تنفر و بغض نسبت به يکي از والدين در بچه به‌وجود مي‌آيد. ممکن است کودک قضاوت و يکي از والدين را محکوم کند و نسبت به ديگري احساس تنفر پيدا کند. ايجاد اين حالت به غير از اثرات بلندمدت بعدي در زندگي آينده کودک، در زندگي فعلي هم مي‌تواند سبب جدايي خانواده و تشديد مشکلات شود ضمن اينکه به احساسات کودک آسيب وارد مي‌شود. افسردگي‌ها و ناراحتي‌ها از عواقب اين مسئله هستند. اين حالت به‌خصوص زماني تشديد مي‌شود که کودک احساس کند علت دعوا به او ربط دارد.

آقاي يوسفيه در ادامه نيز گفت: به غيراز اين‌ها از آن‌جا که کودک والدين خود را به‌عنوان الگو و نمادي از فرد بزرگسال مي‌بيند، ديدن دعوا و مشکلات بين آن‌ها به‌خصوص اگر همراه با تهمت‌زدن‌ها و فحاشي باشد، در کودک ايجاد اضطراب و بي‌قراري خواهد کرد. مفهوم خانواده و احساس آن درکودک آسيب مي‌بيند که خود اثرات بعدي و بلندمدتي به‌دنبال خواهد داشت.

وي همچنين تصريح کرد: به غيراز اين‌ها بايد نگران اثرات جانبي اين اتفاقات هم بود. کودکاني که دچار هرکدام از اين عوارض مي‌شوند بيشتر از بقيه همسالان خود احتمال گرايش به رفتارهاي پرخطر و آسيب‌هاي اجتماعي ناشي از آن‌ها را دارند. اين گروه از کودکان در صورت مواجه شدن با مشکل در زندگي هم اينطور احساس خواهند کرد که توانايي حل کردن آن ‌را ندارند و در زندگي‌شان موفق نخواهند بود. نديدن الگوي خانواده موفق، يکي از بدترين هديه‌هاي ازدواجي است که يک پدر و مادر سال‌ها قبل از ازدواج فرزندشان به او مي‌دهند.

يوسفيه به عنوان راهکار نيز توضيح داد: براي گذر از اين مرحله اجتناب‌ناپذير بايد با هم باملايمت مخالفت کنيم. کار سختي است اما قبول کنيم که مي‌شود انجامش داد. حداقل در بين دعوا هم براي هم احترام قائل باشيم. فحش ندهيم، تهمت نزنيم و برخورد فيزيکي نداشته باشيم. تمام وقت بايد حواسمان باشد که چند جفت چشم کوچک تماشاچي ماجراي ما هستند. در آخر سعي کنيم مشکل را حل کنيم. حتي اگر شده به‌صورت ظاهري، سعي کنيم وانمود کنيم که مشکلمان را حل کرده‌ايم يا اين‌که جلوي بچه‌ها بگوييم: خب بهتر است بحث را تمام کنيم، ما الان عصباني هستيم بهتر است بعدا راجع به اين موضوع تصميم بگيريم. نکته اصلي اين است که بايد همه جروبحث‌ها را با يک نتيجه مثبت تمام کنيم.

آقاي عليرضا يوسفيه در آخر نيز مطرح کرد: روش‌هاي کنترل خشم و عصبانيت را امتحان کنيم. با اين‌کار هم از يک دعوا جلوگيري مي‌کنيم و هم به کودکمان اين روش کنترل عصبانيت را ياد مي‌دهيم.

در آخر خانم مينا طباطبايي کارشناس خانواده و مسائل اجتماعي توضيح مي‌دهد: هفت سال اول زندگي، سال‌هاي تشکيل پايه‌هاي اخلاق و رفتار و حتي نگاه به زندگي هستند. کسي که در هفت سال اول زندگي‌اش در آرامش و امنيت نبوده است، طبيعي است که در بقيه زندگي نتواند طبيعي زندگي کند. فهميدن ارتباط مشکلات روحي رواني امروز ما با مسائل گذشته در کودکي، کمک موثري به حل مشکلات ناشي از اين معضلات روحي رواني مي‌کند. کسي که مي‌داند بدخلقي و کم‌تحملي‌اش از اضطراب دوران کودکي‌اش ناشي مي‌شود، بهتر مي‌تواند اين بدخلقي را مهار و اصلاح نمايد.

خانم دکتر طباطبايي در ادامه اظهار کرد: احساس و نگاه امروز شما به اين مسئله اهميتي ندارد بايد احساس و نگاه دوران کودکي را مد نظر قرار دهيد. خوب فکر کنيد تا آن احساس استرس و نگراني شديد هنگام دعواي آنها را به ياد بياوريد. آن احساس که اغلب روزها يا شب‌ها تکرار مي‌شدند، در وجود شما پايه‌گذار اخلاق‌ها و عادت‌هاي مخربي شده است که اکنون زندگي شما را تحت تاثير قرار داده است. اگر کمي دقيق و هوشيار باشيد خيلي زود مي‌توانيد بين مشکلات روحي رواني فعليتان و آن احساس اضطراب دوران کودکي يک ارتباط منطقي پيدا کنيد.

اين کارشناس همچنين توضيح داد: کودکان به محض بلند شدن صداي پدر و مادر دچار نگراني و احساس ناامني مي‌شوند. ارتباط عميق عاطفي کودک با مادر، او را به طرز وسواس‌گونه‌اي نگران مادر مي‌کند. کودک از هر خطري که به زعم خودش مادر را تهديد کند شديدا هراسان مي‌شود. دعواي والدين از نظر کودکان خطري براي مادر محسوب مي‌شود. اگر چه کودک هيچ واکنشي نشان ندهد، نمي‌توان نگران و استرس او را از دعواي والدين انکار کرد. بنابراين يکي از حقوق مسلم کودک نياز او به تامين امنيت مادر است. امنيتي که کودک بتواند از آن مطمئن شود و به تداوم آن اعتماد پيدا کند.

وي در ادامه گفت: اين نگراني‌هاي مفرط و تکراري تنها به لحاظ روحي مشکل‌ساز نيستند بلکه به لحاظ جسماني هم بسيار آسيب‌زا هستند. در روانپزشکي، ترشح نابجا و مخرب هورمون‌ها در مواقع استرس و ترس اثبات شده است. اين هورمون‌ها در خون رسوب کرده و سم مي‌شوند. به همين جهت کودکان خانواده‌هاي آشفته، بيماري‌هاي بيشتري را تجربه مي‌کنند و از آنجا که نگاه و طرز فکرشان هم از همين استرس‌ها و ناامني‌ها تاثير مي‌پذيرد بيش از ساير کودکان در معرض ابتلا به بزهکاري قرار مي‌گيرند.

طباطبايي با بيان اينکه شنيدن صداي بلند يا کلمات نامهربان از اوليا، معمولا بچه‌ها را غمگين مي‌کند، ادامه داد: ديدن ناراحتي و غمگيني اوليا و اينکه نمي‌توانند عصبانيت خودشان را کنترل کنند، باعث مي‌شود بچه‌ها بترسند يا احساس تنهايي کنند. موقع دعوي، بچه‌ها ممکن است بيشتر نگران يکي از اوليا باشند که بيشتر غمگين شده يا حتي بيشتر سرش فرياد کشيده شده است. يا ممکن است يکي از اوليا، آنقدر خشمگين شده باشد که احساس خطر پيش بيايد.

خانم طباطبايي همچنين افزود: هر چند که گاهي پدر و مادرها ممکن است باهم مخالفت کنند ولي اينکه سر هم داد و فرياد کنند يا حرف‌هاي خيلي نامهربان بگويند و خلاصه به همديگر بي‌احترامي کنند، اصلا کار درستي نيست. گاهي اوقات، دعواي بزرگترها ممکن است با خشونت و هل دادن يا شکستن چيزهاي مختلف يا خداي‌ناکرده، زدن همديگر همراه بشود، که اين کارها هم، هرگز و به هيچ وجه کارهاي درستي نيست.

در اين وقت‌ها، اوليا احتياج دارند که کسي به آنها بياموزد که چطور عصبانيت‌شان را کنترل کنند!

وي در ادامه نيز تصريح نمود: والدين اکثراً سعي مي‌کنند حرف‌ها و مشاجراتشان (تاثيرات بد دعواي والدين) را شب‌ها بعد از اينکه بچه‌ها به خواب رفتند انجام دهند تا خطر شنيده شدن آنها توسط بچه‌ها و ناراحت شدن آنها کمتر شود. توصيه مي‌شود که اگر والدين مي‌توانند احساسات خود را کنترل کنند، بهتر است مخالفت‌ها و ناسازگاري‌هاي خود را به تعويق بيندازند تا محيط و زماني مناسب براي خالي کردن آنها پيدا کنند. بهتر است اين مشاجرات در محلي به غير از خانه انجام شود، پارک يا ساير محيط‌هايي که بچه‌ها در آن حضور نداشته باشند، مناسب‌تر است. حتي مي‌توانيد ناراحتي‌هايتان را روي کاغذ بياوريد. به اين ترتيب مي‌توانيد آنها را به همسرتان نشان داده و آنها هم جوابتان را روي کاغذ بياورند. معمولا آوردن افکار روي کاغذ شما را متوجه مي‌کند که موضوع چندان شديدي براي دعوا و مشاجره وجود نداشته است. وقتي افکار در ذهن ما بماند، شدت آنها بيشتر و بيشتر خواهد شد.

اين کارشناس خانواده در آخر توضيح داد: سعي نکنيد با سکوت عصبانيتتان را نگه داشته يا آن را مخفي کنيد. بچه‌ها به همان اندازه که نسبت به دعوا و مشاجرات حساسند، به ناسازگاري‌هاي غيرکلامي نيز حساسيت دارند.

با نشان دادن علاقه خود به همسرتان جلوي چشم بچه‌ها، مشاجراتتان را با محبتتان متوازن کنيد. همچنين

مي‌توانيد با مراجعه به مشاور خانواده، طريقه رفتار با همسرتان را اصلاح کنيد.

گزارشگر اجتماعي: مائده شريفي


نسخه چاپي ارسال به دوستان