تاریخ 1397/05/03 - سایت های دیگر ارتباط با ما درخواست اشتراکآرشیوشناسنامهصفحه اصلی
نسخه شماره برو جستجو جستجوی پیشرفته  
توسعه اقتصادي يا محيط زيست؟
   نويسنده : حسين زياري

چندي است که در کشور بحث پيرامون توسعه و به خصوص توسعه اقتصادي مطرح است و تقريبا کليد واژه بسياري از مديران از سطوح ملي تا پايين‌ترين سطوح شده است و در کمتر سخنراني و خطابه‌اي است که سخني از آن به ميان نيايد.

از سوي ديگر توجه به محيط زيست به عنوان بستري براي رشد و توسعه در ساليان اخير مورد توجه واقع شده است و جاي خود را در افکار عمومي و اذهان مردم به عنوان يک دغدغه جدي باز کرده است.

در استان سمنان نيز چند وقتي است که اين مباحث در حال تبديل به يک گفتمان روزمره و محلي براي جدل موافقان و مخالفان تبديل شده است، افزايش تعداد و ظرفيت کارخانه‌هاي سيمان، بهره‌برداري غير‌اصولي از معادن، جاده کشي از مسيرهاي طبيعي و همه و همه سوالاتي است که ذهن مردم را به خود مشغول ساخته و بي‌پاسخ مانده است لذا شايسته است تا به ارائه توضيحاتي در اين خصوص پرداخته شود.

در يک تقسيم‌بندي کلي از مفهوم توسعه، سه رويکرد اساسي وجود دارد؛ دسته‌ي اول، سياست‌هاي توسعه‌محوري هستند که پشيزي ارزش براي مولفه‌هاي زيست‌محيطي قائل نبوده و اصالت را با توسعه‌ي مکانيکي و مصرف هرچه بيشتر منابع مي‌دانند.

دسته‌ي دوم در عين نگاه‌هاي توسعه‌محور، نگاهي هم به آسيب‌هاي زيست‌محيطي پروژه‌هاي خود داشته و گاهي هم به نفع محيط، قيد توسعه را مي‌زنند.

شکل سوم رويکرد توسعه در جهان، شکل آرماني و مطلوب آن است که مي‌داند توسعه بدونِ ملاحظات زيست‌محيطي يعني نابودي، يعني تخريب و يعني خيانت. ما هنوز و همچنان با تفکرات دسته‌ي اولي در ايران رو به‌ رو هستيم که معيارشان از توسعه و آباداني، پل‌هاي غيرهم سطح و آسفالت جنگل‌ها است.

اقتصاد ما امروز وارد مرحله‌اي شده است که به تعبير صاحب نظران بايد آن را سرمايه‌داري خصولتي نام نهاد؛ جامعه‌اي که به خاطر اين طرز تفکر تمام آسيب‌هاي نظام سرمايه‌داري را در درون خود دارد، بدون آن که راه‌کارها، جامعه‌ي مدني و تضمين حقوق شهروندي‌اش را ياد گرفته باشيم؛

شما امروز در شهر و شهرسازي هر خلافي مي‌توانيد انجام دهيد به شرط آن که جريمه‌اش را بدهيد!

اين يعني فروش قانون و مجوز بي‌قانوني براي قشر انبوه‌ساز و رانت‌خوار. چيزي که انگليس 170 سال قبل، آن را به "آخرين کثافت کاري دلالان" تشبيه مي‌کند، “دلالي زمين”.

مي‌توان نشست و با نگاه کاسب‌کارانه و محافظه‌کار حرف زد تا به کسي برنخورد و نيز مي‌توان واقعيات را بيان نمود هرچند که بسيار تلخ و ناگوار باشد.

مشکلات محيط زيست در ايران شبيه سرطان شده است که با تجويز قرص آسپرين بچه، حل‌نشدني است، بايد شيمي‌ درماني کنيم و به اين درک برسيم راهي که تا امروز رفته‌ايم، رو به ترکستان است.

بايد باور کنيم که نياز به تغيير ديدگاه در سطوح مختلف داريم، از ديدگاه کلان بپذيريم که کار کارشناسي و درست را به خاطر راضي نگهداشتن جمعي از مردم به گوشه‌اي پرت نکنيم که اين مصداق پوپوليسم است.

از ديدگاه مياني نگاه درست به مباحث توسعه‌اي داشته باشيم و دنبال افزايش گردش مالي به قيمت نابودي محيط زيست که همان نابودي حيات است نباشيم.

و از ديدگاه خرد براي رسيدن به حقوق اجتماعي‌مان تلاش کنيم و خود‌سانسوري را به بهانه عافيت‌طلبي به کنار بگذاريم که توسعه واقعي جز با داشتن شهروندان آگاه، آزاده و مطالبه‌گر دست نخواهد آمد.


نسخه چاپي ارسال به دوستان