تاریخ 1397/04/14 - سایت های دیگر ارتباط با ما درخواست اشتراکآرشیوشناسنامهصفحه اصلی
نسخه شماره برو جستجو جستجوی پیشرفته  
تکريم زنان در فرهنگ اسلام

اشاره

خداوند متعال انسان‌ها را از دو جنس زن و مرد آفريد و هر کدام را به ويژگي‌ها و صفات خاصي آراست تا با کسب خوبي‌ها و شايستگي‌ها به کمالات معنوي دست يابند و با گام نهادن در صراط مستقيم استعدادهايشان را شکوفا سازند. اسلام برتري افراد را به زن و مرد بودن نمي‌داند، بلکه آن را در گرو ايمان خالص، عمل صالح و انجام تکاليف الهي دانسته و هيچ عملي را ولو اندک ضايع و بي‌پاداش نمي‌گذارد. در قرآن آمده است:

تمامي مردان و زنان مسلمان و مردان و زنان با ايمان و مردان و زنان اهل طاعت و عبادت و مردان و زنان راستگوي و مردان و زنان صابر و مردان و زنان خداترس خاشع و مردان و زنان خيرخواه مسکين‌نواز و مردان و زنان روزه‌دار و مردان و زنان ـ پاکدامن ـ از تمايلات حرام، و مردان و زناني که ياد خدا بسيار کنند. براي همه آنها خداوند مغفرت و پاداشي بزرگ مهيا ساخته است.

در بينش اسلامي زن و مرد در هستي يک منشأ دارند و بنابر مصالحي آفرينش آنها دوگونه تجلي يافته است.

«يا ايها الناس اتقوا ربکم الذي خلقکم من نفس واحدة و خلق منها زوج‌ها...»‌اي مردم بترسيد از پروردگار خود، آن خدايي که شما را از يک تن بيافريد و هم از آن جفت او را خلق کرد.

خلقت متفاوت بشر به لحاظ زيستي، لطفي الهي است تا آنها به کمک هم راه تکامل و رشد و تعالي را بپيمايند. بسياري از آيات قرآن با عبارت «يا ايها الناس» و «يا ايها الانسان» شروع مي‌شود و اشاره به اين مطلب دارد که زن و مرد در نزد پروردگار امتياز خاصي بر يکديگر ندارند و آثار نيک و عمل شايسته و تأثير مخرب کارهاي ناپسند، يا به عبارتي ثواب و عقاب عمل براي هر دو يکسان مي‌باشد. تکريم شخصيت زن و احترامي که مکتب اسلام براي وي قائل شده همگان را به شناختي عميق از زن و نقش مؤثر او در صحنه آفرينش فرامي‌خواند. در طول تاريخ بشريت هيچ تفکر و آئيني همانند اسلام زن را به جايگاه حقيقي خويش نرسانده و با حقوق واقعي‌اش آشنا نساخته و او را به درک شايسته مرواريد وجودي‌اش دعوت ننموده است. گرچه در عصر کنوني هياهوهاي تبليغاتي به پشتوانه قدرت‌هاي مادي، شعار دفاع از حقوق زن سر داده و سعي در جذب و جلب جوامع بشري دارند. ليکن واقعيت اجتماعي و سياسي خلاف آن را به اثبات مي‌رساند و زنان نه تنها به جايگاه راستين و مطلوب خويش دست نيافته‌اند بلکه در جنبه‌هاي حقوقي، فرهنگي و اخلاقي تحت عنوان شعار فريبنده آزادي از نوع دمکراسي غربي و تساوي حقوق بدون در نظر گرفتن عدالت و تفاوت‌ها از موقعيت خويش فاصله گرفته‌اند.

با مروري در تاريخ ايران و جهان چنين استنباط مي‌گردد که بانوان از گذشته‌هاي دور در گستره تاريخي و جغرافيايي مورد ستم و اجحاف قرار گرفته و افرادي با برداشت غلط از شخصيت زن مقام او را کم تلقي کرده و در عرصه عمل منزلتش را حقير دانسته‌اند.

خداوند حکيم که جهان آفرينش را بر پايه عدالت استوار نموده با ارج نهادن به حضور و تلاش ارزنده زنان، شأن و منزلت آنها را پاس داشته و زمينه پرورش انسان‌هاي صالح و نيک را در دامن بانوان با‌ايمان و پاک سيرت فراهم نموده است.

زنان در عرصه‌هاي اجتماعي و اقتصادي

از ديدگاه اسلام همانگونه که مردان در فعاليت‌هاي اجتماعي و تصميم گيري‌هاي مهم حق مشارکت دارند، زنان نيز قادرند قابليت‌هاي خود را در اين خصوص بروز داده و با نقش سالم و سازنده در اجتماع، مسؤوليت زن مسلمان را به خوبي عملي سازند.

قرآن کريم مي‌فرمايد: مردان مؤمن و زنان مؤمنه برخي يکديگر را دوست دارند. به معروف يکديگر را امر مي‌کنند و از منکر باز مي‌دارند و نماز مي‌گذارند و زکات مي‌دهند و از خدا و پيامبرش فرمان مي‌برند خدا، اينان را رحمت خواهد کرد.

با توجه به اين آيه زنان همراه مردان و همانند آنها مي‌توانند به هدايتگري و امر به معروف بپردازند، از بدي‌ها نهي کنند و با نظرات مثبت و راهگشا در مسائل مهم سياسي و اجتماعي، موقعيت، حرمت و ارزش خويش را تثبيت نمايند. در صدر اسلام بيعت زنان با رسول خدا(ص) و هم پيماني با نظام نوپاي اسلامي گوياترين مصداق حضور آنها در جنبش اجتماعي و سياسي و هماهنگي با حرکت فعالانه مسلمانان مبارز مي‌باشد. اين ماجرا که هنگام فتح مکه رخ داد اينگونه بود که پيامبر پس از بيعت با مردان درخواست زنان را که طالب بيعت با آن جناب بودند اجابت نمود و جمعشان را به حضور پذيرفت و به همه ثابت کرد زنان چون مردان، حق مشارکت در سرنوشت خود را دارند. همچنين در منابع روايي آمده، که در حکومت امام علي(ع) گروهي از بانوان براي بيعت با آن حضرت حاضر شدند و با دست گذاشتن در ظرف آبي که امام در آن دست نهاده بود حمايت و همراهي خويش را از مقام ولايت و امامت اعلام نمودنده و رهبري حضرت را در جامعه اسلامي پذيرفتند.

افزون بر موارد ياد شده، مهاجرت زنان در برهه‌اي از تاريخ اسلام، يعني زماني که راه هرگونه فعاليت و مشارکت اجتماعي به روي آنها بسته بود حکايت از شخصيت مستقل و تصميم گير زن مسلمان است. ويژگي اين نوع مهاجرت آن بود که زنان نه به خاطر اختلافات خانوادگي و از سرناسازگاري با همسران زندگي خود را رها کرده بودند. بلکه با نيت خالص و انجام امر پروردگار به چنين اقدامي روي آورده‌اند. قرآن کريم در اين باره مي‌فرمايد: ‌اي کساني که ايمان آورده ايد زناني که به عنوان اسلام و ايمان از ديار خود هجرت کرده و به سوي شما آمده‌اند، امتحان کرده و از آنها تحقيق کنيد. (البته خدا به ايمانشان داناتر است) اگر آنها را با ايمان شناختيد بپذيريد.

در تفسير اين آيه آمده است که زنان مهاجر سوگند ياد مي‌کردند که مهاجرتشان به دليل دلزدگي از شهر و سرزمين خويش و يا دعوا و اختلاف با همسر نبوده و مسائل دنيايي نيز سبب اين حرکت خدايي نبوده است. از ديگر نشانه‌هاي بالندگي زنان در عرصه‌هاي اجتماعي، فرهنگي ظهور خلاقيت‌ها و توانمندي‌هايي است که حاصل تلاش و تکاپوي اين قشر از جامعه است. پس از آنکه رسول خدا(ص) با گسترش فرهنگ حياتبخش اسلام موانع موجود در حيات سياسي، اجتماعي زنان را از سر راه برداشت، ميادين علم و فرهنگ با حضور گسترده و چشمگير بانوان شايسته، دين دار و متفکر جلوه‌اي ديگر يافت، به علاوه آنان با پرورش انسان‌هاي وارسته و اهل معرفت به جامعه اسلامي رونق و صفاي ديگري دادند.

از امتيازات برجسته‌اي که به فرمان الهي نصيب زنان شد و منزلت آنها را همانند مردان ارتقاء داد، به رسميت شناختن حقوق اقتصادي آنها بود، به ويژه در دوراني که کوچکترين حقي براي زن قائل نمي‌شدند و نه تنها او را صاحب سرمايه نمي‌دانستند بلکه اجازه ارث بردن و به ارث گذاردن مالي را به او نمي‌دادند. شرکت زنان در فعاليت‌هاي اقتصادي و حضور در مراکز تجاري و توجه به حقوق مادي و معنوي آنها صرفاً به پشتوانه اسلام و دستورات عادلانه آن محقق گشت.

«للرجال نصيبٌ مما اکتسبوا و للنساء نصيب مما اکتسبن؛ براي مردان از آنچه (به اختيار) کسب کرده‌اند بهره‌اي است و براي زنان نيز از آنچه (به اختيار) کسب کرده‌اند بهره‌اي است.

مالکيت زن بر اموالش نظريه اسلام است، اگرچه نظريه پردازان غربي احساس مي‌کنند قبل از آنها هيچ آئيني در اين زمينه پيشقدم نبوده و سوغات آزادي و استقلال اقتصادي را آنها براي زنان به ارمغان آورده‌اند. اولين قدم به استناد اظهارات اين افراد قانون سال 1882 م بود که به موجب آن زنان بريتانيايي از اعتبار بي‌سابقه‌اي برخوردار شده و اين حق را يافتند که پول به دست آمده از کار و تلاش خود را تصاحب نمايند.(5)

زنان در خانه و اجتماع

مهمترين کانوني که حضور زنان در آن اهميت ويژه‌اي دارد و نقش محوري آنها از تأثيرگذاري قابل توجهي برخوردار است، نهاد مقدس خانواده مي‌باشد. جايگاه زن در خانه چون لنگرگاهي است که ساکنان اين محيط به ظاهر کوچک را در پناه خود ايمن ساخته و به جمع آنان طراوت و شادي مي‌بخشد. با استناد به نمونه‌هاي فراوان مي‌توان گفت: زنان قادرند علاوه بر نقش مادري، با حرکت، تلاش و هدايت به زندگي رونق بخشيده در مواقع سخت و مشقت بار با بروز توانايي‌هاي خدادادي، مردان سرگردان و بي‌تفاوت را به حيات اميدوار ساخته و با ايثار و از خود گذشتگي به حفظ و بقاي خانواده کمک نمايند. آرامش و سکوني که مردان در کنار همسران خويش به دست مي‌آورند در پرتو آن کشتي زندگي را از امواج شکننده روزگار به ساحل امن مي‌رسانند، مدال افتخاري است که خداوند به زنان ارزاني داشته است. «و من آياته ان خلق لکم من انفسکم ازواجاً لتسکنوا اليها و جعل بينکم مودة و رحمة...؛از نشانه‌هاي قدرت اوست که براي شما از نوع خودتان همسراني آفريد که با آنان آرام گيريد و ميان شما دوستي و مهرباني نهاد...»

در پرتو حس همدلي و همياري زنان، مردان در رسيدن به اهداف متعالي موفق‌ترند و با کارآمدي بيشتر و مطلوب‌تري چرخ زندگي را به گردش درمي‌آورند. زن شخصيتي است با ويژگي‌هاي فراوان و قابليت‌هاي بالقوه که با بروز آن به خانه و اجتماع روشني بخشيده و به سلامت و سعادت هر دو مي‌انديشد. رسالت مادري از جمله وظايف برجسته اوست که در عين سنگيني با لذّت و ظرافت بي‌نظيري همراه بوده و اين امکان را فراهم مي‌آورد تا بانوان بتوانند بنيادهاي اجتماع را با تربيت نيروهاي مؤمن، خلّاق و کارآمد چنان بسازند که با هيچ طوفاني صدمه و آسيبي نبيند.

البته توانايي‌هاي ياد شده منحصر به مادراني است که با مراقبت‌هاي دوران بارداري و شيردهي مطابق با دستورات مکتب اسلام همت ورزيده و در انجام اعمال و رفتار پسنديده کوشا باشند مقام مادري منزلتي رفيع است و هرگونه تلاش و فداکاري در پذيرش اين تعهد همواره قرين پاداش و ستايش بوده به طوري که بهشت برين ثمره کوشش آنهاست. زنان بايد قدر اين شايستگي‌ها را بدانند. مبادا با شعارهاي تساوي حقوق زن و مرد و بي‌تفاوتي در قبال مسؤوليت مادري ارزش و اعتبار دنيوي و اخروي خود را بي‌بها از دست بدهند.


نسخه چاپي ارسال به دوستان