تاریخ 1397/04/14 - سایت های دیگر ارتباط با ما درخواست اشتراکآرشیوشناسنامهصفحه اصلی
نسخه شماره برو جستجو جستجوی پیشرفته  
لزوم تغيير نگاه صنعتي به ورزش 
   نويسنده : حسين زياري

امروزه ورزش در جهان به عنوان يك صنعت پول‌ساز و جذاب مي‌تواند بسياري از مشكلات اقتصادي و فرهنگي هر جامعه‌اي را بهبود ببخشد و به تبع آن ورود بخش صنعت به بخش ورزش و انجام حمايت‌هاي مالي از تيم‌هاي ورزشي زمينه ساز رشد و توسعه و فراگير شدن و رونق ورزش است.

گسترش نگاه صنعتي و رشد و شکوفايي آن به ميزاني موجبات پيشرفت جوامع را از طريق افزايش اشتغال، توليد، صادرات و... رقم زده است، طبيعتا آن چيزي که سبب مي‌شود سرمايه داران به سمت صنعت گرايش پيدا کنند، کسب سود حداکثري، افزايش سرمايه و قدرت است و چيزي که نصيب ورزش و ورزشکاران خواهد شد بهبود سخت‌افزار و نرم‌افزار در اين حوزه و به تبع آن تزريق شور و نشاط به جامعه خواهد بود و بدين ترتيب در طي يک بازي برد-برد موجبات رشد جوامع و سرمايه‌داران متقابلا فراهم خواهد آمد.

در يک مقايسه مختصر بين صنعت و ورزش پي به تفاوت ماهوي اين دو پديده رو به گسترش خواهيم برد بدين ترتيب که در ورزش به معناي واقعي آن محرک و انگيزش‌ها بيشتر دروني مي‌باشند به عنوان مثال مواردي از قبيل هويت ملي، عشق به وطن، افتخارآفريني، شکوفايي استعدادها، سلامت و تندرستي را مي‌توان برشمرد، علاوه براين، نکته حائز اهميت اين است که ما در ورزش به دو طريق يکي کسب نتايج موفقيت‌آميز و غرورانگيز و ديگري منش و رفتار خالصانه ورزشکار، فداکاري و تحمل سختي‌هاي بسيار به خاطر مردم و رقابت‌هاي جوانمردانه و حماسي با حفظ ارزش‌هاي فرهنگي ملت براي به اهتزاز درآمدن پرچم کشور است که مي‌توانيم به شکلي غيرمستقيم مثلا افزايش غرور و هويت ملي، تخليه انرژي اجتماعي و همبستگي ملي باعث رشد و بالندگي در کشور شويم؛ در حالي که در صنعت محرک‌ها و انگيزش‌ها بيشتر بيروني هستند، مثلا پاداش‌هايي از قبيل کسب سود و درآمد بيشتر، افزايش سرمايه، به دست آوردن محبوبيت و نمايه‌اي شناخته شده و افزايش ارتباطات و مراودات است.

افزايش نگاه صنعتي به ورزش آسيب‌هايي را به دنبال خواهد داشت که مهم‌ترين آنها از جنس فرهنگي و اخلاقي خواهد بود، براي مثال، وقتي ما به ورزش نگاهي صنعتي داريم، به دنبال آن به فکر سود حداکثري و افزايش قدرت هم خواهيم بود. بنابراين، در اين شرايط است که وقتي اولويت اصلي به جاي منش، رفتار و الگوسازي کسب سود و بهره‌برداري‌هاي اقتصادي و همچنين کسب شهرت است؛ به تدريج رويکردهاي فرهنگي و اخلاقي کم رنگ و و در عوض نگاه‌هاي منفعت‌طلبانه و مادي پر‌رنگ خواهد شد. بدين گونه ورزشي که مي‌تواند ابزاري براي تربيت انسان‌ها و گسترش فرهنگ و منش پهلواني و جوانمردي در جامعه باشد، در سطح يک فعاليت بدني بدون روح تنزل پيدا مي‌کند و آنگاه است که بايد نظاره‌گر کم‌توجهي برخي ورزشکاران که به درست يا غلط الگوي بسياري از نوجوانان و جوانان جامعه هستند، به فرهنگ ورزشي اصيل ايراني، احکام و شرايع ديني و بسياري ارزش‌هاي فرهنگي اخلاقي ديگر جامعه باشيم.

با اين اوصاف گسترش نگاه صنعتي به ورزش بدون ايجاد ضابطه و قانون‌مندي و فرهنگ‌سازي امري ناصحيح است؛ بلکه به نظر مي‌رسد صنعت نيز بايد با انگيزه‌اي بيروني و صرفا به منظور پالايش و سلامت جسم و روان اقشار جامعه و هم چنين به کمک قوانيني تسهيل کننده از جانب دولت‌ها به شکلي عام‌المنفعه يعني به گونه‌اي که صاحبان صنعت به فکر کسب سود و منفعت مالي حداقل در اين برهه از زمان که ساز و کارهاي اقتصادي و قوانين حمايتي واضح و درستي وجود ندارد، از مجراي ورزش نباشند بلکه از طريق قوانيني که تخفيفات و امتيازاتي را براي آنها در نظر گرفته باشد براي حضور در ورزش تشويق شوند و با در نظر گرفتن تئوري مسئوليت‌هاي اجتماعي هم به جامعه خدمات ارائه دهند و هم اينکه کسب محبوبيت و ارتقا برند خود را در دستور کار داشته باشند.


نسخه چاپي ارسال به دوستان