تاریخ 1397/03/24 - سایت های دیگر ارتباط با ما درخواست اشتراکآرشیوشناسنامهصفحه اصلی
نسخه شماره برو جستجو جستجوی پیشرفته  
بازي روشنفکري يا مسئوليت اجتماعي؟

نوشتن درباره ميهماني افطاري آقاي دکتر روحاني رييس جمهوري شايد کمي دير شده باشد اما حرف‌هايم نا گفته مي‌ماند و حيفم مي‌آيد که راجع به اين ميهماني و هياهوي بيهوده برخي‌ها چيزي ننويسم.مراسم افطاري با حضور هنرمندان و نويسندگان برگزار شد. عده‌اي در شبکه‌هاي اجتماعي دعوت نامه‌هاي رياست جمهوري را منتشر کردند و اعلام کردند به اين ميهماني نخواهند رفت و عده پرشمار ديگري بي‌هيچ اعتراضي به اين جلسه رفتند و البته سخنان و گلايه‌هاي خودرا نيز بيان کردند. اگر چه کساني که به ضيافت افطاري روحاني نه گفتند عده‌اي قليلي بودند و جز تني چند از آنها هنرمند به نام و نامداري در ميانشان نبود، اما بالاخره توانستند پيش از مراسم افطاري توجه‌ها را به خود جلب کنند. با اين حال اين افطاري به وزن‌کشي ميان کساني که نا‌اميد هستند وکساني که با وجود همه‌ي گله‌ها اميدوار هستند، بدل شد. دلايل اعتراض هنرمنداني که گفته‌اند به اين افطاري نمي‌روند متعدد است، از عدم پيگيري حصر گرفته تا غم نان يا مشخص نشدن وضعيت پرونده يک زنداني، اما در نهان همه آنها يک حرف واحد را مي‌زنند «عليرغم اين که ما به شما رأي داديم و براي انتخابتان از ظرفيت فردي‌مان استفاده کرديم شما به وعده‌هايي که داديد عمل نکرديد هيچ سند و مدرکي وجود ندارد که نشان دهد چند نفر از آنها به روحاني رأي داده‌اند.چه بسا شمارزيادي اين کار را کرده باشنداما آيا اين سبک واکنش نشان دادن و پس زدن دعوت رييس جمهور عاقلانه است؟

بعيد است آقاي روحاني اگر برخي از اين چهره‌ها را از نزديک ببيند حتي بشناسد، سياسوني در اين قامت خيلي فرصت آزاد براي دنبال کردن فيلم وسريال ندارند وطبعاً بازيگران غير ممتاز را نمي‌شناسد از سوي ديگر اين تصور که خود روحاني شخصاً دعوت‌نامه‌ها را فرستاده خام انديشي است.چرا که در پاستور، اين جور دعوت‌نامه‌ها توسط کارشناسان مختلف تهيه مي‌شود وآقاي واعظي پاي آن راامضا مي‌کند، يا با مهر آماده –امضاي او را پاي دعوت نامه مي‌کوبند – کارشناسان دفتر رياست جمهوري هم بدون خطا نيستند وگرنه مي‌توانستند قبل از ارسال دعوت نامه حداقل آخرين مواضع برخي از اين چهره‌ها را رصد کنند و با اندکي تيز وشي حدس بزنند که ممکن است آنها چنين واکنشي نشان دهند.

البته هستند کساني که اين نوع واکنش را ارزشمند مي‌دانند و نشانه موفقيت دولت اين که فضاي امنيتي وجود ندارد و مخالف هم مي‌تواند به سادگي و بدون لکنت حرفش را بزنند وحتي دعوت رييس جمهور را رد کند.خيلي از اينها زود خسته شدند و از آنجا که تجربه فعاليت سياسي ندارند تحمل ومداراوخون جگر خوردن در سياست ايراني را نمي‌دانند و انتظار دارند هسته خرمايي که ديروز کاشته‌اند در شش ماه رطب بدهد! با اين همه بيش از آن که کسي را بخواهم سرزنش کنم معتقدم حرکت احمدي‌نژاد در همنشيني با رفتگرهاي شهرداري و افطاري خوردن با آنها بسيار حرکتي مردمي‌تر و دلچسب‌تر از افطاري با بازيگران درجه دوم و سومي است که اتفاقا تشنه ژست‌هاي تبليغي از اين دست هستند که در نقش قهرمان، خودشان را نشان دهند و چه‌گواراهاي پلاستيکي شوند!

سنت افطاري براي رفتگران را البته اول بار آقاي کرباسچي در دوران شهرداري باب کرد.حساب چند بازيگر سرشناس که همواره مواضع مردمي اتخاذ کرده‌اند و تاوان آن را داده‌اند جداست. آنها را که برخي روزنامه‌ها بارها سرزنش شان کرده‌اند اما همچنان هم در بازي مي‌درخشند و هم کنار مردم ايستاده‌اند، موضع‌گيري و حتي نه گفتن آنها قابل احترام است، اما بازيگري که فيلم نازل بازي مي‌کند و دستمزدهاي کلان از منابع نه چندان پاکيزه دريافت مي‌کند را چه به اين ژست‌هاي خود قهرمان‌پندارانه؟!

چهره‌اي مثل محمود دولت آبادي نويسنده معاصر – حتي اگر سبکش را دوست نداشته باشيم بايد بپذيريم که در حوزه داستان رقيبان زنده چنداني ندارد اما با بيان اين که از همه اقدامات دولت راضي نيست گفت ؛«ولي براي رأي خودم احترام قاِئلم»،اين شايد منطقي‌ترين واکنش يک چهره هنري در ميان غوغا و غبار ايجاد شده توسط چند بازيگر باشد،اما نظرم اين است که علاوه بر اينها برخي از جماعت سياسي وروشنفکري نيز اتفاقاً ستاره بازي درمي‌آورند و ادا و اطوار سلبريتي کم و بيش از خود نشان مي‌دهند و در روزنامه‌ها و محافل و شبکه‌ها دست و پا مي‌زنند تا حس مبهم بحران را بر خود هموار سازند. اين به هم‌ريختگي جايگاه‌ها اتفاق کوچکي نيست، در جامعه‌اي که انديشمندان زير سايه سلبريتي قرار بگيرند هر روز موج‌هاي پر هياهو اما کم اثر وکم رمقي را شاهد هستيم که تکان مان مي‌دهند اما اين قايق را بدون بادبان به ساحل آرامشي نمي‌رسانند.

غلامرضا


نسخه چاپي ارسال به دوستان