تاریخ 1397/02/27 - سایت های دیگر ارتباط با ما درخواست اشتراکآرشیوشناسنامهصفحه اصلی
نسخه شماره برو جستجو جستجوی پیشرفته  
طرح اقدام عملي در مقابل خروج آمريکا از برجام

اين روزها و يا شايد بهتر بگوييم اين سال‌ها کليد واژه‌اي به نام برجام را زياد شنيده‌ايم و عنوان‌هايي مانند مذاکرات هسته‌اي و يا توافق‌نامه به گوشمان ديگر آشنا شده است و نه تنها اين عناوين براي عده‌اي خاص بلکه براي تک تک مردم ايران کلماتي غريب نيست. حالا همه مي‌دانند مذاکرات هسته‌اي به صورت کلي از چه سخن مي‌گويد يا گفته است و مردم مي‌دانند تحريم يعني چه و وجود يا عدم وجودش را احساس کرده‌اند .مردم درک مي‌کنند که تحريم مساله‌اي است که بر زندگي‌شان خوب يا بد تاثير مي‌گذارد و اعمال آن به مذاکراتي که چند کشور ابرقدرت تصميم گيري مي‌کنند مربوط است. هم اکنون در موقعيتي از تاريخ سياسي قرار گرفته‌ايم که چنين روزهايي را به عنوان روزهاي مخالفت رييس جمهوري به نام ترامپ با توافقنامه‌اي معروف به برجام ياد خواهند کرد. حال اينکه مخالفت رييس جمهوري با اين توافق‌نامه در چنين برهه‌ي زماني چه پيامدهايي را به دنبال خواهد داشت و در ادامه اينکه چه عکس‌العمل‌هايي مي‌تواند آن پيامدها را به چه شکلي پيش ببرد همه نياز به يک تدبير جمعي دارد و بايد به شکل يک طرح جامع براي رفتارها و عکس‌العمل‌ها کمي با سياست و يا با انديشه‌ي سياسي برخورد کرد.

چندي پيش محمد‌ هاشمي در مصاحبه‌اي با ماهنامه مديريت ارتباطات خاطره‌اي را از زمان رياستش در صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران در دهه‌ي شصت بيان کرد که البته با حواشي نيز همراه بود. وي گفت امام خميني‌(ره) پس از پخش تصاوير سوزاندن پرچم آمريکا در آن دوران به ما اعتراض کردند و فرمودند که پرچم نماد ملت است، ما به ملت کاري نداريم ما با دولت آمريکا در تعارض هستيم و جنگ داريم و چون با ملت آمريکا جنگ نداريم ديگر اين را نشان ندهيد. حال اين سوال پيش مي‌آيد که به طور کلي چگونه اين نوع رفتار که از روي تنفر از دشمن بزرگ است را به شکلي اجرا کرد که به هدف رسيده باشيم اما در عمل رفتاري مقبول و بين‌المللي را نيز انجام داده باشيم. نظرات کارشناسان رشته‌ي علوم سياسي را درباره‌ي برجام و اين شکل از رفتارها خواسته‌ايم:

حسن باغبان کارشناس علوم سياسي مي‌گويد: برجام را نمي‌شود کلي و به صورت يکپارچه ديد و عليرغم اينکه در جامعه‌ي ما به علت مشکلات فعلي که در آن يک سياست‌زدگي عمومي وجود دارد و ما به خاطر نداشتن شکل صحيحي از احزاب، انديشه‌ي سياسي نداريم و بيشتر به سمت سياست‌زدگي رفته‌ايم در مواجهه با هر چيزي بدون آن که تخصص در آن داشته باشيم، اظهارنظر مي‌کنيم و متاسفانه اين اقدام جامعه را متزلزل کرده است. برجام هم مانند خيلي از مسائل ديگر دستخوش همين اتفاق است. برجام يک بخش نيست زيرا بخش عظيمي از برجام فني است که مربوط به سازمان انرژي اتمي است و بحث برجام مبتني بر انرژي هسته‌اي شکل گرفت که ما قبول کرديم که مذاکره کنيم و سپس و در مرحله‌ي بالاتر يا مرحله‌ي ديگر آن يک عمل سياسي بود زيرا رئيس تمام گروه‌هاي مذاکره کننده وزراي خارجه‌ي کشورها بودند و در اين بخش مي‌توانيم از نظر سياسي صحبت کنيم. مقتضيات مذاکرات اين بود که باعث شد گفتگو دو طرفه انجام شود و نه تنها ما به عنوان جمهوي اسلامي ايران بلکه ايالات متحده آمريکا نيز در آن دوره احساس نياز مي‌کردند که ديگر با شرايط تحريم و و اين شکل از رابطه نمي‌شود کاري را پيش برد و همه طرفين به بن بست رسيده بودند. براي مثال تعابير مختلفي شنيده مي‌شد که ايران از روي نياز در حال مذاکره است در صورتي که خيلي هم واقعي نبود يا همين طور در مورد آمريکا چنين نظراتي بيان مي‌شد اما به اين نتيجه رسيده بودند که با فشار تحريم نمي‌شد جلو رفت و شروع به مذاکره کردند.

توافق‌نامه‌ي برجام را مي‌توان در ابتدا پيش بيني کرد که مي‌تواند ادامه پيدا کند و مي‌تواند نيز ادامه پيدا نکند اما در آن دوران شروع مذاکرات و قبل از آن بايد بدانيم بيشتر از آن که برجام دستاورد عملي داشته باشد دستاورد رواني در جامعه با خود به همراه داشت و اتفاقا چيزي بود که جامعه به آن نياز داشت. جامعه‌ي ما در سال‌هاي قبل از برجام حداقل از نظر رواني وضعيت خوبي نداشت و به نظرم بزرگترين دستاورد آن براي جامعه‌ي ما بعد رواني آن در آن زمان بود. اما از نظر سياسي و توقع اينکه ايالات متحده در برجام مي‌ماند با نگاه به اتفاقاتي که در ايالات متحده مي‌افتاد توقع بي‌جايي بود که اين انتظار را مي‌داشتيم که در برجام بماند. شايد خيلي از مسئولين و ديگران در اين دو سه ماه اخير که بطوري با اين مساله درگير شده بود صرفا مشغول اين بودند که هشدار به مسئولين آمريکا بدهند و شعار آماده کنند اما در همين زمان ترامپ و همکارانش داشتند بستر را فراهم مي‌کردند که چگونه اعلام نمايند که از برجام خارج شوند و البته ترامپ شعار تبليغاتي اش نيز اين بود که از برجام خارج خواهد شد و هميشه از اين توافق به عنوان توافق وحشتناک ياد مي‌کرد. اما در اين اتفاقات سه چهار ماه اخير دولت و چه مجلس و آنهايي که با مساله‌ي برجام دخيل هستند به فکر محکوم کردن به صورت بيانيه بودند و ترامپ داشت شرايط را براي خروج برجام مهيا مي‌کرد و ما فقط داشتيم هشدار مي‌داديم در صورتي که با نگاهي به تغييرات کاخ سفيد به وضوح مشخص بود که ترامپ از برجام خارج مي‌شود و اين را مي‌توان با استعفا يا اخراج آقاي تيلرسون متوجه شد. استعفاها و يا اخراج‌ها در مدت به روي کار آمدن به بيش از چهل عدد رسيد و با تمام اين تغييرات نيز مي‌شد فهميد که ترامپ براي خروج برجام جدي است. به جاي اينکه در اين مدت برنامه‌ريزي سياسي انجام دهيم و در مقابل اقدام ترامپ اقدامي عملي را رونمايي کنيم داشتيم فقط هشدار مي‌داديم. بارها از مسئولين شنيديم سناريوهايي مختلفي را خواهيم داشت اما وقتي اين اتفاق افتاد به جز بيانيه‌هايي محکوم کردن از طرف ارگان‌ها و نهاد‌هاي مختلف چيز ديگري نديدم. سياست‌گذاري اگر بود بايد هيات دولت، کميسيون خارجي مجلس تصميماتي را اتخاذ مي‌کرديم تا به محض اعلام خارج شدن ترامپ از برجام برنامه‌‌اي عملياتي را رونمايي مي‌کرديم.

همانطور که مي‌بينيم بعد از اعلان خروج برجام توسط ترامپ وزارت خزانه داري آمريکا دستور العمل خروج برجام را رسما منتشر کرد و اين نشان مي‌دهد که برنامه‌ريزي سياسي براي آن پيش‌تر انجام پذيرفته است. اين‌ها همه گام‌هايي بود که قبلا برداشته شده بود تا به نتيجه برسند.

تغييرات کاخ سفيد شايد به گفته‌ي برخي کارشناسان بي‌ثباتي در کاخ سفيد تعبير شود اما اين نشان مي‌داد که ترامپ براي خروج از برجام برنامه داشته است و اين چيزي بود که مي‌توان از تغييرات کاخ سفيد حس کرد و اتفاق يک استراژي ترامپ در تمام مسائلي که به انجام رسانده است همين بوده. عده‌اي را حذف کرده و برنامه اش را پياده کرده است. ما بايد سياست‌هاي مختلفي مي‌ساختيم که الان فقط بيانيه‌ي محکوم کردن ندهيم. الان براي محکوم کردن دير است. البته قبل از خروج برجام همه‌ي نهاد‌ها در همه سطوح که به طوري با سياست‌هاي خارجي دخيل بودند گفتند دستور العملي را پس از خروج آمريکا از برجام خواهيم داشت اما بعد از آن جز محکوم کردن اتفاق ديگري رخ نداد. اين نشان مي‌دهد که در گام‌هاي بعدي نيز کشورهاي اروپايي کم‌کم به دنبال مسير آمريکا خواهند رفت و شايد الان در خطابه‌هايشان اينطور نباشد اما ما شاهديم در در دستورالعمل وزارت خزانه‌داري آمريکا به شرکت‌ها زماني را به مدت نود تا صد و پنجاه روزه داده است.

اگر همان زمان که تحريم‌ها نيز اعمال شد يک پاسخ عملي داشتيم آنها به راحتي نمي‌توانستند امروز آن را نقض کنند. صرفا فرياد زدن که اين خروج براي ايالات متحده هزينه دارد براي ما کاري را از پيش نخواهد برد. بايد تصميم عملي و گامي عملي برداريم و نشان دهيم به طرفين ديگر که کاملا آماده هستيم براي اقدامي عملي در مقابل اين اتفاقات رفتارهايي مانند فرياد زدن يا آتش زدن پرچم آمريکا يا آتش زدن برجام نمادين در مجلس در شان آن مکان نيست و وظيفه‌ي نمايندگان مجلس هم نيست. مجلس بايد طرح اقدام عملي در مقابل ترامپ را بررسي کند. هر چند که ما پرچم را نماد ملت‌ها مي‌دانيم و نه دولت‌ها اما اگر با اين ديد نيز بنگريم که منظور دولت آمريکاست اين حرکت در مجلس شواري اسلامي کار درستي نبود و نه اينکه اصل آن مشکل داشته باشد همانطور که مردم در راهپيمايي‌ها و اعتراضات به آمريکا اين حرکت را انجام داده‌اند و مي‌دهند اما اينجا بحث مجلس است و وظايفي که دارد. مردم توقعي که از مجلس دارند و با توجه به قوانيني که براي مجلس و قانون‌گذاري‌هايي که توسط مجلس انجام مي‌شود بيشتر از اينکه آتش زدن پرچم را بنگرند به دنبال اقدامي عملي از مجلس بودند .يک قانون محکم که دولت موظف کند آن را در عمل به اجرا برساند و نه اينکه صرفا به صورت نمادين پرچم آتش زده است که کاري از کار پيش نمي‌رود. بايد به تمام جنبه‌ها توجه کرد و به نکاتي مثل اينکه چرا شوراي امنيت هيچ تصميمي را اتخاذ نکرده است در اين مدت يا هنوز موضع رسمي آنها اعلام نشده است.

برجام يک معاهده نيست و اين يک توافق‌نامه است که ذيل نظارت شواري امنيت سازمان ملل نوشته شده است و تا جايي که من دنبال کردم حتي هيچ کشوري درخواست نشست نيز به شواري امتيت سازمان ملل نداد. حداقل نشست مشورتي، کاري که بايد مردم انجام بدهند را مردم در نماز جمعه‌ها و تريبون‌هاي مردمي انجام دادند و اگر شعاري بود دادند و پرچمي بود آتش زدند اما از نمايندگان مجلس چنين توقعي نيست آن هم در صحن مجلس. محلي که وظيفه دارد کاري تخصصي انجام دهد و اين واکنش هيجاني و احساسي کار درستي نيست و اگر هست نبايد وانمود کرد که هيجاني است. اگر هم سياستي نيست بايد وانمود کرد که دستورالعمل و سناريويي وجود دارد. اين نوع رفتار‌ها پيامي که مي‌تواند ارجاع دهد اين است که دستشان خالي است و فقط به رفتارهاي هيجاني آن هم در صحن مجلس که بايد مباحث تخصصي شود، بسنده کردند. وزارت امور خارجه چرا به محکوم کردن بسنده کرده است و اين نيز کار تخصصي آنهاست و انتظار مي‌رود. در حال حاضر وزارت خانه‌هاي ديگر نيز که درگير مي‌شوند نيز بسته‌هاي پيشنهادي آماده بايد داشته باشند در مقابل تحريم‌ها. صرفا فرصت اعلام کنيم تا ببينيم اروپايي‌ها چه تضميني مي‌دهند که مساله حل نمي‌شود. الان که دير شده است. بايد در همه‌ي اين زمان که ترامپ داشت شرايط را براي خروج مهيا مي‌کرد تا اعلان خروج از برجام را بدهد بايد برنامه‌ها را آماده مي‌کرديم و نه اينکه فقط هشدار بدهيم.

در کشور ما اخلاق مهم است ولي وقتي در سياست در سطح جهان وارد مي‌شويم بايد واقع بين باشيم. امروز عرصه‌ي سياست بين‌الملل به هيچ وجه عرصه‌ي اخلاق نيست. من نمي‌گويم بي اخلاق باشيم اما مي‌توان اخلاقي بود ولي در مقابل بي‌اخلاقي‌هاي طرف ديگر گامي عملي برداشت. در دولت ترامپ با وجود برجام نيز قبل از خروج برجام تحريم‌هايي داده مي‌شد که بايد همان زمان هم در مقابل اقدامي بايد صورت مي‌گرفت تا ترامپ متوجه‌ي اين بشود که اگر خارج شود دچار هزينه‌هاي سنگيني مي‌شود نه اينکه در حاشيه‌ي امني به راحتي بگويد خارج مي‌شوم و خارج شود. او همه‌ي مخالفان خودش را در کاخ سفيد به راحتي کنار گذاشت اما چيزي که در ايران اتفاق افتاد فقط هشدار دادن بود و در مقابل ديگران هم کافي نخواهد بود. ما ديديم ايالات متحده آمريکا تحريم کرد، فرانسه با تمام شرکت‌هاش از ايران رفت بدون اينکه ذره‌اي احساس خطر کند که بايد غرامتي بپردازد.در حال حاضر هم اقتصاد ايران خيلي وابسته به آمريکا نيست. در برجام گشايشي که بين ايران و ايالت متحده آمريکا بود بحث فروش هواپيما بود که آن هم خزانه‌داري آمريکا اجازه داده بود و اگر کمي نگاه تاريخي هم داشته باشيم مي‌بينيم آمريکا هميشه در تحريم پيشگام بوده و ساير کشورها هم به خاطر اجبارهاي اقتصادي نسبت به آمريکا آن‌ها هم ناگزير خارج خواهند شد. بانک‌هاي اروپا به دستور آمريکا ما را تحريم کردند و هيچ کدام خواسته‌ي مستقيم خودشان نبود.

در حال حاضر وزارت خزانه داري ايالات متحده آمريکا دستور 90 تا 150 روزه داده است و ما نبايد دوباره منتظر باشيم که آيا چه تصميمي خواهند گرفت و اگر به اين روش پيش برود آن هم از دست خواهيم داد و دوباره فقط شعار خواهيم داد اما اقدامي عملياتي را برنامه‌ريزي نکرديم و متاسفانه دوباره باز خواهيم گشت با اقتصاد نامنظم گذشته و قبل از برجام و دلال‌هايي که مشخص نيست از کجا مي‌آيند و از اين مسائل که تجربه‌اش را داشته‌ايم و پيامدهايي که نسل ما در دوران معاصر خودمان درک شد.

از نظر قدرت نظامي ايران به علت موقعيت جغرافيايي و شرايطي که همسايگان دارند، نياز دارد که در اين راستا هزينه کند ولي در ارائه‌ي دستاوردها‌ي موشکي و شعارنويسي روي آنها بايد کمي با دقت عمل کنيم. نيازي نيست براي به نمايش گذاشتن آن حتما از يک شعار استفاده کنيم که براي دشمن تحريک‌آميز باشد. يک نکته‌ي تاريخي وجود دارد که هميشه حجم بيشتر توليد سلاح‌هاي جنگي در دوران صلح بوده است نه در دوران جنگ.

مي‌توان موشک بسيار خوب داشت و آن را نيز به نمايش گذاشت اما از بيان يک سري شعارها اجتناب کرد. هيچ‌کس در دنيا نمي‌آيد از شما بپرسد که نيت شما چيست، رسانه‌ها آن چيزي را به مخاطبانشان انتقال مي‌دهند که خودشان دوست دارند پس وقتي شعاري را مي‌نويسي روي موشک اما هدفت هم نيست که حمله نظامي کني طوري انتقال داده مي‌شود که مي‌خواهي اين کار را انجام دهي. حال هر چه هم بگويي که ما تا به حال به کشوري حمله نکرده‌ايم و هميشه دفاع کرده‌ايم اما آن شکل از ارائه‌ي آن طور ديگري در دنيا منتقل مي‌شود و يا منتقل مي‌کنند و متاسفانه از طرف خودمان به دست دشمن امتياز داده‌ايم تا بر عليه‌مان استفاده شود. مثل اينکه شعار مي‌نويسيم و يا پرچم آتش مي‌زنيم و اين مي‌شود مقدمه‌اي براي بيان مطالب رئيس جمهور آمريکا به هنگام خروج از برجام و در رسانه‌هاي بازتاب پيدا مي‌کند. بايد طوري اقدام کنيم که کمترين تنش‌ها را داشته باشيم با نگاه به منافع ملي. وقتي رسانه‌هاي طيف‌هاي مختلف داخلي را نگاه مي‌کنيم موضوع منافع ملي به طور کل در آن گم شده است. انگار بستري فراهم شده است براي تلافي‌جويانه برخورد کردن نگاه‌هاي مختلف سياسي داخلي اما به واقع امر اين‌ها هيچ کدام به دردمان نمي‌خورد زيرا منافع ملي‌مان مهم است. با اين رفتار منافع ملي را قرباني خواهيم کرد. امروز وقت انتقام گرفتن نيست بايد منافع ملي را در نظر بگيريم. مي‌شود بعدها مناظره کرد که چرا نگاهي مي‌خواسته برجام باشد و نگاهي مي‌خواسته که نباشد اما در چنين موقعيتي که منافع ملي داراي اهميت است اين عقده گشايي‌هاي ديدگاهي دور از منافع ملي است و در حال حاضر وقتش نيست. هر وقت نگاه کنيد به اين سمت رفتيم چيزي که قرباني شد منافع ملي بود که رفت. اينطوري نياز به دشمن بيروني نخواهيم داشت. وقتي مي‌بينيم که در آمريکا آقاي ترامپ با راي الکترا رئيس جمهور شده است و از نظر مردمي راي کمي دارد و پيامدها و واکنش‌هاي مردم آمريکا نيز اين را تاييد مي‌کند بايد از اين فرصت‌ها استفاده کرد و سياست به خرج داد و اين را به نفع خودمان پيش برد به جاي اينکه در داخل انرژي‌مان را صرف کنش‌هاي هيجاني مانند آتش زدن پرچم يا برجام آن هم در مجلس کنيم. مردم راي داده‌اند که در مجلس يک قانون تاثيرگذار وضع کند که دولت موظف شود به اجراي آن و در جامعه بين الملل تاثير گذاشته شود. ما کشوري هستيم با توانمندي‌هاي خودمان و از آنها گامي عملي برداريم و اين انتقال داده شود که اگر شما هم قرار باشد خارج شويد پيامدهايي را براي شما خواهد داشت. مي‌بينيم که يک نهاد بيانيه‌اي براي محکوميت مي‌دهد و تمامي نهاد نيز بيانيه‌هاي محکوميت مي‌دهند. وزرات‌هاي مربوطه و مجلس بايد اقدامات عملي انجام دهند و اگر مشکل فروش نفت مثل گذشته پيدا کنيم پس از تحريم‌ها ديگر با شعار و هشدار منافع ملي حفظ نخواهد شد. ما در اين مدت که وزارت خزانه داري براي شرکت‌ها وقت گذاشته است و به سرعت در حال سپري شدن است ديگر نبايد دستمان خالي باشد و فقط صرف محکوم کردن بيانيه‌ي محکوم کردن بدهيم. منافع ملي نبايد قرباني شود و به جاي اينکه به اتفاقي که خارج از مرزها افتاده است، بپردازيم يه يک شکلي مي‌آييم انتقام مي‌گيريم از نگاه‌هاي داخلي که به يکديگر داريم و اگر افرادي را مي‌بينيم که مربوط به يک نگاه سياسي هستند و در صحن مجلس پرچم آتش مي‌زنند گويا به جاي اينکه آمريکا را محکوم کنند به صورت غيرمستقيم نگاهي ديگر که موافق مذاکرات و برجام بوده‌اند را نقد مي‌کنند. در رسانه‌ها نيز همين طور است و به وقت رسيدن به منافع ملي است. از رجال سياسي من انتظار ندارم که تحليل و تفسير کنند، توقع اين است که تغيير را به نفع منافع ملي انجام دهند. تقسير مسائل به عهده‌ي تحليلگر است و وظيفه‌ي تغيير به عهده‌ي رجال سياسي. اگر همه تفسير کنند پس چه کسي تغيير را ايجاد کند؟ رجال سياسي بايد حواسشان باشد که صحن مجلس در دنيا رصد مي‌شود و بايد مراقب رفتار و ادبياتمان باشيم زيرا دشمن اين را به شکل ضعف منتشر مي‌کند.

همان طور که اقاي ترامپ در خطابه‌اي که درباره‌ي خروج برجام داشت گفت: آمريکا از برجام کنار کشيد و اين نيز از نظر فني غلط است چون برجام معاهده نيست يک توافقنامه است و وقتي لفظ توافق در ديپلماسي گفته مي‌شود يا بايد اجرا کني يا اجرا نکني و وقتي مي‌گويد کنار کشيديم معني ندارد و بايد به اين الفاظ توجه شود. در نهايت به هر دليلي ترامپ و تيمش نمي‌خواهند در برجام باشند و اين مهم است که ما مي‌خواهيم چه کاري انجام دهيم؟

نبايد گذاشت مردم از شعارها دلزده و دلسرد. شوند جامعه ما سياست‌زده شده است و هر فردي در هر جايگاهي درباره‌ي سياست اظهارنظر مي‌کند و اصرار هم دارد که حرف من درست است شايد دليلش اين باشد که مسئولين شعار داده اند اما اقدامي عملي انجام ندادند و اگر اين اصلاح مي‌شد شايد افرادي را در جامعه نمي‌ديديم که به راحتي درباره‌ي چيزي مثل برجام اظهار نظر کنند و يا در تخصص‌هاي ديگر مثل پزشکي، فرهنگي و غيره که متخصص خودش را مي‌خواهد.

اميد فريدونيان کارشناس علوم سياسي مي‌گويد: جهان در چند روز اخير شاهد خروج ايالات متحده آمريکا از برجام بوده که مي‌توان از آن به تحولي مهم در توافق جامع و نهايي هسته‌اي وين ياد کرد.

مهم بودن اين اتفاق من باب تاثيري است که مي‌تواند بر اقتصاد ايران بگذارد زيرا رئيس جمهور آمريکا همزمان با اين تصميم نه تنها قصد از سرگيري تحريم‌هاي ثانويه (اکثراً تحريم‌هاي مالي، بانکي و هسته‌اي) را عليه جمهوري اسلامي بلکه قصد اعمال محدوديت نسبت به کشورهايي که اقدام به همکاري‌هاي تجاري با ايران مي‌کنند را نيز دارد که تاثير اين تصميم بر معيشت مردم مشهود خواهد بود.

خروج آمريکا از برجام به عنوان يکي از ارکان مهم اين توافق‌نامه کار را بر دولت نيز دشوار خواهد ساخت زيرا به احتمال قوي شرايط اقتصادي داخل و فشارهاي بين المللي به حالت پيش از برجام بازخواهد گشت البته بايد ديد که پايبندي اتحاديه اروپا و گروه 5+1 درخصوص برنامه جامع اقدام مشترک در چه وضعيتي قرار خواهد گرفت علي‌الخصوص تصميم روسيه که مهم‌ترين حامي ايران در برجام است در اين خصوص حائز اهميت خواهد بود.

در کنار اين مسئله، آتش زدن پرچم آمريکا در مجلس شوراي اسلامي به عنوان يک واکنش غيرديپلماتيک به خروج آمريکا از برجام قلمداد مي‌شود که باوجود وقت‌ها و هزينه‌هاي دوازده ساله‌اي که براي به ثمر رسيدن برجام شده بود هزينه‌اي ديگر به دستگاه ديپلماسي در عرصه روابط بين‌الملل تحميل خواهد کرد چرا که پيش از اين نيز مخالفت‌هايي تند از سوي يک اقليت از نمايندگان وقت مجلس هنگام امضاء برجام ديده شد و متاسفانه بارديگر جامعه جهاني شاهد تصميمي غيرکاربردي درخصوص برجام از سوي برخي نمايندگان مجلس جمهوري اسلامي ايران بود.

به نظر مي‌رسد بايد منتظر يک تصميم منطقي از سوي دولتمردان ايران و دولت‌هاي حاضر در برجام بود و قدر مسلم اتخاذ تصميم‌هاي نسنجيده و احساسي تاثير خاصي در بهبود سرنوشت برجام نخواهد داشت.

گزارش: عابد ميرمعصومي


نسخه چاپي ارسال به دوستان