تاریخ 1397/01/30 - سایت های دیگر ارتباط با ما درخواست اشتراکآرشیوشناسنامهصفحه اصلی
نسخه شماره برو جستجو جستجوی پیشرفته  
آنچه از امام حسين آموخته‌ايم
فداکاري در راه مکتب

امام حسين عليه‌السلام با عمل خود به انسان‌هاي مؤمن آموخت هنگامي که اساس مکتب با خطر مواجه مي‌شود، بايد در راه حفظ آن از هيچ گونه فداکاري دريغ نورزند. امام حسين عليه‌السلام وقتي ديد زمام جامعه اسلامي به دست فردي مثل يزيد افتاده است که به صورت علني احکام الهي را زير پا مي‌گذارد قيام کرد و مردم را هم براي مبارزه با يزيد فرا خواند و در اين راه از جان و مال و فرزندان و يارانش گذشت و اجازه نداد که مرد فاسقي چون يزيد احکام الهي را پايمال سازد و فرمود: «اي شمشيرها، اگر دين محمّد صلي الله عليه و آله وسلم جز با قتل من حفظ نمي‌شود، مرا دربرگيريد». بدين ترتيب عمل آن حضرت الگويي شد براي تمام انسان‌هاي مومن که در مواقع به خطر افتادن ارزش‌هاي الهي با سرمشق گرفتن از عمل کرد امام حسين عليه‌السلام در برابر طاغوت‌ها قيام کرده، جلو تعدي آنها را بگيرند و از اين طريق ارزش‌هاي ديني را در طول قرون متمادي از خطرها حفظ کنند.

آزاده زندگي کردن

يکي از درس‌هاي مهم نهضت عاشورا براي همه انسان‌ها اين بود که صرف نظر از هر عقيده‌اي که دارند، سعي کنند در زندگي آزاده باشند و تن به هيچ گونه خواري ندهند و تسليم ستم هيچ ستمگري نشوند. آري، آن هنگام که مرد ستمگري چون يزيد او را به بيعت با خود فرا خواند، در جواب او فرمود: «هرگز دست ذلّت به شما نمي‌دهم و هم چون برده‌ها تسليم شما نمي‌شوم» و بارها جمله «مَوتٌ في عزٍّ خيرٌ مِن حياةٍ في ذُلٍّ؛ مرگ با عزت بهتر از زندگي ذليلانه است»، را بر زبان جاري ساخته، انسان‌ها رابه آزادگي دعوت کرد. در کربلا وقتي آن حضرت را بين مرگ و بيعت با ستمگري چون يزيد مخيّر ساختند، فرمودند: «اين گروه ستم پيشه مرا به انتخاب يکي از دو چيز يعني جنگ و پذيرش ذلت مجبور کردند. امّا محال است که من به ذلّت تن دهم»

لزوم احياي امر به معروف و نهي از منکر

امام حسين عليه‌السلام ضمن تبيين اين حقيقت که حاکميّت يزيد بزرگ‌ترين منکر اجتماعي است و در چنين اوضاعي وظيفه انسان آزاده و با تقوا امر به معروف و نهي از منکر است، در نامه‌اي که به افراد سرشناس کوفه فرستادند اين سخن پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم را گوش زد کردند که مي‌فرمايند: «هر مسلماني سلطان ستمگري را ببيند که حرام خدا را حلال مي‌شمارد و پيمان الهي را در هم مي‌شکند و با سنّت رسول خدا مخالفت مي‌کند و در برابر چنين سلطاني با عمل يا گفتار مخالفت نکند، بر خداوند سزاوار است که چنين کسي را داخل آتش جهنم سازد». حضرت در ادامه فرمودند: «آگاه باشيد به درستي که اينان (يزيديان) پيروي از خدا را ترک و تبعيّت از شيطان را بر خود واجب کرده‌اند. فساد را رواج داده، حدود الهي را تعطيل کرده‌اند... حلال را حرام و اوامر و نواهي الهي را دگرگون کرده‌اند. من سزاوارترين شخصي هستم که به اين اوضاع اعتراض کنم...». و در وصيّتي که به برادرشان محمد حنفيه نوشته‌اند تصريح دارند: «من براي خودخواهي يا خوشگذراني و فساد قيام نکرده‌ام؛ بلکه مي‌خواهم امر به معروف و نهي از منکر کنم و سيره جدم و راه و روش پدرم را احيا کنم». بر اين اساس يکي از درس‌هاي مهمّ عاشورا ضرورت احياي دو تکليف بزرگ الهي، يعني امر به معروف و نهي از منکر، است.

بردباري

در جاي جاي حماسه عاشورا شکيبايي در رفتارها و گفتارهاي حماسه آفرينان عاشورا به چشم مي‌خورد. امام حسين عليه‌السلام وقتي از مکه عازم عراق مي‌شدند در ضمن خطبه‌اي فرمودند: «رضاي الهي رضايت ما اهل بيت است. بر امتحان‌ها و بلاهاي او صبر مي‌کنيم، او نيز پاداش صابران را به ما عطا مي‌کند» و در يکي از منازل بين راه به همراهانشان فرمودند: «اي مردم هر کدام از شما تحمّل تيزي شمشير و ضربت نيزه‌ها را دارد با ما بماند وگرنه برگردد» و در طول اين سفر هم خود امام حسين عليه‌السلام و هم ياران باوفايش در مقابل تمام حوادثِ تلخ شکيبايي را پيشه خود ساختند و به همه انسان در طول تاريخ درس بردباري در راه هدف آموختند. امام حسين در روز عاشورا در اوج نبرد با دشمن به ياران خود فرمودند: «اي بزرگ‌زادگان و آزادمردان، بردباري را پيشه خود سازيد. مرگ پلي است که شما را از سختي‌ها به سوي بهشت و نعمت‌هاي ابدي عبور مي‌دهد».

وفاداري

وفا و عمل به پيمان و ايستادگي بر سر عهد از ويژگي‌هاي امام حسين عليه‌السلام و اصحاب وفادار آن حضرت است. آن حضرت شب عاشورا در توصيف اصحاب خود فرمودند: «هيچ اصحابي وفادارتر و صادق‌تر از ياران خود نمي‌شناسم» در توصيف وفاداري خود آن حضرت در زيارت نامه ايشان مي‌خوانيم: «اَشْهدُ انّکَ قد... وَفَيْتَ و اَوفَيتَ؛ شهادت مي‌دهم که تو به عهدي که با خداوند بسته بودي وفا کردي». يکي از صحنه‌هاي بزرگ تجلي وفاداري ياران امام حسين عليه‌السلام برخورد حضرت ابوالفضل عليه‌السلام با امان نامه‌اي است که شمر براي آن حضرت و برادرانش آورد. ايشان با ردّ آن مي‌گويد: «من هرگز از دينم دست برنمي‌دارم و تا جان در بدن دارم از امام و پيشوايم حسين حمايت مي‌کنم». لذا در زيارت نامه‌اش وارد شده: «شهادت مي‌دهم که تو به بيعتي که با امام حسين عليه‌السلام بسته بودي وفا کردي و دعوتش را اجابت نمودي و از دستوراتش اطاعت کرديم»

پايبندي به نماز

از جمله درس‌هاي مهمّ نهضت عاشورا لزوم پايبندي به نماز و پاسداري از آن است. امام حسين عليه‌السلام به مسئله اقامه نماز و ترويج فرهنگ آن اهتمام زيادي مي‌فرمودند. در عصر تاسوعا وقتي لشکر عمر سعد تصميم گرفت که جنگ با امام حسين عليه‌السلام را آغاز کند، آن حضرت برادرش حضرت ابوالفضل را مأمور ساخت تا از دشمن يک شب مهلت بگيرد و علّت درخواست مهلت را اين گونه بيان فرمود: «امشب را به ما مهلت دهند تا به نماز و دعا و استغفار مشغول شويم؛ زيرا خدا مي‌داند که من نماز و دعا و قرآن را دوست مي‌دارم».

ظهر عاشورا وقتي عمرو بن کعب به حضرت عرض کرد: هنگام نماز است، امام عليه‌السلام فرمود: «نماز را به ياد ما انداختي، خداوند تو را از جمله نمازگزاراني که به ياد خدايند قرار دهد. از دشمن بخواهيد دست از جنگ بردارد تا نماز به جاي آوريم»

نترسيدن از مرگ

امام حسين عليه‌السلام در روزگاري که ارزش‌هاي اصيل اسلامي نظير شهادت طلبي، در نتيجه حاکميّت يزيديان به فراموشي سپرده مي‌شد، آنها را از نو در جامعه زنده کردند و عشق به شهادت را به مانند فرهنگي حيات بخش در نهاد انسان‌هاي مؤمن و آزاد جانشين ترس از مرگ ساختند.

نقل شده است وقتي در شب عاشورا امام حسين عليه‌السلام به اصحاب و برادران و فرزندان خود فرمودند: «فردا همه شما کشته خواهيد شد»، قاسم بن حسن عليه‌السلام ـ که جوان کم سن و سالي بودند ـ نگران بودند که نکند فيض بزرگ شهادت به لحاظ کمي سن شامل حال او نشود. لذا از آن حضرت سؤال کرد حتي من هم؟ امام حسين عليه‌السلام براي امتحان از حضرت قاسم پرسيدند: «مرگ را چگونه مي‌بيني؟» اين نوجوان پاک سرشت در جواب فرمودند: «مرگ در ذائقه من شيرين‌تر از عسل است»

جوانمردي و فرزانگي

در تمام صحنه‌هاي نهضت عاشورا و نيز در رفتار امام حسين عليه‌السلام صداقت و جوان مردي موج مي‌زند. نمونه بارز آن برخورد امام با حر و سپاهيان اوست. در مسير کربلا در منطقه «شراف» وقتي حرّ با لشکريانش جلو کاروان امام حسين عليه‌السلام را گرفت، با وجود اين که لشکريان حرّ جان او و اصحابش را تهديد مي‌کردند، وقتي امام حسين احساس کردند که آنها تشنه‌اند به همراهان خود دستور دادند همه آنها را سيراب کنند؛ حتي آن حضرت با دست خود مشک آب را در دهان بعضي از سربازان حرّ قرار مي‌دادند.

ادب و بزرگواري

از درس‌هاي مهمّ و ماندگار عاشورا ادب و بزرگواري است که در رفتار تک تک همراهان امام حسين عليه‌السلام در طول اين سفر به چشم مي‌خورد؛ براي مثال وقتي حرّ متوجّه کار نادرست خود شد، با ادب وصف ناپذيري به خدمت امام عليه‌السلام رسيد و از آن حضرت طلب گذشت کرد. هم چنين در گفتار حضرت عباس عليه‌السلام مي‌بينيم که ايشان همواره از امام حسين عليه‌السلام که برادرشان بود با عنوان «سيّدي و مولاي» ياد مي‌کرد. هم چنين وقتي رفتار حضرت زينب عليه‌السلام را مشاهده مي‌کنيم ادب و بزرگواري را در اوج خود مي‌بينيم. آري او دو پسر خود را در رکاب برادر، فداي اسلام کرد، ولي نه تنها در موقع انتقال جنازه فرزندانش از خيمه بيرون نيامد، بلکه از کربلا تا کوفه و از کوفه تا شام يک بار هم کلمه‌اي درباره فرزندانش بر زبان نراند و هميشه ياد و نام سالار شهيدان را گرامي مي‌داشت و از اين طريق درس ادب و بزرگواري مي‌آموخت.

ظلم ستيزي

امام حسين عليه‌السلام با قيام خود در برابر يزيديان، به انسان‌ها درس ظلم ستيزي و عدم سکوت و تسليم در برابر زورمندان و ستمگران دادند و به آنها آموختند اگر قادر به کوتاه کردن دست ستمگران نيستند، دست کم سکوت نکنند و از طريق افشاگري به رسوا کردن طاغوت‌ها بپردازند. لذا آن حضرت به محض اين که خبردار شدند که يزيد به عنوان خليفه مسلمانان زمام امور جامعه اسلامي را در دست گرفته است شروع به مخالفت با او کردند و سپس با هدف هدايت مردم به افشاي يزيد پرداختند. از جمله مي‌فرمودند: «يزيد مرد فاسقي است. شراب مي‌نوشد، انسان‌هاي بي‌گناه را به قتل مي‌رساند و به صورت علني مرتکب فسق و فجور مي‌شود»

دلاوري

امام حسين عليه‌السلام در راه هدفي که داشت از هيچ پيشامدي بيم به دل راه نداد هيچ مانعي او را از پيکار با دشمنان مأيوس نساخت. در نبرد با نيروهاي نظامي يزيد چون شير خروشيد. نقل کرده‌اند که در روز عاشورا هر لحظه بيش از پيش چهره مبارکش برافروخته تر مي‌شد و با تمام وجود به مبارزه مي‌پرداخت و در ضمن رجزهايي که مي‌خواند به دشمن اعلام مي‌کرد: «هرگز سر تسليم در برابر خواسته‌هاي شما فرود نمي‌آورم و به خدا قسم با شما دست بيعت نخواهم داد و هرگز از جنگ با شما نمي‌گريزم». تا لحظه‌اي که جان در بدن داشت کسي را ياراي نزديک شدن به خيمه‌هاي او نبود. وقتي با دلاوري و يک تنه به لشکريان يزيد حمله مي‌کرد، انبوهي از افرادِ تا دندان مسلح از ترس پا به فرار مي‌گذاشتند.

درس امام‌شناسي

حضرت امام حسين عليه‌السلام خطاب به مردم کوفه مي‌نويسد: «به جانم سوگند، امام و پيشواي مردم کسي است که بر اساس قرآن حکم کند و به قسط قيام کند و از دين حق پيروي نمايد و در راه خدا، خويشتن دار باشد». آن حضرت با اين پيام به رهبريِ طاغوت‌هايي که بر خلاف قرآن و حق و عدالت رفتار مي‌کنند و همواره اسير خواهش‌هاي نفساني خود هستند خط بطلان کشيدند و به جهانيان اعلام کردند که هرگز حاضر به قبول چنين پيشواياني نشوند؛ چرا که آنها مردم را به سوي گم راهي مي‌کشانند و از خير دنيا و آخرت محروم مي‌سازند.

حفظ مقدسات اسلامي

در ماجراي عاشورا گرچه تمام رفتارهاي امام حسين عليه‌السلام و ياران غيورش با هدف حفظ اساس دين و احکام الهي تحقق پيدا مي‌کرد، امّا در عين حال تک تک موضع گيري‌هاي آن حضرت و همراهانشان بر اهميّت موضوع يا حکم خاصي را تأکيد مي‌کرد که مي‌تواند براي پيروان امام حسين عليه‌السلام بسيار آموزنده باشد؛ به عنوان مثال از آن جا که در فرهنگ اسلامي مکه و بيت اللّه الحرام از احترام و منزلت بسيار والايي برخوردار است، وقتي امام حسين عليه‌السلام احساس مي‌کنند که ماموران مخفي يزيد ممکن است او را در کنار خانه خدا ترور کنند و بدين وسيله قداست حَرَم الهي شکسته شود، فورا از مکه خارج مي‌شوند و مي‌فرمايند: «به خدا سوگند، اگر در خارج از مکه کشته شوم خيلي بهتر از آن است که در داخل مکه در کنار کعبه کشته شوم». امام خميني رحمه الله در اين باره مي‌فرمايند: «سيدالشهدا در مکه نماند که مبادا به ساحت قدسي مکه جسارت بشوم».

درس حفظ عفاف و پاسداري از حجاب

از درس‌هاي مهمّ عاشورا پاسداري از حجاب است که براي بانوان جامعه اسلامي بسيار آموزنده و در عين حال هشداردهنده است. وقتي در عصر عاشورا لشکريان بي‌شرم يزيد خيمه‌ها را آتش زدند و از غارت لباس‌هاي خانواده شهدا و حرم اهل بيت عليهم السلام نيز چشم پوشي نکردند، بُعد ديگري از رسالت زنان قهرمان کربلا، يعني حفظ عفاف و حجاب نمود بيشتري پيدا کرد. بانوان هريک به گونه‌اي در اين باره به انجام وظيفه مي‌پرداختند. نقل مي‌کنند وقتي که مردم گرد آمده بود که اسراي اهل بيت را تماشا کنند، ام‌کلثوم خطاب به آنها فرمود: «اي مردم! آيا شرم نمي‌کنيد براي تماشاي اهل بيت پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم که پوشش مناسبي ندارند، جمع شده‌ايد؟» حضرت زينب عليهاالسلام در کاخ يزيد خطاب به او مي‌فرمايند: «يَابنَ الطُلَقاءِ، آيا اين کار تو که زنان و کنيزانت را در جاي امن و دور از چشم مردم قرار داده‌اي و دختران رسول خدا صلي‌الله عليه و آله و سلم را با پوشش نامناسب در شهرها مي‌گرداني، که همه به آن‌ها نگاه کنند عادلانه است؟!»

درس توحيد

در يک کلام حادثه کربلا کتابي سرشار از معارف اسلامي و اصلي‌ترين درس آن درس توحيد است. در رفتار سيدالشهدا و ياران بزرگوارش توحيد عملي به زيبايي تمام جلوه‌گر شده است. آنان اثبات کردند که اگر امر بين رضاي خداوند و رضاي غير خدا داير شود، به آساني از هرچه غير خداست چشم مي‌پوشند و در سايه رضاي او قرار مي‌گيرند. اين است درس جاويد تاريخ عاشورا براي همه موحدان عالم.

سرويس مقالات


نسخه چاپي ارسال به دوستان