تاریخ 1396/11/25 - سایت های دیگر ارتباط با ما درخواست اشتراکآرشیوشناسنامهصفحه اصلی
نسخه شماره برو جستجو جستجوی پیشرفته  
ترس از «زلزله» يا زلزله «ترس»

ترس از زلزله در تهران يک «برساخت اجتماعي» است که در طول سال‌هاي طولاني شکل گرفته است. سال‌ها گفته‌اند قرار است در تهران زلزله بيايد و همه چيز خراب شود. اين ترس در ذهن مردم وجود دارد. از طرف ديگر صدا و سيما هم دائم تصاوير زلزله‌هاي قبلي را نشان مي‌دهد، و همه اين‌ها باعث افزايش ترس و استرس مي‌شود.

فرارو در مطلبي با اين عنوان و در گفتگو با دکتر مجيد فولاديان، جامعه‌‎شناس و عضو هيئت علمي دانشگاه فردوسي نوشته است: در هفته‌هاي اخير همه‌جا صحبت از زلزله بود. بعد از اتفاقات تلخي که در زلزله کرمانشاه افتاد و چند زلزله در تهران و البرز، نوعي ترس و استرس در مردم ديده مي‌شود.

تا حدي که در دو زلزله اخير تهران هيچ خانه‌اي تخريب نشد، اما بر اساس استرس و ترس هنگام فرار عده‌اي مصدوم شدند و حتي فوت کردند.

ماجراي تلخِ حنانه دختر 10 ساله‌اي که در زلزله البرز در اثر شوک و استرس درگذشت و همچنين زن بارداري که هنگام فرار از منزل فوت کرد، ما را از اهميت کنترل اين فضاي ترس و استرس و لزوم عادي‌سازي فضا در اين شرايط آگاه مي‌کند.

احساس امنيت

دکتر فولاديان با تاکيد روي احساس مردم از پديده‌ها مي‌‎گويد: در حوزه مباحث شهري در مورد امنيت دو مساله وجود دارد: يکي خود امنيت و ديگري احساس امنيت. به عنوان مثال امنيت، ميزان قتلي است که انجام مي‌شود. اما احساس امنيت احساسي است که شهروندان از امنيت دارند. ممکن است در يک محله قتل يا سرقت کم باشد، اما احساس عدم امنيت زياد باشد. زيرا احساس امنيت علاوه بر خود امنيت به متغير‌هاي ديگري هم بستگي دارد. اين دو مورد که گفتم لزوما باهم همپوشاني ندارند.

پس در بحث احساس امنيت با يک سازه ديگري مواجه هستيم که سازه‌ رواني- اجتماعي است که در حوزه روان‌شناسي اجتماعي قرار مي‌گيرد و در مورد احساس انسان از يک پديده بحث مي‌کند.

در حال حاضر موردي که در تهران رواج پيدا کرده اين است که ترس از زلزله خيلي بيشتر و مهمتر از خود زلزله شده است که ترويج اين ترس دلايل مختلفي دارد از جمله وقوع زلزله غرب کشور. در زلزله کرمانشاه حاکميت و رسانه‌ها براي اينکه احساس همدردي زيادي را در مردم ايجاد کنند، به آن‌ها کمک کنند يا به هردليل ديگري، پوشش وسيعي از خرابي‌هاي زلزله‌ها ارائه دادند در نتيجه الان زلزله در ذهن مردم مساوي با آوار، خرابي و مرگ است.

حال آن که اگرچه در زلزله اخير تعدادي فوت شدند اما ده‌ها هزار نفر هم نجات پيدا کردند، ولي هيچ وقت شرايط نجات‌يافتگاني که وضعيت مناسبي دارند، گزارش نمي‌شود و فقط وضعيتِ زندگي کساني که آوار روي سرشان خراب شده است، گزارش مي‌شود.

از سوي ديگر، مقايسه زلزله غرب کشور با تهران لزوما منطقي نيست و اين مقايسه در حالي انجام مي‌شود که خانه‌هاي مناطق کرمانشاه و... اکثرا خانه‌هاي مهندسي ساز نبوده‌اند و حتي مسکن مهرِ بي‌کيفيت آنجا هم فقط ديوارهايش خراب مي‌شود، چون يک حدي از ساخت‌و‌ساز مهندسي داشته است.

بنابراين قرار نيست ساختمان‌هاي تهران که نسبت به آن مناطق از استحکام بالاتري برخوردارند، با يک زلزله مثلا 5ريشتري ويراني شديد به بار بياورند.

بنابراين ما الان نياز داريم مسيري را برعکس آن فضاي رسانه‌اي که قبلا ايجاد مي‌کرديم در پيش بگيريم. خيلي سريع مي‌شود به اين فضاي جديد رفت. بايد به مردم آموزش بدهيم که بهترين راهکار فرار از زلزله اين نيست که لزوما از خانه‌ها بدويد به سمت بيرون؛ بهتر است در مکان‌هاي امن داخل خانه پناه بگيريد و مواردي از اين قبيل که اصولي است.

بايد به سمت فرهنگ‌سازي عالمانه‌ برويم و به مردم ياد بدهيم در شرايط زلزله چه کار مي‌شود کرد. بايد فضاي وحشت را مديريت کنيم.

اينکه صدا و سيما شرايط بحراني را نشان مي‌دهد آرامش را از شهر مي‌گيرد و نمايش شلوغي خيابان‌ها و پمپ بنزين‌ها، احساس ترس را زياد مي‌کند.

ما بايد دقت داشته باشيم که خروجي واقعي زلزله‌هاي اخير تهران و البرز به آن صورتي که در رسانه‌ها به آن پرداخته شد، نيست. کدام خانه در اين دو زلزله اخير خراب شده است؟ هيچ؛ ولي تعداد زيادي از مردم از خانه‌هاي خود بيرون ريختند.

در حوزه روان‌شناسي اجتماعي، ترس مسري است. مثلا وقتي يک جا صف باشد، فردي که اين صف را مي‌بيند گمان مي‌کند او هم حتما بايد در صف بايستد. در مورد بيرون ريختن مردم بعد از زلزله هم همينطور است. اين ترس باعث مي‌شود بقيه مردم که شايد اصلا نترسيده باشند با ديدن اين صحنه‌ها فکر کنند اشتباه مي‌کنند و تحت تاثير ساير مردم، استرس بگيرند.

همانطور که شهردار تهران در اين رابطه گفت: هنگام وقوع زلزله نه تنها وقت بنزين زدن نيست بلکه اين کار خطرناک است و رسانه‌ها بايد به واقعي‌تر کردن فضا کمک کنند.


نسخه چاپي ارسال به دوستان