تاریخ 1396/11/25 - سایت های دیگر ارتباط با ما درخواست اشتراکآرشیوشناسنامهصفحه اصلی
نسخه شماره برو جستجو جستجوی پیشرفته  
تجملات مجالس عزا و فقر عمومي جامعه
   نويسنده : محمد عليان

يکي از سنت‌هاي شايسته و ارزنده ما ايرانيان برگزاري مجالس ترحيم است که براي ارج نهادن به مقام شامخ عزيز از دست رفته با کمال ميل و رغبت و از خلوص نيت انجام مي‌دهيم که اين شيوه قابل تحسين از قرون گذشته تاکنون در فرهنگ غني ايران زمين رواج داشته و دارد و لذا به چنين آداب و رسوم که از ديرباز مورد توجه و اهميت همگان بوده احترام خاصي قائل هستيم و ارج مي‌نهيم، اما متاسفانه برخي‌ها قضيه را برعکس عمل کرده و در موقع حيات اقوام و آشنايان نزديک بالاخص والدين را فراموش کرده نه اينکه رفت و آمد و صله رحم ندارند، بلکه به توصيه و سفارش همسر و يا فرزندان تازه به دوران رسيده براي راحت زندگي کردن خود و خانواده به ناچار پدر يا مادر سالخورده و ناتوان خويش را براي نگهداري به خانه سالمندان سپرده تا آسوده‌تر بدون مزاحم زندگي، به تفريح و خوشگذراني، ايام خويش را در خارج و داخل بگذرانند و شايد ماه‌ها براي سرکشي و ديد و بازديد هم مراجعه نکنند. ولي هر روز و هر ساعت چشمان بي‌رمق پدر که سرمايه‌ي کلان و هنگفت به جاي گذاشته به در دوخته شده تا لطف فرزند برومندش با لبخند حتي با يک شاخه گل شامل حال پدر بيمار و دردمند شود و با ديدن آن که در اين روزهاي دشواري رنجور و ضعيف است قدم رنجه فرمايد تا وي را در آغوش گيرد البته در اطراف خود نمونه‌هاي زيادي سراغ داريم که برخي‌ها والدين خود را با اخم و ترشرويي و پرخاش و فرياد به سراي سالمندان سپردند. هر چند که با کمال عزت و احترام از اين بزرگان نگهداري و محافظت مي‌شود، اما خيلي دردآور و بغرنج است براي کساني که با چشمان نمناک و کم سو در انتظار ديدن فرزندان خود لحظه شماري مي‌کنند. بالاخص افرادي که از ثروت بي‌شمار برخوردارند.

متاسفانه در ايامي که نشاط و شادابي و تندرستي و قدرت کلام و نفوذ داشتند از گشاده دستي و انفاق به محرومان جامعه و مساعدت به قشر تهي‌دست يا حداقل ساخت و ساز مراکز عام ‌المنفعه غفلت کرده که در اين سن و سال با داشتن بيماري سرنوشت آنها به دست ميراث‌خواران رقم زده خواهد شد که ديگر سودي ندارد ولي به محض اطلاع يافتن از فوت آنها در خانه سالمندان سر و کله اقوام به عبارتي کاسه گرم‌تر از آش از شهرها و روستاهاي دور و نزديک پيدا شده و با ريختن اشک تمساح دسته گل‌هاي گران قيمت، تاج گل، يکي پس از ديگري براي عرض تسليت و دل تسلي هجوم آورده، مداح و قاري ممتاز راديو و تلويزيون معروف و مشهور پايتخت با حق‌الزحمه چند ميليون توماني براي گرم کردن مجلس ختم و پذيرايي هزاران مهمانان خاص در بهترين و گران‌ترين هتل مجلل شهر با کليه امکانات سرويس‌دهي و ريخت و پاش، نصب بنرهاي گوناگون و رنگارنگ، درج آگهي در روزنامه‌ها، خريداري قبر در اماکن متبرکه چند ده ميليون توماني، سفارش سنگ قبر مخصوص از اصفهان و...

آيا با هزينه کردن مبالغ بي‌حساب و کتاب و اسراف بي‌حد و اندازه متوفي به بهشت خواهد رسيد؟

آيا با وجود اين همه افراد فرو دست جامعه که در طول شبانه‌روز شايد يک وعده غذاي گرم هم سير نمي‌خورند، ثواب دارد؟

خيلي از خانواده‌ها را سراغ داريم که به دليل فقر و نداري کودکان خردسال را به جاي فرستادن به مدرسه و فراگيري علم و سواد و دانشي براي درآمد و امرار معاش خانواده به دستفروشي ودوره گردي فرستاده تا لقمه نان حلال به دست آورند. آيا اين اطفال بي‌گناه مورد تهديدهاي اجتماعي قرار نمي‌گيرند؟

دختران دم بخت که سن آنها از موقع ازدواج گذشته هنوز به دليل نداشتن جهيزيه موفق به ازدواج نشدند تا آشيانه اشتراکي نوين را آغاز کنند مگر چنين نيست؟ بيماران که از پرداخت هزينه عمل جراحي ناتوان‌اند و تحت پوشش هيچ نوع بيمه درماني نيستند آيا در گوشه و کنار اين جامعه نمي‌شناسيم؟

خيلي از خانواده‌هاي سرشناس و نجيب و اصيل که مورد وثوق و اعتبار اجتماع مي‌باشند سراغ داريم که پس از فوت پدر و مادر بعد از برگزاري يک مجلس ساده و بسيار آبرومند هزينه‌هاي مربوط گزاف و متفرقه را صرف امور خيريه نمودند که مردم کوچه و بازار و حتي فاميل و اقوام وابسته دور و نزديک از اين عمل خداپسندانه و خيرخواهانه راضي و خشنود بودند.

بيائيم از تجملات مجالس عزا بکاهيم و دست افتاده‌اي را بگيريم.


نسخه چاپي ارسال به دوستان