تاریخ 1396/10/23 - سایت های دیگر ارتباط با ما درخواست اشتراکآرشیوشناسنامهصفحه اصلی
نسخه شماره برو جستجو جستجوی پیشرفته  
دکتر ميلسپوهاي فوتبال ما
   نويسنده : حسين غفوري

- اگر پرسپوليس بحران‌زده سه سال است که به هيچ لطائف الحيلي صدر جدول را رها نمي‌کند، به واسطه‌ي دم مسيحايي «برانکو» است که عليپور متوسط را برمي‌کشد تا در قواره‌ي آقاي گلي ليگ قد علم کند. کمال کاميابي‌نيايي که ذخيره عزت کرامت بود و از «کاميابي» فاصله داشت به «کمال» مي‌رساند. از احياي «مسلمان» افت کرده و تراشيدن الماسي به نام «محمد انصاري* از بازيکن تستي ديگر نگوييم که تکرار مکررات است.

- در تيم ملي «کارلوس کي‌روش» هم از اين شعبده‌ها کم نديديم. نمونه‌اش امير بي گزند اين روزهاي پرسپوليس است؛ «وحيد اميري». روزي که کارلوس لباس مقدس را بر تنش پوشاند خيلي‌هايمان با ترديد و تشکيک نظاره مي‌کرديم تا آنقدر دويد و درخشيد که امروز تصور تيم ملي و پرسپوليس بدون اميري ناممکن است. «ترابي» هم يکي ديگر از کرامات شيخ ما بود. بازيکني که در باشگاهش هم مهره قابل اتکايي نبود، چشم کارلوس را گرفت و عاقبت جواهري شد که نظيرش را در لاماسيا بايد جست.

- کاش معلوم‌مان مي‌شد، اين اجنبي‌هاي تردست چه وردي مي‌خوانند و چه اکسيري دارند که از بازيکن معمولي سوپر استار استخراج مي‌کنند. در تاريخ ما کم نبودند بيگانگاني که از دانش‌شان بهره گرفتيم. در سال 1301 دکتر «ميلسپو» کارشناس مسائل مالي و اداري در رأس يک هيات مستشاري به ايران آمد و منشا خدمات ارزنده‌اي شد.. در سال 1921 که ميلسپو به ايران آمد، ايران مجموعاً 1000 مايل هم جاده مناسب براي حمل و نقل نداشت. اما در سال‌هاي مياني 1930 اين رقم به 14000 مايل رسيده بود، که اين پيشرفت نتيجه زحمات مهندساني بود که همراه ميلسپو به ايران آمده بودند.

- اگر تا ديروز تيم ملي و پرسپوليس تحت نظارت مربيان خارجي مشغول پوست‌اندازي و رشد و نمو بودند، امروز استقلال هم به اين قافله پيوسته است. تيم آبي‌پوش با جذب «شفر» يک بار براي هميشه سيکل معيوبِ مرفاوي، مظلومي، قلعه‌نويي را برهم زد. تيمي که در دستان «منصوريان» از ارائه بديهي‌ترين حرکات و نقشه‌ها عاجز مي‌نمود امروز از چنان تنوع تاکتيکي برخوردار است که مهارش از عهده‌ي تيم‌هاي ليگ برتري بر نمي‌‌آيد.

- در تيم امروز شفر بازيکنان بر سر جايشان قرار دارند و در بالاترين ظرفيتشان ايفاي نقش مي‌کنند. اگر «حسين حسيني» امروز رکورد کلين‌شيت ليگ برتر را ارتقا مي بخشد، راز و رمز آن را بايد در تفکرات پيرمرد مو سپيد ژرمن جست. اين همان حسيني بود که به واسطه‌ي کج سليقگي منصوريان به نيمکت زنجير شده بود و تا آستانه‌ي جدايي از تيم هم پيش رفت. طعنه‌آميز آنجاست که «کاوه رضايي» در يک فصل کامل فوتبالي زير دست مربي ايراني هفت گل به ثمر رساند و حالا در ليگ دشوار بلژيک با ده گل فقط در يک نيم فصل کفش طلا را هدف گرفته است.

- آيا وقت آن نشده است که چرخه‌ي نامبارک فوتبالمان را برهم زده و به جاي اسامي تکراري، بازيکنان مستعدمان در ليگ‌هاي مختلف و تمام رده‌هاي سني را به‌دست مربيان و معلمان کارآزموده بسپاريم و به علم روز دنيا مجهز کنيم؟ از سر اتفاق امروز به نام نامي «اميرکبير» آن يگانة روزگار تعلق دارد، کاش دار‌الفنون فوتبال هم سرانجام کلنگ ميخورد. آيا وقتش نشده است که فوتبالمان را سقف بشکافيم و طرحي نو دراندازيم؟


نسخه چاپي ارسال به دوستان