تاریخ 1396/10/23 - سایت های دیگر ارتباط با ما درخواست اشتراکآرشیوشناسنامهصفحه اصلی
نسخه شماره برو جستجو جستجوی پیشرفته  
مسير را به اشتباه نرويم
   نويسنده : فرزامي

از ميان موضوعات ريز و درشت جامعه‌ي ما، به نظر مي‌رسد که دو موضوع براي ما از اهميت خاص و سرنوشت‌سازي برخوردار است. نخست برجام و برخورد خصمانه و به دور از عرف حقوق بين‌المللي و چماقدار مابانه‌ي آمريکا که مستلزم درايت خاصي است و فقط بايد اهل آن اظهار نظر کنند تا با اشتباه ما آن اجماع جهاني عليه ما شکل نگيرد و از ياد نبريم که برگشت از برجام، هم براي اروپا و آمريکا و چين و روسيه و هم براي ما و منطقه، بسيار پرهزينه و در نگاه بدبينانه، بسيار فاجعه بار خواهد بود.

موضوع دوم، توجه عميق و کارشناسانه و به دور از حب و بغض و شعار و هيجان زدگي و برائت از خود و گناه را به در خانه ي ديگران بردن، توجه تام و تمام به مطالبات جامعه نه تنها از دولت، بلکه فراتر از آن، از نظام است. از جمله‌ي اين مطالبات، يک بخش کوچک آن بيکاري و فقر و مسائل اقتصادي است. اينجاست که عرض مي‌کنم نبايد «مسير را به اشتباه برويم»

مطالبه‌ي اصلي و حقيقي که خواسته‌ي قاطبه‌ي ملت ايران اعم از آنها که به خيابان آمدند و برخي از خطوط قرمز هم با ناروا عبور کردند و هزينه آفريدند و آنها که نيامدند و تامل کردند و راههاي مشروع و قانوني را طالب‌اند، رعايت عدالت در همه‌ي قوا و در همه‌ي زمينه‌هاست. مردم از اين که وضع اقتصادي شان خوب نيست و فرزندانشان، تحصيل کرده‌اند و بيکارند، نمي‌نالند، ناله‌ي حقيقي و دردمندانه‌ي آنان، اقامه‌ي آن «عدل»‌ي است که از اصول بنيادين اعتقادي ماست و ظهور اسلام بر مبناي آن بود. انقلابي‌هاي مشروطه هم «عدالت خانه» مي‌خواستند و نظام ما هم استقرارش بر مبناي عدالت بود.

اين اصل بسيار مهم است که مردم مي‌گويند و مي‌خواهند تا در همه‌ي قوا و در همه‌ي زمينه‌ها، رعايت و اجرايي شود. مطمئن باشيد که اگر اين ناآرامي‌ها و ابراز نارضايتي‌ها را روان شناسانه و جامعه شناختي بکاويد، جز اين نيست. به گمان نگارنده درست نيست که بگوييم يک نفر يا يک گروه ورشکسته‌ي به تقصير، آن سوي دنيا نشسته است و ناآرامي‌هاي ما را هدايت مي‌کند يا رژيم سعودي جنگ را به درون جامعه‌ي ما کشانده! چنين برداشتي وزانت نظام و شأن مردم را پايين مي‌آورد هر چند هم اگر شمار اندکي ناآگاهانه آب را به آسياب آنها ريخته باشند. هم آمريکا، هم رژيم‌هاي تا دندان وابسته و نوکر مآب سعودي و کوچک‌هايي که بردن نامشان به آنها اعتبار مي‌بخشد، امتحان خود را در جامعه‌ي ما پس داده‌اند و از محالات است که ملت اعتنايي به آنها داشته باشد.

بنابراين با رصد افکار عمومي، خواسته، اجراي مو به موو دقيق عدالت است. در پرداخت‌ها، در استخدام‌ها، در قضاوت‌ها در دريافت‌ها ودر بسياري امور، مردم مي خواهند رفتار مسئولان همه قوا، عادلانه باشد؛ يعني املاک نجومي در کنار حقوق‌هاي نجومي بررسي شود.و آنهايي که در اموال عمومي دست برده‌اند و عامل فسادند و قوي دست اند با آنها همان گونه عمل شود که با آفتابه دزدها عمل مي‌شود. اينکه فلان، فلان بن فلان و برادر و خواهرزاده و منسوب، به مقربان است. مردمي را که نظام را دوست دارند، ازار مي دهد و اميال سرکوفته و عقده‌هايي مي شود که بايد از سرباز کردن آن پرهيز کرد.

به عنوان نمونه و مشتي از خروارها به استخدام‌هاي سال‌هاي اخير در دستگاه‌هاي اجرايي، تفحص کنيد، تا دستگيرتان شود که چه کساني وارد شده‌اند و چه افرادي بيرون مانده‌اند آن گاه به قابليت‌ها و دوران تحصيلشان برگرديد، تا مشخص شود که ما بسياري از شايستگان را پشت خط گذاشته‌ايم. دستگاه‌هاي اجرايي و فيش‌هاي دريافتي‌شان را از ريز و درشت باهم مقايسه کنيد تا عرضه‌ي خدمات و تفاوت‌ها بر شما مبرهن شود. آنگاه اين نهاد و آن نهاد را مورد قياس قرار دهيد. بعد قضاوت کنيد که آيا آزار‌دهنده نيست و عين مصلحت است که ادامه پيدا کند به انتصاب‌ها نگاه کنيد که در کدام قرابت‌هاي نسبي و سببي و يا جناحي دخيل بوده است و برخي منتصباني که گويا براي زندگي شاهانه آمده‌اند نه خدمت به نظام، نه توجه به محرومان و مستضعفان! در چنين صورتي مي‌خواهيد که رضايت عامه تامين شود؟

در مقاله‌اي از مقالات پيشين عرضه شد که قانون همسان‌سازي بازنشستگان را چرا در رديف‌هاي بودجه نياورده ايد؟ و نوشتم که اين‌ها «از اسب افتاده‌اند نه از اصل» نفوذ کلامشان و برد شخصيتي شان هنوز در جامعه ساري و جاري است. مردم اين قشر خدوم را مي‌شناسند و احترام مي‌گذارند و ده‌ها مورد نظير اين، آيا اينها تعارض‌ آفرين و تنش‌زا نيست؟ باور کنيد که درمان همه‌ي اين‌ها و آنچه گفتيم و نگفتيم، اجراي عدالت است.


نسخه چاپي ارسال به دوستان