تاریخ 1396/10/09 - سایت های دیگر ارتباط با ما درخواست اشتراکآرشیوشناسنامهصفحه اصلی
نسخه شماره برو جستجو جستجوی پیشرفته  
مجلس در تنظيم بودجه 97 دقت کند

مي‌گويند که در قحط سال مصر آن گاه که درماندگي مردم از نداري و بيماري به نهايت مي‌رسيد حضرت يوسف (ع) با آن جمال بي مثالش، روزها در ميان مردم مي‌آمد تا گرسنگان و درماندگان مضطر و گرسنه به جمالش بنگرند و غم‌هاي خود را از ياد ببرند. حال، حکايت ما، وجود سخنگوي محترم دولت است که هرگاه در صحنه‌ي پاسخگويي حضور پيدا مي‌کنند آن قدر به آينده خوش‌بين و مثبت‌نگرند و آن چنان بذر اميد به آينده مي‌پراکنند که شنونده و بيننده در ذهن خود دنيايي را به تصوير مي‌کشد که سراسر شربت اندر شربت است. به همين علت عنوان مقال را چنين نوشتم که « وجود نوبخت، از بخت خوش ماست » تا غم‌هاي عديده و نامرادي‌ها پياپي توده شده که هر لحظه هم بر آن افزوده مي‌شود از جامعه‌ي ما رخت بربندد و اهالي اين ملک، علي الخصوص جوانان و نخبگان ما باور کنند که « نخل وفا، برمي دهد و اميد برگ و بري هست » و البته که فضا رو به بهبود است تا يار و ديار خود را وانگذارند و نبوغ و هوش و کارآمدي خود را به در بيگانه‌اي که از اين قوم سفر کرده غنيمت‌ها مي‌برد، نبرند و جامعه را از رندان تهي نکنند.

اين توجيهات که هميشه با لبخند مليح همراه است اگر در زمينه‌ي اشتغال و مهار تورم و چه و چه به نتيجه نرسد، ضمن اينکه اعتماد از برنامه‌هاي اقتصادي سلب مي‌شود ضايعه‌ي بي اعتمادي به دولت هم تسري پيدا مي‌کند. چون مايحتاج يک جامعه فقط اقتصادي نيست و اقتصاد هم در مرغ و تخم مرغ خلاصه نمي‌شود. اگر اين مهار، واقعيت عيني دارد بايد آقاي سخنگو پاسخ بدهند که به اقلام مصرفي مردم چند بار تجديد قيمت شده، فقط به شش ماه اخير در مواد پروتئيني نيم نگاهي باشد که آيا رشد قيمت‌ها با توان خريد مردم تناسبي داشته است يا خير؟ و بيفزاييد به قيمت‌هاي امور خدماتي که بيش‌تر با نگاه همت عالي صورت مي‌گيرد که در اين راه هيچ دستور و بخشنامه‌اي هم مفيد فايده نيست و هيچ گوشي بدهکار اين امر و نهي نخواهد بود. و البته منزلت و وزانت صادرکننده‌ي اين دستورها را هم خوار و خفيف مي‌کند.

نکته‌ي قابل تامل اينجاست که سخنگوي محترم چه مباني و دلايلي براي فقرزدا بودن لايحه‌ي کاغذي بودجه دارد وقتي که حدود تقريبي چهل ميليون نفوس اين مملکت زير خط فقر زندگي مي‌کنند و بدتر و مصيبت‌بارتر اين که بايد بار سنگين رشد قيمت حامل‌هاي انرژي را نيز در سال 97 تحمل بکنند. قضيه‌ي کارمندان و به ويژه بازنشستگان هم جاي خود دارد قشر عظيمي که هيچ نيازي به ابراز ترحم نه دولت بلکه هيچ کس را ندارند و خواهان حقي هستند که از حقوق مسلم آنهاست. اما آنچه بيش‌تر آزاردهنده و غيرقابل تحمل است، تبعيض پرداختها در دستگاه‌هاي يک کشور و يک نظام است!

جاي خوشحالي است که از ميان قوا، شناخت مجلسيان به آنچه در جامعه مي‌گذرد، بسيار بيش‌تر و کارشناسانه‌تر از دولت است چون اگر دولت و دستگاه‌هاي اجرايي از دور دستي بر آتش دارند و خيلي از مسائل براي آنها عادي شده است اما دفتر نمايندگان پر از عرضه‌ي مشکلاتي از قبيل نداري‌ها و بيکاري‌هاست و در اين ميان، ماجراي عيني تبعيض‌هاست که عجيب به چشم مي‌آيد بخصوص در تصدي امور و مسئوليت‌ها و دورو بري‌ها. البته هيچ صاحب نظر و اهل نقد منصفي از محدوديت امکانات و فرصت‌هاي از کف رفته و نيز عوارضي که از بي‌مبالاتي و غيرعلمي کردن گذشته بر گرده‌ي عوامل اجرايي اين دولت، تحميل شده بي‌خبر نيست و نيز مي‌داند که دست عمل دولت در برخي موارد بسته است ولي بحث آنجاست که دولت از همه‌ي فرصت‌ها و توان‌مندي‌ها به علت نگرش تک بعدي و خويشتن‌بيني‌ها، استفاده نمي‌کند.

ادام

در حالي که روشن‌تر از آفتاب است که دسته‌گرايي‌ها و حزب‌سالاري‌هاي حاکم بر هر حکومتي چه فاصله‌ي عميقي با مردم سالاري به خصوص در نظام ما که مبتني بر مباني اعتقادي و ديني است دارد. و براستي که اگر نقدي بر دولت دوازدهم هست همين جاست که به چه علت و با کدامين منطقي دولت مسمي به تدبير و اميد از تمامي ظرفيت‌هايي که اين مسند صدارت و وزارت و رياست را براي دولتيان فراهم آورده و پشتيباني هم مي‌کند، سود نمي‌برد؟ از طرفي براي حاميان و سازندگان پل‌هاي پيروزي دولت روحاني، موضوع پشيماني يا انفعال مطرح نيست چون اين حاميان، دين معرفتي‌هايي هستند که به اقتضاي محيط و شناخت کامل براي دوام نظام و بقاي کشور، همت کرده‌اند.

اما در مورد تخصيص بودجه به نهادهاي غيردولتي، حتي اگر کار فرهنگي هم بکنند، افکار عمومي، حرف و حديث و نقدهاي جدي دارد چون اين نهادها و بنيادهاي فرهنگي به طور سنتي نبايد به دولت متکي باشند و طبق سنن گذشته بايد عمل کنند و بودجه‌ي عامه‌ي مردم را در سفره‌ي خود ببينند تا همچنان رابطه‌شان با توده‌ها محفوظ بماند و موقعيت اجتماعي‌شان سست نشود. تمام افتخار شيعه در طول تاريخ همين استغنا از دستگاه‌هاي حکومتي بوده است که در آينده درباره‌ي آسيب‌هاي آن خواهيم نوشت.


نسخه چاپي ارسال به دوستان