تاریخ 1396/08/24 - سایت های دیگر ارتباط با ما درخواست اشتراکآرشیوشناسنامهصفحه اصلی
نسخه شماره برو جستجو جستجوی پیشرفته  
خاموشي شهرک‌هاي صنعتي و بيکاري جوانان
   نويسنده : محمد عليان

در سال‌هاي نه چندان دور که سمنان از جمعيت آنچناني مثل امروزه برخوردار نبود فقط يک واحد توليدي نسبتا بزرگ يعني کارخانه ريسندگي و بافندگي وجود داشت که حدودا صدها نفر در سه شيفت متوالي و منظم به کار و توليد پارچه اشتغال داشتند و کمتر جواني در آن ايام که فقر عمومي هم بيداد مي‌کرد بي‌کار و علاف بود. اگر جواني پس از گذرانيدن خدمت مقدس سربازي جوياي کار مناسب و ايده‌آل بود بعد از چند روز جذب اين کارخانه عريض و طويل شده و لذا با همان حقوق و مزاياي اندک و ناچيز صاحب عيال، فرزند و منزل مي‌شد که نمونه‌هاي زيادي از کارگران شريف و زخمتکش سراغ داريم. هرچند که حقوق دريافتي آن دوران که جوابگوي زندگي ساده و معمولي هم نبود و حق به حق‌دار نمي‌رسيد ؛ اما معضلي به نام بيکاري نداشتيم و جوانان در خيابان‌ها و گذرگاه‌ها و معابر عمومي سرگردان و آواره نبوده و آمار اعتياد، سرقت، کلاهبرداري و... بسيار کاهش داشت و حتي زندان مرکزي فقط تعداد انگشت شماري مجرم غيربومي محبوس بودند که اسناد و مدارک موجود گواه اين مدعاست. آمار طلاق در طول يک سال فقط يک مورد در دفتر عاقد نشان مي‌دهد که زوج مربوطه دچار بيماري اعصاب و روان بوده که در نهايت زندگي زوجين منجر به طلاق انجاميده که اين افتخاري است براي شهر اخلاق و سندي است معتبر ديار عارفان که از ديرباز وارستگي مردم خونگرم سمنان و ديگر شهرهاي استان کويري زبانزد همگان بوده و مي‌باشد.

پس از گذشت چند سال از پيروزي انقلاب اسلامي سياست دولت وقت بر آن بود که در هر شهري بنا به نياز مردم منطقه و کشورهاي همسايه شهرک‌هاي صنعتي افتتاح که سرمايه‌گذاران با امتياز سهل و آسان و دريافت وام بانکي مبادرت به ساخت و ساز کارخانجات و شرکت‌هاي توليدي نمودند که حتي کالا در دوران هشت سال دفاع مقدس در شرايط دشوار اقتصادي – سياسي چرخ‌هاي زنگ زده توليد را با مشقت و غيرت ايراني به گردش درآوردند. در اين اثنا شهرک‌هاي صنعتي رنگ و بوي ديگر به خود گرفت و هر واحد توليدي نياز مبرمي به جذب نيروي کار داشت، حتي در روزنامه‌هاي محلي و مراکز شهر آگهي استخدام کارگر ساده و استاد کار ماهر و... جذب پرسنل اداري به چشم مي‌خورد که سيل جمعيت جوانان جوياي کار از شهرهاي کشور به ويژه شمال به شهرمان سرازير شد.

پس از چند سالي کشورهاي ابر قدرت براي اختلال نظم اقتصادي و توليد کشور عزيزمان ساز مخالف و کينه را کوک کرده و قيمت مواد اوليه وارداتي اين کارخانجات که داراي صدها پرسنل از نيروي فعال قشر جوان بود با نرخ سرسام‌آوري افزايش داده که ضربه مهلکي به صادرات و توليد کالاي داخلي وارد آمد به ناچار چراغ واحدهاي توليدي بزرگ و کوچک يکي پس از ديگري خاموش و جوانان بومي و غيربومي براي چاره جويي و کاريابي به ادارات کار شهرستان‌هاي استان روانه شدند که پس از مدت‌ها رفت و آمدهاي بيهوده دست از پا درازتر به خانه بازگشتند و سر سفره خالي خود مقابل عيال و فرزندان با شرمساري نشستند و آهي سرد کشيدند و... که آن داستان تلخ هنوز در خانواده‌هاي تهيدست کارگري و ميان قشر آسيب‌پذير ادامه دارد و سرمايه‌گذار هم با انبوهي مشکلات حاد و بغرنج روبروست اگر آمار زندانيان هر استان در کشور خودمان را در آن دوران که شهرک‌هاي صنعتي فعال بود و کارخانجات شبانه‌روز در حال توليد و تلاش بودند با امروز مقايسه کنيم به اين نتيجه خواهيم رسيد که بيکاري همسايه ديوار به ديوار بزهکاري است و اکثر آسيب‌هاي اجتماعي از فقر و نداري سرچشمه مي‌گيرد که منشاء اصلي سفره خالي نان است. فراموش نکنيم بسته شدن درب يک واحد توليدي قطعا برابر است با باز شدن درب يک زندان.

در اين شرايط حساس چه خوب است امروز دولتمردان و متوليان براي آسيب شناسي بزهکاري نوجوان و جوانان و ايجاد شغل مناسب تدابيري انديشند که سرمايه‌ي فرداي ميهن عزيزمان هستند.


نسخه چاپي ارسال به دوستان